نقش و علل عدم مشارکت اولیا در امور مدرسه !


 

نقش و علل عدم مشارکت اولیا در امور مدرسه 

 

 

 

ا

 

 

 

 

 

گر بخواهیم با رویکرد سیستمی (System Approach) به یک نظام آموزشی بنگریم خواهیم دید که عوامل متعدی در یک نظام آموزشی به عنوان اجزای تشکیل دهنده این سیستم دخالت داشته و با هم در تعامل خواهند بود از این رو می بایست طراحان آموزشی و برنامه ریزان آموزشی طوری برنامه ریزی نمایند که این تعامل باهماهنگی تمامی اجزا سیستم برای رسیدن به اهداف مورد نظر صورت پذیرد تا برون داد سیستم همان چیزی باشد که نظام آموزشی برای آن طراحی شده است.

برای ایجاد یک مدرسه ی استاندارد تمامی اجزا آموزشی منجمله عوامل انسانی از قبیل مدیر، عوامل اجرایی، آموزگاران و اولیا ، می بایست براساس یک برنامه ریزی منظم و از پیش تعیین شده و بانظارت و سرپرستی مدیریت آموزشگاه عمل نموده تا ضمن فراهم نمودن سایر امکانات مورد نیاز سیستم آموزشی بصورت متحد و هماهنگ عمل نمایند از این رو شناخت اجزا و نحوه هماهنگی و آشنایی با شرح وظایف تمامی عوامل سیستم آموزشی می بایست مشخص و برنامه ریزی شده باشد .

تکنولوژیست های آموزشی برای طراحی یک نظام آموزشی، ابتدا اقدام به شناسایی سیستم موجود (وضعیت موجود) نموده آنگاه بعد از بررسی وضعیت موجود و با مقایسه آن با نظام آموزشی برتر مورد نظر اقدام به طراحی ، اجرا و ارزشیابی از سیستم خود می نمایند.

آنچه که مسلم است مشخص نمودن وضع موجود و طراحی نظام آموزشی جدید برای رسیدن به وضع مطلوب ( نیاز )  مستلزم مقایسه سیستم فعلی با یک سیستم برتر و فراهم نمودن امکانات و شرایط مطلوب و برنامه ریزی دقیق برای رسیدن به آن می باشد.

یکی از اجزا سیستم آموزشی و بعبارتی دیگر موثرترین عامل در پیشرفت نظام آموزشی نقش اولیای دانش آموزان می باشد زیرا خانواده بیشترین نقش را در تعلیم و تربیت کودک ایفا می نماید. از این رو توجه مسئولین نظام آموزشی به مشارکت اولیا و حضور آنان در انجمن اولیا و مربیان بسیار حائز اهمیت بوده ومی بایست اولیا را در جهت چگونگی ایفا نقش خود و وظایف محوله آگاه سازند.

از طرفی مدرسه جولانگاه تغییر رفتار است چراکه تعلیم یعنی تغییر رفتار، و پایه و اساس تغییر نیز عشق و محبت است، پس شرایط و جو حاکم بر مدرسه  یکی از عوامل غیر قابل انکار وموثر بر نظام آموزشی خواهد بود.

در این مقاله سعی برآن شده است تا راه های  مشارکت اولیا  و چگونگی فعالیت آنان در امور مدرسه، و شناسایی موانع و عدم مشارکت آنان را بیان گردد.

مهمترین راه های مشاركت اولیای دانش آموزان در قلمرو آموزش و تدریس به ترتیب درجه اهمیت عبارتند از:

- همكاری در ایجاد هماهنگی بین فعالیت های آموزشی و پرورشی مدرسه و خانواده

- شركت در جلسات مشترك با معلمان برای بهبود فعالیت های مدرسه

- مساعدت در شناسایی مشاغل و هدایت تحصیلی و شغلی دانش آموزان

- مساعدت در شناسایی نیازهای آموزشی و پرورشی دانش آموزان

همكاری در برگزاری مسابقات گوناگون آموزشی و پرورشی مدرسه

مهمترین راه های مشاركت اولیای دانش آموزان در قلمرو مربوط به امور دانش آموزان به ترتیب درجه اهمیت عبارتند از:

- همكاری در تهیه هدایا و جوایز به منظور تشویق و ترغیب دانش آموزان

- همكاری در ارائه خدمات رفاهی به دانش آموزان كم بضاعت

- همكاری در برگزاری گردش های علمی، آموزشی، تفریحی وتربیتی دانش آموزان

- مشاركت در برگزاری مراسم مذهبی و تشویق دانش آموزان به انجام فرایض دینی

- همكاری در ارائه خدمات بهداشتی برای تامین بهداشت جسمی و روانی دانش آموزان

مهمترین راه های مشاركت اولیای دانش آموزان در قلمرو امور مربوط به كاركنان مدرسه به ترتیب درجه اهمیت عبارتند از:

- همكاری در برگزاری هرچه باشكوه تر مراسم بزرگداشت مقام معلم

- تقدیر و تشكر از فرهنگیان و معلمان فعال و دلسوز بازنشسته

- همكاری و مساعدت در انجام سفرهای زیارتی و سیاحتی فرهنگیان

- مساعدت در تاسیس صندوق قرض الحسنه مدرسه

مهمترین راه های مشاركت اولیای دانش آموزان در قلمرو ارتباط مدرسه و اجتماع به ترتیب درجه اهمیت عبارتند از:

- حضور فعال در انجمن اولیا و مربیان و مشاركت در فعالیت های مدرسه

- همكاری در انعكاس نظرات و انتظارات مردم از مدرسه

- مساعدت در برقراری ارتباط موثر مدرسه با اماكن مذهبی و دینی جامعه

- همكاری در استفاده مدرسه از مراكز فرهنگی، تربیتی و آموزشی موجود در جامعه

مساعدت در انتقال صحیح مطالب و موضوعات فرهنگی، دینی و ملی به دانش آموزان

مهمترین راه های مشاركت اولیای دانش آموزان در قلمرو امور مالی و اداری مدارس به ترتیب درجه اهمیت عبارتند از:

