تربیت دینی دانش آموزان نوجوان

 نویسنده : اكرم امامی- مدیر
1.    مقدمه
     ایمان و عمل دو شاخصه اصلی دینداری انسان ها هستند. دو ویژگی كاملامنحصر به فرد و شخصی كه به هیچ عنوان قابل ارزشیابی توسط كسی (جز خداوند متعال) نیست. آن چه در یك فرایند آموزشی می تواند، باید مورد ارزشیابی قرار گیرد، صرفا یادگیری افراد است. دانش، نگرش و توانایی هایی كه طی فرایند یاددهی- یادگیری به آنان آموخته می شود و اگر همه جانبه و اثربخش باشد می تواند شخصیت و منش آنان را شكل دهد. بنابراین ما بر این نكته تاكید داریم كه اساسا رابطه تابعی مستقیم و بسیار قوی میان آموخته های افراد و میزان ایمان و عمل دینی آنان وجود دارد. با تكیه بر همین رابطه است كه می توان مدرسه را به دو ركن اساسی آموزش (یادگیری) و پرورش (ایمان و عمل) تقسیم كرد.
   
2.  تربیت دینی دانش آموزان نوجوان
     در این مرحله سه گونه احساس در رابطه با دین برای فرزندانمان پیش می آید؛
   
    الف) رشد و گسترش و تقویت حس مذهبی و علاقه مندی به دین.
     ب) پیدایش تردید در آموخته های پیشین.
    ج) پیدایش سوالات متعدد و برخاسته از آن تردیدها.
   
    نكته در خور توجه در این زمینه آن است كه فرزندان در این سنین، به علت غرور نوجوانی، گاه از طرح همه سوالات خویش پرهیز دارند و همچنین به دلیل رشد عقلانیت و قوه استدلال شان به هر پاسخی راضی نمی شوند؛ لذا بر ما است كه مستقیم و غیر مستقیم، آنان را به سخن آورده و سپس پرسش های شان را مستدل و منطقی و در حد فهم و دركشان پاسخ دهیم. تحقیقات علمی نشان می دهد كه نوجوانان با پشت سر نهادن دوران كودكی در همه آنچه از قبل و با خوش بینی كامل از خانواده آموخته اند دستخوش شك و تردید می شوند. آنها با دست یافتن به رشد فكری، قدرت تفكر در مسائل و موضوعات اساسی زندگی خود را پیدا می كنند و برای رسیدن به یك نظام فكری و عقیدتی كه بتواند پاسخگوی نیازهای فكری و عاطفی آنها باشد تلاش می كنند. از سوی دیگر در دوران بلوغ همزمان با بیدار شدن سایر غرایز و نیازهای روانی، وجدان دینی و اخلاقی نیز در درون نوجوان بیدار و فعال می شود و او را به تفكر درباره معنویات و حقایق دینی وا می دارد. به همین علت یكی از نیازهای اصیل نوجوانان در این سن، نیازها و انگیزه های دینی و الهی آنهاست. از این رو دانشمندان دوره نوجوانی را دوره شكل گیری اعتقادات می دانند. در این سنین نوجوان با كنجكاوی و خواست درونی به دنبال دست یافتن به هویت ایدئولوژیك (عقیدتی) است. به نحوی كه بتواند در پرتو آن به «فلسفه زندگی» روشنی دست یابد.
     سوال های زیادی كه در این دوران در ارتباط با مسائل فكری و اعتقادی برای نوجوان مطرح می شود و او در پی یافتن پاسخ این پرسش ها به جستجو می پردازد همه برخاسته از این انگیزه درونی است. آنچه مهم است این است كه نوجوان را در این حل و فصل مسائل فكری و یافتن پاسخ به پرسش های اساسی نباید تنها گذاشت و با معرفی كتاب های مناسب و بحث و گفتگو با او ذهنش را نسبت به مسائل روشن ساخت. مناسب ترین افراد برای این كار مهم، معلمان و مربیان مدرسه هستند.
   
3.  توجه به ورزش:
     جنبه الگویی عاملان تربیت و قابلیت تاسی شان در رفتار، نقش سرنوشت ساز دارد. فرزندان نیازمند هستند پدر و مادر خود را به عنوان یك انسان نمونه از نظر اخلاقی و دینی دیدار كنند. بدیهی است چون افراد انسانی عاشق كمال و جمال هستند وقتی عملابا رفتار پدران و مادران كه مظاهری از كمال و جمال است برخورد كنند بی اختیار شیفته و بی قرار می شوند و به سوی الگو جذب می شوند تا در پرتور این نزدیكی به همانند سازی بپردازند.
     امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: «كونوا دعاه الناس باعمالكم و لاتكونوا دعاه الناس بالسنتكم» با كردار و رفتار مردم را به خوبی ها و نیكی ها دعوت كنید نه با زبان های خود.
    وجود الگوی عملی در مسائل دینی و اخلاقی ضروری است. قرآن كریم در این زمینه می فرماید: «لقد كان لكم فی رسول الله اسوه حسنه» همانا رسول خدا برای شما اسوه و الگوی خوبی است. باید به تناسب سن و فهم و درك و بصیرت در نوجوانان، همان بصیرتی را به وجود آورد كه اسلام ما را به آن دعوت می كند. نقش تبیین و تحلیل كه از اهداف اسلام است، بیان روابط علت و معلولی درباره امور عقلانی مذهب در این راه موثر است. بویژه كه پایه های اعتقادی مبتنی بر عقلانیت است و ارائه ملاك و معیار دین كه براساس آن به پیش رود.
   
4 . محیط سالم :
     یكی از نكاتی كه در روایات به آن سفارش بسیار شده، انتخاب محیطی سالم برای رشد كودكان و به حداقل رساندن عوامل منفی تاثیرگذار بر آنهاست. انتخاب محله مناسب، مدرسه خوب، اطرافیان و دوستان شایسته و ... همگی تاثیر بسزایی در تربیت فرزندان داشته و از مسئولیت های مهم والدین به شمار می روند. چرا كه محیط گناه آلود، روان را فساد و مسموم ساخته، خانه دل را تاریك می نماید. جو فاسد اجتماعی، جو روحی را فاسد می كند و جو فاسد روحی، زمینه رشد اندیشه های متعالی را ضعیف و زمینه رشد اندیشه های پست را تقویت می كند. به همین جهت در اسلام به اصلاح محیط اجتماعی اهتمام زیادی شده است و باز به همین جهت است كه سیاست هایی كه می خواهند اندیشه های متعالی را در مردمی بكشند زمینه فساد اخلاقی و عملی آنها را فراهم می كنند و برای فراهم كردن این زمینه، محیط اجتماعی را با وسائلی كه در اختیار دارند فاسد می كنند.
   
5.  آموزش قرآن:


ادامه مطلب


موضوع: تربیت از نگاه قرآن و اسلام، نقش اخلاق و ادب در آموزش، خدمات مشاوره ای در مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/06/3 ] [ 12:55 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

مبانی و شیوه‌های تربیت اخلاقی در قرآن كریم

مبانی و شیوه‌های تربیت اخلاقی در قرآن كریم از دیدگاه علامه طباطبایی / زینب كبیری / حسن معلمی

http://marefateakhlagi.nashriyat.ir

زینب كبیری1- / حسن معلمی2-

چكیده

این مقاله بارویكرد تحلیلی توصیفی به مبانی و شیوه‌های تربیت اخلاقی در قرآن، از نظر مفسّر بزرگ علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌پردازد. مبانی تربیت اخلاقی به معنای استعدادها، امكانات و ضرورت‌های مربوط به انسان دربارة آموزش اخلاق و همچنین بیانگر نوع روش‌ها وشیوه‌ها در تربیت اخلاقی است. مبانی تربیتی به سه دستة علمی، فلسفی و دینی تقسیم می‌شود كه در این مقاله تنها به مبانی دینی پرداخته شده است.

علامه، «توحید» را مهم‌ترین مبنای تربیت اخلاقی قرآن می‌داند كه تمامی آموزه‌های قرآن، حول محور آن می‌چرخد. موحد پس از شناخت خداوند و شناخت نیازهای خود، بنابر امیال فطری نظیر میل به هدف، كمال، حقیقت، تقدیس موجود برتر، كرامت ذاتی و صیانت از نفس، به سوی خداوند جذب می‌شود، و تنها راه رسیدن به قرب را در انجام دستورهای الهی و ترك محرّمات می‌یابد. این همان روش عبودیت است كه انسان را به تهذیب نفس می‌رساند.

از دیدگاه علامه، سایر مبانی نظیر اختیار، معرفت‌پذیری و... و روش‌های تربیت اخلاقی مانند نصیحت، الگوسازی با داستان و مثال، وعدة بهشت و جهنم، پرسش و پاسخ، ابتلا و...، همگی حول محور «توحید» می‌تواند اثرگذار باشد.

كلید واژه‌ها: تربیت، توحید، تربیت اخلاقی، مبانی اخلاق، شیوه‌های اخلاقی.

مقدمه

اصول تربیتی هر دیدگاهی از مبانی تربیتی آن نشئت می‌گیرد و روش‌ها و فنون خاص تربیتی خود را به دنبال خواهد داشت. نیل به سعادت حقیقی، بدون داشتن «اخلاق الهی» و «زندگی سالم جهت رشد و تكامل انسانی» امكان‌پذیر نیست. آنچه امروز به آن نیازمندیم، دانستن اهمیت سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی دقیق فرهنگی برای رسیدن به این هدف است. ترویج صحیح آداب اسلامی و حل مشكلات اخلاقی جامعه، نیازمند شناخت مبانی و شیوه‌های اخلاقی مطرح شده از سوی خداوند است و قرآن كریم بهترین مرجع در این زمینه می‌باشد. اصول و روش‌های تربیت اخلاقی، به گونه‌ای در قرآن كریم مطرح شده است كه می‌تواند عرصه‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی را سامان بخشد و راه‌گشای تمامی این مسائل باشد. پرسش اساسی اینجاست كه آیا قرآن مبنا و روش خاصی در تربیت اخلاقی انسان دارد؟ آیا می‌توان روش واحدی برای تمامی سنین و در تمامی عرصه‌ها برگزید؟

مبانی تربیت اخلاقی در قرآن

«مبانی» در لغت به معنای «شالوده و اساس» یك چیز آمده است1 و در اصطلاح دانشمندان تربیتی، به گزاره‌هایی گفته می‌شود كه بیانگر موقعیت، امكانات، محدودیت‌ها و ضرورت‌های حیات انسانی است.2 مبانی هر مكتب، نوع اصول ارزشی و تربیتی آن مكتب را مشخص می‌كند.

«تربیت» نیز در لغت از دو ریشة «ربو» و «ربب» اشتقاق یافته است؛ از ریشة «ربو» بیشتر ناظر به پرورش جسمی و به معنای «افزودن» و «پروراندن»، و از ریشة «ربّ» بیشتر ناظر به پرورش روحی و معنوی و به معنای «سرپرستی كردن»، «رهبری كردن» و «به اعتدال رساندن» است.3 تربیت از نظر دانشمندان تربیتی، فعالیتی منظم و تدریجی برای كشف استعدادها و از قوه به فعلیت رساندن آنهاست.4

