موسسه راه آینده نخبگان




 موسسه راه آینده نخبگان
در حال حاضر افرادی پس از سالها تحصیل و كسب تجربه پی به عدم علاقه خود در كار و زندگی می برند، كم نیستند. این حادثه باعث هدر رفتن هزینه و مشكلات اجتماعی بسیار می شود.در این راستا ما اعتقاد داریم میتوان استعداد ها و توانمندیهای کودکان را شناخت، رفتارها را بررسی کرد و در این مسیر نقاط قوت را در جهت مناسب و نقاط ضعف را با دوره های کارگاههای کمرنگ تر نمود و آنان را در رشته تحصیلی و یا شغلی برای آینده جهت داد تا درآینده مواجه با عدم رضایت ، عدم خشنودی از کار و موارد دیگر نگردند بنابراین موسسه خلاقیت و مهارتهای راه آینده نخبگان که هم اکنون عضو حقوقی انجمن مدیریت منابع انسانی ایران و نماینده یکی از بزرگترین مجموعه های رفتارسنجی در دنیا(PDA)می باشد بدنبال آن است که علاوه برافزایش میزان رضایتمندی افراد از زندگی ،زمینه های زیربنایی یک زندگی شاد ، پویا و بهره ور و توام با موفقیت های اقتصادی و رضایت شغلی را در آینده برای کودکان فراهم نماید آینده ای که شاید هم اکنون دور از ذهن باشد و همچنین جهت کمک به والدین کارگاههایی برای آنان و معرفی راهیار برای ادامه مسیر مشخص نموده است .
آینده فرزندتان را از سنین کودکی با انتخاب رشته و برنامه ریزی طلایی نمایید
تصور بفرمایید که پزشکی از 7 سالگی، علاقه و استعداد و هدفش توسط اولیا و سیستم های آموزشی جامعه کشف و مشخص شده بود و در این راستا برنامه ریزی و کوشش لازم را انجام می دادند... و آن چگونه پزشکی خواهد بود؛تا اینکه از زمان کنکور و در 18 سالگی به اینکار اهتمام بورزد!
انقلاب نوین در سنجش تواناییها و هوشهای چندگانه
استعدادیابی و سنجش نوانایی ها در موسسه چیزی متفاوت از تستهای رایج مانند وکسلر ، ریون و... می باشد

 استعدادیابی کودکان و آموزش والدین ( در منزل  و یا مدرسه توسط والدین و یا مشاورین  محترم مدارس و مهدها  به عنوان والد مربی) 

برای پیشرفت  و استعدادیابی فرزندتان ابتدا شما والدین باید آموزش و اطلاعات لازم را بدست آورید

در سیستم و روشهای نوین آموزشی صحیح نیست فرزندتان را بدست آموزشگاه ها و موسسات بسپارید و خودتان هیچگونه نقشی  و همکاری موثری در آموزش و پرورش فرزندتان نداشته باشید
با موسسه راه آینده نخبگان به هدف های  نوین آموزشی دست پیدا خواهید نمود

روش های سنجش  غیر حضوری در سنین 3 تا 7 سال بطور کلی شامل چهار مرحله می شود 

بعداز درخواست خدمات استعدادیابی بوسیله ایمیل jam@testiq.ir و  دریافت مشخصات کودک  و ایمیل والدین و همچنین واریز مبلغ هزینه ، سه فایل پرسشنامه بهمراه دستورالعمل آموزشی والدین- پاسخنامه و آزمون ها برای فراگیران ارسال می شود و پس از تکمیل موارد خواسته شده ذیل ،گزارش نهایی ( جواب تستها)پس از 20 روز برای والدین به ایمیل شان ارسال می شود.

مراحل سنجش:
1-پرسشنامه اطلاعات کودک( توسط والدین پاسخ داده می شود)
2-آزمون( توسط والدین و یا مربی انجام می شود)
3- پاسخنامه( توسط فراگیر، والدین و یا مربی پاسخ داده می شود)
4- ارسال فایل پاسخنامه و پرسشنامه اطلاعات کودک به ایمیل موسسه 
گزارش نهایی (  جواب و تفسیر  کاربردی آزمون ها توسط موسسه تهیه و در مدت 20 روز به والدین ارسال می گردد)

توجه بفرمایید که در منزل و در شرایط مناسب والدین می توانند با امکانات بسیار ساده و ابتدایی  و سطح سواد و معلومات حداقل  دیپلم بخوبی مراحل سنجش را -با توجه به دستورالعمل اجرا و راهنمایی های لازم در  متن آزمونها -انجام نمایند. 

از آنجاکه والدین شناخت خوبی از فرزند خود دارند مسلما نتایج آزمون ها از دقت و واقعیت بهتری برخوردار خواهند بود و همچنین والدین اطلاعات و آموزش خوبی در زمینه هوش، شناخت توانایی و استعداد کودک خود بدست خواهند آورد و خود نیز جزئی اساسی از چرخه آموزش و پیشرفت فرزندشان خواهند شد.

 بعداز آزمونها و ارائه گزارش نهایی شامل : تفسیر و سنجش ، راهنمایی ها و توصیه های کاربردی به والدین ،در   ادامه  راه نیزبطور مستمر  "را ه یار"  موسسه ( تماس تلفنی و حضوری) راهنمای والدین برای پیشرفت کودکانشان خواهد بود :
  بخش 1 : معرفی به کارگاههای آموزشی موسسه  و کلاسهای خارج از موسسه
  بخش 2:  ادامه مسیر رشد و پرورش کودک بطور مستمر با راهنمایی توسط "راه یار کودک" انجام می شود.
 برای اطلاعات بیشتر به آدرس موسسه  مراجعه نمایید: http://testiq.ir/kids

آرزوی موفقیت برای شما و خانواده محترمتان
راه آینده نخبگان






موضوع: معرفی موسسات فرهنگی /آموزشی/پژوهشی، معرفی مدیریتهای موفق دنیا، دستاوردهای جدید محققان، از قلم من، راهنمای والدین، هوش و خلاقیت،
ادامه مطلب
[ 1392/06/1 ] [ 12:32 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

آموزش خلاق کودک محور چیست؟

آموزش خلاق کودک محور چیست؟


مجموعه کتاب های آموزش خلاق کودک محور

مجموعه کتاب های آموزش خلاق کودک محور




امروزه در بسیارى از کشورهاى پیشرفته آموزش خلاق کودک‌محور به سیاست و برنامه‌ى اصلى سامانه‌ى آموزش و پرورش تبدیل شده است. آموزش خلاق کودک‌محور بر فلسفه‌ى آموزش مشارکتى و همیارى کودکان و آموزگاران و مربیان استوار است. در این شیوه‌ى آموزشى، به رشد چندگانه و همسوى کودکان که شامل رشد هوشى، هیجانى، اجتماعى و زبانى است، توجه مى‌شود و به ویژه بر رشد هیجانى و اجتماعى که بنیادهاى پرورش کودک را مى‌سازند، تاکید مى‌شود.
در شیوه‌ى آموزش خلاق کودک‌محور، برنامه‌ریزى آموزشى، همسو با برنامه‌هاى پرورشى است. در این شیوه، آموزش بدون پرورش بى‌معنا و بى‌هدف است. برنامه‌هاى آموزشى از پایین و با توجه به رغبت و گرایش کودکان طراحى مى‌شوند. در حالى که در شیوه‌ى سنتى آموزش، پرورش سیاست‌ها و برنامه‌ریزى‌‌هاى آموزشى از بالا به پایین و دستورى است، به رغبت و گرایش کودکان توجه نمى‌شود و جاى پرورش در این گونه از آموزش همواره خالى است.

در آموزش و پرورش مشارکتى، دیدگاه‌ها و گرایش‌هاى یاد‌گیرندگان، سبب مى‌شود که آموزگاران و مربیان، سازگار با استعدادهاى هر کودک به جریان یادگیرى سمت و سو دهند. در این شیوه اندیشه و هنر کودکان شکوفا مى‌شود. آموزش خلاق کودک محور تراز رغبت کودکان را مهم‌ترین اصل در فرایند یادگیرى مى‌شناسد. تا زمینه‌هاى مناسب براى رغبت کودکان فراهم نشود، آموزش برابر با اجبار و دستور است. اما هنگامى که همه چیز با رغبت کودکان برنامه‌ریزى شود، آموزش به جریانى آرامش‌دهنده و بالنده تبدیل مى‌شود. در این وضعیت است که انگیزه‌هاى کودکان براى یادگیرى افزون مى‌شود.

گونه‌ى آموزش خلاق کودک محور، واگرایانه است. در حالى که آموزش و پرورش سنتى، برپایه‌ى همگرایى و یکسان دیدن همه‌ى کودکان برنامه‌ریزى شده است. در آموزش و پرورش واگرا، هر کودک یک جهان متفاوت است که نیازها و گرایش‌هاى ویژه‌ى خود را دارد. برآیند چنین آموزشى به طور طبیعى کودکان خلاق‌ترى خواهند بود که توانایى درک بهتر و گشودن آسان‌تر رازهاى طبیعت و زندگى را دارند.

اندیشه‌ها و تخیل‌هاى متفاوت، نقطه‌ى آغاز خلاقیت است. خلاقیت پدیده‌اى دور از دسترس نیست، اگر گوهر وجودى کودکان را کشف کنیم. کودکان دوست دارند که آموزش با بازى همراه شود. برجسته‌ترین کارکرد بازى آزاد سازى انرژى‌هاى نهفته‌ى کودک و شکفتگى شخصیت اوست.





موضوع: هوش و خلاقیت، روش های تدریس، راهنمای والدین، دستاوردهای جدید محققان،
ادامه مطلب
[ 1391/11/24 ] [ 07:11 ق.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

نقش و علل عدم مشارکت اولیا در امور مدرسه !


 

نقش و علل عدم مشارکت اولیا در امور مدرسه 

 

 

 

ا

 

 

 

 

 

گر بخواهیم با رویکرد سیستمی (System Approach) به یک نظام آموزشی بنگریم خواهیم دید که عوامل متعدی در یک نظام آموزشی به عنوان اجزای تشکیل دهنده این سیستم دخالت داشته و با هم در تعامل خواهند بود از این رو می بایست طراحان آموزشی و برنامه ریزان آموزشی طوری برنامه ریزی نمایند که این تعامل باهماهنگی تمامی اجزا سیستم برای رسیدن به اهداف مورد نظر صورت پذیرد تا برون داد سیستم همان چیزی باشد که نظام آموزشی برای آن طراحی شده است.

برای ایجاد یک مدرسه ی استاندارد تمامی اجزا آموزشی منجمله عوامل انسانی از قبیل مدیر، عوامل اجرایی، آموزگاران و اولیا ، می بایست براساس یک برنامه ریزی منظم و از پیش تعیین شده و بانظارت و سرپرستی مدیریت آموزشگاه عمل نموده تا ضمن فراهم نمودن سایر امکانات مورد نیاز سیستم آموزشی بصورت متحد و هماهنگ عمل نمایند از این رو شناخت اجزا و نحوه هماهنگی و آشنایی با شرح وظایف تمامی عوامل سیستم آموزشی می بایست مشخص و برنامه ریزی شده باشد .

تکنولوژیست های آموزشی برای طراحی یک نظام آموزشی، ابتدا اقدام به شناسایی سیستم موجود (وضعیت موجود) نموده آنگاه بعد از بررسی وضعیت موجود و با مقایسه آن با نظام آموزشی برتر مورد نظر اقدام به طراحی ، اجرا و ارزشیابی از سیستم خود می نمایند.

آنچه که مسلم است مشخص نمودن وضع موجود و طراحی نظام آموزشی جدید برای رسیدن به وضع مطلوب ( نیاز )  مستلزم مقایسه سیستم فعلی با یک سیستم برتر و فراهم نمودن امکانات و شرایط مطلوب و برنامه ریزی دقیق برای رسیدن به آن می باشد.

یکی از اجزا سیستم آموزشی و بعبارتی دیگر موثرترین عامل در پیشرفت نظام آموزشی نقش اولیای دانش آموزان می باشد زیرا خانواده بیشترین نقش را در تعلیم و تربیت کودک ایفا می نماید. از این رو توجه مسئولین نظام آموزشی به مشارکت اولیا و حضور آنان در انجمن اولیا و مربیان بسیار حائز اهمیت بوده ومی بایست اولیا را در جهت چگونگی ایفا نقش خود و وظایف محوله آگاه سازند.

از طرفی مدرسه جولانگاه تغییر رفتار است چراکه تعلیم یعنی تغییر رفتار، و پایه و اساس تغییر نیز عشق و محبت است، پس شرایط و جو حاکم بر مدرسه  یکی از عوامل غیر قابل انکار وموثر بر نظام آموزشی خواهد بود.

در این مقاله سعی برآن شده است تا راه های  مشارکت اولیا  و چگونگی فعالیت آنان در امور مدرسه، و شناسایی موانع و عدم مشارکت آنان را بیان گردد.

مهمترین راه های مشاركت اولیای دانش آموزان در قلمرو آموزش و تدریس به ترتیب درجه اهمیت عبارتند از:

- همكاری در ایجاد هماهنگی بین فعالیت های آموزشی و پرورشی مدرسه و خانواده

- شركت در جلسات مشترك با معلمان برای بهبود فعالیت های مدرسه

- مساعدت در شناسایی مشاغل و هدایت تحصیلی و شغلی دانش آموزان

- مساعدت در شناسایی نیازهای آموزشی و پرورشی دانش آموزان

همكاری در برگزاری مسابقات گوناگون آموزشی و پرورشی مدرسه

مهمترین راه های مشاركت اولیای دانش آموزان در قلمرو مربوط به امور دانش آموزان به ترتیب درجه اهمیت عبارتند از:

- همكاری در تهیه هدایا و جوایز به منظور تشویق و ترغیب دانش آموزان

- همكاری در ارائه خدمات رفاهی به دانش آموزان كم بضاعت

- همكاری در برگزاری گردش های علمی، آموزشی، تفریحی وتربیتی دانش آموزان

- مشاركت در برگزاری مراسم مذهبی و تشویق دانش آموزان به انجام فرایض دینی

- همكاری در ارائه خدمات بهداشتی برای تامین بهداشت جسمی و روانی دانش آموزان

مهمترین راه های مشاركت اولیای دانش آموزان در قلمرو امور مربوط به كاركنان مدرسه به ترتیب درجه اهمیت عبارتند از:

- همكاری در برگزاری هرچه باشكوه تر مراسم بزرگداشت مقام معلم

- تقدیر و تشكر از فرهنگیان و معلمان فعال و دلسوز بازنشسته

- همكاری و مساعدت در انجام سفرهای زیارتی و سیاحتی فرهنگیان

- مساعدت در تاسیس صندوق قرض الحسنه مدرسه

مهمترین راه های مشاركت اولیای دانش آموزان در قلمرو ارتباط مدرسه و اجتماع به ترتیب درجه اهمیت عبارتند از:

- حضور فعال در انجمن اولیا و مربیان و مشاركت در فعالیت های مدرسه

- همكاری در انعكاس نظرات و انتظارات مردم از مدرسه

- مساعدت در برقراری ارتباط موثر مدرسه با اماكن مذهبی و دینی جامعه

- همكاری در استفاده مدرسه از مراكز فرهنگی، تربیتی و آموزشی موجود در جامعه

مساعدت در انتقال صحیح مطالب و موضوعات فرهنگی، دینی و ملی به دانش آموزان

مهمترین راه های مشاركت اولیای دانش آموزان در قلمرو امور مالی و اداری مدارس به ترتیب درجه اهمیت عبارتند از:

۱- ارائه كمك های مالی و مادی به مدرسه

۲- مساعدت فكری به مدیریت مدرسه در اداره بهتر واحد آموزشی

۳- همكاری در زمینه حسابداری و ثبت دفاتر مالی مدارس

۴- همكاری در جذب و جلب كمك های مالی و مادی خیرین به مدرسه

۵- همكاری در تامین هزینه های مصرفی مدارس از قبیل قبض های آب و برق، تلفن و گاز

۶- مشاركت اقتصادی اولیا برای مساعدت مسئولان مدارس در زمینه ی رفع نیازهای دانش آموزان و فراهم نمودن زمینه های رشد و اعتلای تعلیم و تربیت در آنها

۷- ایجاد بستر مناسب برای جلب مشاركت های مردمی و استمرار كمك های خیر خواهانه آنان

۸- بهره گیری از موقوفات، موقوفاتی وجود دارد كه از درآمد سرشار آنها می توان برای گسترش آموزش و پرورش و كمك به دانش آموزان بی بضاعت و رفع سایر نیازهای آموزش و پرورش استفاده كرد.

مهمترین راه های مشاركت اولیای دانش آموزان در قلمرو تسهیلات و تجهیزات آموزشی و كمك آموزشی مدارس به ترتیب درجه اهمیت عبارتند از:

۱- همكاری در تامین امكانات بهداشتی و كمك های اولیه مدارس

۲- مساعدت در تهیه وسایل آموزشی و كمك آموزشی مدارس

۳- مشاركت در بهسازی و زیباسازی محیط و فضاهای مدارس

۴- همكاری در مرمت و تعمیر وسایل و امكانات و تجهیزات مدارس

۵- تهیه و تامین وسایل و امكانات و تجهیزات موردنیاز مدارس

موانع و علل عدم مشاركت اولیا در امور مدرسه:

 موانع مشاركت اولیا در امور مدرسه ، در قالب انجمن اولیا و مربیان را ، می توان از دو منظر مورد توجه قرار داد :

1 – موانع مشاركت اولیا از سوی مدرسه

2 – موانع مشاركت از سوی اولیا

موانع مشاركت اولیا از سوی مدرسه

در هر مجموعه ای مدیر به عنوان اثرگذار ترین عامل در موفقیت آن سیستم در دست یابی به اهداف سیستم قلمداد می شود از این رو نگاه مدیرمدرسه به انجمن اولیا و مربیان و مشاركت اولیا در امور مدرسه (بعنوان یکی از اجزا تاثیر گذار برسیستم آموزشی) نقش اساسی در نزدیكی یا دوری اولیا به مدرسه ایفا می كند نگاه مشاركت جویانه ی مدیران موجب استفاده ی مطلوب از ظرفیت ها ی اولیا می گردد و آ نها نیز با نگاه خدمت به فرزندان خویش بامدرسه ارتباط صمیمی برقرار نمو ده ، در رفع موانع و مشكلات آموزشی و پرورشی ، از هر گونه اقدامی دریغ نمی كنندبرعكس ، نگاه منفی مدیران به مشاركت اولیا موجب فاصله گرفتن آ نها از مدرسه می شود و عملأ حل مسائل و مشكلات آموزشی و پرورشی مدرسه به آسانی صورت نمی گیرد .

به طور خلاصه موانعی كه از سوی مدرسه بر سر راه مشاركت اولیا در امور ایجاد می شود ، به قرار زیر است:

۱ – نگاه سنتی مدیر به اداره ی مدرسه.

۲– آشنا نبودن مربیان به مزایای مشاركت اولیا .

۳ – احساس نا توانی در هدایت اولیا به سمت فعالیت های آموزشی و پرورشی .

۴– ترس از مداخله ی بیجای اولیا در امور مدرسه .

۵– نگاه منفی مدیر به حضور اولیا در مدرسه .

۶ – ترس از كم شدن قدرت مدیر به عبارتی قدرت طلبی مدیر .

۷ – نگاه سنتی به انجمن اولیا و مربیان مدرسه .

۸ – عدم انگیزه ی مدیر در جلب مشاركت اولیا .

موانع مشاركت از سوی اولیا:

عدم مشاركت اولیا در امور مدرسه به عوامل متعددی بستگی دارد كه از جمله ی مهم ترین آنها عوامل فرهنگی و اجتماعی و عدم آگاهی اولیا نسبت به حقوق خویش است بسیاری از اولیا معتقدند كه مسئولان مدرسه ارزشی برای عقاید و نظرات آموزشی وپرورشی آنها قائل نیستند بسیاری از اولیا نیز تعلیم و تربیت را وظیفه ی دولت می دانند و هر گونه مسئولیتی در این زمینه را از خود سلب می كنند برخی به تجربه دریافتند كه مسئولان مدرسه از طریق انجمن اولیا و مربیان مدرسه تنها نگاه اقتصادی به آنها دارند و در دیگر امور هیچ حقی برایشان قائل نیستند عواملی از این نوع و عدم آگاهی اولیا نسبت به حقوق خویش و فرزندخود موجب گردیده است كه ارتباط اولیا و مربیان از انسجام لازم برخوردار نباشد در نتیجه ی این امر ، عدم موفقیت لازم درتعلیم و نربیت كودكان ، نوجوانان و جوانان بوده است .

به طور خلاصه، برخی موانع مشاركت از سوی اولیا عبارتند از :

۱– عدم آگاهی از حقوق خویش در قبال مدرسه .

۲ – ترس از درخواست كمك مالی به مدرسه .

۳– ترس از موضع گیری خشونت آمیز مسئولین مدرسه در قبال ارائه ی عقاید و نظریات آموزشی و پرورشی .

۴– نداشتن فرصت مشاركت .

۵ – عدم آگاهی نسبت به چگونگی مشاركت .

۶– باور داشتن به مسئولیت پذیر بودن فرزند در دوره ی راهنمایی ،به ویژه دبیرستان .

۷ – احساس بی توجهی نسبت به عقاید و نظریات آنها توسط مسئولین مدرسه .

۸ – عدم آگاهی از مزایای مشارکت در امور مدرسه .

به جز موانع فوق كه در ارتباط اولیا با مدرسه مورد توجه قرار گرفتند ، موانع دیگری نیز باعث عدم مشاركت اولیا در امور مدرسه می گردد كه از جمله ی آنها فقدان مكان مناسب برای حضور اولیا در مدرسه و برقراری ارتباط با مربیان ، فقدان قوانین ومقررات شفاف در زمینه ی حقوق اولیا ، كم توجهی برخی مدیران آموزش و پرورش در استان ها و مناطق به انجمن اولیا و مربیا ن، عدم استفاده ی مناسب از رسانه های ارتباط جمعی از جمله تلویزیون در جهت اطلاع رسانی در این زمینه كمبود منابع و امكانات انجمن اولیا و مربیان را می توان ذكركرد .

سایر کاستی ها جلب مشارکت مردمی:

كاستی های جلب مشاركت مردمی را در عوامل ذیل می توان یافت:

۱. ضعف مدارس در برقراری ارتباط با اولیاء و اطلاع رسانی صحیح و به موقع.

۲. ضعف در برنامه ریزی و عملكرد یا ناهماهنگی در نگرش ها و تصمیم گیری هابا توجه به گوناگونی مدارس از نظر آموزشی ، اجتماعی و فرهنگی.

۳. فعال نبودن دانش آموزان در امر مشاركت.

۴. فعال نبودن معلمان در امر مشارکت.

۵. نبود تبلیغات و آگاه سازی برای جلب مردم به مشارکت .

استفاده از مطلب باذکر منبع بلامانع است

 

 





موضوع: راهنمای والدین، شورای مدرسه، انجمن اولیاء و مربیان ، مدیریت مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/09/9 ] [ 09:15 ق.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

انواع هوش و روشهای پرورش آن

نام کتاب :انواع هوش و راهکار های پروش ان

نام کتاب :انواع هوش و راهکار های پرورش ان

رشد مغزی کودک


بزرگی می گوید : اگر می خواهید برای کودک خود سرمایه ای بعنوان ارث باقی بگذارید بهترین کار آنست که تا زمانیکه در قید حیات هستید بر روی هوش کودک خود سرمایه گذاری کنید تا گرانبهاترین سرمایه و ارث را به او هدیه دهید .
این سوال همیشه در ذهن شما مطرح است . آیا هوش ارثی است یا اکتسابی؟ آیا هوش همان IQ است که کودک من از والدین خود به ارث برده و محیط نمی تواند نقشی در آموزش او داشته باشد؟چگونه می توانم کودکم را آموزش دهم ؟ از چه سنی کودک من آموزش پذیر و قادر به دریافت امور می باشد ؟ چرا کودک من نمی تواند مانند همسالانش خوب نقاشی بکشد ؟
در گذشته تصور بر آن بود که کودکان با ذهنی خالی پا به جهان می گذارند و به مرور زمان در سنین بالاتر و در طول یک عمر زندگی در اثر تجربه امور را یاد می گیرند . در اوایل قرن بیستم بود که دانشمندان دریافتند که مغز نوزادان ظرفیتی چند برابر یکی از پیچیده ترین و قدرتمند ترین ابر کامپیوترهای دنیا را دارد . مغز آنها توانایی ذخیره ” عدد یک که جلوی آن صد کیلومتر صفر باشد ” اطلاعات یا خاطرات را دارد . تکنیک های مدرن تصویربرداری مغز نشان میدهد هوش کودکان نیز نه تنها ارثی نیست بلکه به شدت تحت تاثیر محیط می باشد . به خصوص در ۷ سال اول زندگی، رشد ذهنی کودکتان در محیط می تواند با ایجاد عادات خوب در نظم ، خوردن ، خوابیدن ، علاقمندی به کتابخوانی ، سرگرمیهای مفید رعایت ادب و اجتماعی بودن و …. به سرعت شکل بگیرد . درحقیقت آنچه شما امروزه از عادات و علایق نسبت به امور در خود می بینید بازتاب سرمایه گذاری است که والدین شما در این دوره از زندگیتان برای پرورش هوش و ایجاد عادات صحیح در شما کرده اند .
کتاب حاضر به شما کمک می کند تا با عملکرد رشد مغزی و ضرورت پرورش هوش کودکتان آشنا شوید و بدانید تصور اینکه هوش یعنی IQ و کودکان از طریق ارثی از والدین خود دریافت میکنند صحیح نمی باشد . هم چنین تصور اینکه کودک شما تنها یک هوش دارد اشتباه می باشد ، زیرا شخصی به نام گاردنر هوش افراد را به ۹ گروه طبقه بندی کرده که تحت تاثیر وراثت نبوده و در محیط می تواند پرورش پیدا کند . بنابراین طبق نظر گاردنر اگر کودک شما نمی تواند امور ریاضی و اعداد را به خوبی درک کند دلیل بر کم هوشی او نیست بلکه ممکن است هوش موسیقی او بالاتر باشد و بهتر شعر بخواند و احساسات قوی تری داشته باشد . یا اگر هر چقدر برای کودکتان با کلام توضیح می دهید که که امری را انجام ندهد و او به شما توجه نمی کند ممکن است کودک شما هوش کلامی پایینتری داشته باشد و در عوض هوش بدنی بالاتری دارد و شما از طریق بازی و فعالیتهای ورزشی می توانید کودکتان را با خود همراه کنید . لذا آشنایی با این هوش ها به شما کمک می نماید تا استعداد های کودکتان را شناسایی کرده و بتوانید با او ارتباط برقرار کرده و با شناسایی علایق کودکتان علاوه بر آن که بهتر می توانید او را آموزش دهید با توانمندی هایش آشنا می شوید و از به هدر رفتن پتانسیل های وجودی او جلوگیری می کنید.





موضوع: روشهای ایجاد انگیزه یادگیری، راهنمای والدین، معیارهای استعدادیابی، هوش و خلاقیت،
ادامه مطلب
[ 1391/04/23 ] [ 10:27 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

مفاهیم اوقات فراغت دانش آموزان

اوقات فراغت دانش آموزان

اوقات فراغت دانش آموزان

غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان و برنامه ریزی صحیح، اصولی و هدفمند برای هدایت رفتاری و شكوفا كردن استعدادهای خدادادی این عزیزان از مهم ترین اركان فلسفه وجودی نظام تعلیم و تربیت است فضای مدرسه هر چند هم از امکانات پرورش و مربیان کار آمد برخوردار باشد به تنهایی نمی تواند سکوی نیازهای روانی و تربیتی کودکان، نوجوانان و جوانان باشد.

 

دانش آموزان هم واره ساعاتی را در مدرسه به تحصیل علم می پردازند و بخش دیگری از اوقات خود را در خانه و والدین می گذرانند زمان دیگری نیز وجود دارد که سازندگی و یا بهم ریختن شخصیت آنان نقش چشمگیری دارد و آن زمانی است که دانش آموزان همواره ساعاتی را نه در مدرسه و نه در خانه اند و به اصطلاح در اوقات فراغت خود بسر می برند لذا در مقوله کردن و غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان همیشه سؤالاتی نظیر غنی سازی اوقات در کجا، چگونه و زیر نظر چه کسانی و با استفاده از کدام امکانات و بر اساس چه بر نامه ای و چه مصالحی... به ذهن والدین گرامی و افراد مختلف جامعه خطور می کند و هم واره یافتن پاسخ برای اینگونه سؤالات کار آسانی نیست لذا دانش آموزان پرورش و سازمان دانش آموزان به عنوان متولیان امر تعلیم و تربیت می توانند با ارائه فعالیت های متنوع جذاب با نشاط هدفدار زمینه رشد و شکوفایی استعدادهای درخشان دانش آموزان را در ابعاد مختلف اعتقادی اجتماعی سیاسی فرخندگی تکنولوژی و... را به منظور تحقیق علمی شمار و مدرسه تعطیل می شود.

 

اوقات فراغت دانش آموزان

اما تربیت تعطیل نمی شود با وجود اوقات فراغت در ایام تابستان و دوران طلایی دانش آموزان را با برنامه ریزی نهایی مناسب و با ارائه برنامه های مختلف از جمله:

فرهنگی، ورزشی، مهارتی، اردویی، هنری، بهداشتی و غیره پربار نمود. ضرورت انجام این کار در عرصه کنونی با نگاهی به تهاجم همه جانبه فرهنگی دشمن و بالابودن جمعیت جوان پویا و با نشاط جامعه بسیار ملموس و محسوس می باشد، در این راستا همانگونه که اشاره شد می توان با برنامه های متنوع و انجام فعالیت های مختلف به روش کلاسیک و غیر کلاسیک از قبیل برگزاری اردو، بازدید مسابقات، نمایش فیلم، اجرای جنگ شادی، مطالعه و تحقیق، کتابخانی و مهارت های فنی الکتریکی و با استفاده از توان فکری و اجرایی و امکانات آموزشی و تربیتی موجود در آموزش و پرورش مساعدت های برون بخشی و جلب مشارکت های دانش آموزان و اولیاء گرامی آنان به طور نسبتا گسترده نسبت به تشکیل مراکز فعالیت های تابستانی در سطح مدارس و کانون ها اقدام نمود.

 

اهداف:

* غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان

* استمرار فعالیت های تربیتی و پرورشی در ایام تابستان

* ارتقاء بینشی دینی اعتقادی و اجتماعی و مهارت های فنی و هنری ... دانش آموزان

* تقویت روحیه خود باروری و مسئولیت پذیری دانش آموزان

* تامین سلامت جسمی و روحی دانش آموزان با شرکت در برنامه های شاد و آموزنده

* ایجاد بستر مناسب برای پرورش استعدادها و خلاقیت ذاتی دانش آموزان

* استفاده از نیروی دانش آموزان دز زندگی

* ارتقا سطح علمی و آگاهی دانش آموزان و بالا بردن و تقویت توانمندی های دانش آموزان

* پاسخ به نیازروز افزون دانش آموزان به اطلاعات علمی و ایجاد انگیزه برای فعالیت بیشتر

* اگر در زمان فراغتش فاقد هر گونه برنامه مشخص باشد زمان به بطالت بگذرد آن و اخلاء فراغت می نامند اما اگر بخشی از زمان فراغت با یک برنامه همراه باشد به زمان فعال فراغت نام می نهند.

اوقات فراغت دانش آموزان

تعاریف فراغت:

پس از بررسی اوقات فراغت از لحاظ لغوی به بررسی تعاریف گوناگون آن از دیدگاه متخصصین می پردازیم.

 

کارلسون در سال 1979 در کتاب تفریح و فراغت پس از بررسی تعاریف گوناگون به طبقه بندی آن ها اقدام نمود.

 

تعریف فراغت از نظر سازمان ملی جوانان:

نظر سازمان ملی جوانان با بررسی تعاریف مختلف، مبتنی بر سه رویکرد است:

1- فراغت به مثابه زمان:

اوقات فراغت زمانی است که آن چه را که می توانیم انتخاب می کنیم.

 

2- فراغت به عنوان فعالیت:

اوقات فراغت فراغت فعالیتی است که موجب ابراز وجود وخود شکوفایی فردی است.

 

3- فراغت به عنوان یک تجربه درونی:

توجه به وضع روحی روانی جهت گیری گرایش ها شرایط و تجربه در ارتباط با فراغت است.

 

تعریف فراغت از منظر رویکردهای مختلف:

فراغت به مثابه زمان:

به نظر پیل:

اوقات فراغت باقیمانده زمانی است که اجباراً برای برآوردن نیازهای کاری و معیشتی مصرف می شود. اوقات فراغت زمانی است که می توانیم آنچه را که انجام می دهیم انتخاب کنیم. اوقات فراغت زمان آزاد است. بر اساس این تعریف چارلز برایت پیل دو عنصر مشترک را به عنوان زمان با هم ادغام می کند اهمیت این نظریه در آن است که فراغت به عنوان زمان قابل محاسبه و کمیت پذیر است و با این سوال که چه مقدار زمان به فعالیت های فراغتی مشغول هستید؟

می توان آن را به کمیت قابل محاسبه تبدل کرد.

 

دیگر آنکه کمیت پذیری زمان فراغت امکان مقایسه فراغت بزای افراد متفاوت و گروه های اجتماعی مختلف را فراهم سازد.

دو مفهوم برای فراغت مطرح می باشد: یکی مفهوم ریاضی و دیگری مفهوم کلی فراغت به نظر آن ها مفهوم کلی

فراغت عبارت است از:

مقدار ساعتی که پس از کسر خواب و سایر اعمال حیاتی از 24 ساعت باقی می ماند.

در مقاله بعدی به شرح اوقات فراغت خواهیم پرداخت.

 پیشنهاد سایت ما به  مدارس و اولیا محترم :

البته وزارت  آموزش و پرورش قرار بوده که پیک تابستانه را در مدارس بین دانش آموزان توزیع کند ولی تا کنون انجام  این مهم نهایی نشده است...شما والدین می توانید از مدیران مدارس دانش آموزانتان توضیح لازم را درخواست کنید./

 

پیک تابستانه

پس از استقبال دانش آموزان و مدیران مدارس از پیک نوروز  ٩١، پیک تابستانه  ٩١ تقدیم دانش آموزان عزیز میشود. شركت جامعه مجازی پویا، یكی از بزرگترین تولید كنندگان نرم افزار در رده ی كودكان و نوجوانان می باشد که فعالیت های خود را از سال ١٣٧٩ در تهران آغاز كرد.این شركت در حال حاضر تمامی پیك های شادی مدارس هوشمند را به نرم افزار چند رسانه ای تبدیل كرده است.حمایت های ارزنده ی آموزش و پرورش،لوح حاضر با قیمتی باور نكردنی در اختیار مدیران و دانش آموزان عزیز قرار خواهد گرفت .

قیمت : ٣٥,٠٠٠ ریال


معرفی طرح

پیك تابستانه ٩١ در پی اجرای موفق آمیز طرح " تام " یا " تكلیف الكترونیكی مدرسه "، جدیدترین محصول این شركت می باشد؛ ارائه این محصول با كسب تأییدیه‌های وزارت آموزش و پرورش توسط سازمان گسترده فروش در سطح كشور توزیع می‌گردد.

شایان ذکر است سرگرمی ها و بازی های رایانه ای نسبت به سال گذشته بیشتر و پرهیجان تر و همراه با یادآوری نكات درسی برای جلوگیری از فراموشی دروس در ایام تعطیلات تدارك دیده شده است.

 

این پیک علمی تشکیل شده از:

آموزش و آزمون

شامل پرسش هایی ازدروس ریاضیات، علوم و بخوانیم و بنویسیم در مقطع ابتدایی و ریاضیات،علوم، زبان انگلیسی و زبان عربی در مقطع راهنمایی که در قالب های تستی، جای خالی، سوال و جواب، تصویر و کلمه، جورچین(پازل)و وصل کردنی قابل اجرا می باشد.


گنجینه و پاداش

پس ازانجام آزمون ها، دانش آموزان می توانند به ازای میزان امتیازهایی که کسب نموده اند بازی های رایانه ای جذابی از گنجینه ی پیک، پاداش بگیرند.


سرگرمی

شامل مهارت های زندگی، بازی های فکری، کارگاه های نقّاشی، پازل، دست سازه های علمی، انیمیشن، کارتون و داستان های امثال. راهنمایی)، کارتون، گالری عکس، كلیپ‌های دیدنی و ایران‌شناسی (آشنایی با استان‌های ایران)


 

قرآن و حدیث

شامل : کلام وحی (با صدا)، کلام بزرگان.

 

ارزیابی و گزارشات خودكار

عمل کرد دانش آموزان در بخش محتوای علمی و بازی به صورت خودکار ارزیابی می شود و این قابلیت وجوددارد که نتایج آن به سه صورت (پرینت، کپی بر روی CD و ارسال اینترنتی) و در 8 مرحله جداگانه در اختیار مدرسه و یا اولیاء دانش آموزان قرارگیرد. مدرسه و یا اولیاء دانش‌آموز قرار گیرد.





موضوع: راهنمای والدین، مدیریت مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/03/12 ] [ 12:18 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

فلسفه برای کودکان و تحول در نظام آموزش و پرورش

گفتگو با سعید ناجی عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
منیره پنج تنی

http://www.ettelaathekmatvamarefat.com

نام «سعید ناجی» برای کسانی که به نحوی با مبحث فلسفه و کودک سروکار دارند، آشناست. نام او با "فلسفه برای کودکان" پیوند خورده است. ناجی برای معرفی، تعلیم، تدوین و بررسی برنامه فلسفه برای کودکان در ایران تلاش کرده و آثاری را در این حوزه تألیف و ترجمه نموده و همچنین با بنیان گذاران این رشته گفتگو کرده است. او اکنون عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است. برای بررسی برنامه فلسفه برای کودکان در ایران و همچنین آسیب شناسی آن نزد سعید ناجی در محل کار و پژوهش او رفتیم تا با گذشت ده سال از زمان ورود این برنامه به ایران جوانب مختلف آن را تحلیل و بررسی کنیم.

***

به اندازه کافی در آثار منتشر شده در قالب کتاب، مجله و روزنامه عبارت "فلسفه برای کودکان" (p4c) تعریف شده است. اما این تعدد تعاریف در پاره ای موارد سبب سردرگمی خواننده نیز می شود. بنابراین از آنجا که هدف من در این گفتگو بررسی و آسیب شناسی برنامه p4c در ایران است از شما می خواهم برای رفع هر گونه ابهام و رسیدن به فضایی مشترک به طور مختصر "فلسفه برای کودکان" را تعریف کنید.
همان طور که خودتان هم در سؤال مطرح کردید تعاریف مختلفی از فبک که مخفف "فلسفه برای کودکان" است و همچنین از معادل انگلیسی آن یعنی p4c که معادل Philosophy for Childern و pwc  که معادل Philosophy with Childern  است، در کشور ما وجود دارد. برای این که مشخص کنیم معنای واقعی "فلسفه برای کودکان" چیست؟ در ابتدا بهتر است تعاریفی را که به نادرست از این مفهوم شده است مطرح کنیم سپس به سراغ معنای واقعی این واژه برویم. 1) بعضی از افراد و حتی استادان به محض اینکه با این واژه رو به رو می شوند حدس می زنند که منظور از فلسفه در این جا همان فلسفه آکادمیک و فلسفه ای است که در دانشگاه برای دانشجویان از دوره لیسانس تا دکترا آموزش داده می شود؛ پس به سرعت می گویند اصلاً چنین امری ممکن نیست. اما مراد ما از واژه فلسفه در عبارت "فلسفه برای کودکان" اصلا این معنی فلسفه ارائه شده در دانشگاه نیست. 2) بعضی از افراد گمان می کنند که منظور ما از فلسفه در اینجا ساده کردن مفاهیم فلسفی بزرگسالان برای کودکان است و می گویند از آنجایی که نمی توانیم مطالب فلسفی دانشگاهی را به بچه ها آموزش دهیم با ساده کردن مفاهیم امر آموزش به کودکان ممکن می شود. به عنوان مثال کتاب "دنیای سوفی" را مطرح می کنند. این تعبیر هم از معنای فلسفه در اینجا اشتباه است؛ زیرا فلسفه برای کودکان هدفش آموزش مفاهیم ساده شده کلاسیک فلسفی نیست.3) برخی دیگر که بسیار افراطی اند می گویند، فلسفه برای کودکان اصلا فلسفه برای کودکان نیست بلکه فقط این است کودکان دور هم می نشینند، داستانی می خوانند و بعد فقط نتایجی از این داستان می گیرند. این هم برداشت اشتباهی ازمعنای فلسفه در برنامه p4c است. 4) گروه دیگری بر این نظرند فلسفه در عبارت "فلسفه برای کودکان" به معنای پرسش فلسفی است. البته این تعریف بخشی از تعریف مد نظر ما را پوشش می دهد اما کامل نیست؛ زیرا فقط سؤال کردن برای فلسفی کردن یک موضوع کافی نیست. یعنی سؤال همراه با  تحقیق برای جواب می تواند معنای فلسفه را در برنامه p4c آشکار کند.
پس از بررسی تعاریف سلبی از واژه فلسفه در عبارت "فلسفه برای کودکان" به نظر می رسد آرام آرام به معنای اصلی  واژه فلسفه در این ترکیب نزدیک می شویم.
بله. برای روشن تر شدن این  تعریف به دوره سقراطی بر می گردیم. می بینیم در آن زمان فلسفه به معنای مطالعه متون به جا مانده از فیلسوفان قبلی نیست. بلکه سقراط کسی است که در بازار مکاره با کودکان و بزرگترها و به طور کلی مردم عادی به گفتگو می نشیند. هدف سقراط این است که با دیالوگی که بین افراد اتفاق می افتد آرایشان را استخراج کند و به افراد اجازه بدهد که نظراتشان را بیان کنند. و همچنین به بقیه افراد یاری می رساند که آرای او را نقد کنند. در این تأمل و تضارب آراء، حقیقت از ذهن و زبان افراد بیرون می آید. سقراط به دنبال این نیست که مردم را مجبور کند تا نظرات او را بپذیرند. بنابراین در اینجا پرسش خوب، درست بیان کردن، تأمل کردن و گفتگو کردن همگی دخیل هستند. سقراط هم سبب به وجود آمدن سؤال می شود و هم افراد را وادار به تحقیق می کند برای این که افراد به دنبال کشف حقیقت بروند. این معنا از تحقیق که سقراط پیش می برد همان معنایی است که واژه فلسفه در عبارت فلسفه برای کودکان دارد. در کلاس های فلسفه برای کودکان هم این اتفاق می افتد. مربی کودکان را وادار می کند که سؤال های خودشان را مطرح کنند و الگویی برای کودکان ایجاد می کند که به سراغ یافتن پاسخ پرسش هایشان بروند. البته معلم به صورت نظری مطرح نمی کند که بچه ها شما باید این گونه و از این روش به دنبال پاسخ پرسش هایتان بروید بلکه معلم بیشتر به صورت یک محقق ظاهر می شود یا حتی داستان ها به گونه ای هستند که الگوی یک فرد محقق را برای کودکان و نوجوانان مطرح می کند. قدما معنایی از فلسفه مراد می کردند و می گفتند فلسفه به معنای تحقیق است. فرد در هر زمینه ای که بخواهد تحقیق کند یعنی باید به دنبال کشف سؤال برود؛ وقتی سلسله سؤال ها را پیگیری می کنیم در نهایت به یک پرسش فلسفی ختم می شود. بنابراین منظور از فلسفه برای کودکان این است که ما کودکان را به تأمل و تعمق ترغیب کنیم تا آنها بتوانند خود، محیط ، زندگی، اهداف، معنای زندگی شان را بیابند و آن را غنی تر سازند. ما نباید برای زندگی آنها معنا تعیین کنیم. همچنین کودکان باید بتوانند در مقابل فشارهای اجتماعی مقاومت کنند و بتوانند در مقابل رسانه ها که می کوشند افکار افراد را به نحوی کنترل کنند، مستقلاً تفکر کنند و تصمیم بگیرند. لیپمن جمله ای دارد که می گوید: «ما در این برنامه به کودکان و نوجوانان کمک می کنیم که ترجیحاً خودشان برای خودشان فکر کنند و تصمیم بگیرند.»
با توجه به سپری شدن زمان طولانی ازبرنامه فلسفه برای کودکان و آشکار شدن جنبه های قوت و ضعف آن، به نظر شما آیا این برنامه ای است که برای همه کشورها و هر نوع نظام آموزشی و فرهنگی مناسب است یا محدودیت هایی را دربردارد؟
به نظر من این برنامه برای تمام کشورهایی که گرفتار نظام آموزشی موجود شده اند و به تدریج در آنها تأمل و تفکر و تعمق از بین رفته است مورد نیاز است. فرقی نمی کند که این کشورها پیشرفته باشند که در آنها رسانه ها حرف اول را می زند یا کشورهای عقب مانده که در آنها غریزه و تعصب حکمرانی می کند؛ به هر حال در هر دو نوع از این کشورها تفکر راه ندارد. به نظر من در سطح عمومی برای همه کشورها "فلسفه برای کودکان" لازم است به ویژه اینکه نظام آموزشی این کشورها تفکر را به کودکان آموزش نداده است. در واقع سلسله وقایعی پیش آمد که سبب شد، تفکر از میان مهارت هایی که کودکان می آموزند برچیده شود.
بر اساس تأکید شما بر اینکه برنامه "فلسفه برای کودکان" برای همه کشورها لازم است. به نظر شما آیا این برنامه عیناً برای همه کشورها لازم است، یا در مواردی نیازی به بومی سازی وجود دارد؟
اولا خود این برنامه به ما می گوید، اصلاً لازم نیست که شما عینا من را در کشورتان اجرا کنید. در مصاحبه ای که من با "ماگارت شارپ" انجام دادم برای همه کشورهایی که می خواهند داستان ها و برنامه را ترجمه کنند، پیشنهاداتی ارائه کرده و گفته است: «یک سری ارزش های بین المللی مانند حقوق بشر وجود دارد که می توانیم آنها را در همه کشورها نگه داریم اما یک سری ارزش های منطقه ای وجود دارد که خود برنامه به ما این امکان و اجازه را می دهد که این دسته از برنامه ها به نحوی تنظیم شوند که با فرهنگ آن کشور سازگار باشند. همچنین یکسری ارزش های فرایندی وجود دارد.» من این دسته از ارزش ها را ارزش های مربوط به انجام کار می دانم. به عنوان مثال وقتی فرد می خواهد تصمیمی بگیرد اگر آن را به لحاظ منطقی چک کند، این یک ارزش فرایندی است. و این دسته از ارزش ها در همه کشورها مقبول است. مثال بهتری می زنم، ما در کشورمان به کودکان ریاضی یاد می دهیم. مثلا می گوییم. 4=2+2 و این در همه جای دنیا مورد قبول است و جزء ارزش های فرایندی است به نحوی  که کسی نمی تواند منکر آن شود. وقتی کودک ما این عملیات ریاضی را می آموزد وقتی برای خرید به سوپر مارکت مراجعه می کند، فروشنده نمی تواند او را فریب بدهد، مثلا پول دو پفک را از او بگیرد درحالی که به او یک پفک می فروشد. در واقع می خواستم از این مثال به این دلیل استفاده کنم که بگویم ارزش های فرایندی به مهارت های فرد اضافه می کند. و این مهارت ها مربوط به یک کشور خاص نیستند. پس اینکه ما در طرح و  بیان سؤال تحقیق کنیم همه این ها به ارزش های فرایندی مربوط است.
بنابراین بر اساس توضیحات شما معنای بومی سازی به ارزش های منطقه ای معطوف می شود. در اینجا برای اینکه گفتگوی ما هم روشن شود، در مورد این ارزش های منطقه ای مثال بزنید.
برنامه "فلسفه برای کودکان" کتاب های درسی را تغییر داده و به صورت داستان در آورده است. این داستان ها می توانند متأثر از فرهنگ کشور داستان نویس باشند. مثلا نروژی ها یا استرالیایی ها داستان هایی متأثر از فرهنگ کشور خودشان می نویسند. بنابراین این داستان ها ممکن است کاربردی در فضای ایرانی نداشته باشند. همان طور که برخی از فیلم ها یا رمانهها وارد کشور ما می شوند، در حالی که افراد با آن ارتباط برقرار نمی کنند. برای تبدیل ارزش های یک کشور هم راه حلی وجود دارد. مثلا اگر یک داستان هندی به حرام بودن کشتن گاوها اشاره می کند ما از آن داستان را استفاده می کنیم اما گاو را با یک حرام دیگر جایگزین می کنیم.
به نظرم حتی در مواردی بهتر است که ما به جای تغییر دادن جزییات و مثال ها ریشه ای تر عمل کنیم یعنی به سراغ مفاهیم برویم. مثلا در همین مثال گاو به جای تغییر آن به چیز دیگر  از مفهوم آن شروع کنیم و با کودکان راجع به حلال یا حرام بودن گفتگو کنیم.
بله. اینچنین است.
اما پرسش دیگری دارم که به مسأله بومی سازی بر می گردد و به آن جمله مذکور شما اشاره دارد که گفتید که «فیلم ها یا رمان هایی در وارد کشور ما می شود که چون با فضای ایرانی مأنوس نیستند، افراد با آن ها ارتباطی برقرار نمی کنند.» اما من با شما در مورد این امر موافق نیستم. چون در میان کشورها تعدادی از آنها بیشتر از حد معمول در کشور ما شناخته شده هستند.  زیرا در ایران هر هفته زمان بسیار زیادی به پخش، تکرار و تکرارِِِ سریال های کره ای اختصاص دارد. از طرف دیگر نوجوانان ایرانی از طریق خرید فیلم، خواه از طریق فروشندگان غیر مجاز، خواه از طریق مؤسسه رسانه های تصویری که فیلم های مربوط به فرهنگ های دیگر مثل فرهنگ آمریکایی را دوبله و پخش می کنند، با فرهنگ کشورهای مختلف آشنا هستند. درحالی که یک کودک آمریکایی از طریق رسانه های کشورش با فرهنگ ایرانی آشنا نیست! اما صرف نظر از نتایج این عمل رسانه ها کودکان ایرانی با بخش هایی از فرهنگ برخی کشورها آشنا هستند.  این مقدمات برای ذکر این نکته بود که گاه این امر بر افراد مشتبه می شود که هدف از بومی سازی یعنی اینکه سریعاً اسامی را از بیل و کیت به دارا و سارا تغییر دهیم درحالی که کودکان و نوجوانان ایرانی با اسامی و فرهنگ های بسیاری - جدا از نتایج مثبت و منفی آن – آشنا هستند.
بله. مطالب مهمی که شما مطرح کردید درباره فیلم ها و سریال ها وجود دارد. اما چون هدف دیگری در داستان های فلسفه برای کودکان وجود دارد گاه ممکن است داستان های خارجی هم مفید باشد که البته  بستگی به هدف آنها دارد. در این داستان ها از یک رخداد بسیار کوچک که سبب تداعی واقعه ای در زندگی آنها می شود گفتگویی درباره یک مفهوم مهم شکل می گیرد. مثلا داستان این است که کودکان در حال بازی فوتبال هستند، توپ آنها به داخل منزل همسایه می افتد، همسایه توپ را به کودکان پس نمی دهد و کودکان هم  شیشه منزل او را می شکنند. همسایه نیز توپ کودکان را پاره می کند. این داستان ممکن است به اشکال دیگری برای کودکانی که در کلاس فلسفه برای کودکان شرکت می کند، اتفاق افتاده باشد. این داستان سبب می شود؛ کودکان تجاربشان را به یاد بیاورند و آنها را مطرح کنند و سؤال هایی در آن زمینه بپرسند. مثل اینکه آیا کار همسایه مبنی بر ندادن توپ و پاره کردن آن درست است؟ آیا کار کودکان در مورد شکستن شیشه منزل همسایه درست است؟ و پرسش هایی از این دست. بر اساس پاسخ هایی که کودکان می دهند و گفتگویی که بین آنها شکل می گیرد به مباحثی مانند حق و حقوق دیگران، تعدی، انصاف و عدل می رسیم. مثلا اگر قرار باشد این داستان در کشورهای مختلف استفاده شود، باید نوع ورزش مذکور در داستان به ورزشی که در هر کشوری مرسوم است تبدیل شود. این داستان ها راهی برای گفتگو و تفکر، یادگیری و خود اصلاحی است. نکته مهم این است که داستان های فلسفه برای کودکان نمی خواهند ارزش خاصی را به کودکان تعلیم دهند. اشتباهی که عده ای خاص به آن دچار می شوند این است که فکر می کنند باید داستان ها بومی شوند زیرا قرار است ارزش خاصی را به کودکان تعلیم دهند. درحالی در فلسفه برای کودکان اصلا چنین چیزی وجود ندارد.
از آنجایی که کودکان در فلسفه برای کودکان تفکر انتقادی می آموزند این بدان معنی است که آنها می توانند خود تفکر انتقادی را هم نقد کند، بنابراین کاملا با شما موافقم که در این برنامه قرار نیست هیچ ارزش اخلاقی از پیش تعیین شده ای به کودکان القاء شود. اما باز مسأله دیگری پیش می آید. شما گفتید که ما باید بومی سازی را بر ارزش های منطقه ای متمرکز کنیم حال سؤال این است در بومی سازی وقتی ما با داستانی مواجهیم آیا فقط عناصر آن داستان را تغییر می دهیم مثلا به جای بیسبال، فوتبال می گذاریم یا اینکه ما فقط ایده اصلی داستان را که مثلا بحث در مورد انصاف است، اخذ می کنیم سپس داستان دیگری برای آن خلق می کنیم؟
دومی بسیار مهم تر است.
پس در نهایت معنای بومی سازی نزد شما چیست؟
ما داستان ها را مناسب فرهنگ کودکان کشورمان تغییر می دهیم. شاید شما این جمله را بومی سازی تعبیر کنید و من هم حرفی ندارم اما ازاسم استفاده نمی کنم و همان جمله مذکور را به کار می برم. مثلا ما در بحث مربوط به فرایندهای استدلالی درباره چیستی دلیل، علت، نتیجه و معلول داستانی داریم که به این مباحث می پردازد، اگر داستان نویس حرفه ای داشته باشیم این مباحث را اخذ می کند و در طرح داستانی خودش پیاده می کند. گاهی هم به این کار نیازی نیست و با تغییرات اندکی در داستان اصلی می توان از آن استفاده کرد.
به نظر شما ما قبل از بومی سازی نیاز به بررسی بیشتر و همه جانبه تر این برنامه و تحلیل دقیق تر ظرفیت های داخلی نداریم؟
بله همینطور است. اگر چیزی را خوب نشناسم چطور می توانیم آن را تكمیل یا مطابق چیز دیگری كنیم. ما باید هم این برنامه را به خوبی بشناسیم و هم فرهنگ و نیازهای كودكان ونوجوانان كشور خودمان را. بدون شناخت اینها مطمئنا آسیبهای جبران ناپذیری به این برنامه و درپی آن به فرهنگمان خواهیم زد.
اگر قرار باشد تمام ارکان برنامه  p4c را بومی و متناسب با فرهنگ هر جامعه ای کنیم، مثلا اگر برنامه و داستان ها و کتاب های راهنمای آن در هر کشوری به گونه ای تهیه شوند که با مقدسات آن کشور در تضاد نباشند و در عین حال به کودکان این اجازه را ندهند که از خطوط قرمز رد شوند، به نظر شما این امر با اصول این پروژه تعارض ندارد؟ زیرا به نظر می رسد ما را در یک جدال بزرگ سانسوری می اندازد!!! (که البته با توجه به ویژگی های پروژه این نوع سانسور، مهارت خاصی نیز می طلبد.)
به نظرم تصور شما از بومی كردن فعالیتی رادیكال است كه كل اركان را تغییر می دهد. ولی بنده فكر نمی كنم این گونه باشد. بومی كردن اصولا باید ویژگی های جهانی و مطابق را حفظ كند. مثلا اگر شما بخواهید ریاضیات را بومی كنید باید اصول ضرب و تقسیم را حفظ كند ، نمی تواند بگویید در ریاضیات بومی دو دوتا پنج تا می شود.
آیا داستان های فلسفه برای کودکان از شهر به شهر و از منطقه به منطقه تفاوتی دارند؟


ادامه مطلب


موضوع: روش تدریس فعال (پژوهش محور)، دستاوردهای جدید محققان، راهنمای والدین، دانشمندان آموزش و پرورش، روش های تدریس، خدمات مشاوره ای در مدرسه، مطالب آموزنده برای اولیاء ومربیان،
ادامه مطلب
[ 1391/01/20 ] [ 01:51 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

مصاحبه با رئیس کمیته جهانی یادگیری در همه طول عمر

UNESCO

سرعت سرسام آور فناوری وکهنه شدن دانش‌ها و مهارت‌ها، روزآمد کردن دانش را طلب می‌کند. ایو آتو رئیس کمیته جهانی “یادگیری در همه طول عمر” در گفتگو با یورونیوز می‌گوید پروژه‌های متفاوت این کمیته ۷ میلیارد نفر در تمام دنیا تحت پوشش خود دارند.

 امروزه مسئله آموزش در طول همه عمر، امر پذیرفته شده‌ای است. نظر شما به عنوان رئیس کمیته جهانی یادگیری در همه طول عمر در این باره چیست؟

ایو اتو، رئیس کمیته جهانی یادگیری در همه طول عمر:در حقیقت ما باید یادگیری در همه طول عمر را، به عنوان یادگیری از کودکی تا پایان عمر بدانیم. این شامل آموزش در خانواده، مدرسه، آموزش فنی یا حرفه‌ای، آموزش عمومی و عالی می‌شود. حتی شامل آموزش کودکان در وقت آزاد آن‌ها هم نوعی آموزش است. دغدغه ما تنها یک میلیارد ونیم دانش آموز و دانشجو رسمی در دنیا نیست، دغدغه ما هفت میلیارد دانش آموز در چارچوب یادگیری در همه طول عمر است. همه دنیا در حال یادگیری است.

سازمان شما، کمیته جهانی دقیقا چه کاری انجام می‌دهد؟

ایو اتو، رئیس کمیته جهانی یادگیری در همه طول عمر:در حال حاضر یک نهاد غیر دولتی هستیم، یک پروژه تحقیقی مشارکتی با یونسکو داریم. ۸۰ نمایندگی ما درکشورهای مختلف نیز در آن همکاری دارند.

ما جلسات کاری برگزار می کنیم که اولین آن سال ۲۰۰۸ در مقر سازمان یونسکو انجام شد. دومین آن در شانگهای و بزودی سومین نشست را در مراکش در اکتبر ۲۰۱۲ برگزار خواهیم کرد. در این نشست‌ها نظرات و ایده‌های جدید در باره یادگیری در همه طول عمر را به بحث می‌گذاریم.

چرا باید در همه عمر بیاموزیم؟

ایو اتو، رئیس کمیته جهانی یادگیری در همه طول عمر:به نظر من سه دلیل اصلی وجود دارد که ما انسان‌ها را همیشه به چالش می‌کشد. این سه دلیل یادگیری در طول عمر را ضروری می‌کند. اولین، سرعت سرسام آور تغییر و تحول در دنیای فناوری و تاثیر آن در زندگی ما است. توسعه فناوری و روزآمد شدن لحظه‌ای آن، انگیزه‌ای برای یادگیری دائمی است.

دلیل دوم، شاغلان و متخصصان مایل هستند دردوره‌های متفاوت زندگی در مناطق و حوزه‌های مختلف کار کنند. دلیل سوم کهنه شدن دانش است. جهانی شدن و سرعت پیشرفت فناوری‌ها، باعث کهنه شدن دانش و مهارت‌ها می‌شود. این‌ها در مجموع ما را مجبور به روزآمد کردن دانش و روشن نگه داشتن دائمی موتور مغز می‌کند.

یورونیوز






موضوع: روشهای ایجاد انگیزه یادگیری، دستاوردهای جدید محققان، راهنمای والدین،
ادامه مطلب
[ 1391/01/7 ] [ 10:54 ق.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

تعلیم و تربیت از دید سقراط

"تعلیم و تربیت از دید سقراط "

سقراط در 469 پیش از میلاد در آتن زاده شد. پدرش سنگ‌تراش و مادرش ماما بود. گرچه او از چهره و اندام مناسبی برخوردار نبود اما اخلاق خوبی داشت. از سوی دیگر گرچه فکر او خلاق نبود، اما به طور استثنایی روشن، انتقادی و مشتاق بود. او صرفاً اندیشمند نبود، بلکه به راستی یک فرد مذهبی و متدین بود. او هیچ اثر مکتوبی از خود بر جای نگذاشت، اما تعدادی از مباحثات وی با ساکنین شهر آتن توسط شاگرد معروفش افلاطون و همچنین مورّخی به‌نام گزنوفون به‌طور مکتوب ثبت شده‌اند (کاپلستون، ج1، 1375؛ صص120-116).

سقراط که پدر فلسفه خوانده می‌شود، با نحوه تدریس سوفسطائیان مخالفت کرد. سوفسطائیان به شاگردان خود می‌آموختند که چگونه در مباحثات، به سؤالات مختلف جواب‌های زیرکانه‌ای بدهند. ولی سقراط شاگردانش را تشویق می‌کرد تا در دنیای اطراف خود، جستجو کرده و مطابق با ندای وجدان خود زندگی کنند، حتی اگر این کار، آنها را در جهت مخالف با حکام کشور قرار دهد (کرسون, 1346).

سقراط بسیاری از بزرگان آتن را که ادعای علم و دانش داشتند، به همین نحو محکوم ساخت واین برای آنان خوشایند نبود. عاقبت این فشارها همراه با تحولات سیاسی پیش‌آمده سقراط را در سال ۳۹۹ ق.م به محکمه کشاند. با تمام این احوال و دفاعیات مستحکم وی، هیئت منصفه دادگاه که تحت تأثیر جوّ سیاسی آشفته آن ایام بود، حکم به مرگ سقراط داد. در روز موعود در حالی که خانواده و دوستان و شاگردانش گرد وی جمع شده و بی‌تابی می‌کردند، آنها را به آرامش فراخواند و پس از اینکه وصیت‌هایش را کرد، جام زهر را به آرامی سرکشید و پس از دقایقی جان سپرد (کاپلستون، ج1، 1375؛ صص137-135).

گفتگوی سقراطی:

روش عملی سقراط برای مبارزه با چنین اشخاصی این بود که با یکی از آنها وارد گفت و گو می‌شد و می‌کوشید تا از او افکارش را درباره موضوعی خاص، مثلا شجاعت بیرون بکشد. آن شخص در ابتدا فکر می‌کرد که حقیقت شجاعت را می‌شناسد و به آن آگاه است. سقراط گفتگو را به شیوه پرسش و پاسخی شروع می‌کرد و در آغاز خود را با آن چه شخص مقابلش می‌گفت، همراه نشان می‌داد. ممکن بود این گفتگو به طول بینجامد، اما سر انجام بحث را به جایی می‌رساند که شخص مقابل به نادانی خود پی می‌برد؛ یعنی به این نتیجه می‌رسید که حقیقتاً هیچ چیزی را درباره شجاعت نمی‌داند و به این صورت، سقراط به او می‌فهماند که اعتراف به نادانی، بزرگترین دانش است. این روش، روش دیالکتیک نام گرفت. وی اولین کسی بود که این شیوه را در بحث‌های فلسفی به کار برد و به همین دلیل، این روش را به نام او، دیالکتیک سقراطی می‌خوانند (کاپلستون، ج1، 1375؛ ص127).

گفتگوی سقراطی، درست همان است که یاسپرس «نبرد دوستانه و آزادانه برای دستیابی به حقیقت نامیده است». اگر هماهنگ با یاسپرس، گفتگو را از شرط‌های رسیدن به آزادی بدانیم، سقراط از پیشگامان آزادی است (نقیب‌زاده، 1372، ص17).

او غالباً اصرار می‌ورزید که معلم نیست بلكه مانند مامایی مادرش، قادر است به دیگران کمک کند تا افکارشان متولد شود. معاشرانی که همواره او را احاطه کرده بودند، دوستانی بودند که چندان حالت شـاگردی نداشته و به وی علاقه‌مند بودند و از او الهام می‌گرفتند. کسان دیگری بودند که از تند و تیز کردن دانسته‌های خود علیه او لذت می‌بردند، سایران بی‌آنکه دقیقاً بدانند، شیفته او بودند. عده‌ای از هواداران نیز بودند که از شنیدن ابطال مخالفت‌های او سرگرم می‌شدند. در میان این گروه اخیر عده‌ای از اشراف‌زاده‌های جوان بی‌مسئولیت نیز بودند که همراهی آنان با سقراط سرانجام به بازداشت و اعدام او منجر شد (کاپلستون، ج1، 1375؛ ص128).

فلسفه سقراط:

در زمانی که بیشتر تلاش‌های فلاسفه و متفکران، درباره جهان و چیستی آن بود و این که از چه موادی تشکیل شده، سقراط به پیروی از آناکساگوراس معتقد به وجود یک عقل کل در جهان گردید که به تبع آن، انسان نیز به عقل آراسته شده است و این امر وجه امتیاز انسان تلقی می‌شود. بنابراین سقراط کار اساسی انسان را شناخت مفاهیم کلی امور توسط قوه عقلانی و به‌وسیله استقراء می‌دانست. او این علم را در ذات خرد آدمی نهفته می‌دانست (کاردان، 1381؛ ص18).

سقراط اعلام کرد که باید جهان شناسی را کنار گذاشت و به انسان، و در حقیقت خودشناسی بازگشت. او بیان می‌کرد که پیام‌های مخصوصی از سروش غیبی دریافت می‌کند. در کتاب‌های تاریخی آمده‌است که روزی یکی از دوستان سقراط از سروش غیبی پرسید که آیا خردمندتر از سقراط وجود دارد؟ سروش غیبی پاسخ منفی داد. این واقعه سقراط را بر انگیخت تا ببیند که چه چیزی موجب شده تا او خردمندترین انسان باشد؛ در حالی که خود را عالم و دانشمند نمی‌داند. سرانجام به این نتیجه رسید که: او خردمندترین انسان است ، زیرا به جهل خود علم دارد و ادعای عالم بودن ندارد. از این پس، وی این رسالت را در وجود خود احساس کرد که در جست و جوی حقیقت ثابت و یقینی ، یعنی حکمت راستین باشد و به همگان نشان دهد که علم حقیقی یعنی: «علم به این که نمی‌دانم» (راسل، 1373، ص143).

سقراط علم و اخلاق را از یک‌دیگر جدایی‌ناپذیر می‌دانست و بنابراین یکی از مهم‌ترین دیدگاه‌های او که بحث‌های بسیاری در طول تاریخ تفکر برانگیخته، مسئله یکی بودن معرفت و فضیلت است. از این دیدگاه، شخص عاقلی که به حقیقت دست‌یافته است، در عمل نیز پیرو آن بوده و به بهترین نحو عمل می‌کند (کاپلستون، ج‌۱، 1375، ص130).

تعلیم و تربیت از دیدگاه سقراط:

سقراط هدف خود را فهمیدن و فهماندن حقایق و تربیت اخلاقی و سیاسی جوانان می‌دانست و مانند سوفسطاییان می‌خواست جوانان را به خوشبختی و پیشرفت رهنمون سازد. البته او برخلاف سوفسطاییان که جوانان را به نسبی‌گرایی و فرصت‌طلبی دعوت می‌کردند، جوانان را به تحصیل حکمت و داشتن شخصیتی مستقل فرا می‌خواند. در این راه، همان‌طور که ذکر آن رفت، از روش گفتگو استفاده می‌کرد و به‌جای تحمیل افکار خود به مخاطب، سعی در کشف حقیقت داشت. بنابراین، روش گفتگوی سقراطی را می‌توان روش فعال نیز نامید، چرا که او سعی می‌کرد تعلیم را از جایی که مورد علاقه مخاطب است آغاز کند (کاردان،1381، صص22-20).

روش سقراط در حقیقت دارای مراحل سه‌گانه بود: در مرحله اول عدم صراحت و وضوح ذهن افراد در باب مسائلی که طرح می‌شد آشکار می‌گشت. در مرحله دوم کوشش می‌شد تا مفاهیم در قالب تعاریف روشن جای گیرد و معانی آنها مشخص و معین گردد. در مرحله سوم اهتمام می‌شد تا تعابیر و آثار آن مفاهیم استنباط و استخراج شود (طوسی، 1354، ص22).

سقراط به مقامات دولتی توصیه می‌کند که برای مبارزه با ابتذال از هنرمندان بااستعداد و شریف دعوت کنند تا در آثار خویش زیبایی واقعی و هنر اصیل را به‌هم بیامیزند. بدین‌طریق کودکان و نوجوانان ما همانند ساکنان مناطق سالم هوای پاکی را استنشاق می‌کنند و به‌تدریج تحت تأثیر نیکی‌ها قرار خواهند گرفت و به‌سوی کمال و عشق گرایش می‌یابند (شاوارده، 1351، ص12).

سقراط معلم را وجدان عصر خویش می‌دانست و وظیفه او را بیدار کردن روح شاگرد و آگاه ساختن او می‌شمارد. به نظر او آموزش و پرورش خاص طبقه معینی نیست و همه افراد می‌توانند و باید از آن بهره‌مند شوند. خود وی نیز همه‌جا را مدرسه می‌شمرد و بدون هیچ چشم‌داشتی به آموزش و تربیت جوانان اقدام می‌کرد (کاردان، 1381، ص22).

البته دیدگاه‌های سقراط مورد نقد دیگران نیز قرار گرفت. در این خصوص حتی شاگردان او نیز مانند افلاطون بی‌کار ننشستند. افلاطون و ارسطو دیدگاه اخلاقی سقراط را مورد نقد قرار داده و کسب معرفت را برای عمل اخلاقی کافی ندانستند. از نگاه ارسطو، برای عمل اخلاقی نیاز به تقویت جزیی دیگر در وجود آدمی به‌نام اراده هستیم. برخی نیز در این‌باره از سقراط دفاع کرده و منظور او را داشتن عقیده راسخ و واقعی عنوان کرده‌اند (کاردان، 1381، ص22).




موضوع: روش های تدریس، دانشمندان آموزش و پرورش، نکاتی از اساتید جهان آموزش، راهنمای والدین،
ادامه مطلب
[ 1390/12/14 ] [ 04:07 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic