تبلیغات
آموزش و پرورش نوین - «پنج ذهن برای آینده»نوشته آقای هاوارد گاردنر

«پنج ذهن برای آینده»نوشته آقای هاوارد گاردنر

آموزش از دیدگاه اندیشمندان

آلبرت انیشتین

آموزش آن چیزی است که بعد از فراموشی هرآنچه در مدرسه یادگرفته ایم، باقی می ماند

Education is what remains after one has forgotten what one has learned in school

ایگور استراوینسکی

★★★★★

من در سراسر زندگی ام، از اشتباهات و دنبال کردن فرضیات نادرست، آموخته ام نه از خرد و دانشم.

I have learned throughout my life through my mistakes and pursuits of false assumptions, not by my exposure to founts of wisdom and knowledge. Igor Stravinsky

روگر لوین

چه اغلب که ما به کودکان مان جوابی برای حفظ کردن می دهیم به جای آنکه مسئله ای برای حل کردن بدهیم.

Too often we give children answers to remember rather than problems to solve. Roger Lewin

سقراط

من نمی توانم هیچ چیزی را به هیچ کسی یاد دهم. من فقط می توانم آنها را به تفکر وادارم.

I cannot teach anybody anything, I can only make them think. Socrate

 

«پنج ذهن برای آینده»نوشته آقای «هاوارد گاردنر

 

 مقاله «پنج ذهن برای آینده» نوشته آقای «هاوارد گاردنر» استاد دانشگاه هاروارد؛  به این اشاره شد که سیستم آموزش امروزی باید برای پیشرفت انسان در دنیای فردا تغییر کند و در نتیجه؛ انسان آینده، نیازمند روش های تفکری جدید و آموزش مداوم خواهد بود. در اینجا این پنج روش تفکری به صورت خلاصه تعریف شده است. (مترجم)

 


ذهن منظم- اشاره به توانایی تفکر در ارتباط با رشته های منضبط اصلی علمی مانند؛ تاریخ، ریاضیات،علوم و حرفه های اصلی مانند؛ حقوق، پزشکی، مدیریت و امور اقتصاد دارد. ذهن منظم؛ پشتوانه  توانایی تلاش فردی برای بهبود، پیشرفت متعادل و ادامه تحصیل فراتر از آموزش رسمی است.
پژوهش های علمی اخیر به روی درک فکری دانش آموزان، از جمله دانش آموزانی که در بهترین مدارس تحصیل می کنند، نشان دهنده این است که باوجود یادگیری مقدار زیادی از موضوعات علمی؛ بیشتر دانش آموزان هنوز تفکر منظم را نیاموخته اند.


چهار مرحله ضروری برای گسترش یک ذهن منظم؛ 
اولین مرحله؛ شناسایی موضوعات یا مفاهیم مهم همراه با نظم است که برخی از این موضوعات و مفاهیم محتوی نظم و برخی دیگر با روش های علمی شناخته می شوند.
دومین مرحله؛ صرف مقدار قابل ملاحظه ای از زمان برای هر موضوع است که اگر ارزش مطالعه و تحقیق را دارد، پس این تحقیق باید عمیق و همراه با صرف زمان طولانی برای استفاده از نمونه ها و شیوه های مختلف تجزیه و تحلیل انجام پذیرد.
سومین مرحله؛ نزدیک شدن به موضوعات از زوایای متفاوت و روش های گوناگون یادگیری است زیرا هر درسی؛ به وسیله راه های متنوع، قابل ورود و یادگیری می شود. مانند؛ استفاده از داستان ها، توضیحات منطقی، مناظره، گفتگو، طنز، نقش بازی کردن، تصاویر گرافیکی و ویدئویی، سخنرانی ها و غیره. یک دانش آموز خوب می باید چندین نقشه باهوش متفاوت در محاسبه مفاهیم و فرآیندهای کلیدی داشته باشد.
چهارمین مرحله؛ تنظیم اجرای درک، به دانش آموز فرصت کافی برای فهم موضوع در شرایط گوناگون را می دهد. از آنجا که فهم در ذهن و مغز انجام می گیرد، نمی توان مطمئن شد که درک و فهم واقعی است یا خیر، مگر در مواردی که دانش آموز توانایی به حرکت درآوردن فهم خود را به صورت پاسخ علنی به یک سئوال یا مسئله جدیدی، که قبلا با آن سرو کاری نداشته است، دارا باشد.
ذهن انطباق پذیر- این روش تفکری، توانایی انتخاب اطلاعات مهم از مقادیر فراوان و در دسترس آن را دارد که با استفاده از رده بندی کردن این اطلاعات برای انسان قابل فهم می گردد.
توانایی جمع آوری و ارتباط اطلاعات از منابع گوناگون به یکدیگر، یک اصل منسجم حیاتی در دنیای امروز است. بنا به گزارش ها؛ مقدار دانش انباشته شده موجود در دنیا در هر دو یا سه سال یکبار، دو برابر می شود. منابع اطلاعاتی گسترده و نامشخص هستند و از طرفی انسان تمایل به انسجام و یکپارچگی دارد. برنده جایزه فیزیک نوبل، «موری گلمان» تاکید کرده است که ذهن انطباق پذیر بهترین پاداش برای قرن بیست و یکم است.
برخی از نمونه های معمولی انطباق پذیری می تواند به شکل؛ روایت، طبقه بندی، مفاهیم پیچیده، قواعد، جملات قصار، استعاره های قدرتمند، تجسم بدون کلام، نظریه و فرانظریه ها باشد. بطور کلی هر انطباق پذیری از چهار جزء جداگانه تشکیل شده است؛
هدف؛ یک گزاره و یا مفهوم ترکیبی و انطباق دهنده که در تلاش برای رسیدن به آن هستیم.
نقطه شروع؛ یک ایده، تصویر و یا هر کار قبلی که وظایف به روی آن پایه ریزی شده است.
انتخاب استراتژی، روش یا رویکرد؛ در اینجا تمرینات انضباطی انطباق دهنده به کار می آید. منطبق کننده مجبور به انتخاب انطباق و رسم نهایی انضباط در خود است و می باید به سمت هدف حرکت کند.
پیش نویس ها و بازخوردها؛ در انتها، منطبق کننده باید انطباق اولیه را انجام داده و بازخوردها به روی آن را دریافت کند.
ذهن خلاق- توانایی پرواز فراتر از دانش موجود، ترکیب و انطباق طرح سئوالات جدید، گسترش راه حل های تازه به سمت روش های کاری موجود و شکل گیری های جدید را دارد.
در جامعه جهانی بسیار هیجان زده وعصبی ما، خلاقیت به دنبال پروردن و ستایش است ولی متاسفانه؛ در بسیاری از جوامع انسانی امروز و گذشته و در طول تاریخ بشر، خلاقیت نه جستجوگر بوده و نه پاداش گرفته است. در گذشته؛ افراد خلاق در بهترین حالات برکت و رحمت جامعه، اغلب خوار، دلسرد و و حتی در اوج پیشرفت خود، نابود می شدند. زمان ما متفاوت است. تقریبا هر کار معمولی، دیر یا زود، توسط کامپیوتر جایگزین خواهد شد. تقریبا تمامی نوآوری ها را می توان با برقراری ارتباط در سراسر جهان بلافاصله معرفی کرد و به وسیله مهارت های لازمه انضباطی، درک و انگیزه در دسترس همگان گذارد.
بیشترین خلاقیت ها ناشی از کنش و واکنش های این سه عامل است؛
فرد؛ که با تسلط به روی برخی از رشته ها یا حوزه های عملی به طور پیوسته و متعادل در حال بیرون ریزی دگرگونی های آن حوزهاست.
حوزه فرهنگی؛ که فرد در آن مشغول کار با مدل ها، نسخه ها و ممنوعیت هاست.
حوزه اجتماعی؛ افراد و موسساتی که دسترسی به تجارب آموزشی مربوط و همچنین فرصت هایی برای انجام عملکردها را تامین می کنند.
تشابه های زیادی بین ذهن خلاق و ذهن انطباق پذیر موجود است. هر دو نیاز به پایه سواد و نظم دارند. هر دو از ارائه نمونه های متعددی بهره مند هستند و هر دو نمایانگر مدل های نمونه متفاوت و سازه های مختلف در ارائه یک موضوع کلی هستند. در حقیقت، هیچ مرز قدرتمندی دو ذهن انطباق پذیر و خلاق را از یکدیگر جدا نمی کند و برخی از بهترین خلاقیت ها در تلاش برای رسیدن به انطباق پذیری، آشکار می شود.
ذهن مودب یا متواضع- پاسخ به حس همدردی و سازنده برای اختلافات میان افراد و گروه ها  و در جستجوی درک و تفاهم و کار با آنهایی که متفاوت هستند و همچنین؛ گسترش و پیشرفت، ورای شکیبایی و صحت سیاسی مطلق است.
انسان تمایلی عمیق برای ایجاد گروه ها به منظور ارائه علائم مشخص رفتار مشترک و اتخاذ نگرش های مثبت و منفی خود برای نمایش گذاشتن به گروه های مجاور دارد. ما تمایل به ترسیم یک گروه برای شناسایی و ارزش گذاری اعضای گروه خود و اتخاذ احتیاط در برخورد با گروه های مجاور داریم. با این حال، حتی اگر بتوان پایه های زیست شناختی را برای اختلاف بین دو گروه یافت، هر نسل باید به تلاش برای مقابله با این کلیشه ها و پیش داوری ها و غلبه بر آنها، به منظور رسیدن به صلح و آشتی و تفاهم بین گروه های مختلف بپردازد. 
یک شخص مودب به معنای واقعی، هیچگونه تعصبی در مورد عقاید خود و دیگران نخواهد داشت و با شک سازنده به استقبال هرگونه ایدۀ جدیدی می شتابد. یک انسان مودب و متواضع از تفکر در شرایط گروهی اجتناب می کند و تمامی امکانات و عقایدی که در گذشته مورد قضاوت دیگران بوده را برای اشتباه بودن، باز می گذارد. اشخاص مودب و متواضع برای تغییرات رفتار خود، به عنوان یک احساس احترام به دیگران، همواره آماده هستند.
ذهن نیکخواه- به دنبال توانایی انجام نقش یکپارچه در محیط کار به عنوان یک شهروند خوب و به وسیله فعالیت مداوم، اندیشه زایی و تلاش برای انجام کارهای خوب و یک شهروند محترم بودن است.
اگر فردی بخواهد که تبدیل به یک شاغل وظیفه شناس و خوب بشود، بستگی به این دارد که تمایل به انجام وظایف خود را داشته باشد و میل به تلاش مداوم برای رسیدن به هدف زمانی افزایش میابد که رسیدن به هدف مشکل تر می گردد. در اینجا چهار واقعیت که می تواند به دستیابی نتیجه در یک کار خوب کمک کند، شناسایی می شود.
ماموریت؛ انسان می باید آنچه را که می خواهد بدست آورد، در فعالیت های خود مشخص کند. دانش روشن از اهداف، به انسان کمک میکند که او در مسیر درست گام بردارد و از مشکلات دوری جوید.
نمونه؛ این بسیار مهم است که انسان یک نمونه آشکار از کسانی که کار خوبی از خود ارائه داده اند، داشته باشد.
آزمایش آینه ای فردی؛ یک وظیفه شناس خوب باید هر از گاهی در آینه به خود نگاه کند و ببند که آیا مسیری که در آن گام برمی دارد، درست و مورد تایید است و می تواند به آن افتخار کند؟
آزمایش آینه ای در مسئولیت های حرفه ای؛ در هنگامی که شاغلان جوان در حال انجام وظایف خود هستند، هر فرد در محیط کار از نقطه نظر حرفه ای مسئولیت دارد که رفتار غیرحرفه ای همکاران خود را گزارش دهد. تعهد به نظارت بر آنچه انجام می دهیم و در صورت لزوم تذکر برای انجام بهتر وظایف مهم است. 
در حالی که هر شخصی ممکن است در برخی نقاط قوی تر از جنبه های دیگر باشد؛ ما باید تلاش در ایجاد این پنج ذهن، به صورت متعادل، در خود کنیم. مهم نیست که در گذشته چه چیزی دارای اهمیت بوده است، وجود این پنج ذهن در دنیای امروز که توسط چیرگی دانش و فنآوری، انتقال جهانی اطلاعات، انجام کارهای روزمره بوسیله کامپیوتر و افزایش تماس بین جوامع گوناگون مشخص شده است، بسیار حیاتی است. اشخاصی که در پرورش این پنج ذهن در خود موفق می شوند، به احتمال زیاد، در شکوفایی دنیای آینده نقش اساسی خواهند داشت.                     

 

ترجمه و تلخیص: فرشاد سجادی
منبع:
http://www.newworldofwork.co.uk/2011/02/26/5-minds-for-the-future-%E2%80%93-a-summary/  

 





موضوع: تفکر و فلسفه برای کودکان، آنچه معلم باید بداند و عمل کند، دستاوردهای جدید محققان،
ادامه مطلب
[ 1391/11/9 ] [ 12:03 ق.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]