تبلیغات
آموزش و پرورش نوین - آینه و نقره داستانی برای تفکر بیشترp4c

آینه و نقره داستانی برای تفکر بیشترp4c

آینه و نقره

( از کتاب افسانه ها 1 داستان های فلسفی جهان ترجمه: ترانه ی وفایی نشر " او " )

آغاز داستان:  روزی کودکی از پدرش پرسید : پدر نقره چیست؟

پدر درنگ کرد  و سپس تکه شیشه ای معمولی را برداشت و در برابر چشمان فرزند گرفت. پدر گفت : نگاه کن!

از ورای شیشه فرزند توانست پدرش را ، مردمی را که از خیابان می گذشتند و رفت و آمد درشکه ها را ببیند.

سپس پدر با رنگ نقره ای یک طرف شیشه را رنگ زد تا به شکل آینه درآمد.

حالا نگاه کن فرزند!

در آینه کودک فقط توانست  چهره ی خودش را ببیند.

پس پدر گفت : این هم وسوسه ی نقره که تو را به هیچ چیز جز دیدن خودت رهنمون نمی گرداند.

**** همکار گرامی در کلاس آموزش تفکر این داستان خوانده شده و حالا دانش آموزان به بحث پیرامون سوالات خو دمی پردازند و شما نیز به طور غیر مستقیم هدایت بحث را خواهید داشت. مطلب زیر فقط جهت اطلاع شماست به هیچ وجه آن را در کلاس مطرح نسازید.

*** در کارگاه تفکر امروز!! پیام داستان روشن است ، ثروت ما را به خودخواهی رهنمون می کند و ما را وا می دارد تا به جز خود را نبینیم! اما آیا این فقط ثروتمندانند که خودخواهند ؟؟؟؟؟!!!!!





موضوع: داستانهای آموزنده،
ادامه مطلب
[ 1392/08/10 ] [ 05:55 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]