اخلاق در لغت جمع «خُلُق» یا «خُلق» به معنای سجیّه و طبیعت باطنی است5 و به صفاتی اطلاق می‌شود كه بر اثر تكرار، در نفس انسان به صورت ملكه در آمده و رفتار متناسب با آن بدون تأمل از انسان صادر می‌شود.6 بنابراین، «تربیت اخلاقی» به معنای چگونگی به كارگیری و پرورش استعدادهای درونی انسان جهت رشد و تثبیت صفات پسندیدة اخلاقی (شكوفا كردن ظرفیت‌های اخلاقی) به منظور انجام رفتارهای پسندیده اخلاقی و دوری از رذایل اخلاقی است؛ به طوری كه این ویژگی‌ها برای انسان به صورت ملكه درآید.7

موضوع تربیت اخلاقی، نفس انسان است كه افعال زیبا و زشت به طور ارادی از او صادر می‌شود.8 هدف تربیت اخلاقی، پرورش استعدادهای درونی انسان برای ایجاد و رشد صفات و رفتارهای پسندیدة اخلاقی است. از دیدگاه علامه طباطبائی، هدف تربیت اخلاقی، رسیدن به توحید در زمینة اعتقاد و عمل است. بنابراین، تربیت اخلاقی باید به عبودیت الهی بینجامد.9 علامه معتقد است این هدف و این روش، مخصوص قرآن است (در مقابل گروهی كه هدف را تأمین قوانین اجتماعی یا عرف جامعه می‌دانند یا پیروان ادیان الهی كه هدف را رسیدن به نعمت‌های اخروی و دوری از عذاب می‌دانند).10 از این‌روی، برای شناسایی مبانی تربیت اخلاقی قرآن، باید ساحت‌های گوناگون انسان‌شناسی از نظر قرآن بررسی شود. باید رابطه انسان با خداوند، جهان هستی، خود و دیگران در نظر گرفته شود و در این راستا، به محدودیت‌ها، استعدادها و ضرورتهای حیات انسانی توجه شود.

مرحوم علامه طباطبایی موارد زیر را از مهم‌ترین مبانی تربیت اخلاقی در قرآن كریم می‌داند:

الف) توحید

اهمیت خداشناسی به دلیل آثار آن در حیات فردی و اجتماعی انسان‌ها مورد توجه است. اعتقاد انسان به خدا و برداشتی كه از اوصاف الهی دارد، در شئون مختلف زندگی او، انگیزه‌ها، نیّت‌ها، داوری‌ها و اعمال او مؤثر است و شخصیت ویژه‌ای برای فرد می‌سازد و روش او را تغییر می‌دهد.

بنابراین، یكی از ضرورت‌های حیات آدمی، شناخت نوع ارتباط او با خداوند است. علامه معتقد است «توحید»، ریشة درخت اسلام و روح همة آموزه‌های قرآن است. از این‌روی، مهم‌ترین مبنای تربیت اخلاقی را «توحید» می‌داند. ایشان بیان می‌كند شجره طیبه‌ای كه قرآن از آن نام می‌برد كه اصل آن ثابت و فرع آن در آسمان است، همان توحید است كه فروع آن، اخلاق، اعتقادات و احكام می‌باشد.11 بنابراین، از نظر ایشان مهم‌ترین مبنای قرآن در تربیت اخلاقی توحید است.

علامه طباطبایی «توحید» را این گونه معرفی می‌كند: «توحید در اسلام آن است كه معتقد باشیم خداوند ربّ همه اشیاء است و هیچ ربّی جز او نیست، در همه جهات تسلیم او بوده و حقّ ربوبیّت او را ادا كنیم. بدین شكل كه خشوع قلبی جز برای او نداشته باشیم و اعمالمان را جز برای او انجام ندهیم و دستورات او را بزرگ و عظیم بدانیم».12

انسانی كه معتقد است كارگردان اصلی جهان تنها خداوند است و نیازمندی‌های او، تنها با تدبیر خداوند، سر و سامان خواهد گرفت، دست نیاز به سوی دیگران دراز نخواهد كرد؛ در مقابل مشكلات بی‌تابی و كم‌صبری نخواهد داشت؛ زیرا او می‌داند كه خداوند تنها ربّ او نیست، ربّ همه جهان است و امور را به بهترین شیوه هدایت خواهد كرد. علامه طباطبایی در این زمینه می‌فرماید:

«خداوند سبحان، مالك حقیقی انسان و هر آنچه به او تملیك كرده می‌باشد؛ چرا كه انسان هرچه دارد خدا به او داده و مالك او، قلب او، تمام اموال اوست. لذا خدا به او، به نفع و ضررش، مرگ و حیاتش، كمال و سعادت یا شقاوتش، اسباب مورد نیاز سعادتش، از خود او آگاهتر است. دل‌ها به دست اوست و هر كه را بخواهد به طرف آن برمی‌گرداند. تنها اوست كه می‌تواند در هر حال، قلب انسان را به بهترین حالت برگرداند. انسان هیچ مطلبی را از او نمی‌تواند مخفی كند؛ چون خدا از انسان به قلبش نزدیكتر است.13... وقتی انسان بداند خود و سایر موجودات، ملك خداوند هستند، بنابراین نه اندوه می‌خورد و نه می‌ترسد از آنكه ضرری ببیند بلكه تسلیم محض خدا می‌شود.» آری خداوند «ربّ العالمین» است یعنی عوالم گوناگون هستی تحت تدبیر و پرورش او قرار دارد.14

مسلّماً چنین نگرشی دربارة توحید، اساس تفكر انسان را دگرگون ساخته و ریشة رذایل اخلاقی را در او می‌خشكاند. همان‌گونه كه مهم‌ترین انگیزة رعایت اخلاق را برای رسیدن به همه خیرات در انسان زنده می‌كند. احتجاج قرآن كریم بر توحید عبودی آن است كه تنها كسی سزاوار پرستش و خضوع و اطاعت است كه خالق انسان و پرورش دهندة استعدادها، مالك مرگ و حیات، و نفع و ضرر او باشد. «وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَنْفَعُكَ وَ لا یَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمِینَ(یونس: 106)؛ و جز خدا كسی را كه نه سودی به تو میرساند و نه زیانی را دفع می‌كند] مخوان، كه اگر چنین كنی، از ستمكاران خواهی بود».

فرد موحد چون خدا را ناظر بر كارهای خود می‌داند، مدح و ذمّ مردم برایش مهم نیست، از این‌روی، دچار اضطراب نمی‌شود و به آرامش می‌رسد. همچنین این تفكر، جلوی تكبّر او را در هنگام موفقیّت‌ها می‌گیرد؛ زیرا مؤثر حقیقی را خدا می‌داند.15

محبّت اصیل، تنها زیبندة ذات نامحدود خداوند است؛ زیرا او جامع تمام كمالات بی‌منتهاست؛ ولیّ نعمت و رازق ماست و ما همواره به او محتاج هستیم. قرآن كریم با بیان توحیدی خاص خود، در صدد جذب قلوب مردم به سمت خداوند است و این مهم‌ترین اساس در تربیت اخلاقی است: «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ(بقره: 186)؛ و زمانی كه بندگانم از تو دربارة من سؤال كردند همانا] من نزدیكم.»

همچنین توحید در علم، قدرت، عزّت و حیات را مطرح می‌كند: «وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ»(بقره: 282)؛ «أَ لا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ»(ملك: 14)؛ «آیا كسی كه آفریدگار است علم ندارد در حالی كه خود باریك‌بین و آگاه است».

«أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً»(بقره: 165)؛ «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ»(یس: 82‌‌)؛ «مَنْ كانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعاً»(فاطر: 10)؛ مرحوم علامه بیان می‌كند هر كس می‌خواهد عزیز شود یك راه دارد و آن این است كه باید آیینه خدای عزیز شود تا عزّت در او ظهور یابد.16 یعنی خود را به اخلاق الهی آراسته كند؛ خداوند كریم است او هم كریم باشد؛ خداوند صبور است او هم صبور باشد؛ خداوند ستارالعیوب است او هم چنین باشد و... .

مسلّماً چنین نگرشی از توحید كه قرآن كریم بیان می‌كند، مهم‌ترین اثر تربیتی را در اخلاق بر جای خواهد گذاشت. علامه معتقد است این روش مخصوص قرآن كریم است. قرآن چنان دل‌ها را با علوم و معارف توحیدی خود پر می‌كند كه دیگر جایی برای رذایل باقی نمی‌ماند. بنابراین، نگرش توحیدی یعنی ایجاد انگیزه برای انجام فضایل و پیشگیری از رذایل؛ نه دفع و درمان آنها؛ زیرا هر عملی كه انسان انجام می‌دهد، یا برای به‌دست آوردن عزت یا قدرت یاسعادت و یا برای دفع شر و مكروهی می‌باشد و قرآن كریم قدرت، عزت و... را منحصربه خدا كرده است. بنابراین، در قلب موحد، جایی برای غیر خدا باقی نمی‌ماند تا به آن انگیزه دچار انحراف شود.17 بر مبنای توحید، مهم‌ترین روش تربیت اخلاقی قرآن، اجرای عبودیت است؛ یعنی انجام دستورات الهی و آنچه خداوند از انسان خواسته است و ترك محرّمات و آنچه انسان را از آن نهی كرده است. آری، موحّد حقیقی همواره درصدد رضایت محبوب و معبود برمی‌آید.

ب) فطرت

دومین مبنای قرآن در تربیت اخلاقی، پذیرش «فطریات» در انسان است. «فطرت» در لغت به معنی «خلق»، «ایجاد» و «سرشت و طبیعت» آمده است.18 فطرت در اصطلاح، به‌گونه‌ای خاص از آفرینش اطلاق می‌شود كه مخصوص انسان و غیر تقلیدی است. بدین صورت كه نیازمند تمرین، و استاد نبوده، در همه زمان‌ها، مكان‌ها و برای همه ثابت می‌باشد؛ قابل شدت و ضعف است و مبدأ همة فضایل انسانی است.19

یك سلسله میل‌ها و جاذبه‌های معنوی در انسان وجود دارد كه در سایر موجودات نیست. این جاذبه‌ها به انسان امكان می‌دهد دایرة فعالیت‌هایش را از مادّیات توسعه دهد و تا افق عالی معنویات بكشاند. برخی از گرایش‌های فطری انسان عبارت است از: میل به حقیقت‌جویی و كمال‌یابی، میل به كرامت نفس و احترام، میل به آرامش، زیبایی دوستی، حبّ ذات و صیانت از نفس (جلب منفعت و دفع ضرر)، میل به خیر و فضیلت، تقدیس و پرستش موجود برتر، شكر و سپاس منعم كه نوعی منفعت از او شامل انسان می‌شود.20 پرسش مهم در اینجا آن است كه آیا انسان دارای ویژگی‌ای به نام فطرت است؟ و آیا قبول فطرت تأثیری بر تربیت اخلاقی انسان دارد؟

قرآن كریم در این باره می‌فرماید: «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»(شمس: 7 و 8)؛ «سوگند به نفس آدمی وآنكه آن را منظم ساخت. سپس خیر و شر را به او الهام كرد.» استاد مرتضی مطهری در این زمینه می‌گوید: «اگر انسان دارای یك سلسله فطریات باشد، قطعاً تربیت او باید با در نظر گرفتن همان فطریات صورت گیرد».21

استادان تعلیم و تربیت به این نكته اذعان دارند كه تعلیم و تربیتی شایستة انسان است كه در همة مراحل نوعی و فردی، با شناخت صحیح انسان و وضعیت او، همراه باشد.22

بنابراین، شناخت فطریات انسان، به یقین در تربیت اخلاقی او لازم است تا بتوان شیوه‌های تربیتی متناسب با آن اتخاذ كرد. علامه طباطبایی معتقد است عقل عملی كه خاستگاه رفتارهای اخلاقی است، مقدمات احكام خود را از فطرت وغریزة انسانی می‌گیرد. ایشان ضمن پذیرش مبنای فطرت در تربیت اخلاقی، آن را نیازمند شكوفایی می‌داند:

نكته مهم آن است كه انسان‌ها فطرتاً خواهان علم، قدرت و صیانت از نفس هستند و به بقا و جاودانگی خویش می‌اندیشند. میل به كسب اعتبار و احترام دارند؛ میل به لذت‌جویی و زیبایی‌دوستی دارند و در مقابل ولی نعمت خود خاضع‌اند. برای مثال، احترام به پدر و مادر به مثابه یك ولیّ نعمت در همة جوامع دیده می‌شود. روشن است كه نوع دید افراد به زندگی و شناخت آنان از خویش، خداوند و جهان، جهت امیال فطری را مشخص كرده و در شدّت یا ضعف آن مؤثر است. برای نمونه، اگر انسانی باور داشته باشد دنیا تمام زندگی اوست و با مرگ، نابود می‌شود یا اینكه همواره در دنیا جاودانه خواهد بود، در این صورت او حریص‌ترین افراد به كسب قدرت و منفعت و لذت‌جویی است؛ در مقابل، انسانی كه به شناخت عمیق از خداوند و هستی رسیده باشد و بداند كه حیات آخرت، اصل زندگی او را تشكیل می‌دهد، با همان انگیزه‌های فطری یعنی میل به كمال، قدرت، عزّت، صیانت نفس و... در صدد رسیدن به سعادت ابدی و اخروی است و البته راه آن را بندگی خداوند می‌داند؛ زیرا موحّد حقیقی، خداوند را جوابگوی همة امیال و خواهش‌های خود می‌شناسد. از این‌روی، تمام همّ و غمّ خود را صرف جلب رضایت او می‌كند؛ قرآن كریم در این باره می‌فرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها(روم: 30)؛ پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار كن، این فطرتی است كه خداوند، انسان‌ها را بر آن آفریده است.

نكته‌ای كه باید به آن توجه كرد این است كه برای شكوفایی استعدادهای فطری، نیازمند برطرف كردن موانع آنها و هدایت صحیح‌شان برای رسیدن به كمال هستیم. بر مبنای فطرت، روش‌های تذكّر، موعظه، پرسش و پاسخ، امر به معروف و نهی از منكر، برای تربیت اخلاقی اتخاذ می‌شود.

ج) هدفدار بودن انسان

یكی دیگر از مبانی تربیت اخلاقی در قرآن، هدفدار بودن انسان یا داشتن مطلوب نهایی است و آن عبارت است از رسیدن به سعادت و كمال. كمال یعنی شكوفایی استعدادهای درونی انسان، و سعادت به لذت پایداری گفته می‌شود كه از جهت كمّی و كیفی دارای برتری و دوام نسبت به سایر لذت‌هاست.23 قرآن، هدف وكمال انسان را در آگاهی كامل و علم شهودی و حضوری او به خدای متعال می‌داند كه همان قرب حقیقی نسبت به پروردگار است و با تلاش و تهذیب نفس به دست می‌آید.24 از نظر قرآن، سعادت انسان كه موجودی مركب از روح و بدن می‌باشد، عبارت است از رسیدن به خیرات جسمانی و روحانی و متنعم شدن به آن.25 می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلی رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِیهِ( انشقاق: 6)؛ «ای انسان قطعاً تو به سوی پروردگارت در حركت هستی پس او را ملاقات خواهی كرد».


ادامه مطلب


موضوع: تربیت از نگاه قرآن و اسلام،
ادامه مطلب
[ 1391/05/5 ] [ 03:55 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic