كلاس درس مبتنی بر مغز

Search Results



مغز انسان به طور متوسط 3پوند، یا تقریباً معادل 2 درصد وزن بدن است. از سویی، مغز تقریباً20درصد از اكسیژن موجود در خون را مصرف می كند. چنین فعالیت سوخت و سازی در مغز، بیانگر آن است كه انسان انرژی زیادی را برای تفكر و یادگیری به كار می گیرد.باید گفت:كاربرد یافته های مربوط به مغز در آموزش و پرورش، نقطه عطف پیوند میان علوم و آموزش و پرورش است. برای آن كه یادگیری تحقق یابد، اطلاعات باید از طریق حواس وارد حوزه آگاهی شده و توجه را جلب كند.

اطلاعات جدید، در مدت چند لحظه كوتاه در حافظه كوتاه مدت ذخیره می شود. سپس، اطلاعات از طریق مكانیزم یا ساز و كاری كه «تثبیت» نامیده می شود، پردازش می گردد و با آنچه در حافظه وجود دارد مقایسه شده؛ و سرانجام وارد حافظه بلندمدت می شود.اطلاعات،در حافظه بلند مدت چندین سال باقی می مانند. درون داد حسی اطلاعات مربوط به جهان اطراف را از راه شنیدن،دیدن،بوییدن،لمس كردن و چشیدن دریافت می كنیم.انسان ها اطلاعات بیشمار و هزاران محرك را در ثانیه دریافت می كنند. همه اطلاعات را در یك زمان محدود نمی توانیم پردازش كنیم،چون به همه اطلاعات توجه كافی نداریم.برای مثال، هم اكنون «احساس» ناشی از پای چپ خود را در نظر بگیرید. اگر توجه كافی به آن داشته باشید، می توانید اطلاعات ارسالی به مغز را از ناحیه پای چپ احساس كنید.

 

شما می توانید عریان بودن پا و بیرون از كفش بودن پایتان را از طریق تكانه های عصبی میلیون ها گیرنده حسی كه در پوست تان هست تشخیص دهید. به هر روی، انسان ها توجه به همه اطلاعات را ضروری نمی دانند و بدین سبب تلاش می كنند اطلاعات را به صورت غربال شده به مغز ارسال كنند. غربال گری اطلاعات از طریق تمركز و توجه به اطلاعات خاصی انجام می شود. چگونه می توان در كلاس درس دست به غربال گری اطلاعات زد؟ معلم در حین توضیح مطالب درس، از طریق تأكید بر مفاهیم اصلی به صورت كلامی یا غیركلامی به دانش آموزان،ممكن است بخشی از اطلاعات را كه ضروری نیستند، مورد توجه قرار ندهد و در كنار آن به اطلاعاتی توجه تأكیدی داشته باشد كه حایز اهمیت زیادی اند. دانش آموزان هم در حین خواندن یك متن زیر نكات اصلی خط می كشند یا آنها را با ماژیك علامت زن،از اطلاعات حاشیه ای و غیرضرور جدا می سازند. وقتی كه معلمی با زدن بر روی میز یا با كف زدن متوالی درصدد برمی آید توجه دانش آموزان را به مورد خاصی جلب كند، او دقیقاً «لب پیشانی» مغز آنان را هدف قرار می دهد.درحافظه كوتاه مدت بدون آن كه توجهی برانگیخته شود و تمركزی اتفاق بیفتد، امكان ورود اطلاعات به حافظه كوتاه مدت وجود ندارد.

 

از این روست كه، معلمان موظف هستند به طرق مختلفی توجه دانش آموزان را به موضوعات درسی معطوف كنند. اطلاعات فقط برای چند ثانیه یا چند دقیقه در حافظه كوتاه مدت ذخیره می شوند. در عین حال، ظرفیت حافظه كوتاه مدت محدود هم هست. بزرگسالان در یك زمان چند ثانیه یا چند دقیقه ای فقط9-7واحد اطلاعاتی را می توانند ذخیره سازند. یعنی، اگر یك فهرست 12 تایی از اسامی اشیا به یك بزرگسال داده شود، او پس از دریافت اطلاعات، در عین بازخوانی به احتمال زیاد در بهترین حالت 3 اسم را فراموش یا به یاد نخواهد آورد. وقتی 9-7 اطلاع در حافظه كوتاه مدت ذخیره شد، با ورود اطلاعات جدید اطلاعات پیشین حذف می شوند. گستره حافظه كودكان نسبت به بزرگسالان محدودتر است. معلم دانش آموزان ابتدایی باید بداند دادن زمان برای پردازش اطلاعات بسیار مهم است چون ارائه پی درپی اطلاعات به آنان سبب خواهد شد كه پیوسته چرخه فراموشی و ذخیره سازی اطلاعات تكرار شود.

 

پردازش:برای آن كه اطلاعات از حافظه كوتاه مدت به حافظه بلند مدت منتقل شود یا یادگیری انجام پذیرد، دانش آموزان باید اطلاعات دریافتی و ذخیره شده در حافظه كوتاه مدت را پردازش كنند. هر قطعه یا واحد اطلاعاتی جدید در حافظه بلند مدت باید با اطلاعات پیشین ذخیره شده در حافظه بلند مدت،پیوند زده شود تا یادگیری اطلاعات جدید تحقق یابد. برای مثال، معلم وقتی مفهوم توان را تدریس می كند، دانش آموزان این مفهوم را در ارتباط با مفهوم ضرب پیوند می زنند؛ اگر چنین پیوندی ایجاد نگردد، یادگیری توان به صورت طوطی وار خواهد بود و وقتی كه معلم زمان ماضی نقلی را درس می دهد، دانش آموزان با اطلاعات پیشین موجود در بانك حافظه بلند مدت، یعنی با «زمان گذشته ساده» پیوند می زنند. حافظه بلند مدت برای آن كه اطلاعات وارد حافظه بلند مدت بشوند و حفظ گردند، ارتباطات جدیدی بین سلول های عصبی یا نرون ها ایجاد می کندن عمل، یك تغییر فیزیكی است كه شامل تحریك ژن ها و ساخته شدن پروتئین هاست.

 

بنابراین،باید گفت: آنچه در مغز از نظر سوخت و ساز رخ می دهد، یك فرایند فیزیولوژیك است كه در بیشترین مواقع تحت تأثیر نوع تغذیه، مصرف دارو و سایر پارامترهایی است كه وضع عمومی بدن را تحت تأثیر قرار می دهد. شواهد پژوهشی جدید حاكی از آن است كه به میزان زیادی تثبیت اطلاعات در حافظه بلند مدت در خواب اتفاق می افتد. اگر شواهد پژوهشی مربوط به مغز مبنای تدریس قرار گیرد، معلم باید به منظور سنجش میزان یادگیری یا ذخیره شدن اطلاعات در حافظه بلند مدت،دست كم یك روز پس از تدریس اقدامات لازم را انجام دهد. چون در این صورت برای دانش آموزان ایجاد فرصت شده است كه یك شب اطلاعات در مغزشان فرایند تثبیت را بگذراند.

 

منبع

نازنین رادمنش

روزنامه همشهری





موضوع: شگفتیهای مغز، مطالبی برای دانش آموزان،
ادامه مطلب
[ 1392/06/14 ] [ 06:55 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