۱- ارائه كمك های مالی و مادی به مدرسه

۲- مساعدت فكری به مدیریت مدرسه در اداره بهتر واحد آموزشی

۳- همكاری در زمینه حسابداری و ثبت دفاتر مالی مدارس

۴- همكاری در جذب و جلب كمك های مالی و مادی خیرین به مدرسه

۵- همكاری در تامین هزینه های مصرفی مدارس از قبیل قبض های آب و برق، تلفن و گاز

۶- مشاركت اقتصادی اولیا برای مساعدت مسئولان مدارس در زمینه ی رفع نیازهای دانش آموزان و فراهم نمودن زمینه های رشد و اعتلای تعلیم و تربیت در آنها

۷- ایجاد بستر مناسب برای جلب مشاركت های مردمی و استمرار كمك های خیر خواهانه آنان

۸- بهره گیری از موقوفات، موقوفاتی وجود دارد كه از درآمد سرشار آنها می توان برای گسترش آموزش و پرورش و كمك به دانش آموزان بی بضاعت و رفع سایر نیازهای آموزش و پرورش استفاده كرد.

مهمترین راه های مشاركت اولیای دانش آموزان در قلمرو تسهیلات و تجهیزات آموزشی و كمك آموزشی مدارس به ترتیب درجه اهمیت عبارتند از:

۱- همكاری در تامین امكانات بهداشتی و كمك های اولیه مدارس

۲- مساعدت در تهیه وسایل آموزشی و كمك آموزشی مدارس

۳- مشاركت در بهسازی و زیباسازی محیط و فضاهای مدارس

۴- همكاری در مرمت و تعمیر وسایل و امكانات و تجهیزات مدارس

۵- تهیه و تامین وسایل و امكانات و تجهیزات موردنیاز مدارس

موانع و علل عدم مشاركت اولیا در امور مدرسه:

 موانع مشاركت اولیا در امور مدرسه ، در قالب انجمن اولیا و مربیان را ، می توان از دو منظر مورد توجه قرار داد :

1 – موانع مشاركت اولیا از سوی مدرسه

2 – موانع مشاركت از سوی اولیا

موانع مشاركت اولیا از سوی مدرسه

در هر مجموعه ای مدیر به عنوان اثرگذار ترین عامل در موفقیت آن سیستم در دست یابی به اهداف سیستم قلمداد می شود از این رو نگاه مدیرمدرسه به انجمن اولیا و مربیان و مشاركت اولیا در امور مدرسه (بعنوان یکی از اجزا تاثیر گذار برسیستم آموزشی) نقش اساسی در نزدیكی یا دوری اولیا به مدرسه ایفا می كند نگاه مشاركت جویانه ی مدیران موجب استفاده ی مطلوب از ظرفیت ها ی اولیا می گردد و آ نها نیز با نگاه خدمت به فرزندان خویش بامدرسه ارتباط صمیمی برقرار نمو ده ، در رفع موانع و مشكلات آموزشی و پرورشی ، از هر گونه اقدامی دریغ نمی كنندبرعكس ، نگاه منفی مدیران به مشاركت اولیا موجب فاصله گرفتن آ نها از مدرسه می شود و عملأ حل مسائل و مشكلات آموزشی و پرورشی مدرسه به آسانی صورت نمی گیرد .

به طور خلاصه موانعی كه از سوی مدرسه بر سر راه مشاركت اولیا در امور ایجاد می شود ، به قرار زیر است:

۱ – نگاه سنتی مدیر به اداره ی مدرسه.

۲– آشنا نبودن مربیان به مزایای مشاركت اولیا .

۳ – احساس نا توانی در هدایت اولیا به سمت فعالیت های آموزشی و پرورشی .

۴– ترس از مداخله ی بیجای اولیا در امور مدرسه .

۵– نگاه منفی مدیر به حضور اولیا در مدرسه .

۶ – ترس از كم شدن قدرت مدیر به عبارتی قدرت طلبی مدیر .

۷ – نگاه سنتی به انجمن اولیا و مربیان مدرسه .

۸ – عدم انگیزه ی مدیر در جلب مشاركت اولیا .

موانع مشاركت از سوی اولیا:

عدم مشاركت اولیا در امور مدرسه به عوامل متعددی بستگی دارد كه از جمله ی مهم ترین آنها عوامل فرهنگی و اجتماعی و عدم آگاهی اولیا نسبت به حقوق خویش است بسیاری از اولیا معتقدند كه مسئولان مدرسه ارزشی برای عقاید و نظرات آموزشی وپرورشی آنها قائل نیستند بسیاری از اولیا نیز تعلیم و تربیت را وظیفه ی دولت می دانند و هر گونه مسئولیتی در این زمینه را از خود سلب می كنند برخی به تجربه دریافتند كه مسئولان مدرسه از طریق انجمن اولیا و مربیان مدرسه تنها نگاه اقتصادی به آنها دارند و در دیگر امور هیچ حقی برایشان قائل نیستند عواملی از این نوع و عدم آگاهی اولیا نسبت به حقوق خویش و فرزندخود موجب گردیده است كه ارتباط اولیا و مربیان از انسجام لازم برخوردار نباشد در نتیجه ی این امر ، عدم موفقیت لازم درتعلیم و نربیت كودكان ، نوجوانان و جوانان بوده است .

به طور خلاصه، برخی موانع مشاركت از سوی اولیا عبارتند از :

۱– عدم آگاهی از حقوق خویش در قبال مدرسه .

۲ – ترس از درخواست كمك مالی به مدرسه .

۳– ترس از موضع گیری خشونت آمیز مسئولین مدرسه در قبال ارائه ی عقاید و نظریات آموزشی و پرورشی .

۴– نداشتن فرصت مشاركت .

۵ – عدم آگاهی نسبت به چگونگی مشاركت .

۶– باور داشتن به مسئولیت پذیر بودن فرزند در دوره ی راهنمایی ،به ویژه دبیرستان .

۷ – احساس بی توجهی نسبت به عقاید و نظریات آنها توسط مسئولین مدرسه .

۸ – عدم آگاهی از مزایای مشارکت در امور مدرسه .

به جز موانع فوق كه در ارتباط اولیا با مدرسه مورد توجه قرار گرفتند ، موانع دیگری نیز باعث عدم مشاركت اولیا در امور مدرسه می گردد كه از جمله ی آنها فقدان مكان مناسب برای حضور اولیا در مدرسه و برقراری ارتباط با مربیان ، فقدان قوانین ومقررات شفاف در زمینه ی حقوق اولیا ، كم توجهی برخی مدیران آموزش و پرورش در استان ها و مناطق به انجمن اولیا و مربیا ن، عدم استفاده ی مناسب از رسانه های ارتباط جمعی از جمله تلویزیون در جهت اطلاع رسانی در این زمینه كمبود منابع و امكانات انجمن اولیا و مربیان را می توان ذكركرد .

سایر کاستی ها جلب مشارکت مردمی:

كاستی های جلب مشاركت مردمی را در عوامل ذیل می توان یافت:

۱. ضعف مدارس در برقراری ارتباط با اولیاء و اطلاع رسانی صحیح و به موقع.

۲. ضعف در برنامه ریزی و عملكرد یا ناهماهنگی در نگرش ها و تصمیم گیری هابا توجه به گوناگونی مدارس از نظر آموزشی ، اجتماعی و فرهنگی.

۳. فعال نبودن دانش آموزان در امر مشاركت.

۴. فعال نبودن معلمان در امر مشارکت.

۵. نبود تبلیغات و آگاه سازی برای جلب مردم به مشارکت .

استفاده از مطلب باذکر منبع بلامانع است

 

 





موضوع: راهنمای والدین، شورای مدرسه، انجمن اولیاء و مربیان ، مدیریت مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/09/9 ] [ 09:15 ق.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

مدیریت زنگ تفریح



در نظام آموزشی برنامه درسی متمرکز را مبنی بر آنچه که محفوظات است، متمرکز کرده‌اند چرا که به یک بعد انسان یعنی بعد ذهنی پرداخته و از پردازش به بقیه ابعاد وجودی فرد دوری کرده‌اند و همین امر در یادگیری اختلال ایجاد می‌کند. آنچه که مهم است، در پرورش و آموزش کودکان پرداختن به ابعاد وجودی فرد و یادگیری بر ۴ پایه استوار است و یادگیری‌ها فقط سرکلاس و پشت میز و پرداخت به کتاب نیست.
۱) ستون اول، دانستن
۲) ستون دوم، انجام دادن
۳) ستون سوم، زیستن
۴) ستون چهارم، با هم زیستن
در پشت میزها و کلاس آنقدر به ستون اول پرداختیم و ضخامت آن را محکم کردیم که از سه ستون دیگر غافل شدیم و خیمه‌ای کج و معوج ساختیم آنگونه که فرزندانمان در ارتباطات خود، در زندگی خود و در‌ ... دچار مشکلات فراوان شدند.
● زنگ‌های کوتاه تفریح
در هر سنی که باشی، دوست داری لحظاتی را فارغ از آنچه که برایت به عنوان قید و شرط گذاشتند، راحت حرف بزنی، بخندی، بخوری و بازی کنی، خودت باشی، خودی که می‌خواهی باشی ...
وزیر آموزش و پرورش آفریقای جنوبی در یکی از سخنرانی‌های خود چنین می‌گوید “وقتی باد می‌وزد، عده‌ای به فکر ساختن دیوارند و عده‌ای دیگر آسیاب بادی می‌سازند.”
جمله ساده‌ای است، اما کسانی که آسیاب بادی می‌سازند، در واقع مصداق افرادی هستند که تهدیدها را به فرصت‌ها تبدیل می‌کنند. شاید وزش باد موجب خسارت شود اما ایجاد آسیاب زحمت را به رحمت تبدیل می‌کند. مدیران از جمله مدیران مدارس، دائما در مسیر بادهای تند یعنی تهدیدهای ریز و درشت هستند که هر کدام از این تهدیدها می‌تواند موجب کندی در کار و حتی فلج شدن سازمان مدرسه گردد، می‌پرسید این حرفها چه ربطی به موضوع ما دارد! لحظات دانش‌آموزان و در کنار هم بودن‌ها می‌تواند به تعامل اجتماعی و فرصت مناسب برای آموختن با یکدیگر بودن باشد و یا عکس این قضیه بستری نامناسب برای آموزش غلط و رد و بدل کردن‌های بی‌مورد مسائلی باشد که تهدید است و زحمت زیاد.
● زنگ‌های تفریح را چگونه شاد، سازنده و سودمند نماییم؟
در بحث آموزش، ما “آموزش پنهان” را گاه نادیده می‌گیریم در صورتی که اثربخشی “آموزش پنهان” شاید بیشتر از آموزش آشکار باشد. زنگ تفریح با مدیریت معاون مدرسه، مربی تربیتی، مربی بهداشت و مربی ورزش می‌تواند بسیار سودمند و مفید باشد و اثربخشی آن بیش از آموزش مستقیم نیز باشد.
● اولین گام و تفکر در مورد ساعات تفریح
یکی از مسائلی که در زنگ تفریح مدنظر است، آن هم در اولین زنگ تفریح، رسیدگی به بعد جسمانی دانش‌آموز است. متاسفانه اکثرا از نظر تغذیه و صبحانه دچار مشکل می‌باشند و گاهی دانش‌آموزان بدون خوردن صبحانه به مدرسه می‌آیند. این امر بارها توسط معلمین گزارش شده است که ساعات اول گاهی کسلی دانش‌آموزان (به علت دیر خوابیدن در شب) و یا خشک بودن لبها و بوی دهان را (که ناشی از نخوردن صبحانه و عدم رعایت بهداشت است) نشان می‌دهد. لذا زنگ اول بهتر است اختصاص به تغذیه دانش‌آموزان داده شود و این امر مستلزم آن است که آموزش خانواده‌ها (از طریق آموزش خانواده، جلسات ملاقات با معلم، جلسات گردهمایی، انجمن و ...) و یا از طریق پیام‌های بهداشتی (کتبی و ارسال آن به منازل دانش‌آموزان) صورت گیرد و از طرفی:
۱) زنگ تفریح اول
▪ پخش یک موسیقی ملایم از بلندگوی مدرسه
▪ ارائه یک برنامه پیشنهادی تغذیه در نتیجه دادن شیر (یا آوردن آن توسط خود دانش‌آموزان یا فروش آن در مدرسه) به اضافه تغذیه سالم که از منزل آورده شده
▪ سیاست مناسبی که مربی بهداشت اجرا می‌کند، با تاکید بر داشتن و خوردن میوه بخصوص سیب
▪ در کنار دانش‌آموزان بودن و با نظارت بر تغذیه آنان و اهمیت استفاده از تغذیه مناسب را یادآور شدن
▪ بعد از زنگ تفریح و زمانی که صف بسته می‌شود تا به کلاس بروند، ارائه مطالبی در مورد تغذیه مناسب و اینکه یادآور شویم تعدادی را که صبحانه خورده‌اند و ازخوردن میوه و شیر هم پرهیز نمی‌کنند و به این صورت تشویق دانش‌آموزان فوق صورت می‌گیرد.
۲) زنگ تفریح دوم
معمولا زنگ تفریح دوم را طولانی‌تر می‌کنیم تا هم معلمین به استراحت بیشتری بپردازند و هم دانش‌آموزان به بازی بپردازند که “بازی، تفکر کودک است”.
می‌دانیم بازی نوعی از بیان خواسته‌های کودک است. او در بازی مشکلات عاطفی خود را منعکس نموده، سپس راه‌حلی برای غلبه بر آن پیدا می‌کند. بازی به کودک کمک می‌کند به خویشتن‌داری برسد. امکان رقابت‌های جسمانی و ایجاد اعتماد به نفس را در او افزایش می‌دهد. او موقعیت را تجربه می‌کند، حس کنجکاوی خود را ارضا می‌کند. بازی عاملی است برای ایجاد دوستی و مراودت با همکلاسی‌ها. در بازی با توجه به مانند‌سازی و تقلید به تمرین رفتارهای اجتماعی هم می‌پردازد و از طرفی خود را ملزم به رعایت قوانین و مقررات می‌کند و بازی ...
آپارتمان‌های کوچک اجاره‌نشینی و طبقات بالا را برگزیدن، عدم ساعت خالی اولیاء جهت بردن به پارک و از نظر یک عده زشت بودن بازی دخترها درانظار و ... دلایل دیگری است که دختران ما از یک خمودگی و عدم رشد حرکتی برخوردارند.
چه کنیم؟ “آسیاب بادی بسازیم” زحمت را به رحمت تبدیل کنیم.حیاط مدرسه هر چقدر هم کوچک باشد، فضای بهتری را برای دانش‌آموزان ایجاد می‌کند تا لحظاتی را در کنار دوستانشان به بازی کردن و لذت بردن بپردازد. لحظات شیرین زنگ تفریح بدون قید و شرط اضافی؛
▪ استفاده از نوارهای صوتی شاد و کودکانه و پخش آن از بلندگو و خواندن شعرها توسط دانش‌آموزان و بالا و پایین پریدن‌ها و تخلیه هیجانی آنها “مثل شعرهای عمو پورنگ که بچه‌ها اکثرا می‌دانند با همراهی معاون و مربی ...”
▪ کشیدن چند خط بازی کف حیاط با رنگ‌آمیزی زیبا مثل مار و پله، منچ، دوز و ... به شکلی که راحت در هر قسمت ۶-۵ نفر سرگرم شوند. در کنار آنها ابتدا برای آشنا شدنشان نظارت و همکاری اولیاء مدرسه را می‌طلبد.
▪ بازی گروهی و یا انتخابی از دانش‌آموز. دور تا دور مدرسه بچه‌ها یا ایستاده یا نشسته حلقه می‌زنند و می‌توان با انتخاب از هر کلاس و بازی‌هایی مثل گونی بازی (پاها را در گونی می‌کنند و با گونی می‌دوند و مسابقه می‌دهند) طناب بازی، دو و ... را انجام داد. البته این بازیها در زمانی که دانش‌آموزان به علت ریزش باران و یا برف در کلاس می‌مانند نیز می‌تواند از طریق تخته کلاس و تغییر دادن نوع بازی انجام گیرد مثل “جای چی با چی عوض شده” برای بالا بردن حس دقت و توجه دانش‌آموزان.
در هر صورت زنگ بازی می‌تواند جایگزین زنگ تفریح شود چرا که شاید به قول ظریفی که می‌گفت “بازی، زندگی کودک نیست اما تمام زندگی کودک، بازی است” به کودکانمان در کنار بازی، آموزش‌های مفیدی می‌دهیم.
۳) زنگ تفریح سوم
معمولا بعضی از مدارس یک زنگ تفریح کوتاه دیگر هم دارند که نزدیک به ساعت آخری روز است. نام این زنگ را زنگ نظارت بر ارتباط یا آموزش سکوت می‌گذاریم. ازاین زنگ جهت نظارت بر رفتار و حرکات آنان و یافتن راه‌حل‌هایی جهت مقابله با رفتارهای نامناسب استفاده می‌کنیم. در این زنگ دانش‌آموز نه قیدی برای تغذیه دارد نه قیدی برای بازی. خودش انتخاب می‌کند که انتخاب نشانه بزرگ شدن و رسیدن به کمال است و با آزاد گذاشتن او حق انتخاب را به او می‌دهیم؛
می‌تواند به خوردن و حرف زدن با همکلاسی‌ها یا معاون مدرسه و مربی ... بپردازد.
می‌تواند به بازی و به قول خودش ورجه وورجه کردن بپردازد.
می‌تواند درس بخواند و به مطالعه کتاب در کتابخانه و ... بپردازد.
می‌تواند قدم بزند، راه برود، فکر کند، در خودش باشد، درد دل کند و ...
● سه زنگ تفریح با چه اهدافی؟
۱) نوع تغذیه مناسب را آموزش دادن
۲) رسیدگی به وضعیت جسمانی دانش‌آموزان
۳) رشد همه جانبه کودکان و یادگیری با هم بودن و رسیدن به تعامل اجتماعی
۴) شناخت دانش‌آموز از نظر جنبه‌های مختلف زیستی، فرهنگی، حرکتی، اجتماعی و ...
۵) ایجاد حس دوستی و معاشرت با دیگران و به عبارتی ساختن انسان‌های اجتماعی
۶) ایجاد حس رقابت در کنار رفاقت و دوری از حسادت و کاهش ستیزه‌جویی
۷) آنچه که در درون خود به صورت آگاه یا ناخودآگاه دارد، به صورت بازی درآورده و مقاصد و امیال خود را با کسب لذت به پالایش و برون فکنی می‌رساند.
۸) خندیدن، شاد بودن، لذت بردن و در نتیجه بالا رفتن راندمان کار در کلاس
۹) رعایت اصول و مقررات یا به عبارتی یک تمرین اشتراکی در جهت پیروی از نظم و قانون
۱۰) انتقال فرهنگ و سنن و بازسازی آن
۱۱) درک شکست و برخورد مناسب و منطقی با آن در نتیجه سازگاری و مطابقت با شرایط
● سخن آخر
در کنار ما چهار دیواری است به نام مدرسه. کودکانی در آن به تحصیل مشغولند که به جز روزهای امتحان (آنهم ما مقصر هستیم) در بقیه اوقات‌ شاداب و خوشحال هستند. این شادابی و حضور را در مدرسه سبزتر و زیباتر کنیم. با تامین صحیح اوقات آنها و استفاده از طرح‌های جدید و نو که ایستایی موجب رکود است و توقف و حرکت و نوآوری باعث تلاش و شادابی و طراوت بیشتر. مدرسه را می‌سازیم آنگونه که باید ساخته شود؛ با سه ویژگی حساس، فعال و خلاق بودن.

منبع : سایت آفتاب



موضوع: اهداف و برنامه ریزی تحصیلی، مدیریت مدرسه، شورای مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/08/1 ] [ 09:19 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

محاسن مدیریت آموزشی و سازمانی بر مبنای هدف و عملكرد

مدیریت بر مبنای هدف و عملكرد
Management by Objective and Performance
 
مدیریت بر مبنای هدف، یك نظام مدیریتی فراگیر است كه كوشش‌های كلیدی مدیران را به شیوه‌ای منطقی یكپارچه می‌كند و به گونه‌ای آگاهانه برای دستیابی اثربخش و كارآمد به هدف‌های فردی و سازمانی جهت‌گیری شده است.[1]
به رغم استفاده گسترده از مدیریت بر مبنای هدف، هنوز اتفاق نظر بر سر معنای آن وجود ندارد. عده‌ای آن را یك وسیله ارزشیابی، برخی، شیوه‌ای انگیزشی و برخی، مدیریت بر مبنای هدف را ابزار برنامه‌ریزی و نظارت می‌دانند.[2]
این روش، به وسیله پیتر دراكر در سال 1954 در كتاب تمرین مدیریت ارائه شد.[3] در همان سالها، اودریون(صاحب‌نظر مدیریت مؤسسه ماساچوست) بصورت مجزا از دراكر، مشغول بحث و بررسی  روی این موضوع بود[4]. در سال 1957 داگلاس مك‌گریگور طی مقاله‌ای روشهای سنتی ارزشیابی كه بر ویژگی‌های شخصی زیردستان استوار بود، خرده گرفت و روش تازه‌ای كه در آن زیردستان، مسئولیت تعیین هدفهای كوتاه‌مدت را بر عهده می­گیرند و این هدف‌ها را با بالادستان خود، بازنگری می‌كنند، پیشنهاد كرد. براین اساس برخی مك‌گریگور را نیز از واضعین سیستم مدیریت بر مبنای هدف می­دانند.[5]
 
فرایند
مدیریت بر مبنای هدف، به مجموعه‌ای از رویه‌های رسمی یا نسبتا رسمی اطلاق می‌شود، كه با تعیین هدف، شروع و دامنه آن تا مرز بررسی عملكردها كشیده می‌شود[6]. مدیران و زیردستان باهم همكاری می‌كنند، تا هدف‌های مشترك را تعیین نمایند. مسئولیت هر شخص به صورتی دقیق، بر حسب نتایج قابل سنجش(هدف)، تعیین می­شود، كه زیردستان به هنگام برنامه‌ریزی كارهای خود، باید آنها را بكار بندند؛ یا رعایت كنند. مدیران رده پایین و مقامات ارشد سازمان، باید پیشرفت امور را كنترل كنند. ارزیابی عملكرد به وسیله هر دو گروه، رئیس و مرئوس انجام می‌گردد و چند مدت یك‌بار، یعنی به صورت منظم، امور انجام‌شده مورد بررسی قرار می­گیرد[7].
مدیریت و برنامه‌ریزی بر مبنای هدف، برای تركیب اهداف فردی و سازمانی بكار می­رود و براین عقیده استوار است كه مشاركت توام رئیس و کارکنان در تبدیل اهداف كلی به اهداف فردی، تأثیر مثبتی بر عملكرد كاركنان دارد. فكر اصلی این نظام، این است كه تدوین و پذیرش طرفینی تمامی اهداف، تعهد قوی‌تری را در كاركنان ایجاد می­كند؛ تا اینكه سرپرست، یك جانبه هدف‌گذاری كرده، آنها را به زیردستان تحمیل كند.[8]
 
مراحل
مراحل برنامه‌ریزی بر اساس هدف و نتیجه عبارتند از:
1-   تعیین رسالت و ماموریت ها
2-   تعیین نتایج مورد انتظار
3-   تعریف شاخص های ارزیابی
4-   تعریف هدف های عملیاتی
5-   تنظیم برنامه های عملیاتی
6-   طراحی سیستم كنترل عملیات[9]
 
اركان
1.   تعهد به اجرای برنامه: در هر سطحی از سازمان مدیران متعهد می­شوند تا هدف های سازمانی و شخصی را كه در اجرای مدیریت بر مبنای هدف تعیین شده­اند، تامین نمایند. مدیران با زیردستان تشكیل جلسه می­دهند تا هدف هایی را تعیین كنند و سپس با پیشرفت كارها به صورت دائم كارهای انجام شده را مورد بررسی قرار دهند.
2.   تعیین هدف به وسیله مقامات ارشد سازمان: برنامه های مدیریت بر مبنای هدف مؤثر و موفق، معمولا به وسیله مدیران ارشد شروع می­شوند، یعنی همان كسانی كه استراتژی سازمان را تعیین می­كنند و هدف هایی را كه اولویت بیشتری دارند در هدف های سالانه می­گنجانند.
3.   هدف‌های فردی: در اجرای برنامه مدیریت بر مبنای هدف، مسئولیت‌ها و هدف‌های هر مدیر و زیردستان، به صورت مشخص تعیین می‌گردد. مقصود از تعیین هدف‌ها به صورت مشخص در همه سطوح، این است كه به كاركنان كمك شود، تا به صورتی دقیق، از این امر آگاه گردند كه از آنها چه انتظار می­رود. هدف‌های فردی باید در جلساتی كه با مشاركت زیردستان و سرپرستان تشكیل می­گردد، تعیین شود؛ زیرا هر فردی به خوبی می­داند كه از عهده چه كارهایی برمی­آید و بدین‌گونه، هدف‌ها را با معیارهای واقعی و قابل حصول تعیین می­كنند. مدیران هم به نوبه خود، می­توانند زیردستان را یاری كنند؛ تا آنها تصویر روشن‌تری از خواسته‌های مدیران به دست آورند و در راه از میان برداشتن موانع به آنها كمك كنند. بدین وسیله مدیران، باعث اعتماد بیشتر زیردستان به توانایی‌های خود می‌شوند.
4.   مشاركت: میزان مشاركت افراد در تعیین هدف‌ها در سازمان‌های مختلف متفاوت است. به عنوان یك قانون كلی می‌توان گفت كه هرقدر مشاركت مدیران و زیردستان در تعیین هدف‌ها بیشتر باشد احتمال دستیابی به آن هدف‌ها بیشتر خواهد شد.
5.   استقلال در اجرای برنامه: پس از آن كه هدف‌ها تعیین و مورد توافق مدیریت و سایر اعضای سازمان قرار گرفت، در رابطه با شیوه اجرای عمل، افراد از اختیارات بیشتری برخوردارند. مدیران در چارچوب سیاست‌های سازمان برای اجرای برنامه‌ها، می‌توانند آزادی عمل داشته باشند و بدون این كه تحت نظارت و دخالت مقامات بالاتری قرار گیرند، آن برنامه‌ها را به اجرا درآورند.
6.   بررسی عملكردها: مدیران و زیر دستان هر چند مدت یكبار تشكیل جلسه می‌دهند تا پیشرفت كارها بررسی نمایند. در این جلسه آنها مسائل به وجود آمده را مشخص می­كنند و آن چه را كه هر یك از آنها برای حل مساله و یا مسائل مزبور می­توانند انجام دهند را نیز مشخص می­كنند. برای این كه این اقدامات به صورت منصفانه و معقول انجام شود نتیجه عملكردها باید قابل سنجش و اندازه­گیری باشد تا به هنگام ارزیابی از قضاوت ذهنی استفاده نشود[10].
 
محاسن و معایب مدیریت بر مبنای هدف:
برخی افراد نظیر دمینگ، به شدت مخالف این شیوه مدیریت هستند و معتقدند كه هدف مدیریت، باید توأم با بهبود مستمر باشد و نه یك هدف ثابت.[11]
برخی مطالعات نیز نشان می­دهند، كه مدیریت بر مبنای هدف، باعث بهبود در دستیابی به هدف­ها و افزایش مداوم در بهره‌وری می­شود. همچنین با این روش می­توان تلاشهای مدیران را یكپارچه كرد و برای اثربخش كردن مدیریت برمبنای هدف باید آن را بصورت یك نظام فراگیر در نظر گرفت؛ نه افزوده­ای به كار مدیریت. [12]
تجارب كسب شده از كاربرد روش مدیریت بر مبنای هدف حاكی از آن است كه این روش محاسن و معایب متعددی دارد:
الف) محاسن
1.      توسعه ارتباط كاركنان و مدیران؛
2.      ایجاد توافق میان كاركنان و مدیران درمورد محتوای كار و اهمیت نسبی وظایف عمده؛
3.      بهبود شیوه بكارگیری منابع انسانی و بهره‌وری كاركنان؛
4.      پیشرفت كاركنان و ارتقای كیفی مهارت و توانایی‌های آنها؛
5.      بهبود عملكرد كاركنان و افزایش تعهد آنها به تحقق اهداف؛
6.      بهبود معیارهای ارزیابی عملكرد كاركنان؛
7.      بهره‌مندی سازمان از خلاقیت و استعدادهای بالقوه كاركنان در نوآوری؛
8.      بهبود فراگرد برنامه‌ریزی كلی در سازمان.
ب) معایب
1-   وقت‌گیری بیش از حد؛
2-   تأكید بیش از حد بر مستندسازی؛
3-   عدم امكان تعدیل سریع اهدافی كه در عمل، غیر منطقی به نظر می‌رسند؛
4-   وابسته بودن این روش به میزان حمایت مدیران عالی؛
5-   توانایی كم بعضی از كاركنان در تعیین اهداف.[13]




[1]. كونتز، هارولد و دیگران؛ اصول مدیریت، محمدعلی طوسی و دیگران، تهران، سازمان مدیریت دولتی، 1374، چاپ سوم، جلد اول، ص228.
[2]. همان.
[3]. استونر، جیمز و فریمن، ادوارد؛ مدیریت، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، 1375، چاپ اول، جلد اول، ص501.
[4]. فرهنگی، علی‌اكبر و دیگران؛ نظریه‌پردازان و مشاهیر مدیریت، تهران، فراندیش، 1384، چاپ اول، ص516.
[5] . كونتز، هارولد و دیگران؛ ص228.
[6]. استونر و فریمن؛ ص501.
[7]. رضائیان، علی، مبانی سازمان و مدیریت، تهران، انتشارات سمت، 1379، چاپ اول، ص188 .
[8]. رضائیان، علی؛ اصول مدیریت، تهران، انتشارات سمت، 1376، چاپ هشتم، ص 90.
[9] . رضائیان؛ مبانی سازمان و مدیریت، ص188.
[10]. استونر و فریمن؛ ص504-502.
[11]. فرهنگی و دیگران؛ ص516.
[12]. كونتز و دیگران؛ ص232.
[13]. رضائیان؛ مبانی سازمان و مدیریت، ص192-191.




موضوع: اهداف و برنامه ریزی تحصیلی، مدیریت مدرسه، شورای مدرسه، خدمات مشاوره ای در مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/06/3 ] [ 12:48 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

نحوه تشویق و تنبیه

در ابتدا می پردازیم به تعریفی کلی از تشویق و تنبیه:

تشویق: عبارتست از ارائه یک محرک خوشایند به دنبال یک رفتار مطلوب، جهت افزایش دادن احتمال وقوع آن رفتار.

مثالی ساده در این رابطه: لبخند زدن معلم بعد از نوشتن کلمات صحیح توسط دانش آموز.
تنبیه: عبارتست از ارائه یک محرک ناخوشایند به دنبال یک رفتار نامطلوب،جهت کاهش دادن احتمال وقوع آن رفتار.

مثالی ساده در این رابطه: سیلی زدن معلم بعد از نوشتن کلمات اشتباه توسط دانش آموز.


ادامه مطلب


موضوع: هوش و خلاقیت، شورای مدرسه، مطالب آموزنده برای اولیاء ومربیان،
ادامه مطلب
[ 1390/09/4 ] [ 02:15 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

آموزش دو نیمکره ی مغز در بهبود اختلال ریاضی

استفاده از غلبه دو طرفه و آموزش دو نیمکره ی مغز در بهبود حساب نارسائی

تهیه و تنظیم : زینب دلاوری كارشناس مركز اختلالات یادگیری نیشابور

با توجه به اینکه حدود 6 درصد کودکان در سنین مدرسه دچار اختلال ریاضی هستند و مشکلاتی در این زمینه دارند راهبردهای ترمیمی برای این نارسائی احساس می گردد.

ریاضی مناند هر مهارت دیگری در قسمتهای مختلف مغز پردازش می شود و فقط یک نمیکره حیطه های مربوط به حساب نارسائی را پردازش نمی کند بلکه هر دو نیمکره در آن دخیل هستند (نبسون 2003).

محاسبات سریع ذهنی و مفهوم سازی انتزاعی و مهارت حل مسئله و عملکرد نوشتاری در لب فرونتال انجام می گیرد عملکردهای شناختی و یکپارچه سازی و عملیات عددی و محاسبه ای 6-37 بر عهده لب آهیانه ای تجربیات دیداری و تمیز دیداری نمادهای نوشتاری ریاضی و محاسبات روزانه هندسی بر عهده ی لب اکسی پیتال پس سری است و مهارتهای ریاضی شامل ادراک شنیداری و حافظه ی کلامی بلند مدت و حافظه ی سریها. حقایق پایه ریاضی و گفتار بی صدا در طی حل مساله بر عهده لب تمپورال و گیجگاهی است (اوبرزات و هنید 1991 صص 5-554 .)

مهارتهای سازمان یافته ادارکی دیداری فضایی که برای نوشتن در ریاضیات به کار       می رود به وسیله ی نمیکره راست انجام می گیرد و مدارکی دال بر درگیری نیمکره ی راست در یادگیری پیش نیازهای مربوط به ریاضی وجود دارد.( مارتین 1999 صص 2-151 .)

متخصصان عصب روانشناسی به این نتیجه رسیده اند که نیمکره چپ در تشخیص خصوصیات و تقلیل مجموعه به عناصر تشکیل دهنده تخصص دارد و نیمکره راست در سازماندهی عناصر نقش دارد. به عبارت دیگر نیمکره ی چپ معمولاً از پردازش سریالی به معنی عنصر به عنصر در هر لحظه استفاده می کند و نیمکره ی راست از پردازش همزمان و براساس تشابه یعنی نوع پردازش نیمکره ی راست برای ادارک فضایی و    نیمکره ی چپ برای فعالیتهایی مانند زبان که از نظر زمانی سازماندهی شده اند مناسب تر است واضح است که فقط یک نمیکره  اطلاعات را پردازش نمی کند . برای مثال اطلاعات ریاضی فقط مربوط به نیمکره ی چپ نیست. دیویدسون نشان داد که دو نوع سبک ادارک مسائل برای ریاضی وجود دارد یکی اساساً سریالی و دیگری براساس شناسایی ساختارها استوار است تحلیل به صورت کلی در نیمکره ی راست و تحلیل به صورت سریالی و جز به جز با نیمکره ی چپ صورت می گیرد.

 


ادامه مطلب


موضوع: شورای مدرسه، مطالب آموزنده برای اولیاء ومربیان، خدمات مشاوره ای در مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1390/09/1 ] [ 07:28 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

هر کلاس برای یک درس!

بهتر است به جای آنکه یک کلاس درس را به گروهی از دانش آموزان اختصاص دهند و تمام درس ها را در آن کلاس تدریس کنند، هر کلاس را به یک درس اختصاص دهند و دانش آموزان در زنگ های مختلف بین این کلاس ها در حرکت باشند. همان طور که گفتیم، کلاس ادبیات


فارسی باید با کلاس ریاضی متفاوت باشد، چه از نوع تزئینات دیوارها و پوسترهای آموزشی چسبانده شده و چه از نوع چیدمان نیمکت ها.
در هر کلاس فضای بسیار زیادی به نیمکت های دانش آموزان اختصاص دارد. اما نحوه چیدمان نیمکت ها می تواند فقط به صورت سنتی آن یعنی ردیفی نباشد. هر نوع چیدمان مزیت های خاص خود را دارد و برای درس خاصی مناسب است.
چیدن نیمکت ها به صورت ردیفی از ویژگی های اساسی یک کلاس معلم محور است. در این کلاس همه دانش آموزان رو به معلم نشسته اند و معلم می تواند بر همه بچه ها نظارت کرده و آنها را به خوبی کنترل کند. این نوع چیدمان برای درس هایی که معلم از تخته بسیار زیاد استفاده می کند مفید است. هرچند در این روش دانش آموزان چندان فعال نیستند و فقط معلم بشدت فعال و مشغول تفهیم مطالب درسی به دانش آموزان است. یکی دیگر از معایب این نوع چیدمان محدود کردن دانش آموزان به کار انفرادی است. در این نوع کلاس ها که «صحبت کردن با بغل دستی» به طور کل ممنوع است، معلم باید به تنهایی اشکالات درسی تمام دانش آموزان را برطرف کند و البته دانش آموزان زیادی بیشتر وقت خود را به «در انتظار کمک معلم بودن» هدر می دهند.
برای آنکه در کلاس هایی با این نوع چیدمان دانش آموزان فعال تر باشند معلم می تواند در زمان هایی خاص از بچه ها بخواهد که در گروه های دوتایی (با بغل دستی) یا چهارتایی (با بچه های میز جلو یا پشت) کار کنند. به عنوان مثال تمرین ها را حل کنند که در این صورت میزان اشتیاق و موفقیت دانش آموزان نیز بیشتر می شود.
چیدمان U شکل؟
برای درس هایی که پایه و اساس آنها بحث های کلاسی است، بهترین چیدمان به صورت U شکل است. در این حالت همه دانش آموزان مانند افرادی هستند که در روش چیدمان ردیفی در ردیف اول می نشستند. در این روش دانش آموزان با همدیگر و با معلم ارتباط چشمی


دارند و همین مسئله موجب می شود تا بتوانند اطلاعات و ایده های خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. اگر تعداد دانش آموزان زیاد باشد و چیدمان به شکل U شکل امکان پذیر نباشد می توان صندلی ها را به شکل چندین نیم دایره یا دایره چید، البته بهتر است در روزهای مختلف بچه ها در دایره های متفاوتی بنشینند تا فقط محدود به ارتباط با گروهی خاص نشوند.
در کلاس هایی که پایه و اساس آن کار در گروه های کوچک یا بزرگ است بهتر است به جای استفاده از نیمکت های مستطیل شکل از میزهای گرد استفاده شود و دور آن ها چهار یا پنج صندلی چید. در این روش که حس همکاری را در دانش آموزان تقویت می کند باید دانش آموزان با سطح توانایی متفاوت را در گروه ها قرار داد تا دانش آموزان قوی تر به ضعیف ترها کمک کنند تا آن ها هم درس را خوب یاد بگیرند. در این روش که از پتانسیل های دانش آموزان بیشترین استفاده را می توان کرد وظیفه «رفع اشکال» فقط به عهده معلم نیست. از طرف دیگر زمانی که دانش آموزان کارگروهی انجام می دهند شور و شوق آن ها به یادگیری بیشتر خواهد شد.






موضوع: شورای مدرسه، خدمات مشاوره ای در مدرسه، انجمن اولیاء و مربیان ، مدیریت مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1390/08/27 ] [ 12:55 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

وظایف مدیـــــر در زمینه بــــرنامه آموزشــــی و تدریس

 

بخش مهمی از اثر بخشی مدیریت آموزشگاهی به روند درست فعالیت های آموزشی در مدرسه مربوط می شود. یعنی به منظور تحقق اهداف آ‚وزشی، هر یك از ندست اندركان مدرسه سهمی از این فعالت ها را بر عهده دارند و تسهیل جریان یاددهی ـ یادگری و نظارت بر حسن اجرای امور آموزشی بر دوش مدیر خواهد بود. الته همانگونه كه قبلاً توفیق عملكردهای مدیریتی را در قالب یك فرآنید مشاركتی ذكر كردیم،‌موفقیت نظارت آموزشی نیز در مشاركت و درونی بودن آن است. زیرا بر خلاف گذشته مدرسه به عنوان" نظام آرایة آموزش " ‌تلقی می شد، هم اینك مدارس بع نوان اجتماعات یادگیری( Learning Communties) محسوب می شوند. اجتماع به وسیله كانونهایی شناخته می شود كه این كانونها گنجینه ای از ارزشها، ‌احساسات و اعتقادات هستند و زمینة مشترك لازم ار برای پیوستن افراد به یك هدف مشترك فراهم میكنند. در مجموع این كانونها توضیح میدهند آنچه را كه برای مدرسه ارزشمند است و یك سری از هنجارهایی را فراهم می سازند كه رفتار را هدایت میكند و به زندگی اجتماع مدرسه معنی میدهد.

 

در مدارس، هنجارهای اجتماع‌ با هنجارهایی كه تدریس را به عنوان یك حرفه تخصصی توسف میكنند در آمیختهه شده اند و این دو سری هنجارها مبنایی را برای آنچه كه باید انجام شود و چگونه انجام شود، فراهم میكنند. در این معنی، تدریس از یك عمل فردی به یك اقدام جمعی( Colective Practice) تبدیل میشود. در اقدام جمعی، معلمان نه تنها با مهارت تدریس میكنند، بلكه در صورت نیاز درخواست كمك میكنند. بصیرت و دانش خود از تدریس را با یكدیگر در میان می گذارند، موفقیت مدرسه را بر موفقیت كلاس درس ترجیح می دهند. در اقدام جمعی، همكارهای توأم با برابری، ‌به عنوان یك نماد قداست حرفه یا مطرح می گردد. اگر قرار باشد كه تدریس، یك امر جمعی تلقی شود بایستی« اقتدار حرفه ای » و « اقتدار اخلاقی »، نیروی محركه عملیات تعلیماتی را تشكیل دهد. در آن صورت است كه راهنمایی تعلیماتی از درون دست اندركاران تعلیم و تربیت به خصوص معلمان و مدیران نشأت خواهد گرفت و راهنمایی تعللمیاتی آن چنان كه امروزه شناخته شده است، از بیرون بر آنان تحمیل نخواهد شد. تلقی برخی از مدیران از وظایف مدیرت آموزشگاهی، عبارت از وظایف مدیرت به طور عام برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی،‌ رهبری و كنترل ‌است و از این جهت در درك برخی از این نوع وظایف دچار سو‍‍‍‍ء تعبیر هستند. مثلاً حیطة كنترل را به جنبه های غیر آموزشی محیط كار نیز ربط می دهند كه چه بسا این تلقی مشكل آفرین باشد.





موضوع: شورای مدرسه، مدیریت مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1390/08/20 ] [ 07:37 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات