تبلیغات
آموزش و پرورش نوین - ایجاد نظام مشارکت در مدرسه

ایجاد نظام مشارکت در مدرسه

المشاركات الشكر والادعیه والتشجیع, متحركة للمشاركة, متحركه للردود, ردود فلاشیة 


ایجاد نظام مشارکت در مدرسه

مقدمه

مشورت و شورا در لغت از « شارالعسل » گرفته شده و به معنای بیرون آوردن عسل از کندو به دست آوردن عسل ناب است . این لغت در اصطلاح به معنای به دست آوردن راه درست و متقن از طریق نظرخواهی از عقلا و خردمندان است .

وجه تسمیه و مشاوره این است که بهترین اندیشه و محکم ترین رای از طریق نظرخواهی و گفتگو با دیگران همچون عسل ناب استخراج شده از کندو ، به دست می آید و هدایت و صلاح و خیرها و خوبی ها در پرتو آن تحصیل و موجب پیروزی می گردد .

 آیه 38 سوره شورا است که خداوند می فرماید : « الذین استجابوا لربهم و اقاموا ... »

خداوند در این آیه چهار ویژگی برای مومنان برشمرده است ، از جمله : لبیک به پروردگار ، برپایی نماز ، مشورت در کارهایشان و انفاق از دارایی شان.

 

هر ایده مستحق توجه ویژه است، اگر چه زیان بار، کسالت آور، کلیشه ای یا حتی واهی به نظر برسد. 

تعریف‌های مشاركت:

1-    پیوندی دوسویه، سازنده و سودمند میان دو تن یا بیشتر از دو تن؛

2-    فراهم‌آوردن و گستردن بستر نقد مشترك برای یافتن هدف‌های مشترك؛

3-    دخالت‌دادن و درگیرشدن مردم در فراگردهای تصمیم‌گیری اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌ كه بر سرنوشت آنان اثر می‌گذارد. (تعریف از سازمان ملل متحد)؛

4-    یك ساز و كار زندگی اجتماعی.

مفروض‌های ارزشی مشاركت:

1-    پذیرش برابری «ارزش انسانی» همه مردمان؛

2-    پذیرش مشاركت به‌عنوان یك فراگرد شكوفایی؛

3-    پذیرش برابری «حقوق طبیعی» همه مردمان.

<ایجاد نظام مشارکت در مدرسه>

ایجاد نظام مشارکت در مدرسه بطور سیستمی و کارآمد  و نگرش نوین و مشارکتی در مدیریت و اداره مدرسه قدم بزرگی در جهت جلب مشارکت و همفکری اولیا ، مربیان و حتی جامعه است .اکتفا نمودن به وجود  یک صندوق پیشنهادات خالی مدارس، عملا بی تاثیر بوده و  رفع مسئولیتی بیشتر نیست!

راهکارهای جلب بیشتر مشارکت:

1- ایجاد صندوق پیشنهاداتی در خارج مدارس( معابر عمومی) مثلا در بیرون مدرسه و یا در خیابان مشرف یه مدرسه

،مدارس دیگر و مسجد مشرف به مدرسه و ... برای جلب مشارکت بیشتر اولیا و مردم

2- برگزاری جشنهای برنامه ریزی شده  در طول سال و مسابقات مختلف ادبی / هنری و... (  همراه پاداش و تشویق) با موضوع فرهنگ مشارکت 

3- آموزش اولیا مدارس برای موضوع مشارکت و شورا

4- ایجاد نظام مشارکت بطور سیستمی  در مدرسه( شامل کار گروه و دبیر و...)

المشاركات الشكر والادعیه والتشجیع, متحركة للمشاركة, متحركه للردود, ردود فلاشیة

پیشنهاد چیست؟

در تعریف پیشنهاد به نو بودن فكر و ایده‌ و ایجاد سود و صرفه‌ برای سازمان به‌عنوان دو عنصر جامعه تكیه می‌گردد. ضمناً یادآوری می‌شود كه شایسته است پیشنهاد در برنامه سازمان وجود نداشته باشد، تكراری نباشد و جزو شرح وظایف سازمانی پیشنهاددهنده نیز نباشد. این عناصر مانع و ممیز تعریف پیشنهاد شناخته می‌شود. نو بودن ایده و فكر صرفاً نو بودن به تمام‌معنی نیست بلكه شامل مواردی نیز می‌شود كه فكری قبلاً مطرح شده اما اجرا نشده باشد و به فراموشی سپرده شده است. بنابراین «احیای آن فكر» ایده نو به حساب می‌آید و اینكه پیشنهاد در برنامه استراتژیك سازمان و در دستور كار سازمان نباشد و متروك مانده باشد مانع پذیش آن نیست. تكراری نبودن به این معنی است كه پیشنهاد ارائه شده عیناً مطابق پیشنهاد دیگری كه قبلاً مطرح و ثبت شده نباشد و حق با كسی است كه قبلاً آن پیشنهاد را ثبت كرده است. عدم مطابقت دو پیشنهاد تنها در موضوع نیست بلكه تمامی اجزای و اركان تشكیل‌دهنده پیشنهادها نباید مطابق یكدیگر باشند. بنابراین ارائه یك پیشنهاد در یك سازمان در موضوع خاص نمی‌تواند مانع از پیشنهاد مشابه در سازمان دیگر و مكان دیگر گردد، مگر اینكه مشابه آن پیشنهاد در دستور كار سازمان دوم نیز قرار گرفته باشد.

 

تعریف‌های مشاركت:

1-    پیوندی دوسویه، سازنده و سودمند میان دو تن یا بیشتر از دو تن؛

2-    فراهم‌آوردن و گستردن بستر نقد مشترك برای یافتن هدف‌های مشترك؛

3-    دخالت‌دادن و درگیرشدن مردم در فراگردهای تصمیم‌گیری اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌ كه بر سرنوشت آنان اثر می‌گذارد. (تعریف از سازمان ملل متحد)؛

4-    یك ساز و كار زندگی اجتماعی.

مفروض‌های ارزشی مشاركت:

1-    پذیرش برابری «ارزش انسانی» همه مردمان؛

2-    پذیرش مشاركت به‌عنوان یك فراگرد شكوفایی؛

3-    پذیرش برابری «حقوق طبیعی» همه مردمان.

مشاركت در تبیین تازه:

1-    گوش دادن به سخن دیگران، به ویژه زیردستان؛

2-    فراهم آوردن احساس مالكیت در اندیشه و فرآورده؛

3-    درهم شكستن فرهنگ سكوت و خاموشی؛

4-    از میان بردن حاشیه‌نشینی؛

5-    پروردن و اختیار دادن.

مشاركت و جامعه مدنی:

مشاركت در اصل تنظیم یك پیوند آگاهانه میان افراد جامعه و نظام حكومت است، به گونه‌ای كه نظام و جامعه با برخورداری از دانش و تجربه همه اعضای خود بتوانند به توانمندی و رسایی دست یابند و همه اعضای آن از خرد و كلان بر پایه تونایی‌های فرد به مجموعه‌ای كه به آن پیوسته هستند یاری برسانند و در ساخت و برپایی مدنیت جامعه خود شریك و سهیم باشند. جامعه مدنی قالبی برای تنظیم همه پیوندهای اجتماعی است كه مردم با انتخاب خویش و تصمیم‌های خود محتوای آن را مشخص می‌دارند.

راه بندهای مشاركت:

-        راه‌بندهای فرهنگی؛

-        نظام خودكامگی یا ارباب- رعیتی؛

-        جهل و بیسوادی و محرومیت از دانش‌‌های فنی و تخصصی؛

-        شماری از هنجارهای اجتماعی؛

-        خودخواهی و خودمحوری؛

-        نداشتن اعتماد به دیگران‌؛

-        نبود كنجكاوی؛

-        نبود همدلی؛

-        نبود انعطاف ذهنی؛

-        احساس حقارت.

2- راه‌‌بندهای سازمانی

-        ساختارهای دیوان‌سالاری و هرمی بلند؛

-        روابط رئیس- مرئوسی و توزیع نابرابر اقتدار و اختیار سازمانی؛

-        برنامه‌ریزی متمركز.

پی‌آمدهای مشاركت:

نتیجه پژوهش «كورت لوین»: هر چه مردم در فراگرد دگرگونی مشاركت بیشتر نقش داشته باشند، مقاومت و ایستادگی آنان در برابر دگرگونی كاهش می‌یابد.

فواید اسلامی نظام مشاركت عبارت است از:

1-    كارها با فكر، تدبر و معرفت بیشتر صورت می‌پذیرد؛

2-    كاركنان علاوه بر بازو، فكر خویش را نیز بكار می‌گیرند كه ارزش وجودی فكر در نظام اسلامی واضح است؛

3-    واژه «شكر» مصداق پیدا كرده و كاركنان از تمامی استعدادهای وجودی خویش خصوصاً عقل، فهم و فكر استفاده بهینه می‌كنند؛

4-    عنصر تشكر از هر نوآوری و خدمت بهتر نقش محوری خواهد داشت؛

5-    به سفارش «نظم امركم» عمل شده و سازمان دارای هماهنگی فوق‌العاده برای تأمین هدف مشترك سازمانی خواهد شد؛

6-    كاركنان از تساوی «من ساوی یوماه فهو مغبون» پرهیز كرده و دائماً رو به تعالی حركت می‌كنند؛

7-    انظباط و قانون‌مداری در سازمان فزون‌تر و مقبول‌‌تر می‌شود؛

8-    از «تبذیر» یا ریخت‌و پاش جلوگیری به عمل می‌آید؛

9-    از «اسراف» یا تركیب بد اجزاء ممانعت بیشتری می‌شود؛

10-امر به معروف و نهی‌ از منكر بهتر و سریع‌تر انجام می‌گیرد و درون‌ ساختار سازمان نهادینه می‌گردد؛

11-كارها از دنیوی بودن و شكل رفرمیستی داشتن خارج و مغزدار شده و رنگ اخروی به خود می‌گیرد؛

12- كار از حالت موجر و مستأجر یا رئیس و مرئوس یا قرارداد طرفینی خارج و به شكل عاشقانه صورت خواهد گرفت.

13- به شعار «حی علی خیرالعمل» جامه عمل پوشانده و همیشه در همه جای سازمان مطلوب‌ترین كار فعل و قول خیر و احسن خواهد بود؛

14- علاوه بر بخش «كلكم مسئول عن رعیه» بخش «كلكم راع» نیز مصداق پیدا خواهد نمود؛

15- نظام مدیریتی مشابه نظام مدیریتی حضرت سلیمان(ع) به وجود می‌آید؛

16- بستر تعاون در «بر» ایجاد شده و زمینه تعاون در «اثم» محدود و بلكه معدوم خواهد شد.

ژاپن

ژاپن اولین كشوری بود كه نظام پذیرش و بررسی پیشنهادها را در سال 1721 و به‌گونه‌ای استراتژیك و بنیانی مطرح و اجرا كرد. در سال 1721 به دستور شوگان هشتم موسوم به یوكوشیمین توكوگاوا جعبه‌های كوچكی طرح‌ریزی و در شهر پخش شد تا مردم نظراتشان را در این جعبه‌ها بیاندازند، همه شهروندان این اجازه را داشتند كه پیشنهادها، درخواست‌ و حتی شكایت‌هایشان را به این جعبه‌ها بیاندازند. به نظر شوگان این روش بهترین مكانیسم جهت درك نظرات و دیدگاههای مردم نسبت به خط‌مشی‌های حكومتی بود.

سوئد

پس از ژاپنی‌ها، این سوئدی‌ها بودند كه از طریق تشكیل كمیته‌های سلطنتی و به گونه‌ای نهادینه شده حركت كردند، حركتی قوی و محكم كه هنوز پس از گذشت سالیان مدیر، كشور نتوانسته به این درجه محكم، نظام‌مند و نهادینه‌گر عمل كرد. در سال 1742 كمیته‌‌های سلطنتی نظرات مردم را در تصمیم‌گیری‌های سازمانی دخالت دادند، چون می‌دانستند كه هیچ‌چیز برای مردم ارزشمندتر از آن نیست كه نظراتشان را در تصمیم‌گیری‌های خودشان به طور عینی و مشهود مشاهده كنند.

ایتالیا

پس از سوئدی‌ها، این بار ایتالیایی‌ها وارد میدان مشاركت شدند و به دستور «دوگ ونس») از طریق نصب منشوری در قصر پادشاهی مزایای پیشنهادهای مردم را به دیواره‌های قصر آویختند.

چه خوبست ... !!!

چرا كارمند ایرانی خیلی كم پیشنهاد كاری، عملیاتی و... می‌دهد؟ چرا كارمند ژاپنی در یك دوره سی‌ساله خدمت، صدها بلكه هزاران پیشنهاد به مسئول مربوطه می‌دهد، اما در طول سی‌سال خدمت تعداد بسیاری از كارمندان ایرانی، حتی یك پیشنهاد داده نمی‌شود. مگر دادن پیشنهاد در جهت بهتر و آسان‌تر كار كارمندان و كاهش مشكلات نیست؟ در كنار تشویق‌هایی كه نظام پیشنهادها انجام می‌دهد‌، مانند اهدای جوائز و پاداش و... به نظر می‌رسد شاید مالكیت و احساس مالكیت كردن نقش بالقوه‌ای در این امر داشته باشد. این عامل باعث شریك شدن در كار و سهیم شدن در اجرای بهتر كار می‌شود. خانم خانه‌داری كه هر روز پیشنهاد می‌دهد، چه برای تغییر دكوراسیون خانه، چه برای مخارج خانواده و چه... به نظر می‌رسد خود را مالك خانه و اثاث‌البیت می‌داند. بنابراین با این حس مالكیت، هر روز برای بهبود وضع موجود، پیشنهادی نو ارائه می‌دهد.

راهی باید اندیشید تا كاركنان احساس مالكیت كنند. آن وقت دلسوزی می‌كنند و پیشنهاد می‌دهند. چرا یك كارمند پس از اتمام كار روزانه‌اش چراغ‌های دفترش را خاموش نمی‌كند و بی‌توجه به آن تا صبح دفتر او روشن است اما در منزل خود اگر یك لامپ اضافه روشن باشد با فرزندانش جدال می‌كند‌؟ این احساس مالكیت در مورد خانه‌اش است و آن هم احساس مالك‌ نبودن در مورد كارش. بنابراین مهم نیست كه این وسایل مال من نیست، حداقل تا زمانی كه من با آن كار می‌كنم باید مواظب آن باشم و... به امید روزی كه هر ایرانی خود را مالك ایران بداند و برای بهبود آن تلاش كند.

 

اصول نوآوری

نوآوری هیچگاه به گونه‌ای سیستماتیك، هدفمند و سازمان‌یافته شكل نمی‌گیرد. بیشتر نوآوران، پدیده‌های خود را در اثر شانس و جرقه یكباره هوششان ارائه نموده‌اند و نه با پشتكار و زحمت زیاد. اما بسیاری از نوآوری‌های قابل تدریس و یادگیری نیست چرا كه راه و روش مناسبی وجود ندارد كه به افراد یاد بدهیم چگونه باهوش و باذكاوت باشند. یكی از بزرگترین افراد هوشمند جهان «لئوناردو داوینچی» است. در هر صفحه از یادداشت‌های او می‌توان انبوهی از اندیشه ساخت چرخ‌بال (هلیكوپتر) و زیردریایی را مشاهده كرد. او می‌توانست با تكنولوژی قرن شانزدهم این اندیشه‌ها را به نوآوری تبدیل كند. نوآوری هدفمند كه در نتیجه تحلیل، سخت‌كوشی و كار سیستمی حاصل می‌شود را می‌توان به عنوان تجربیات نوآوری مطرح نمود و در مورد آن‌ها بحث كرد. تقریباً 90 درصد نوآوری‌های كارآمد و اثربخش بر همین اساس صورت می‌گیرد. اما اصول نوآوری چیست؟ قطعاً نوآوران استثنایی نیز در صورت پیروی از این اصول می‌توانند اثربخش باشند. این اصول شامل دو دسته است: تعدادی از آن مواردی كه باید انجام دهیم و بخشی از مواردی كه بهتر است انجام ندهیم. البته باید به این دو دسته سه شرط را اضافه كرد.

آنچه باید انجام دهیم:

1-    نوآوری سیستماتیك و هدفمند با تحلیل فرصت‌ها آغاز می‌شود. اولین قدم، تفكر در مورد آن چیزی است كه آن را منابع فرصت‌های نوآوری می‌نامیم. این منابع در محیط‌های مختلف دارای اهمیت متفاوت‌اند‌. برای مثال «جمعیت‌شناسی» ارتباط چندانی با نوآوری فرآیندهای صنعتی ندارد.

2-    نوآوری هم مفهومی است و هم ادراكی. دومین اصل اجباری در نوآوری همانا سركشی، سئوال كردن و گوش كردن است. نوآوران موفق از هر دو نیم‌كره مغز خود خوب استفاده می‌كنند. آنها به ارقام، آمار و مردم نگاه می‌كنند و تحلیل می‌نمایند كه «چه نوع نوآوری برای فرصت‌های موجود لازم است؟» آن‌ها سعی می‌كنند تا انتظارات، ارزش‌ها و نیازهای مصرف‌كنندگان و استفاده‌كنندگان را درك كنند.

3-    نوآوری اثربخش باید ساده و هدفمند باشد. تنها باید به یك كار پرداخت. البته ساده نیست، هر چیز ساده‌ای ابتدا با مشكل مواجه می‌شود. بهترین نوآوری آن است كه مردم درباره‌اش بگویند: عالی است، چرا ما تا به حال به آن فكر نكرده‌ بودیم.

4-    نوآوری‌های اثربخش كوچك‌اند و بزرگ نیستند. آن‌ها در یك جهت مشخص خواهند بود. ایده‌های بزرگ با برنامه ایجاد انقلاب و تحول در یك صنعت، احتمال انقلاب موفقیت بسیار پایینی دارند.

5-    آخرین مورد در این خصوص، هدف نوآوری در جهت رهبری است. نوآوری نباید الزاماً به خاطر تبدیل شدن به یك فعالیت بزرگ باشد. چون هیچ‌كس قادر به پیش‌بینی این مسأله نیست.

آنچه نباید انجام دهیم:

1-    نباید سعی كنیم باهوش باشیم. نوآوری‌ها توسط افراد عادی و معمولی صورت می‌گیرد و تنها احمق‌ها نمی‌توانند نوآوری داشته باشند.

2-    نباید به فعالیت‌های متنوع و پراكنده پرداخت. فعالیت‌ها باید قانونمند باشند.

3-    در آخر اینكه، نباید سعی كنیم تا برای آینده نوآوری نماییم. باید برای زمان حال نوآوری كرد. نوآوری می‌تواند پیامدهای بلند‌مدتی داشته باشد و شاید تا 20 سال آینده به بلوغ خود نرسد. در ابتدای دهه 70 كسی تصور نمی‌كرد كه رایانه‌ها تا این اندازه بر چگونگی و روش انجام كارها تأثیر داشته باشند.

سه شرط:

متأسفانه غالباً مشاهده شده كه به این سه شرط آشكار هیچگونه توجهی نمی‌شود:

1-    نوآوری كار است. به دانش نیاز دارد. نوآوران معمولاً از دیگر افراد با استعدادتر هستند و در چند زمینه فعالیت می‌كنند.

2-    برای موفقیت باید بر قدرت و توانایی خود تكیه كنند و به فرصت‌ها در طیفی وسیع‌تر بنگرند. سپس از خود سؤال كنند كه كدامیك مناسب من است.

3-    در آخر اینكه نوآوری مؤثر است بر اقتصاد و جامعه، تغییری است در رفتار مصرف‌كنندگان، معلمین و كشاورزان و یا كل مردم و یا اینكه تغییری است در یك فرآیند، در چگونگی كار كردن و تولید یا محصول كارآفرینی، باید نزدیك به بازار، متمركز بر بازار و در جهت بازارگرایی باشد.

 





موضوع: آشنایی با آموزش و پرورش کشورها، روشهای ایجاد انگیزه یادگیری، معیارهای استعدادیابی، معرفی مدیریتهای موفق دنیا،
ادامه مطلب
[ 1391/11/1 ] [ 08:56 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]