کاستاندا

کارلوس کاستاندا

معرفی

کارلوس کاستاندا نویسنده کتابهای ناوالیسم در سال 1926 میلادی در کاحامارکا- منطقه ای در پرو- متولد شد. (این بعد از مرگ اومشخص شد و کاستاندا قبلا خود را متولد 1931 و برزیلی معرفی کرده است). او در دانشکده ملی هنرهای زیبا در لیما در رشته های مجسمه سازی و نقاشی تحصیل کرده ودر نظر داشت که مجسمه ساز شود اما به اعتراف خودش فاقد خلاقیت وقدرت تخیل کافی برای این کار بوده است. کارلوس در 1951 به آمریکا مهاجرت کرد و چهارسال بعد در دانشگاه لوس آنجلس به هدف تحصیل در رشته روانشناسی ثبت نام نمود. سپس در 1959 عقیده خود را عوض کرده و دررشته مردمشناسی به تحصیل ادامه داد.در سال 1994 کاستاندا به معرفی یک سری حرکات بدنی تحت عنوان تنسگریتی پرداخت.تنسگریتی را او با تجزیه رقص های آیینی شمن هایتولتک به حرکات تکی و جدا جدا و سپس طبقه بندی آنها در چند فرم خاص ابداع نمود. اوهمچنین هسته ای متشکل از چند مرد و زن تحت عنوان Cleargreen تشکیل داد که وظیفه اش آموزش تنسگریتی ست. حرکات تنسگریتی با وجود نوپایی به سرعت شناخته شده و در حال حاضر در بیش از هشتاد کشور جهان مورد استفاده قرار می گیرد. او همچنین تلاشی نیمه کاره در انتشار یک نشریه مردمشناسی داشت که بیش از 5 شماره آن منتشر نشد.از کاستاندا مجموعا ۱۲-۱۳ کتاب در زمینه ناوالیسم به چاپ رسیده است.


نام واقعی: کارلوس سزار سالوادور آراند
تاریخ تولد: 1925/12/25
محل تولد: پرو





موضوع: معرفی شاهکارهای هنری، شگفتیهای مغز، دستاوردهای جدید محققان، دانلود مطالب آموزشی،
ادامه مطلب
[ 1391/09/24 ] [ 09:52 ق.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

زنان از این پس دیگر ونوسی نیستند


فرهنگ های عام می گویند مغز زن و مرد با یکدیگر تفاوت دارد. درست است که هورمون های زنان و مردان روی گسترش مغز تاثیرات متفاوتی دارد و تا کنون تفاوت هایی در زمینه شیوه های احساس درد، تصمیم گیری های اجتماعی و کنار آمدن با فشارهای روحی میان زنان و مردان کشف شده است اما در واقع بیشترین بخش مغز و قدرت مغزی زنان و مردان با یکدیگر یکسان است. همچنین این مطالعات شایعات موجود درباره توانایی های مختلف جنسیت های متفاوت را رد کرده است. مطالعه ای که در ژانویه سال جاری روی نیم میلیون دختر و پسر از 69 کشور جهان انجام گرفت نشان داد؛ هیچ اختلافی در توانایی محاسبه و ریاضیات میان این 2 جنسیت وجود ندارد.



موضوع: هوش و خلاقیت، دستاوردهای جدید محققان، شگفتیهای مغز،
ادامه مطلب
[ 1391/06/30 ] [ 04:27 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

ترانه‌های ماندگار و نبوغ مغز

چرا بعضی از ترانه‌ها ماندگار می‌شوند و به راحتی تا اعماق ذهن ما نفوذ می‌کنند، احساساتمان را برمی‌انگیزند و در عین القای غم, شنیدنشان برایمان لذت‌بخش است؟

یکشنبه هفته‌ای که گذشت روز بزرگی برای آدل بود، روزی که «آدل» -خواننده ۲۳ ساله بریتانیایی- شش جایزه گرمی برد. آدل در شش رشته نامزد جایزه گرمی بود که هر شش جایزه را برای آلبوم «۲۱» و دو آهنگ موفق آن یعنی «غلتیدن در اعماق» و «کسی مثل تو» گرفت. این خواننده در سه رشته اصلی (بهترین آلبوم، ترانه و آهنگ سال) برنده جایزه گرمی شد.

اما آیا ترانه‌هایی مانند «کسی مثل تو» Someone Like You از جادوی خاصی استفاده می‌کنند که اینقدر موفق می‌شوند؟ بی‌شک صدای زیبا و مؤثر و متن ترانه خیلی مهم هستند چرا که شنونده را به یاد گذشته و تجارب خود می‌اندازند و در این راه، مراکز لذت مغز را تحریک می‌کنند.

بیست سال پیش، یک روانشناس بریتانیایی به نام «جان اسلوبودا» یک آزمایش ساده انجام داد، او از تعدادی از دوست‌داران موسیقی خواست که قطعه‌هایی از ترانه‌ها را که در آنها احساسات فیزیکی مثل گریه یا مور مور شدن پوست را القا می‌کنند، مشخص کنند، از ۲۰ قطعه‌ای که به این روانشناس معرفی شد، ۱۸ تای آنها دارای ویژگی مشترکی بودند:

قبل از اینکه ترانه با ریتم اصلی خود اجرا شود، آنها با ریتم متفاوت و آهسته‌ای شروع می‌شدند، در این قسمت، نوعی انتظار در ذهن شنونده القا می‌شود. با پایان یافتن انتظار، تنش القا شده در دوره انتظار، برطرف می‌شود.

حالا تصور کنید که چند دوره انتظار و رفع تنش در یک ترانه به تناوب اتفاق بیفتند، این کار باعث یک واکنش شدیدتر می‌شود که می‌تواند احساسات شدید را برانگیزد.

«کسی مثل تو» که آدل آن را با «دن ویلسون» نوشته است، هم دقیقا از چنین فرمولی استفاده می‌کند.


آدل در پایان یک نوت طولانی، ناگهان صدا و ریتم ترانه را عوض می‌کند

چند سال پیش یکی از روانشناسان دانشگاه بریتیش کلمبیا به نام «مارتین گون» با همکاری مارسل زنتنر، تحقیق جالبی برای پیدا کردن راز موسیقی‌های احساس‌برانگیز انجام دادند.

آنها پاسخ‌های فیزیولوژیک شنوندگان مثل تعداد ضربان قلب، عرق کردن یا مقاومت الکتریکی پوست را در حین شنیدن دو قطعه کلاسیک ار مندلسون و باربر، اندازه‌گیری کردند. آنها متوجه خصوصیات مشترک موسیقی‌های احساس‌برانگیز شدند:
- آنها به آرامی شروع می‌شوند و ناگهان اوج می‌گیرند.
- در آنها به صورت ناگهانی سرو کله صدا، هارمونی یا ابزار موسیقی خاصی پیدا می‌شود.
- در آنها گسترش ناگهانی فرکانس‌های صدا را شاهد هستیم.

به اعتقاد دکتر گون، «کسی مثل تو» از این لحاظ یک کتاب درسی محسوب می‌شود، این ترانه با طرح نرم و تکرارشونده شروع می‌شود، در این قسمت دامنه فرکانس‌های استفاده شده آدل بسیار باریک است، متن ترانه نوعی انتظار را در ما برای شنیدن ادامه ترانه ایجاد می‌کند، در عین حال از ترانه در این قسمت تا حدی مهار شده است، اما ناگهان صدای آدل بالا می‌رود، هارمونی عوض می‌شود و متن ترانه درماتیک می‌شود.

وقتی الگوی ترانه عوض می‌شود، سیستم عصبی سمپاتیک ما تحریک می‌شود، ضربان قلبمان بیشتر می‌شود و عرق می‌کنیم.

اما چرا  «کسی مثل تو» با اینکه ترانه غمگینی دارد، اینقدر محبوب شده است؟

سال پیش، رابرت زاتور و گروهی از دانشمندان علوم اعصاب دانشگاه مک‌گیل دریافتند که چنین ترانه‌هایی باعث رها شدن دوپامین در مراکز لذت و پاداش مغز می‌شوند، آنها متوجه شدند که تعداد دفعات مور مور شدن بدن یا سیخ شدن موها بر پوست، با دفعات رها شدن دوپامین تناسب دارد و صرف‌نظر از غمناک یا شاد بودن ترانه، این میزان احساسات برانگیخته شده ناشی از شنیدن یک ترانه است که تمایل ما را به آن بیشتر می‌کند.

با «کسی مثل تو» آدل و آقای ویلسون، نه‌تنها موفق‌ترین ترانه احساس‌برانگیز و گریه‌آور سال را ساختند، بلکه یک فرمول تجاری موفق را هم ابداع کردند: با شعری پر از احساس و صدایی گرفته، غم و گریه را برانگیز، آنگاه کنار بایست و بگذار دوپامین کار خودش را بکند!





موضوع: شگفتیهای مغز، دستاوردهای جدید محققان،
ادامه مطلب
[ 1390/11/29 ] [ 01:34 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic