تاثیرات «مثبت نگری» در رشد کیفی دانش آموزان

«آموزش مثبت نگری» در برخی نقاط دنیا طرفداران زیادی پیدا کرده است. اما آیا می توان واقعا به دانش آموزان یاد داد «خوشبین» باشند؟

«مثبت نگری» یکی از شیوه های تربیتی روانشناسانه است که بدنبال ایجاد شادی و طراوات در دانش آموزان می گردد. اما در کلاس درس به چه معناست و چه ابزارهای آموزشی ای برای اجرای آن لازم است؟

شواهد نشان می دهد «آموزش مثبت نگری» به کاهش خشم، افزایش اعتماد به نفس و بالا رفتن سطح یادگیری بچه ها کمک زیادی می کند.

استرالیا، گفتگو با هدف بشاش شدن

«وقتی خوشحالیم، بهتر یاد می گیریم»، این قاعده ای است که از سال 2008 مورد توجه مسئولان مدرسه «گیلانگ گرامر» استرالیا قرار گرفته. «آموزش مثبت نگری» جزئی از برنامه های درسی این مدرسه است.

این مدرسه تمام برنامه درسی خود را بر مبنای «ایجاد طراوت» در دانش آموزان و از بین بردن «افسردگی» میان آنها تنظیم کرده است.

تمرینات روحی و روانی، حرکات «مدیتیشن» و تمرکز، قبل از شروع درس در کلاس اجرا می شوند. پیش از هر امتحان هم دانش آموزان حداقل ده دقیقه به «مراقبه» و «مدیتیشن» می پردازند.

با اینکه تحقیقات هنوز به نتیجه نهایی نرسیده ولی تاثیرات «آموزش مثبت نگری» از نظر بسیاری از دانش آموزان و والدین مشهود است.

آلمان، آموزش شاد بودن

آهنگ «هپی» فارل ویلیامز موفقیت چشمگیری داشت شاید برای اینکه اهمیت «شاد بودن» را به ما یادآوری می کرد، اما شادی در آموزش هم نقش محوری دارد بطوریکه یکی از موسسات آموزشی در آلمان، کلاس مستقلی را بنام «شاد بودن» برای برنامه های درسی مدارس طراحی کرده است.

دانش آموزان دبیرستان لرشنفلد هامبورگ همانند همقطاران خود در نزدیک صد مدرسه دیگر آلمان، یاد می گیرند چگونه شاد باشند. معلم در لابلای تمرینات فیزیکی طراوت بخش، نکات درسی را به آنها یادآوری می کند.

طراحان ایده «شاد بودن» معتقدند انجام چنین تمرین هایی برای چیره شدن بر استرس و فشار مدرسه لازم است.

از سوی دیگر فراگیری «شاد بودن» یک عمل جمعی است که می تواند توانایی های اجتماعی و اعتماد به نفس دانش آموزان را افزایش دهد.

همه دانش آموزان این مدرسه تمرین جالب «دوش آب گرم» را تجربه کرده اند. یک دانش آموز رو به دیوار می نشیند و بقیه نقاط قوت او را به زبان می آورند. بعد از این تمرین، اغلب اشک شوق در چشم بچه ها حلقه می زند.

هدف این است که دانش آموزان در پایان روز، درباره نقاط قوت و ضعف خود، چیزی یاد گرفته باشند. اینگونه می توانند تواناییها و ظرفیت هایشان را ارتقاء دهند و بویژه در شرایط بحرانی از آنها استفاده کنند.

بوتان، شاخص «شادی ناخالص ملی»

آیا تابحال درباره «شادی ناخالص ملی» چیزی شنیده اید؟ آیا اصلا در دنیای سیاست چنین شاخصی وجود دارد؟ آیا کشوری در دنیا هست که این شاخص را در میان شاخص های توسعه خود منظور کرده باشد؟

کشورهای محدودی در دنیا وجود دارند که شاخص «شاد بودن» مردم را بعنوان یکی از شاخص های توسعه در نظر می گیرند. کشور کوچک بوتان یکی از آنهاست.

مدرسه «ووچو» یکی از اولین مدارس بوتان است که توجه به شاخص «شادی ناخالص ملی» در برنامه های آموزشی آن صورت گرفت. یک مدل نمونه برای تربیت دانش آموزانی سالم، باهوش و شاد که می توانند در آینده شهروندان مفید و سازنده ای برای کشورشان شوند.

مراسم صبحگاه این مدرسه با دعا و نیایش که یکی از سنت های بوداییان است آغاز می شود. در و دیوار مدرسه پر است از شعارها و نقاشی هایی که دانش آموزان را به راه راست هدایت می کند. آنها سر کلاس علاوه بر یادگیری مواد درسی، ذهن و روان خود را هم تربیت می کنند. انجام مراسم مراقبه و دعا خوانی، شیوه ای است که به اعتقاد مسئولان این مدرسه در دراز مدت می تواند آرامش روانی دانش آموزان را تضمین کند.

احترام گذاشتن به محیط زیست، زندگی اجتماعی و تقسیم کردن غذا و خوراکی با سایر دانش آموزان، از جمله ارزشهای مهمی است که در این مدرسه به دانش آموزان تعلیم داده می شود.


http://persian.euronews.com





موضوع: آموزش مبتنی بر مغز و اعصاب، مطالب آموزنده برای اولیاء ومربیان، خدمات مشاوره ای در مدرسه، روش های تدریس،
ادامه مطلب
[ 1393/04/20 ] [ 11:35 ق.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

مدارس امروزی قاتل خلاقیت، مشارکت و مسئولیت طلبی دانش آموزان

ازجمله مسائل مهم در مراکز تعلیم و تربیت، اعتمادسازی و ایجاد روابط عاطفی با دانش‌آموزان می‌باشد تا پس از شناسایی لازم دانش‌آموزان، افراد برجسته در هر بخش اعم از آموزشی، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و... به عنوان عناصر فعال انتخاب شوند که بتوانند اهداف تعلیم و تربیت را به سایر دانش‌آموزان منتقل نموده و رسیدن به اهداف را سریع‌تر، دقیق‌تر و کامل‌تر محقق سازند.

مشارکت دانش‌آموزان در همه‌ی امور و محول کردن مسؤولیت‌هایی به آنان، موجب پرورش استعدادهای بالقوه آنها و تقویت اعتماد‌به‌نفس در آنها می‌شود.

با ان روش، دانش‌آموزان برای پذیرش مسؤولیت‌های مختلف در آینده آماده شده و مسائی چون ارتباط با خود و خدا، ارتباط با جامعه و ارتباط با طبیعت عملاً به آنها آموزش داده می‌شود و برای آینده نظام مقدس جمهوری اسلامی و آینده مملکت تربیت می‌شوند.

مشارکت دانش‌آموزان در کلاس

دانش‌آموزان در کلاس به شیوه‌های گوناگونی می‌توانند مشارکت و فعالیت نمایند. هر کدام از این روش‌ها با ابتکار عمل معلّم و ایجاد فضایی دوستانه و آمیخته با احترام متقابل در پرورش استعدادهای دانش‌آموزان مؤثر است.

برخی از این شیوه‌های مشارکت دانش‌آموزان در كلاس عبارتند از:

- مشارکت دانش‌آموزان در رهبری آموزشی.

- مشارکت دانش‌آموزان در حفظ کلاس (مبصر کلاس، نماینده‌ی کلاس، مسؤول کلاس، قبول بخاری، مسؤول دفتر نمره و... ).

- مشارکت دانش‌آموزان در تشکیل گروه‌های علمی، هنری، ورزشی و...

- مشارکت دانش‌آموزان در تزئین کلاس (فراهم نمودن امکاناتی مناسب در کلاس که به آموزش کمک کند).

- مشارکت دانش‌آموزان در مباحث گروهی.

- مشارکت دانش‌آموزان در پژوهش‌های فردی و گروهی و بازبینی تکالیف درسی.

- مشارکت دانش‌آموزان در رقابت‌های علمی با دانش‌آموزان کلاس‌های دیگر مدرسه.

- مشارکت دانش‌آموزان در نظافت کلاس، بهداشت و حفظ محیط زیست از قبیل
گُلکاری و قرار دادن گل در کلاس.

- مسؤولیت کتابخانه‌ی کلاس.

- مشارکت دانش‌آموزان در امور آموزش، به نحوی که تدریس شاگردمحوری باشد و گاهی میزان تدریس را دانش‌آموزان انتخاب کنند.

مشارکت دانش‌آموزان در مدرسه

دانش‌آموزان در فضای مدرسه، فرصت‌های متنوعی برای مشارکت به دست
می‌آورند و هر کدام قابلیت‌ها و استعدادهای خود را به نمایش می‌گذارند.

برخی از زمینه‌های مشارکت دانش‌آموزان در مدرسه عبارتند از:

- مشارکت در اداره‌ی امور کتابخانه.

- مسؤول معرفی کتاب هفته.

- مشارکت دانش‌آموزان در اداره‌ی امور نمازخانه.

- مشارکت دانش‌آموزان در اداره‌ی امور فضاهای ورزشی و هنری مدرسه.

- مشارکت دانش‌آموزان در انتشارات مدرسه مثل روزنامه‌دیواری و نشریه.

- مشارکت دانش‌آموزان در حفظ محیط زیست مدرسه و رعایت بهداشت عمومی.

- مشارکت دانش‌آموزان در راه‌اندازی شورای دانش‌آموزی به منظور اطلاع مدیر از نظرات و مشکلات دانش‌آموزان

- مشارکت دانش‌آموزان در قالب گروه‌های دانش‌آموزی نظیر: گروه بهداشت محیط، بهداشت تغذیه، هلال‌احمر، ایجاد فضای سبز، گروه سوادآموزی.

- مشارکت دانش‌آموزان در انجام مسابقات فرهنگی، ورزشی، هنری، دینی و...

- مشارکت دانش‌آموزان در انجام خدمات معنوی و عادی به افراد نیازمند و 
عیادت از بیماران.

- تشکیل گروه ارزیاب برنامه‌ها.

- مشارکت دانش‌آموزان در برگزاری برنامه‌های صبحگاهی نظیر: مسؤول و مدیر اجرایی مراسم صبحگاه، قاری و ترجمه‌ی قرآن، گروه پرچم، گروه سرود، دکلمه‌خوان، مسؤول سیستم صوتی، مسؤول حدیث هفته.

- مشارکت دانش‌آموزان در تنظیم برنامه امتحانات.

- مشارکت دانش‌آموزان در اجرای مراسم مختلف و مناسبت‌های مذهبی و ملّی به منظور ایجاد رابطه‌ی عاطفی مطلوب در دانش‌آموزان.

- مشارکت دانش‌آموزان در اداره‌ی تعاونی دانش‌آموزان، بوفه‌ی مدرسه.

- مشارکت دانش‌آموزان با اولیاء و مربیان برای توسعه‌ی مدرسه و حل معظلات جاری و آتی مدرسه.

- مشارکت دادن دانش‌آموزان در نظم و انضباط مدرسه نظیر: انتظامات مدرسه، انتظامات سالن‌ها و راهرو، انتظامات مراسم‌ها و جشن‌ها و سایر برنامه‌های مدرسه.





موضوع: خدمات مشاوره ای در مدرسه، انجمن اولیاء و مربیان ،
ادامه مطلب
[ 1391/10/5 ] [ 06:35 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

چگونه (تقریبا) همه چیز را یاد بگیریم؟


b_250_200_16777215_00___images_stories_articles_cone-of-learning.png







آیا کتاب مفیدی خوانده اید که بعداً فقط چند نکته اصلی‌ از آن یادتان مانده باشد؟ آنهم اگر یادتان مانده باشد! احتمالا مشکل اینجاست که شما با یکی‌ از کم اثر‌ترین راه‌های یادگیری عمل کرده‌اید.


وقتی‌ که درس موسیقی در مدرسه یاد میگرفتم، حدود ۷ سال پیش، روی دیوار یک پوستر توجه مرا جلب میکرد و آن مخروط آموزش بود، در واقع در آن هنگام چیز جالبتری نبود که معلم اسکاتلندی ما بتواند توجه مان را بیشتر به آن جلب کند. این پوستر نشان دهنده راه‌های مختلف یادگیری و چگونگی‌ فعالیتهای مختلف در بالاتر بردن شانس برای یادگیری بود.
بعد از تحقیقاتی‌ فهمیدم که این پوستر را "ادگار دیل" در ۱۹۶۹ ساخته است، دیل با نگاهی‌ عمیق به وسیله آموزش موضوعات مشابه به راه‌های متفاوت و یادداشت توانایی‌‌های یادآوری اطلاعات بعد از آموزش، روشهای مختلف موثر یادگیری را طبقه بندی کرد. شما اینرا هم باید بدانید‌ که این مخروط آموزشی‌، بااینکه نتیجه تحقیقات دیل است ولی‌ اعداد درصد آن هرگز توسط دیل ساخته نشده اند بلکه نتیجه تحقیقات افراد دیگری هستند که بعدا اضافه شده اند. بر اساس این تحقیقات ما میتوانیم ببینیم که
- کم اثر‌ترین راه یادگیری، گوش دادن و خواندن اطلاعات است

- موثر‌ترین راه یادگیری، یاد دادن آن همراه با استفاده روزمره در زندگی‌ است


ادامه مطلب


موضوع: مشاوره / روانشناسی تحصیلی، آنچه معلم باید بداند و عمل کند، روش تدریس فعال (پژوهش محور)، نکاتی از اساتید جهان آموزش، خدمات مشاوره ای در مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/07/3 ] [ 02:23 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

تربیت دینی دانش آموزان نوجوان

 نویسنده : اكرم امامی- مدیر
1.    مقدمه
     ایمان و عمل دو شاخصه اصلی دینداری انسان ها هستند. دو ویژگی كاملامنحصر به فرد و شخصی كه به هیچ عنوان قابل ارزشیابی توسط كسی (جز خداوند متعال) نیست. آن چه در یك فرایند آموزشی می تواند، باید مورد ارزشیابی قرار گیرد، صرفا یادگیری افراد است. دانش، نگرش و توانایی هایی كه طی فرایند یاددهی- یادگیری به آنان آموخته می شود و اگر همه جانبه و اثربخش باشد می تواند شخصیت و منش آنان را شكل دهد. بنابراین ما بر این نكته تاكید داریم كه اساسا رابطه تابعی مستقیم و بسیار قوی میان آموخته های افراد و میزان ایمان و عمل دینی آنان وجود دارد. با تكیه بر همین رابطه است كه می توان مدرسه را به دو ركن اساسی آموزش (یادگیری) و پرورش (ایمان و عمل) تقسیم كرد.
   
2.  تربیت دینی دانش آموزان نوجوان
     در این مرحله سه گونه احساس در رابطه با دین برای فرزندانمان پیش می آید؛
   
    الف) رشد و گسترش و تقویت حس مذهبی و علاقه مندی به دین.
     ب) پیدایش تردید در آموخته های پیشین.
    ج) پیدایش سوالات متعدد و برخاسته از آن تردیدها.
   
    نكته در خور توجه در این زمینه آن است كه فرزندان در این سنین، به علت غرور نوجوانی، گاه از طرح همه سوالات خویش پرهیز دارند و همچنین به دلیل رشد عقلانیت و قوه استدلال شان به هر پاسخی راضی نمی شوند؛ لذا بر ما است كه مستقیم و غیر مستقیم، آنان را به سخن آورده و سپس پرسش های شان را مستدل و منطقی و در حد فهم و دركشان پاسخ دهیم. تحقیقات علمی نشان می دهد كه نوجوانان با پشت سر نهادن دوران كودكی در همه آنچه از قبل و با خوش بینی كامل از خانواده آموخته اند دستخوش شك و تردید می شوند. آنها با دست یافتن به رشد فكری، قدرت تفكر در مسائل و موضوعات اساسی زندگی خود را پیدا می كنند و برای رسیدن به یك نظام فكری و عقیدتی كه بتواند پاسخگوی نیازهای فكری و عاطفی آنها باشد تلاش می كنند. از سوی دیگر در دوران بلوغ همزمان با بیدار شدن سایر غرایز و نیازهای روانی، وجدان دینی و اخلاقی نیز در درون نوجوان بیدار و فعال می شود و او را به تفكر درباره معنویات و حقایق دینی وا می دارد. به همین علت یكی از نیازهای اصیل نوجوانان در این سن، نیازها و انگیزه های دینی و الهی آنهاست. از این رو دانشمندان دوره نوجوانی را دوره شكل گیری اعتقادات می دانند. در این سنین نوجوان با كنجكاوی و خواست درونی به دنبال دست یافتن به هویت ایدئولوژیك (عقیدتی) است. به نحوی كه بتواند در پرتو آن به «فلسفه زندگی» روشنی دست یابد.
     سوال های زیادی كه در این دوران در ارتباط با مسائل فكری و اعتقادی برای نوجوان مطرح می شود و او در پی یافتن پاسخ این پرسش ها به جستجو می پردازد همه برخاسته از این انگیزه درونی است. آنچه مهم است این است كه نوجوان را در این حل و فصل مسائل فكری و یافتن پاسخ به پرسش های اساسی نباید تنها گذاشت و با معرفی كتاب های مناسب و بحث و گفتگو با او ذهنش را نسبت به مسائل روشن ساخت. مناسب ترین افراد برای این كار مهم، معلمان و مربیان مدرسه هستند.
   
3.  توجه به ورزش:
     جنبه الگویی عاملان تربیت و قابلیت تاسی شان در رفتار، نقش سرنوشت ساز دارد. فرزندان نیازمند هستند پدر و مادر خود را به عنوان یك انسان نمونه از نظر اخلاقی و دینی دیدار كنند. بدیهی است چون افراد انسانی عاشق كمال و جمال هستند وقتی عملابا رفتار پدران و مادران كه مظاهری از كمال و جمال است برخورد كنند بی اختیار شیفته و بی قرار می شوند و به سوی الگو جذب می شوند تا در پرتور این نزدیكی به همانند سازی بپردازند.
     امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: «كونوا دعاه الناس باعمالكم و لاتكونوا دعاه الناس بالسنتكم» با كردار و رفتار مردم را به خوبی ها و نیكی ها دعوت كنید نه با زبان های خود.
    وجود الگوی عملی در مسائل دینی و اخلاقی ضروری است. قرآن كریم در این زمینه می فرماید: «لقد كان لكم فی رسول الله اسوه حسنه» همانا رسول خدا برای شما اسوه و الگوی خوبی است. باید به تناسب سن و فهم و درك و بصیرت در نوجوانان، همان بصیرتی را به وجود آورد كه اسلام ما را به آن دعوت می كند. نقش تبیین و تحلیل كه از اهداف اسلام است، بیان روابط علت و معلولی درباره امور عقلانی مذهب در این راه موثر است. بویژه كه پایه های اعتقادی مبتنی بر عقلانیت است و ارائه ملاك و معیار دین كه براساس آن به پیش رود.
   
4 . محیط سالم :
     یكی از نكاتی كه در روایات به آن سفارش بسیار شده، انتخاب محیطی سالم برای رشد كودكان و به حداقل رساندن عوامل منفی تاثیرگذار بر آنهاست. انتخاب محله مناسب، مدرسه خوب، اطرافیان و دوستان شایسته و ... همگی تاثیر بسزایی در تربیت فرزندان داشته و از مسئولیت های مهم والدین به شمار می روند. چرا كه محیط گناه آلود، روان را فساد و مسموم ساخته، خانه دل را تاریك می نماید. جو فاسد اجتماعی، جو روحی را فاسد می كند و جو فاسد روحی، زمینه رشد اندیشه های متعالی را ضعیف و زمینه رشد اندیشه های پست را تقویت می كند. به همین جهت در اسلام به اصلاح محیط اجتماعی اهتمام زیادی شده است و باز به همین جهت است كه سیاست هایی كه می خواهند اندیشه های متعالی را در مردمی بكشند زمینه فساد اخلاقی و عملی آنها را فراهم می كنند و برای فراهم كردن این زمینه، محیط اجتماعی را با وسائلی كه در اختیار دارند فاسد می كنند.
   
5.  آموزش قرآن:


ادامه مطلب


موضوع: تربیت از نگاه قرآن و اسلام، نقش اخلاق و ادب در آموزش، خدمات مشاوره ای در مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/06/3 ] [ 12:55 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

محاسن مدیریت آموزشی و سازمانی بر مبنای هدف و عملكرد

مدیریت بر مبنای هدف و عملكرد
Management by Objective and Performance
 
مدیریت بر مبنای هدف، یك نظام مدیریتی فراگیر است كه كوشش‌های كلیدی مدیران را به شیوه‌ای منطقی یكپارچه می‌كند و به گونه‌ای آگاهانه برای دستیابی اثربخش و كارآمد به هدف‌های فردی و سازمانی جهت‌گیری شده است.[1]
به رغم استفاده گسترده از مدیریت بر مبنای هدف، هنوز اتفاق نظر بر سر معنای آن وجود ندارد. عده‌ای آن را یك وسیله ارزشیابی، برخی، شیوه‌ای انگیزشی و برخی، مدیریت بر مبنای هدف را ابزار برنامه‌ریزی و نظارت می‌دانند.[2]
این روش، به وسیله پیتر دراكر در سال 1954 در كتاب تمرین مدیریت ارائه شد.[3] در همان سالها، اودریون(صاحب‌نظر مدیریت مؤسسه ماساچوست) بصورت مجزا از دراكر، مشغول بحث و بررسی  روی این موضوع بود[4]. در سال 1957 داگلاس مك‌گریگور طی مقاله‌ای روشهای سنتی ارزشیابی كه بر ویژگی‌های شخصی زیردستان استوار بود، خرده گرفت و روش تازه‌ای كه در آن زیردستان، مسئولیت تعیین هدفهای كوتاه‌مدت را بر عهده می­گیرند و این هدف‌ها را با بالادستان خود، بازنگری می‌كنند، پیشنهاد كرد. براین اساس برخی مك‌گریگور را نیز از واضعین سیستم مدیریت بر مبنای هدف می­دانند.[5]
 
فرایند
مدیریت بر مبنای هدف، به مجموعه‌ای از رویه‌های رسمی یا نسبتا رسمی اطلاق می‌شود، كه با تعیین هدف، شروع و دامنه آن تا مرز بررسی عملكردها كشیده می‌شود[6]. مدیران و زیردستان باهم همكاری می‌كنند، تا هدف‌های مشترك را تعیین نمایند. مسئولیت هر شخص به صورتی دقیق، بر حسب نتایج قابل سنجش(هدف)، تعیین می­شود، كه زیردستان به هنگام برنامه‌ریزی كارهای خود، باید آنها را بكار بندند؛ یا رعایت كنند. مدیران رده پایین و مقامات ارشد سازمان، باید پیشرفت امور را كنترل كنند. ارزیابی عملكرد به وسیله هر دو گروه، رئیس و مرئوس انجام می‌گردد و چند مدت یك‌بار، یعنی به صورت منظم، امور انجام‌شده مورد بررسی قرار می­گیرد[7].
مدیریت و برنامه‌ریزی بر مبنای هدف، برای تركیب اهداف فردی و سازمانی بكار می­رود و براین عقیده استوار است كه مشاركت توام رئیس و کارکنان در تبدیل اهداف كلی به اهداف فردی، تأثیر مثبتی بر عملكرد كاركنان دارد. فكر اصلی این نظام، این است كه تدوین و پذیرش طرفینی تمامی اهداف، تعهد قوی‌تری را در كاركنان ایجاد می­كند؛ تا اینكه سرپرست، یك جانبه هدف‌گذاری كرده، آنها را به زیردستان تحمیل كند.[8]
 
مراحل
مراحل برنامه‌ریزی بر اساس هدف و نتیجه عبارتند از:
1-   تعیین رسالت و ماموریت ها
2-   تعیین نتایج مورد انتظار
3-   تعریف شاخص های ارزیابی
4-   تعریف هدف های عملیاتی
5-   تنظیم برنامه های عملیاتی
6-   طراحی سیستم كنترل عملیات[9]
 
اركان
1.   تعهد به اجرای برنامه: در هر سطحی از سازمان مدیران متعهد می­شوند تا هدف های سازمانی و شخصی را كه در اجرای مدیریت بر مبنای هدف تعیین شده­اند، تامین نمایند. مدیران با زیردستان تشكیل جلسه می­دهند تا هدف هایی را تعیین كنند و سپس با پیشرفت كارها به صورت دائم كارهای انجام شده را مورد بررسی قرار دهند.
2.   تعیین هدف به وسیله مقامات ارشد سازمان: برنامه های مدیریت بر مبنای هدف مؤثر و موفق، معمولا به وسیله مدیران ارشد شروع می­شوند، یعنی همان كسانی كه استراتژی سازمان را تعیین می­كنند و هدف هایی را كه اولویت بیشتری دارند در هدف های سالانه می­گنجانند.
3.   هدف‌های فردی: در اجرای برنامه مدیریت بر مبنای هدف، مسئولیت‌ها و هدف‌های هر مدیر و زیردستان، به صورت مشخص تعیین می‌گردد. مقصود از تعیین هدف‌ها به صورت مشخص در همه سطوح، این است كه به كاركنان كمك شود، تا به صورتی دقیق، از این امر آگاه گردند كه از آنها چه انتظار می­رود. هدف‌های فردی باید در جلساتی كه با مشاركت زیردستان و سرپرستان تشكیل می­گردد، تعیین شود؛ زیرا هر فردی به خوبی می­داند كه از عهده چه كارهایی برمی­آید و بدین‌گونه، هدف‌ها را با معیارهای واقعی و قابل حصول تعیین می­كنند. مدیران هم به نوبه خود، می­توانند زیردستان را یاری كنند؛ تا آنها تصویر روشن‌تری از خواسته‌های مدیران به دست آورند و در راه از میان برداشتن موانع به آنها كمك كنند. بدین وسیله مدیران، باعث اعتماد بیشتر زیردستان به توانایی‌های خود می‌شوند.
4.   مشاركت: میزان مشاركت افراد در تعیین هدف‌ها در سازمان‌های مختلف متفاوت است. به عنوان یك قانون كلی می‌توان گفت كه هرقدر مشاركت مدیران و زیردستان در تعیین هدف‌ها بیشتر باشد احتمال دستیابی به آن هدف‌ها بیشتر خواهد شد.
5.   استقلال در اجرای برنامه: پس از آن كه هدف‌ها تعیین و مورد توافق مدیریت و سایر اعضای سازمان قرار گرفت، در رابطه با شیوه اجرای عمل، افراد از اختیارات بیشتری برخوردارند. مدیران در چارچوب سیاست‌های سازمان برای اجرای برنامه‌ها، می‌توانند آزادی عمل داشته باشند و بدون این كه تحت نظارت و دخالت مقامات بالاتری قرار گیرند، آن برنامه‌ها را به اجرا درآورند.
6.   بررسی عملكردها: مدیران و زیر دستان هر چند مدت یكبار تشكیل جلسه می‌دهند تا پیشرفت كارها بررسی نمایند. در این جلسه آنها مسائل به وجود آمده را مشخص می­كنند و آن چه را كه هر یك از آنها برای حل مساله و یا مسائل مزبور می­توانند انجام دهند را نیز مشخص می­كنند. برای این كه این اقدامات به صورت منصفانه و معقول انجام شود نتیجه عملكردها باید قابل سنجش و اندازه­گیری باشد تا به هنگام ارزیابی از قضاوت ذهنی استفاده نشود[10].
 
محاسن و معایب مدیریت بر مبنای هدف:
برخی افراد نظیر دمینگ، به شدت مخالف این شیوه مدیریت هستند و معتقدند كه هدف مدیریت، باید توأم با بهبود مستمر باشد و نه یك هدف ثابت.[11]
برخی مطالعات نیز نشان می­دهند، كه مدیریت بر مبنای هدف، باعث بهبود در دستیابی به هدف­ها و افزایش مداوم در بهره‌وری می­شود. همچنین با این روش می­توان تلاشهای مدیران را یكپارچه كرد و برای اثربخش كردن مدیریت برمبنای هدف باید آن را بصورت یك نظام فراگیر در نظر گرفت؛ نه افزوده­ای به كار مدیریت. [12]
تجارب كسب شده از كاربرد روش مدیریت بر مبنای هدف حاكی از آن است كه این روش محاسن و معایب متعددی دارد:
الف) محاسن
1.      توسعه ارتباط كاركنان و مدیران؛
2.      ایجاد توافق میان كاركنان و مدیران درمورد محتوای كار و اهمیت نسبی وظایف عمده؛
3.      بهبود شیوه بكارگیری منابع انسانی و بهره‌وری كاركنان؛
4.      پیشرفت كاركنان و ارتقای كیفی مهارت و توانایی‌های آنها؛
5.      بهبود عملكرد كاركنان و افزایش تعهد آنها به تحقق اهداف؛
6.      بهبود معیارهای ارزیابی عملكرد كاركنان؛
7.      بهره‌مندی سازمان از خلاقیت و استعدادهای بالقوه كاركنان در نوآوری؛
8.      بهبود فراگرد برنامه‌ریزی كلی در سازمان.
ب) معایب
1-   وقت‌گیری بیش از حد؛
2-   تأكید بیش از حد بر مستندسازی؛
3-   عدم امكان تعدیل سریع اهدافی كه در عمل، غیر منطقی به نظر می‌رسند؛
4-   وابسته بودن این روش به میزان حمایت مدیران عالی؛
5-   توانایی كم بعضی از كاركنان در تعیین اهداف.[13]




[1]. كونتز، هارولد و دیگران؛ اصول مدیریت، محمدعلی طوسی و دیگران، تهران، سازمان مدیریت دولتی، 1374، چاپ سوم، جلد اول، ص228.
[2]. همان.
[3]. استونر، جیمز و فریمن، ادوارد؛ مدیریت، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، 1375، چاپ اول، جلد اول، ص501.
[4]. فرهنگی، علی‌اكبر و دیگران؛ نظریه‌پردازان و مشاهیر مدیریت، تهران، فراندیش، 1384، چاپ اول، ص516.
[5] . كونتز، هارولد و دیگران؛ ص228.
[6]. استونر و فریمن؛ ص501.
[7]. رضائیان، علی، مبانی سازمان و مدیریت، تهران، انتشارات سمت، 1379، چاپ اول، ص188 .
[8]. رضائیان، علی؛ اصول مدیریت، تهران، انتشارات سمت، 1376، چاپ هشتم، ص 90.
[9] . رضائیان؛ مبانی سازمان و مدیریت، ص188.
[10]. استونر و فریمن؛ ص504-502.
[11]. فرهنگی و دیگران؛ ص516.
[12]. كونتز و دیگران؛ ص232.
[13]. رضائیان؛ مبانی سازمان و مدیریت، ص192-191.




موضوع: اهداف و برنامه ریزی تحصیلی، مدیریت مدرسه، شورای مدرسه، خدمات مشاوره ای در مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/06/3 ] [ 12:48 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

آموزش مهارت های فرزند پروری


5مهارتی كه والدین بایددر تربیت فرزندان خود به كارببرند:

1-توجه كردن

2-پاداش دادن  

3- نادیده گرفتن

4- دستورات موثر به كودك خود دادن

5-استفاده درست از محروم سازی موقت

پدر و مادر عزیز آیا برای تربیت فرزندانتان دانشی آموخته‌اید؟ یا مهارتی کسب نموده‌اید؟ برای تربیت سازنده فرزندان مهارت‌هایی وجود دارد که با استفاده ار آن‌ها در روند مراقبت از کودکانتان می‌توانید نقش اساسی در رشد آن‌ها داشته باشید.

1) به رفتارهای کودک‌تان با دقت توجه کنید
بسیاری از والدین توجه کمی به آنچه که در خانه اتفاق می‌افتد دارند و به همین دلیل ممکن است مشکلات را بیشتر و مهم‌تر و بالعکس کمتر و کم اهمیت‌تر از آنچه که هست ارزیابی کنند. برای مثال: کودکان گاه‌گاهی نق می‌زنند به‌ویژه، در زمان خستگی، بیماری و یا تغییرات محیط، اگر والدین خود خسته و ناراحت باشند ممکن است این مشکل را خیلی بزرگ جلوه دهند. گاهی بالعکس، کودکی که مرتباً با همسالانش دعوا می‌کند والدین بی‌توجهی کرده و آن را طبیعی می‌دانند و هیچ اقدامی نمی‌کنند.
با توجه نمودن به رفتارها و یادداشت کردن آن‌ها و اینکه چند بار در روز اتفاق می‌افتد بهتر می‌توانید بفهمید که آیا کودک‌تان مشکل دارد و آیا نحوه برخورد شما برای حل مشکل مفید است یا نه؟

2) چگونه می‌شود رابطه بهتری با فرزندتان داشته باشید؟

  • اوقات خوبی را با فرزندتان بگذرانید
    معمولاً والدین زمان بسیار کمی را با فرزندشان می‌گذرانند و بیشتر مواقعی که به ظاهر با بچه‌ها هستند، اغلب به فعالیت دیگری مشغول هستند. بهتر است در طول روز و به‌طور مکرر زمان‌هایی را با کودک‌تان بگذرانید. زمان‌های کوتاه (برای مثال 1 تا 10 دقیقه) مفیدتر است. مثلاً وقتی که کودک به شما مراجعه می‌کند تا چیزی بپرسد و یا چیزی می‌خواهد، بهترین زمان برای توجه به کودک است.
  • با کودک‌تان صحبت کنید
    در مورد چیزهایی که فرزند شما به آن علاقه دارد صحبت کنید. صحبت با کودک به او کمک می‌کند که سخن گفتن را یاد بگیرد، مهارت‌های اجتماعی و گفتگو کردن را بیاموزد و اعتماد به نفسش افزایش می‌یابد.
  • احساسات خود را به کودک‌تان نشان بدهید
    فرزندتان را بغل کنید، لمس کنید، در آغوش بگیرید، ببوسید، ماساژ دهید، قلقلک بدهید. این کارها به کودکان کمک می‌کند که از مورد توجه بودن و مورد محبت واقع شدن احساس آرامش کنند و رابطه عاطفی آن‌ها محکم‌تر شود.

3) اگر مایلید فرزند شما رفتار مطلوبی انجام دهد، مهارت‌های تشویق کردن را بیاموزید
رفتار مطلوبی را که می‌خواهید کودک‌تان انجام دهد دقیقاً مشخص کنید (برای مثال «داشتن نظم» برای کودک مبهم است، به جای آن می‌توانید از کودک خود بخواهید مثلاً اسباب‌بازی‌ها را در محل خودش قرار دهد).
در هر نوبت یک رفتار را انتخاب کنید و وقتی فرزند شما آن رفتار را به‌صورت خودکار انجام می‌داد روی رفتار دیگری تمرکز کنید.
از روش‌های گوناگون تشویق کردن استفاده کنید. تشویق‌های شما می‌تواند کلامی باشد (برای مثال: آفرین دخترم من واقعاً از این که بعد از اتمام بازی اسباب‌بازی‌هایت را مرتب کردی، خوشحالم) یا تشویق‌های غیر کلامی مثل لبخند زدن، چشمک زدن، بغل کردن، و ... که کودکان از آن لذت می‌برند. اگر از تشویق مادی (خرید یک وسیله) استفاده می‌کنید دقت کنید آن وسیله گران نباشد ولی مورد علاقه فرزندتان باشد. حتماً بعد از اینکه کودک‌تان رفتار مطلوب را انجام داد آن را تهیه کنید و به وعده خود عمل کنید.
اگر در تشویق کردن فرزندتان برای انجام یک رفتار مطلوب ناموفق هستید با متخصص مشورت کنید.

4) رفتار و مهارت‌های جدید را به کودکانتان آموزش دهید
برخی از والدین تصور می‌کنند کودکان با گذشت زمان و وقتی بزرگتر می‌شوند یاد می‌گیرند چگونه در هر موقعیتی رفتار کنند. در حالی‌که برای یادگیری هر مهارت جدید لازم است والدین آموزش دهند، با فرزندشان تمرین کنند، کودک خود را تشویق نمایند و خود الگوی خوبی در این زمینه باشند.

5) چگونگی برخورد با رفتار نامطلوب فرزند
کودکان خواسته‌های زیادی دارند که انجام همه آن‌ها مقدور نیست و یا برخی از این خواسته‌ها پسندیده نیستند. بنابراین همه کودکان لازم است که حدود و قوانین را یاد بگیرند و ناکامی و ناراحتی خود را هنگامی که به خواسته‌هایشان نمی‌رسند کنترل کنند. مدیریت این رفتارها برای والدین ممکن است پردردسر باشد، اما روش‌های مثبت و موثری وجود دارد که به کودکان کمک می‌کند کنترل بر خویش (خویشتنداری) را یاد بگیرند.
روش‌های مختلفی برای اداره مشکلات رفتاری کودکان وجود دارد. والدین با تمرین این شیوه‌ها فرصت خواهند یافت که در هر شرایطی روش مناسب را برگزینند.

6) چگونگی مدیریت رفتارهای نامطلوب کودکان در خارج از خانه
کودکان ممکن است در خانه مشکلی نداشته باشند ولی در موقعیت‌های دیگری مثل مهمانی، فروشگاه، مطب پزشک و یا مسافرت مشکلاتی را به‌وجود آورند.
از قبل آماده باشید و چنین موقعیت‌هایی را در خانه و خارج از خانه تمرین کنید.
انتظاراتی را که از کودک خود دارید از قبل مشخص کنید و برای او توضیح دهید (برای مثال امروز که می‌رویم فروشگاه می‌خواهم که دست منو بگیری و از من دور نشوی)
فعالیت‌های سرگرم‌کننده‌ای برای کودک در آن موقعیت خاص فراهم کنید (مثلاً بردن اسباب‌بازی مورد علاقه کودک).

7) تسلط بیشتر بر اوضاع
والدین عزیز هر روز حوادث و مسائلی در زندگی شما پیش می‌آید که ممکن است تعادل شما را دچار اشکال کند. نمی‌توانیم از وقوع بعضی حوادث جلوگیری کنیم ولی می‌توانیم خود را برای مقابله با چنین حوادثی آماده کنیم. می‌توانیم فکر، احساس و رفتارمان را طوری تنظیم کنیم که آسیب کمتری ببینیم. ابتدا موقعیت‌های دشوار را مرور کنید و مهارت‌هایی که برای برخورد با آن‌ها لازم است تمرین کنید. توانایی‌ها و ضعف‌های خود را بشناسید. اگر مشکلاتی در زندگی شما هست همین امروز برای حل آن اقدام کنید.



ادامه مطلب


موضوع: مشاوره / روانشناسی تحصیلی، هنرهای رفتاری، آنچه معلم باید بداند و عمل کند، سلامت و بهداشت مدرسه، خدمات مشاوره ای در مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/05/29 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

ویزگیها و خصوصیات تیز هوشان

    

تحقیق ترمن روی تیزهوشان

بسیاری از حقایق  پژوهشهای موجود درباره کودکان تیزهوش نتیجه خدمات قابل ملاحظه لوی ترمن وهمکاران او است که یک تحقیق درازمدت برروی 1528 کودک را بنیانگذاری کرد .

خلاصه ای ازیافته های اودرباره ویژگی های تیزهوشان

1- عضو متوسط گروه ،ازنظرجسمی از یک کودک متوسط وضع بهتری دارد.

2- در زمینه  مربوط به موضوع های درسی آزمون ،  برتری تیزهوشان نسبت به کودکان غیر منتخب در خواندن،کاربرد زبان،استدلال حسابی،علوم،ادبیات وهنربود .

3- علایق کودکان تیزهوش ،چند جانبه و خود انگیخته است

4- آنان کمتر تمایل به مبالغه  یا  گزافه گویی در باره دانش خود دارند . .

5- انحراف  افراد تیزهوش  مورد آزمایش از اکثریت مردم ، تقریبا“ در مورد تمامی صفات در جهت بهتر بودن و پیشرفت است .

برخی  تصور می کنند  که  بچه   تیزهوش دارای  جثه ای  نحیف  و لاغر ،  احتمالا“            عینکی ، کم غذا ، بدخط  و000 است .  با وجودمشاهده انفرادی بعضی ازویژگی های فوق ، وجود آنها را مورد  تایید  قرار نداده است .

به  عنوان  مثال ممکن است کودک تیزهوش دارای  دستخط  خوبی  نباشد که می تواند به دلیل  سرعت  تفکر و سبقت  آن  بر حوصله و توانایی نوشتاری دانش آموز باشد .

میتوان گفت که تقریبا“آنان دراکثرزمینه های شناختی،هوشی،شخصیتی و حتی فیزیکی به میانگین بچه های عادی برتری دارند .

البته  بچه های فوق العاده تیزهوش  که دارای هوشبهر 180  به بالا  هستند دارای مشکلات خاصی هستند .

ویژگیهای تحصیلی تیزهوشان

آنان معمولا“  خواندن را پیش از مدرسه رفتن یاد می گیرند ، بیشتر  دانش آموزان تیزهوش ازنظردرسی دویا سه سال جلوترازهمسن های خود هستند .

سرعت  پیشرفت تحصیلی  درکودکان تیزهوش از لحاظ کمی وکیفی بیشترازکودکان عادی است .

تیزهوشان خواندن راحتی قبل ازمدرسه فرامیگیرند همچنین درخواندن بیش ازریاضیات استعداد دارند. اغلب این کودکان مدرسه را دوست دارند و عاشق یادگیری هستند .

لازم  به  یادآوری  است  که  برتری  تحصیلی به تنهایی نمی تواند نشانه تیزهوشی باشد .

 

 

چه بساافرادی که دردروس مختلف نمره های بالا  به دست می آورند  لیکن این نمره ها به دلیل استفاده  زیاد از حافظه  و یادگیری های سطحی آنان است .

با  این حال  میان هوش  و موفقیت  تحصیلی همبستگی   بالایی   وجود    دارد    میانگین همبستگی های به دست آمده بین 50/0+ الی 60/0+ است .

به طورکلی هوشبهر بالاتر سبب موفقیت بیشتر در تحصیل می شود،مگرآنکه عواملی  مانند انگیزش کم برای یادگیری ، افسردگی، اختلال شخصیت یا ناراحتیهای خانوادگی در کار یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان خلل به وجود آورند .

علایق تیزهوشان

تبزهوشان  به   خواندن   داستان ها و  کتاب های مختلف،نقاشی و موسیقی علاقه دارند.

در این  کودکان  تمایل  زیادی  برای  شرکت  در جلسات بحث وانتقاد،تفریحات سالم وبازیهای دسته جمعی مخصوصا“ با افراد  بزرگتر از خود وجود دارد.

یادگیری درتیزهوشان

یادگیری را می توان از دو نظر بررسی  کرد و با هوش  ارتباط  داد . یکی  رابطه هوش با  سرعت یادگیری است ، یعنی  آیا  کسی  که با هوش  است مطالب را سریعتر و بهتر می آموزد. دیگر ارتباط هوش با سطح پیچیدگی یادگیری است  

پژوهش ها نشان  می دهند  که هوش  با هر دو جنبه یادگیری ارتباط  نسبتا“ نزدیکی دارد. شخص باهوش،چنانچه از انگیزش   کافی   برای   یادگیری برخوردار باشد و از ناراحتی جسمی  و روانی  رنج  نبرد  فهم مطالب  را زودتر،بهترو بیشتر می آموزد.

عوامل  زیادی به  جزهوش ، در یادگیری   دخالت دارند که به  بعضی از آنها مانند انگیزش ، سلامت جسمی و روانی و ساخت شخصیت می توان اشاره کرد . یک عامل دیگر پشتکارفرد دریادگیری است که  با  انگیزش  ارتباط  دارد  ولی  مترادف  با آن نیست .

 شخص ممکن است انگیزش  کافی  برای یادگیری داشته باشد ولی ازپشتکارخوب برخوردار نباشد. اما پشتکار زیاد  معمولا“ با  انگیزش  کافی همراه است.

 

 

وقتی ادعا می کنیم که فرزند باهوش زودتروبهتر یاد می گیرد منظور این است  که  در شرایط مساوی روانی،      تربیتی و محیطی ، افراد با هوش،از نظریادگیری،موفقترازافراد کم هوش هستند .

افراد   تیزهوش  معمولا“  کمتر  دیگران  را عصبانی می کنند. گزافه گویی ، دروغ گویی و بازیهای خطرناک را کمتر می پسندند. اعتماد به نفس استقلال فکری، حس همکاری ،احترام به دیگران ،دوراندیشی،تدبیر واحتیاط و 000 در آنان دیده می شود.

اینان کمترازهمسنهای خود به کارهای خلاف دست  می زنند. کمتربه اغفال دیگران می پردازند و حتی در شرایط  دشوار صداقت  و تعهد  خود  را حفظ می کنند و بهتر از دیگران از افکار و اعمال خود استفاده می کنند .

به طور کلی  تیزهوشان  اغلب  شادمان  و مورد  علاقه دیگران میباشند.اغلب آنها ازنظرعاطفی با ثبات و متکی به نفس هستند ودربرابر اختلالات عصبی و روانی کمتر از کودکان معمولی آسیب پذیرند .

اغلب تصورمیشود کسانی که با هوشترین هستند،بهترین نیزمی باشند. بعبارت دیگر فکر می کنیم  که  صفات  اخلاقی  همانند انصاف ، شرافت ،  محبت  و  عدالت  با تیزهوشی همراه هستند.

با این حال این  حقیقت را  باید مد نظر داشت که افراد مستعد ونابغه نیزمیتوانند از نبوغشان در کارهای جنایی استفاده کنند .

لازم  به  توضیح است  که در بین افراد نابغه تفاوت های زیادی وجود دارد ونمی توان همه آنها را یکسان دانست .معمولا“ افراد تیزهوش ازنظررفتارهای اخلاقی ازافراد معمولی برتر هستند .


ادامه مطلب


موضوع: هوش و خلاقیت، خدمات مشاوره ای در مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/05/22 ] [ 05:48 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

نیمکت علیه سلامت در مدارس

نیمکت علیه سلامت

نیمکت علیه سلامتـ «آخ کمرم!»
ـ مادر که خنده‌اش گرفته بود، گفت: «چی؟» 
ـ دختر دستی به موهایش کشید و مداد را روی کتاب فارسی‌اش گذاشت: «منم مثل مادرجون کمردرد گرفتم!» ...
او شوخی نمی‌کرد. نمی‌خواست از زیر بار درس خواندن هم شانه خالی کند. کمرش واقعا درد می‌کرد و این مشکلی است که بسیاری از دانش‌آموزان این روزها به دلیل نامناسب بودن و غیراستاندارد بودن نیمکت‌های مدارس پیدا می‌کنند.
آمارهای غیررسمی‌ آموزش و پرورش نشان می‌دهد ۷۰ درصد دختران راهنمایی و دبیرستان -یعنی از هر ۱۰ نفر، هفت نفر- دارای مشکلات ستون فقرات هستند.
این در حالی است که مناسب نبودن میز و نیمکت‌ها، غیراستاندارد بودن ارتفاع و کف آنها و بد نشستن از جمله عوامل مهمی‌ بود که کارشناسان آنها را در پیش آمدن این امر دخیل می‌دانند. شاید در ابتدا این موضوع به نظرتان ساده بیاید اما باید بدانید برخی مشکلات ستون فقرات نیازمند جراحی است که هم هزینه‌های بالایی دارد و هم عوارض جانبی آن زیاد است. 
بی‌توجهی به این امر در حالی رخ می‌دهد که معاون توسعه، نوسازی و تجهیز مدارس آموزش‌ و پرورش چندی پیش به خبرگزاری مهر گفته بود: «میز و نیمکت‌هایی که در سال گذشته ساخته شده و به مدارس تحویل داده‌ایم طبق استانداردهای کشوری نیستند.»
سیدباقر مسلمی ‌با اعلام این مطلب و در پاسخ به این سوال که سازمان‌های سازنده میز و نیمکت مدارس برای سال تحصیلی جاری از چه مرکزی مجوزهای استاندارد را کسب کرده‌اند، گفت: «ما موظف به کسب مجوز از سازمان‌های استاندارد نیستیم و استانداردی از هیچ سازمانی اخذ نکرده‌ایم.»
او که پیش از این عنوان کرده بود تا سال ۸۶ استانداردی برای ساخت میز و نیمکت‌ها وجود نداشته و از سال ۸۷ شرکت‌های طرف قرارداد با سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس باید از مراکز استاندارد صنعتی مجوز می‌گرفتند، گفته که آموزش و پرورش با یکی از دانشگاه‌های کشور برای استانداردسازی تجهیزات آموزشی قراردادی منعقد کرده است. 
مسلمی‌ در پایان تاکید کرد: «سعی ما بر این است که این طرح تا سال دیگر اجرایی شود و حداقل بتوانیم بخشی از تجهیزات آموزشی خود را با رعایت استانداردها تولید کنیم.» این موضوع در حالی روند کند خود را دنبال می‌کند که کارشناس مسوول توسعه تربیت بدنی آموزش و پرورش شهر تهران هم در این‌باره گفته بود: «دیواره‌های پشت و کف نیمکت‌های مدارس استاندارد نیستند و در نتیجه به عضله و عروق خونی دانش‌آموزان فشار وارد می‌کنند و این امر باعث تغییر ساختاربدنی دانش‌آموزان و عادات غلط در طرز نشستن آنها می‌شود.» به گفته حسین قاسمی،‌ میز و نیمکت مدارس از ورق و چوب و آهن است که برای نشستن دانش‌آموزان راحت نیست و مسوولان نوسازی و تجهیز مدارس باید به آن رسیدگی کنند.

براساس علم ارگونومی، میز و صندلی باید به گونه‌ای باشد كه كف پای فرد در هنگام نشستن روی صندلی، روی زمین هم‌سطح قرار گیرد. بخصوص هنگام نشستن دانش‌آموزان روی صندلی، باید به این نكته توجه بیشتری شود.

امكان جابجایی و حركت آزادانه با توجه به فاصله بین ران و سطح زیرین میز، توجه به ارتفاع میز طوری كه آرنج‌ها تقریبا هم‌سطح با لبه جلویی میز باشد، توجه به شرایط صندلی مطالعه در منزل و... از نكاتی است كه شرایط دانش‌آموزان را برای نشستن روی یك صندلی مناسب، مساعدتر می‌كند.

دكتر تركمان، متخصص ارتوپد در این رابطه می‌گوید: وقتی كف پا روی زمین قرار می‌گیرد، زاویه‌ای كه ران با تنه می‌سازد حدود 90 درجه است و در این صورت گودی كمر حفظ می‌شود.

در هنگام مطالعه سر و گردن نباید بیشتر از 20 درجه به طرف پایین خم شود. علاوه بر آن، بعضی اعمال مثل تاق ‌باز خوابیدن یا به شكم خوابیدن در هنگام مطالعه در درازمدت، دردهای ناحیه گردن و كمر را افزایش می‌دهد.

وی یادآور شد: كسانی كه طولانی مدت مطالعه می‌كنند یا به حالت نشسته كاری را انجام می‌دهند، باید هر 20 دقیقه یک بار عضلات خود را حركت دهند.

در واقع چهار گروه اصلی عضلات كه شامل عضلات ناحیه ران، باسن، ستون فقرات و شانه می‌شوند، نباید به طور مداوم بی‌حركت بمانند، چون در طولانی مدت صدمات زیادی را برای فرد ایجاد می‌كنند.

اگر این توصیه‌ها در درازمدت رعایت نشود، فرد را دچار آسیب‌های جدی از جمله آرتروز، ساییدگی مفاصل و مشكلات گردن می‌كند كه كمتر درمان قطعی برای آن وجود دارد.  انواع میز و صندلی کودک





موضوع: زنگ خطر آموزش، از قلم من، سلامت و بهداشت مدرسه، خدمات مشاوره ای در مدرسه، انجمن اولیاء و مربیان ،
ادامه مطلب
[ 1391/03/14 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic