راههای مبارزه با ترک تحصیل نوجوانان



راههای مبارزه با ترک تحصیل نوجوانان

طبق آمار سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، میزان ترک تحصیل در برخی کشورها به حدود58 درصد رسیده است و از هر پنج دانش آموز یک نفر ترک تحصیل می کند. آیا مدارس مقصرند؟ بهترین راه بازگرداندن نوجوانان ترک تحصیل کرده به دنیای درس و مدرسه چیست؟ در این برنامه دنیای دانش به این سوالات پاسخ می دهیم.

گاهی اوقات حتی دانش آموزان باهوش با نمرات عالی مدرسه را رها می کنند. فشار همسالان می تواند یکی از دلایل پشت کردن جوانان به تحصیل باشد. اما آیا این موضوع که اگر کسی به مدت طولانی از سیستم آموزشی دور باشد به ندرت می تواند به مدرسه برگردد، درست است ؟

فرانسه: بازگرداندن دانش آموزان ترک تحصیل کرده به مدرسه

هر ساله حدود 200 هزار دانش آموز فرانسوی در مقاطع مختلف تحصیلی درس را رها می کنند. جنیفر نیز از یک سال و نیم پیش به خاطر مزاحمتهای چند نفر از دانش آموزان مدرسه مجبور به ترک تحصیل شده است. او به مدت شش ماه توسط یازده نفر از همکلاسیهایش مورد آزار و اذیت قرار گرفت. پذیرفتن این موضوع که دیگر به مدرسه نرود برای والدینش آسان نبود. از اینکه بدون هیچ فعالیتی در خانه باید می ماند، بشدت سرخورده شده بود تا سرانجام تصمیم گرفت که به اداره کار برود و تقاضای انجام کارآموزی در یک مهدکودک را بدهد. طعم و مزه کار یکی از عواملی است که باعث شد جنیفر دوباره به درس خواندن روی بیاورد. اما مهم ترین چیز برای او این است که مطابق میل خود با کودکان کار می کند.

بازگرداندن اعتماد به نفس به جوانان

در اروپا ازهر شش جوان یک نفر یعنی چیزی در حدود نوزده میلیون نفر در شرایط ترک تحصیل بسر می برند. برای اینکه این جوانان دوباره تحصیل را از سر بگیرند دادن اعتماد دوباره به آنها لازم و ضروری است.

ترک تحصیل در همه کشورها وجود دارد، با این تفاوت که مثلا در سال 2011 در فنلاند نرخ آن تنها 7 درصد و در ایتالیا 17 درصد بوده است.
با این وجود در این باره اقدامات موثری انجام گرفته است. یکی از آنها بنام “سرویس دوباره بازگشتن به مدرسه” نام دارد که ایده ایست که از بلژیک گرفته شده است. تزریق موارد مثبت به سیستم آموزشی موجب بدست آوردن اعتماد به نفس بیشتر میان نوجوانان و راهی برای کمک به آنها برای یافتن شغل بهتراست.

  • آفریقای جنوبی: رمز موفقیت مدرسه ای محروم *

طبق گزارشی که اخیرا در داووس سوییس منتشر شده، آفریقای جنوبی از لحاظ کیفیت آموزشی در بین 142 کشور بررسی شده رتبه 133 را دارد. این بدان مفهوم است که بعلت کیفیت پایین آموزشی تعداد زیادی از نوجوانان این کشور ترک تحصیل می کنند. مُلی بلانک فیلمساز آمریکایی مستندی از وضعیت مدارس آفریقای جنوبی تهیه کرده است.

برای فهمیدن میزان بالای ترک تحصیل در برخی از مدارس آفریقای جنوبی در طی سال گذشته این فیلمساز آمریکایی حداقل به چهارده مدرسه در آفریقای جنوبی رفت و با دانش آموزان، معلمان و کادر اداری به گفتگو نشست. او در این رفت و آمدها به اطلاعات ارزشمندی دست پیدا کرده است.





موضوع: آشنایی با آموزش و پرورش کشورها، خبرهای رسانه های جمعی، آنچه معلم باید بداند و عمل کند، زنگ خطر آموزش،
ادامه مطلب
[ 1392/02/27 ] [ 07:15 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

الگوی تدریس ساختارگرا و ویژگی های معلم ساختارگرا

ساخت گرایی، یکی از نظریه های برگرفته از نهضت فلسفی-اجتماعی پست مدرنیسم در قرن بیستم است که شامل شاخه های روانشناسی، ریاضیات، هنر، و آموزش و امور تربیتی میشود. رشد سریع و پیشرفت چشمگیر علم و دانش انسانی در سالهای اخیر، انسان امروزی را نیازمند روش ها و سیستم های نوین آموزشی برای گسترش آگاهی و همراهی با علم روز ساخته است. برای پاسخگویی به این نیاز اساسی، نظریه ساخت گرایی دیدگاه جدیدی را در زمینه آموزش مطرح میکند که جایگزین مناسبی برای سیستم سنتی به نظر میرسد.

 

ساخت گرایی چیست؟ این اصطلاح ترجمه انگلیسی واژه Constructivism، به معنای ساختن و بنا کردن میباشد. در مبحث آموزش، ساختار گرایی بدین معناست که دانش انسان توسط خودش ساخته میشود. کسب دانش اصولاً یک جنبه فردی دارد و هر فردی به طور جداگانه آن را به دست می آورد و دانش مخصوص به خود را در ذهنش میسازد. به همین جهت، جوهر دانش را نمیتوان از کسی به دیگری انتقال داد، بلکه باید از طریق جستجو و اکتشاف بدان رسید. ساختار گرایان معتقدند انسان نمیتواند مفهوم جدید و ناشناحته ای را بیاموزد، مگر آنکه بتواند آن را با دانش پیشین خود که در ذهن دارد و از تجربیات واقعی او بدست آمده پیوند دهد. نظریه ساختارگرایی شامل شاخه ها و دیدگاه های متفاوتی میشود، اما آنچه که همه این دیدگاه ها را با هم پیوند میدهد این است که "یادگیری" فرآیندی فعالانه و خاص ذهن هر فرد است. و این فرآیند عبارت است از ساختن روابط ذهنی میان مفاهیم و تصورات از یک سو و اطلاعات و تجربیات حاصل از دنیای واقعی خارج از ذهن از سوی دیگر. 

گرچه ساختار گرایی نظریه تازه ای در زمینه روانشناسی تربیتی به شمار میرود، اما ریشه های تاریخی آن را میتوان در یونان باستان جستجو کرد. دیالکتیک سقراطی نمونه ای از این روش است، و هدف سقراط از گفتگو ها و مباحثه های خود رسیدن به حقیقت از طریق مطرح کردن مقدمات ساده، به چالش کشیدن باورها و اندیشه های طرف مقابل، و بیان کردن اشتباهات و تناقض های فکری او و اصلاحشان بود. از پایه گزاران نظریه ساختارگرایی مدرن میتوان به جان دیویی، ویگوتسکی، جروم برونر، دیوید آزوبل، و ژان پیاژه اشاره کرد. 

الگوی تدریس ساختارگرا و ویژگی های معلم ساختارگرا:
طبق نظریه ساختار گرایی، همچنان که فیلسوف واقع گرای یونانی، افلاطون، نیز اشاره میکند، واقعیت آنچه که در جهان بیرون و خارج از ذهن انسان اتفاق می افتد نیست، بلکه واقعیت به آن مفاهیمی اطلاق میشود که انسان از این جهان خارجی در ذهن خود میسازد. برای آموختن هر چیزی، انسانها تنها نیاز دارند که در ذهن خود بدان معنا ببخشند. بنابر این، در تدریس به جای تحمیل کردن تعدادی مفاهیم و تعریف های نظری و از پیش آماده شده و حل مسائل تکراری، باید راه ساختن مفاهیم در ذهن فراگیرنده را به او آموزش داد. همچنین فراگیرنده باید بیاموزد چگونه میان آن مفاهیم و دنیای واقعی ارتباط برقرار کند. بر این اساس، نقش معلم در فرآیند آموزش به کلی تغییر میکند. وظیفه معلم ساخت گرا، به جای طراحی و تهیه مواد خام درسی، تهیه و طراحی روش آموزش آن مواد است. معلم هرگز نباید با تلقین معلومات و دانش خود، ذهن دانش آموزان را به یک جهت مشخص بکشاند، بلکه تنها مقدمات و وسایل یادگیری و همچنین منابع اولیه لازم را فراهم میکند تا دانش آموز خود مسیر فکری خود را تشخیص داده و دنبال کند. در واقع نقش معلم در سیستم ساختار گرایی، نقش یک هدایتگر فعال و تسهیل کننده فرآیند یادگیری را دارد.

مراحل اجرای الگوی ساختار گرایی:
به طور کلی 5 مرحله اصلی برای اجرای الگوی ساختار گرایی در نظر گرفته میشود. برخی به این 5 مرحله عنوان E5 میدهند، چون نام هر مرحله با حرف E آغاز میشود. این مراحل عبارتند از درگیر کردن، کاوش، شرح و توصیف، گسترش، و ارزشیابی. 
1. درگیر کردن یا انگیزش Elaboration : از آنجایی که برای انجام هر کاری، داشتن انگیزه مهمترین نقش را در پیشبرد انسان به سوی هدف دارد، در آموزش نیز ایجاد انگیزه نخستین گام برای یادگیری دانش آموز است. وظیفه معلم در این مرحله برانگیختن کنجکاوی و توجه دانش آموزان است؛ طرح یک معما، تعریف کردن یک داستان ناتمام، نشان دادن عکس یا فیلم، اجرای مطالب درس در قالب نمایشی کوتاه، و بازی های فکری، راه هایی برای جلب توجه دانش آموزان هستند. 
2. اکتشاف یا کاوش Exploration : پس از آنکه فضای کلاس به اندازه کافی جذاب شد، دانش آموزان به طور مستقیم به مشاهده و بررسی موضوع درس میپردازند. در این مرحله معلم تلاش میکند توجه دانش آموزان را با طرح پرسش های تفکر برانگیز به سوی یک چارچوب دقیق و هدفمند فکری سوق دهد، اما هرگز نباید پاسخ مستقیمی به پرسش های دانش آموزان بدهد. همچنین، توصیه میشود که دانش آموزان به چند گروه تقسیم شوند تا علاوه بر استفاده از اندیشه های یکدیگر، دنبال کردن هدف از طریق افراد گروه را به جای تک روی بیاموزند و تمرین کنند. در این مرحله ابزار و وسایل مربوط به درس در اختیار دانش آموزان قرار گرفته و از آنها خواسته میشود با استفاده از آنها آزمایش کنند، مشاهده کنند، و مفاهیم درس را به طور عملی تجربه کنند.
3. توضیح و تشریح Explanation : معلم در این مرحله از دانش آموزان میخواهد که مشاهده ها و آموخته هایشان را در اختیار یکدیگر قرار داده و برای آنها توضیح منطقی پیدا کنند. معمولاً در کارهای گروهی، از هر گروه یک نفر برای یادداشت مشاهدات و نکات مهمی که سایر اعضای گروه مطرح میکنند انتخاب میشود. 
4. گسترش Elaboration : پس از شنیدن نظرات و ایده های همه گروه ها، معلم باید افکار و استدلال های نادرست را مشخص کند و مفاهیم درست علمی را جایگزینشان کند. این مطالب درست نباید از طریق توضیح مستقیم به دانش آموز تفهیم شود. یک معلم ساخت گرا مطالب را تنها "القا" میکند. همچنین معلم میتواند به توضیح عمیقتر و عنوان کردن مثال های بیشتر برای روشن کردن هر چه بیشتر درس بپردازد. در این مرحله حل تمرین ها و مسائل مربوط به درس انجام میشود.
5. ارزشیابی Evaluation : هدف از این مرحله آن است که دانش آموز از میزان پیشرفت سطح علمی خود آگاه شود. از این رو، بر خلاف روش قدیمی ارزشیابی معلم، این کار توسط خود دانش آموز صورت میپذیرد. میتوان از هر گروه خواست که گزارش کار خود را نوشته و سپس آن را بررسی کنند (خود ارزیابی)، و یا اینکه گزارش ها بین گروه های مختلف پخش شود و هر گروه گزارش گروه دیگر را ارزیابی کند (دگر ارزیابی). استفاده از چک لیست های مشاهده، گفتگو و نظرخواهی از دانش آموزان در مورد فعالیت های یکدیگر، و تهیه پورت فولیوی خاص برای فعالیت های هر دانش اموز در طول دوره آموزش، میتواند به ارزشیابی بهتر تغییرات فکری و علمی دانش آموزان کمک کند.

ویژگی های مثبت و منفی روش ساختارگرایی
روش ساختارگرایی مانند هر نظریه دیگری جنبه های مثبت و منفی خود را دارد. در این قسمت ابتدا به برخی از مزایای این نظریه و سپس به اشکال های آن اشاره میکنیم.
مزایـــا:
- نظریه ساختارگرایی دانش آموز محور است و یادگیری فعالانه را پرورش میدهد.
- در این روش به خاطر سپردن مطالب آموخته شده و کاربرد آنها آسانتر است، چون مبنای آموزش به جای حفظ کردن محض، بر درک و فهم است.
- این روش اعتماد به نفس فراگیرنده و استقلال فکری او را افزایش میدهد.
- میتوان برنامه های درسی متنوعی را تنظیم کرد که دروس برای فراگیرندگان خسته کننده و تکراری نشوند.
- دانش آموزان روش های حل مشکلات زندگی واقعی را با این روش بهتر می آموزند.
- فرصت اظهار آزادانه نظرات متنوع و حتی متناقض را به همه دانش آموزان میدهد.
- کار گروهی و همکاری با دیگران از اهداف مهم این روش است.
- دانش آموزان ترغیب میشوند از نظرات یکدیگر آگاه و بهره مند شوند.
انتقادات:
- این روش بسیار وقت گیر است و در نتیجه کمیت مواد آموزشی در یک دوره کاهش میابد.
- تهیه و تدارک ابزار و وسایل مورد نیاز برای اجرای الگوی ساختار گرایی هزینه بالایی دارد.
- این روش تماماً بر فردیت دانش آموز تمرکز میکند و در واقع بار زیادی را بر دوش دانش آموز قرار میدهد که ممکن است خارج از توان یک دانش آموز معمولی باشد.
- دستاورد های اجرای این روش غیر قابل پیش بینی هستند.
- تنوع آراء و اندیشه ها را تشویق میکند در حالیکه نیاز به تثبیت یک رأی یا اندیشه محکم و مشخص است.

تالیف: مهندس حمیدرضا عسگریان

منابع: 
1- ابراهیمی، نبی الله. "آموزش ریاضی بر اساس ساخت گرایی." ریاضی بیست. 21/3/1387. 15/11/1391. http://reaze20.blogfa.com/87033.aspx
2- افشاری، غلامحسین، و حمید عرفانفر. "الگوی تدریس ساخت گرایی." آموزش ریاضی بر مبنای فناوری ندریس و آی تی. 23/11/1391. http://www.dezmath.ir/index.php/78-amir-opponents
3- حسن ریحانی، لاله، سلیمان رسولی، و مصطفی شیخ زاده. "روش تدریس ساخت گرایی و نمونه هایی از تدریس مباحث الکتریسیته کتاب فیزیک 1 و آزمایشگاه." اتحادیه انجمن های علمی-آموزشی معلمان فیزیک ایران. 1/6/1391. 22/11/1391. http://www.uipteachers.com/upload/pages/144/p196_2.pdf
4- https://sites.google.com/site/constructivism512/Home/benefits-and-criticisms
5- http://webcache.googleusercontent.com/search?q=cache:i89RPGfgWKwJ:www.lifecircles-inc.com/Learningtheories/constructivism/constructivism.html+&cd=3&hl=en&ct=clnk&gl=kw

SHARE THIS POST





موضوع: آنچه معلم باید بداند و عمل کند، دستاوردهای جدید محققان،
ادامه مطلب
[ 1391/12/27 ] [ 07:32 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

«پنج ذهن برای آینده»نوشته آقای هاوارد گاردنر

آموزش از دیدگاه اندیشمندان

آلبرت انیشتین

آموزش آن چیزی است که بعد از فراموشی هرآنچه در مدرسه یادگرفته ایم، باقی می ماند

Education is what remains after one has forgotten what one has learned in school

ایگور استراوینسکی

★★★★★

من در سراسر زندگی ام، از اشتباهات و دنبال کردن فرضیات نادرست، آموخته ام نه از خرد و دانشم.

I have learned throughout my life through my mistakes and pursuits of false assumptions, not by my exposure to founts of wisdom and knowledge. Igor Stravinsky

روگر لوین

چه اغلب که ما به کودکان مان جوابی برای حفظ کردن می دهیم به جای آنکه مسئله ای برای حل کردن بدهیم.

Too often we give children answers to remember rather than problems to solve. Roger Lewin

سقراط

من نمی توانم هیچ چیزی را به هیچ کسی یاد دهم. من فقط می توانم آنها را به تفکر وادارم.

I cannot teach anybody anything, I can only make them think. Socrate

 

«پنج ذهن برای آینده»نوشته آقای «هاوارد گاردنر

 

 مقاله «پنج ذهن برای آینده» نوشته آقای «هاوارد گاردنر» استاد دانشگاه هاروارد؛  به این اشاره شد که سیستم آموزش امروزی باید برای پیشرفت انسان در دنیای فردا تغییر کند و در نتیجه؛ انسان آینده، نیازمند روش های تفکری جدید و آموزش مداوم خواهد بود. در اینجا این پنج روش تفکری به صورت خلاصه تعریف شده است. (مترجم)

 


ذهن منظم- اشاره به توانایی تفکر در ارتباط با رشته های منضبط اصلی علمی مانند؛ تاریخ، ریاضیات،علوم و حرفه های اصلی مانند؛ حقوق، پزشکی، مدیریت و امور اقتصاد دارد. ذهن منظم؛ پشتوانه  توانایی تلاش فردی برای بهبود، پیشرفت متعادل و ادامه تحصیل فراتر از آموزش رسمی است.
پژوهش های علمی اخیر به روی درک فکری دانش آموزان، از جمله دانش آموزانی که در بهترین مدارس تحصیل می کنند، نشان دهنده این است که باوجود یادگیری مقدار زیادی از موضوعات علمی؛ بیشتر دانش آموزان هنوز تفکر منظم را نیاموخته اند.


چهار مرحله ضروری برای گسترش یک ذهن منظم؛ 
اولین مرحله؛ شناسایی موضوعات یا مفاهیم مهم همراه با نظم است که برخی از این موضوعات و مفاهیم محتوی نظم و برخی دیگر با روش های علمی شناخته می شوند.
دومین مرحله؛ صرف مقدار قابل ملاحظه ای از زمان برای هر موضوع است که اگر ارزش مطالعه و تحقیق را دارد، پس این تحقیق باید عمیق و همراه با صرف زمان طولانی برای استفاده از نمونه ها و شیوه های مختلف تجزیه و تحلیل انجام پذیرد.
سومین مرحله؛ نزدیک شدن به موضوعات از زوایای متفاوت و روش های گوناگون یادگیری است زیرا هر درسی؛ به وسیله راه های متنوع، قابل ورود و یادگیری می شود. مانند؛ استفاده از داستان ها، توضیحات منطقی، مناظره، گفتگو، طنز، نقش بازی کردن، تصاویر گرافیکی و ویدئویی، سخنرانی ها و غیره. یک دانش آموز خوب می باید چندین نقشه باهوش متفاوت در محاسبه مفاهیم و فرآیندهای کلیدی داشته باشد.
چهارمین مرحله؛ تنظیم اجرای درک، به دانش آموز فرصت کافی برای فهم موضوع در شرایط گوناگون را می دهد. از آنجا که فهم در ذهن و مغز انجام می گیرد، نمی توان مطمئن شد که درک و فهم واقعی است یا خیر، مگر در مواردی که دانش آموز توانایی به حرکت درآوردن فهم خود را به صورت پاسخ علنی به یک سئوال یا مسئله جدیدی، که قبلا با آن سرو کاری نداشته است، دارا باشد.
ذهن انطباق پذیر- این روش تفکری، توانایی انتخاب اطلاعات مهم از مقادیر فراوان و در دسترس آن را دارد که با استفاده از رده بندی کردن این اطلاعات برای انسان قابل فهم می گردد.
توانایی جمع آوری و ارتباط اطلاعات از منابع گوناگون به یکدیگر، یک اصل منسجم حیاتی در دنیای امروز است. بنا به گزارش ها؛ مقدار دانش انباشته شده موجود در دنیا در هر دو یا سه سال یکبار، دو برابر می شود. منابع اطلاعاتی گسترده و نامشخص هستند و از طرفی انسان تمایل به انسجام و یکپارچگی دارد. برنده جایزه فیزیک نوبل، «موری گلمان» تاکید کرده است که ذهن انطباق پذیر بهترین پاداش برای قرن بیست و یکم است.
برخی از نمونه های معمولی انطباق پذیری می تواند به شکل؛ روایت، طبقه بندی، مفاهیم پیچیده، قواعد، جملات قصار، استعاره های قدرتمند، تجسم بدون کلام، نظریه و فرانظریه ها باشد. بطور کلی هر انطباق پذیری از چهار جزء جداگانه تشکیل شده است؛
هدف؛ یک گزاره و یا مفهوم ترکیبی و انطباق دهنده که در تلاش برای رسیدن به آن هستیم.
نقطه شروع؛ یک ایده، تصویر و یا هر کار قبلی که وظایف به روی آن پایه ریزی شده است.
انتخاب استراتژی، روش یا رویکرد؛ در اینجا تمرینات انضباطی انطباق دهنده به کار می آید. منطبق کننده مجبور به انتخاب انطباق و رسم نهایی انضباط در خود است و می باید به سمت هدف حرکت کند.
پیش نویس ها و بازخوردها؛ در انتها، منطبق کننده باید انطباق اولیه را انجام داده و بازخوردها به روی آن را دریافت کند.
ذهن خلاق- توانایی پرواز فراتر از دانش موجود، ترکیب و انطباق طرح سئوالات جدید، گسترش راه حل های تازه به سمت روش های کاری موجود و شکل گیری های جدید را دارد.
در جامعه جهانی بسیار هیجان زده وعصبی ما، خلاقیت به دنبال پروردن و ستایش است ولی متاسفانه؛ در بسیاری از جوامع انسانی امروز و گذشته و در طول تاریخ بشر، خلاقیت نه جستجوگر بوده و نه پاداش گرفته است. در گذشته؛ افراد خلاق در بهترین حالات برکت و رحمت جامعه، اغلب خوار، دلسرد و و حتی در اوج پیشرفت خود، نابود می شدند. زمان ما متفاوت است. تقریبا هر کار معمولی، دیر یا زود، توسط کامپیوتر جایگزین خواهد شد. تقریبا تمامی نوآوری ها را می توان با برقراری ارتباط در سراسر جهان بلافاصله معرفی کرد و به وسیله مهارت های لازمه انضباطی، درک و انگیزه در دسترس همگان گذارد.
بیشترین خلاقیت ها ناشی از کنش و واکنش های این سه عامل است؛
فرد؛ که با تسلط به روی برخی از رشته ها یا حوزه های عملی به طور پیوسته و متعادل در حال بیرون ریزی دگرگونی های آن حوزهاست.
حوزه فرهنگی؛ که فرد در آن مشغول کار با مدل ها، نسخه ها و ممنوعیت هاست.
حوزه اجتماعی؛ افراد و موسساتی که دسترسی به تجارب آموزشی مربوط و همچنین فرصت هایی برای انجام عملکردها را تامین می کنند.
تشابه های زیادی بین ذهن خلاق و ذهن انطباق پذیر موجود است. هر دو نیاز به پایه سواد و نظم دارند. هر دو از ارائه نمونه های متعددی بهره مند هستند و هر دو نمایانگر مدل های نمونه متفاوت و سازه های مختلف در ارائه یک موضوع کلی هستند. در حقیقت، هیچ مرز قدرتمندی دو ذهن انطباق پذیر و خلاق را از یکدیگر جدا نمی کند و برخی از بهترین خلاقیت ها در تلاش برای رسیدن به انطباق پذیری، آشکار می شود.
ذهن مودب یا متواضع- پاسخ به حس همدردی و سازنده برای اختلافات میان افراد و گروه ها  و در جستجوی درک و تفاهم و کار با آنهایی که متفاوت هستند و همچنین؛ گسترش و پیشرفت، ورای شکیبایی و صحت سیاسی مطلق است.
انسان تمایلی عمیق برای ایجاد گروه ها به منظور ارائه علائم مشخص رفتار مشترک و اتخاذ نگرش های مثبت و منفی خود برای نمایش گذاشتن به گروه های مجاور دارد. ما تمایل به ترسیم یک گروه برای شناسایی و ارزش گذاری اعضای گروه خود و اتخاذ احتیاط در برخورد با گروه های مجاور داریم. با این حال، حتی اگر بتوان پایه های زیست شناختی را برای اختلاف بین دو گروه یافت، هر نسل باید به تلاش برای مقابله با این کلیشه ها و پیش داوری ها و غلبه بر آنها، به منظور رسیدن به صلح و آشتی و تفاهم بین گروه های مختلف بپردازد. 
یک شخص مودب به معنای واقعی، هیچگونه تعصبی در مورد عقاید خود و دیگران نخواهد داشت و با شک سازنده به استقبال هرگونه ایدۀ جدیدی می شتابد. یک انسان مودب و متواضع از تفکر در شرایط گروهی اجتناب می کند و تمامی امکانات و عقایدی که در گذشته مورد قضاوت دیگران بوده را برای اشتباه بودن، باز می گذارد. اشخاص مودب و متواضع برای تغییرات رفتار خود، به عنوان یک احساس احترام به دیگران، همواره آماده هستند.
ذهن نیکخواه- به دنبال توانایی انجام نقش یکپارچه در محیط کار به عنوان یک شهروند خوب و به وسیله فعالیت مداوم، اندیشه زایی و تلاش برای انجام کارهای خوب و یک شهروند محترم بودن است.
اگر فردی بخواهد که تبدیل به یک شاغل وظیفه شناس و خوب بشود، بستگی به این دارد که تمایل به انجام وظایف خود را داشته باشد و میل به تلاش مداوم برای رسیدن به هدف زمانی افزایش میابد که رسیدن به هدف مشکل تر می گردد. در اینجا چهار واقعیت که می تواند به دستیابی نتیجه در یک کار خوب کمک کند، شناسایی می شود.
ماموریت؛ انسان می باید آنچه را که می خواهد بدست آورد، در فعالیت های خود مشخص کند. دانش روشن از اهداف، به انسان کمک میکند که او در مسیر درست گام بردارد و از مشکلات دوری جوید.
نمونه؛ این بسیار مهم است که انسان یک نمونه آشکار از کسانی که کار خوبی از خود ارائه داده اند، داشته باشد.
آزمایش آینه ای فردی؛ یک وظیفه شناس خوب باید هر از گاهی در آینه به خود نگاه کند و ببند که آیا مسیری که در آن گام برمی دارد، درست و مورد تایید است و می تواند به آن افتخار کند؟
آزمایش آینه ای در مسئولیت های حرفه ای؛ در هنگامی که شاغلان جوان در حال انجام وظایف خود هستند، هر فرد در محیط کار از نقطه نظر حرفه ای مسئولیت دارد که رفتار غیرحرفه ای همکاران خود را گزارش دهد. تعهد به نظارت بر آنچه انجام می دهیم و در صورت لزوم تذکر برای انجام بهتر وظایف مهم است. 
در حالی که هر شخصی ممکن است در برخی نقاط قوی تر از جنبه های دیگر باشد؛ ما باید تلاش در ایجاد این پنج ذهن، به صورت متعادل، در خود کنیم. مهم نیست که در گذشته چه چیزی دارای اهمیت بوده است، وجود این پنج ذهن در دنیای امروز که توسط چیرگی دانش و فنآوری، انتقال جهانی اطلاعات، انجام کارهای روزمره بوسیله کامپیوتر و افزایش تماس بین جوامع گوناگون مشخص شده است، بسیار حیاتی است. اشخاصی که در پرورش این پنج ذهن در خود موفق می شوند، به احتمال زیاد، در شکوفایی دنیای آینده نقش اساسی خواهند داشت.                     

 

ترجمه و تلخیص: فرشاد سجادی
منبع:
http://www.newworldofwork.co.uk/2011/02/26/5-minds-for-the-future-%E2%80%93-a-summary/  

 





موضوع: تفکر و فلسفه برای کودکان، آنچه معلم باید بداند و عمل کند، دستاوردهای جدید محققان،
ادامه مطلب
[ 1391/11/8 ] [ 11:03 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

کودکان یتیم و مسئله آموزش و پرورش

کودکان یتیم غالبا آینده روشنی ندارند. تحقیقات نشان می دهد وقتی بچه ها با والدینشان زندگی می کنند، حتی اگر مشکلاتی هم در خانه وجود داشته باشد، بازهم بازدهی بمراتب بهتری دارند. اما اگر امکان زندگی در کنارهم وجود نداشته باشد چه؟
“دوست داشتن از صمیم قلب” و “فعالیت های نوآورانه و خلاق” قطعا از فرصت هایی هستند که بواسطه این موضوع فراموش می شوند یا آسیب می بینند.

تحصیل کردن متضمن اعتماد به نفس کودکان در آینده است ولی در کنار تحصیل بچه ها نیازدارند تا “دوست داشته” شوند و “دوست داشتن” را بیاموزند. اما برای کودکانی که از زندگی در کنار خانواده خود محروم بوده اند چه اتفاقی می افتد؟

درست است که یتیم خانه یا مدرسه نمی تواند جای خانواده را بگیرد ولی افراد زیادی در جهان هستند که با تلاش بی وقفه سعی می کنند به بچه های یتیم کمک کنند.

برای پی بردن به این موضوع به بررسی وضعیت روسیه و “گرینلند” دانمارک می پردازیم، کشورهایی که برای کمک به کودکان در خانواده های مشکل دار، درصدد توسعه شبکه ای آموزشی-حمایتی هستند.

مرکز درمانی “کیتٍژ” در روسیه با هدف کمک به بچه های یتیم و بی سرپرست تاسیس شده و یکی از مهمترین اولویت های خانواده جدید را، تغییردادن برداشت و درک بچه ها از خشونت و کمک به آنها در برقرار کردن ارتباط سالم با دیگران می داند.

در این مرکز والدین در عین حال معلم هم هستند و برای تربیت فرزندانشان از یک شیوه واحد استفاده می کنند، شیوه ای برای ادغام خانواده و مدرسه در یکدیگر. این جامعه کوچک مشکلاتش را خودش حل می کند. بچه ها به همراه والدینشان در مزرعه کار می کنند و حتی در تمیز کردن خانه و آبیاری گیاهان مشارکت دارند. همه کارها دستجمعی انجام می شود، بعبارتی یک شیوه درمانی موثر.

با اینحال بدلیل محدودیت های قانونی، در بسیاری از کشورهای اروپایی نمی توان از این شیوه های موثر بهره برد.

طی بیست سال گذشته بیش از نود کودک یتیم در جامعه کوچک “کیتٍژ“بزرگ شده اند و از مزایای آن برای ساختن فردای خود بهره مند شده اند. نمونه ای موفق و در عین حال ناچیز در مقابل صد ها و هزاران یتیم و کودک سرراهی در روسیه.

اما آیا هنر را می توان جایگزین “خانواده نداشته” کرد؟ یک خرس قطبی را چطور؟ نظرتان درباره کلاس موسیقی چیست؟ همه اینها از کشف جهان گرفته تا آشنایی با موسیقی، فیلم و ورزش می توانند در شکل گیری شخصیت دوباره یتیمان موثر باشند. به خانه کودکان در “گرینلند” می رویم، جایی که هدفش کمک به این کودکان و ساختن فردای آنهاست.

خانه کودکان “آن ما ناکUummannaq” یکی از شمالی ترین یتیم خانه های دنیا در قطب شمال است. در این جامعه کوچک و دورافتاده در “گرینلند” شکارچیان خرس های قطبی در کنار داوطلبانی از سراسر دنیا در نقش آموزگار فعالیت می کنند. دانش آموزان، کودکانی هستند که والدین خود را از دست داده اند یا سرپرستی آنها به اجبار از پدر و مادرهایشان گرفته شده است. اما راز موفقیت و این همه انرژی و خلاقیت در جامعه “آن ما ناک” در چیست؟

یکی از مدیران این مرکز بیشتر توضیح می دهد: “با استفاده از ورزش، هنر، موسیقی، فیلم و رقص به این بچه ها یاد می دهیم تا خودشان را از راههای دیگری نشان دهند. درست است که ما نمی توانیم درد و رنج را از آنها بگیریم ولی در عوض می توانیم به آنها بیاموزیم چگونه با آن کنار بیایند و راههای دیگری را برای مطرح کردن خود پیدا کنند.”

با این حال و اگرچه تلاشهای درخور ستایشی در برخی نقاط دنیا در جهت بهبود وضعیت کودکان یتیم صورت می گیرد اما فراموش نکنیم میلیونها یتیم در آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا در شرایط مناسبی بسر نمی برند.

وضعیت بچه های یتیم در کشور شما چگونه است؟ نظرات و پیشنهادات و یا تجربیات شخصی خود را در این مورد از طریق شبکه های اجتماعی با ما در میان بگذارید. یورونیوز1/10/91





موضوع: خبرهای رسانه های جمعی، آنچه معلم باید بداند و عمل کند، زنگ خطر آموزش،
ادامه مطلب
[ 1391/10/1 ] [ 12:18 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

چگونه (تقریبا) همه چیز را یاد بگیریم؟


b_250_200_16777215_00___images_stories_articles_cone-of-learning.png







آیا کتاب مفیدی خوانده اید که بعداً فقط چند نکته اصلی‌ از آن یادتان مانده باشد؟ آنهم اگر یادتان مانده باشد! احتمالا مشکل اینجاست که شما با یکی‌ از کم اثر‌ترین راه‌های یادگیری عمل کرده‌اید.


وقتی‌ که درس موسیقی در مدرسه یاد میگرفتم، حدود ۷ سال پیش، روی دیوار یک پوستر توجه مرا جلب میکرد و آن مخروط آموزش بود، در واقع در آن هنگام چیز جالبتری نبود که معلم اسکاتلندی ما بتواند توجه مان را بیشتر به آن جلب کند. این پوستر نشان دهنده راه‌های مختلف یادگیری و چگونگی‌ فعالیتهای مختلف در بالاتر بردن شانس برای یادگیری بود.
بعد از تحقیقاتی‌ فهمیدم که این پوستر را "ادگار دیل" در ۱۹۶۹ ساخته است، دیل با نگاهی‌ عمیق به وسیله آموزش موضوعات مشابه به راه‌های متفاوت و یادداشت توانایی‌‌های یادآوری اطلاعات بعد از آموزش، روشهای مختلف موثر یادگیری را طبقه بندی کرد. شما اینرا هم باید بدانید‌ که این مخروط آموزشی‌، بااینکه نتیجه تحقیقات دیل است ولی‌ اعداد درصد آن هرگز توسط دیل ساخته نشده اند بلکه نتیجه تحقیقات افراد دیگری هستند که بعدا اضافه شده اند. بر اساس این تحقیقات ما میتوانیم ببینیم که
- کم اثر‌ترین راه یادگیری، گوش دادن و خواندن اطلاعات است

- موثر‌ترین راه یادگیری، یاد دادن آن همراه با استفاده روزمره در زندگی‌ است


ادامه مطلب


موضوع: مشاوره / روانشناسی تحصیلی، آنچه معلم باید بداند و عمل کند، روش تدریس فعال (پژوهش محور)، نکاتی از اساتید جهان آموزش، خدمات مشاوره ای در مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/07/3 ] [ 02:23 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

چگونگی یادگیری سریعتر

من (نویسنده) وقت زیادی را صرف تفکر در مورد چگونگی یادگیری سریعتر میکنم. بزرگترین دلیل برای اینکار اهمیت آن است. دانش بسیار زیادی در خارج از محدوده ما قرار دارد که پاسخ بسیاری از بزرگترین مشکلات ما در آنها است، ولی اگر این دانش را درک نکنیم؛ غیر قابل استفاده و بدرد نخور است. افرادی که توانایی ابهام زدایی از مطالب مشکل و سخت و ایده های بزرگ را دارند، درآمد بیشتر و زندگی بهتری دارند، همچنین تاثیر بیشتری بر جهان میگذارند. یادگیری بسیار مهم است



دلیل دوم و مسلما خودخواهانه تر، اینست که بیشتر درآمد من در حال حاضر کار با دانشجویانی است که از طریق برنامه های من، استراتژی یادگیری بهتر را می آموزند. در عوض من هم زمینه اجرای آزمایش ایده های خود را بدست میآورم که ببینم چه چیزهایی کارآیی دارند و چه چیزهایی فاقد کارآیی هستند. معامله بدی نیست

امروز علاقمندم که برخی چیزهایی که کارآیی دارند را با شما درمیان بگذارم. فرقی هم نمیکند که شما یک دانشجوی پرتلاش برای بهترین شدن در مشکلترین دروس باشید یا فقط فردی باشید که علاقمند به بهتر یادگیری است، امیدوارم که برای شما کارآیی داشته باشد

این مقاله نسبتا طولانی به سه بخش تقسیم میشود تا کمی راحتتر شود. هر بخش مجزا از بخش دیگر است

یک) چگونگی یادگیری سریعتر - اصول یادگیری بهتر

دو) چگونگی یادگیری هر موضوعی - قوانین ساده برای چیرگی بر موضوعات مشکل

سه) ترفندهای یادگیری بهتر - روشهای ویژه برای یادگیری سریعتر

از ساده ترین جایی که میتوان شروع کرد اینجاست: باهوشها مطالب را حفظ نمیکنند و در عین حال عجیب است، بویژه؛ اگر شما بیشتر اوقات تحصیل خود را صرف ساعتهای بی پایان حفظ مطالب درسی کرده باشید. درضمن بنظر میرسد که باهوشها تمام پاسخها را حاضر و آماده نزد خود دارند. چطور میشود که آنها اطلاعات و مطالب را حفظ نمیکنند؟ چکار دیگری هست که آنها میتوانند انجام دهند؟ پاسخ من ساده است: افراد باهوش نیازی به حفظ کردن مطالب ندارند زیراکه آنها ایده ها را بهم ارتباط میدهند

انسان در حفظ کردن مطالب، ضعیف است. با یک نگاه به کامپیوتر این نگرش تایید میشود. من ماهها صرف حفظ کردن جدول ضرب در دوران ابتدایی تحصیلم بودم. کامپیوتر این کار را در کمتر از یک ثانیه انجام میدهد. در حالی که انسان در تشکیل الگوها و اتصالات و ارتباطات واقعا خوب است. ابررایانه ها توانایی محاسبات با نرخ میلیون در هر ثانیه را دارند ولی همین ابررایانه ها در تشخیص اشیایی که یک کودک سه ساله هم آنها را براحتی میشناسد، مشکل دارند. زیرا که ما توانایی تشخیص الگوها واتصالات و ارتباطات را به مراتب بیشتر و موثرتر از به حافظه سپردن اطلاعات داریم. چرا از همین ویژگی برای یادگیری استفاده نکنیم؟

یادگیری بوسیله ارتباطات

بنظر میرسد که یادگیری توسط ارتباطات نه تنها سریعتر، بلکه راه بهتری برای آموزش است. دو دانشجو را در نظر بگیرید که تلاش میکنند حساب دیفرانسیل و انتگرال را یاد بگیرند. یکی از این دانشجویان با پشتکار تمام، قوانین تمایز و دیفرانسیل و همچنین قوانین زنجیره ای و قدرتی را حفظ میکند و میداند که با لگاریتم و شارحان چه کند... او ساعتها وقت تمرین میکند که این قوانین را به مغز خود تزریق کند

دانشجوی دیگر رویکردی متفاوت دارد و بهیچوجه سعی در حفظ کردن این قوانین نمیکند. بجای آن، در زندگی روزمره خود از تمثیلها ی مربوط به حساب دیفرانسیل و انتگرال استفاده میکند. با مثالهای ساده شروع میکند؛ مانند: سرعت سنج و کیلومتر شمار روی اتومبیل، ولی وقتی که با مسائل پیچیده تر در حساب دیفرانسیل و انتگرال مواجه میشود، سعی میکند که آنها را ساده کند تا از طریق آنچه که فرمولها میگویند، راه حلها را بیابد

حال بعد از اینها، فکر میکنید که کدام دانشجو حساب دیفرانسیل و انتگرال را بهتر فهمیده است؟ دانشجوی اولی احتمالا در امتحانات اولیه که احتیاجی به خلاقیت نیست، نمرات خوبی میاورد. ولی در واقع او حساب دیفرانسیل و انتگرال را نفهمیده است. او فقط مجموعه ای از قوانین را حفظ کرده است. یک کامپیوتر میتواند براحتی جایگزین او شود

دانشجوی دوم احتمالا نیاز به زمان بیشتری برای تمرین دارد که سریعتر جوابها را بیابد. اما حدس من این است که او حساب دیفرانسیل و انتگرال را بخوبی درک کرده است و اگر در آینده در زندگی خود با مشکلات جدیدی مواجه شود، بجای استفاده از راه حلهای بیفایده، به احتمال زیاد از راه حلهای حساب دیفرانسیل و انتگرال استفاده خواهد کرد که در سالهای گذشته آموخته است
/


ادامه مطلب


موضوع: مشاوره / روانشناسی تحصیلی، آنچه معلم باید بداند و عمل کند، دستاوردهای جدید محققان،
ادامه مطلب
[ 1391/07/3 ] [ 02:19 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

مهار قدرت سوال


b_250_200_16777215_00___images_stories_articles_questions1.jpg









ده روش از بهترین روشها به منظور  مهار قدرت سوال


" هوش فرد را با پاسخ هایش می سنجند و خردش را با پرسش هایش." نقیب محفوظ (برنده جایزه نوبل)



مغز ما سوالها را دوست دارد. سوال قدرت درگیر کردن و مجذوب کردن ما و تغییر طرز تفکر ما را دارد. سوالها دانش و بلوغ را پیش می برند و باعث تجدید خلاقیت و تفکر انتقادی می شوند. در اینجا ده روش برای پرسیدن هوشمندانه تر سوالها آورده شده است ، شما می توانید از همین امروز از آنها استفاده کنید.

یک- سوال برای حل خلاقانه مسائل

یکی از مؤثرترین روشها برای برخورد با مسائل، سوال پرسیدن درباره آن است. بهترین چیز درباره سوال کردن این است که به محض اینکه آغاز به پرسیدن می کنید، مغز شما بطور خودبخود شروع به کار کردن بر آن می کند. نه تنها مغز شروع به کار کردن بر آن می کند، بلکه وقتی که آگاه نیستید، در پس زمینه ذهنتان بر آنها کار می کند.

برای مجموعه اولیه ی بیش از پنجاه سوال نمونه، که می توانید تقریباً در هر مسئله ای بکار ببرید، تکنیک اسکمپر را امتحان کنید. تکنیک مؤثر دیگر پرسیدن سوالات با "چرا" است تا زمانی که به هسته مسئله خود برسید.

دو- سوال به منظور تغییر چشم انداز شما از مسئله

همانطور که پرسیدن سوال درباره یک مسئله مفید است، تغییر خود مسئله به یک سوال نیز سودمند است. می دانیم که تعریف کردن و بیان مناسب مسائل برای حل موثر مسائل بسیار ضروری است؛ همچنین چارچوب بندی مسائل بصورت سوالها نیز، یکی از تکنیکهایی است که مطمئناً می تواند کارایی شما را به عنوان یک حل کننده مسائل بالا ببرد.


ادامه مطلب


موضوع: روشهای ایجاد انگیزه یادگیری، تفکر و فلسفه برای کودکان، آنچه معلم باید بداند و عمل کند،
ادامه مطلب
[ 1391/07/3 ] [ 01:51 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

آموزش مهارت های فرزند پروری


5مهارتی كه والدین بایددر تربیت فرزندان خود به كارببرند:

1-توجه كردن

2-پاداش دادن  

3- نادیده گرفتن

4- دستورات موثر به كودك خود دادن

5-استفاده درست از محروم سازی موقت

پدر و مادر عزیز آیا برای تربیت فرزندانتان دانشی آموخته‌اید؟ یا مهارتی کسب نموده‌اید؟ برای تربیت سازنده فرزندان مهارت‌هایی وجود دارد که با استفاده ار آن‌ها در روند مراقبت از کودکانتان می‌توانید نقش اساسی در رشد آن‌ها داشته باشید.

1) به رفتارهای کودک‌تان با دقت توجه کنید
بسیاری از والدین توجه کمی به آنچه که در خانه اتفاق می‌افتد دارند و به همین دلیل ممکن است مشکلات را بیشتر و مهم‌تر و بالعکس کمتر و کم اهمیت‌تر از آنچه که هست ارزیابی کنند. برای مثال: کودکان گاه‌گاهی نق می‌زنند به‌ویژه، در زمان خستگی، بیماری و یا تغییرات محیط، اگر والدین خود خسته و ناراحت باشند ممکن است این مشکل را خیلی بزرگ جلوه دهند. گاهی بالعکس، کودکی که مرتباً با همسالانش دعوا می‌کند والدین بی‌توجهی کرده و آن را طبیعی می‌دانند و هیچ اقدامی نمی‌کنند.
با توجه نمودن به رفتارها و یادداشت کردن آن‌ها و اینکه چند بار در روز اتفاق می‌افتد بهتر می‌توانید بفهمید که آیا کودک‌تان مشکل دارد و آیا نحوه برخورد شما برای حل مشکل مفید است یا نه؟

2) چگونه می‌شود رابطه بهتری با فرزندتان داشته باشید؟

  • اوقات خوبی را با فرزندتان بگذرانید
    معمولاً والدین زمان بسیار کمی را با فرزندشان می‌گذرانند و بیشتر مواقعی که به ظاهر با بچه‌ها هستند، اغلب به فعالیت دیگری مشغول هستند. بهتر است در طول روز و به‌طور مکرر زمان‌هایی را با کودک‌تان بگذرانید. زمان‌های کوتاه (برای مثال 1 تا 10 دقیقه) مفیدتر است. مثلاً وقتی که کودک به شما مراجعه می‌کند تا چیزی بپرسد و یا چیزی می‌خواهد، بهترین زمان برای توجه به کودک است.
  • با کودک‌تان صحبت کنید
    در مورد چیزهایی که فرزند شما به آن علاقه دارد صحبت کنید. صحبت با کودک به او کمک می‌کند که سخن گفتن را یاد بگیرد، مهارت‌های اجتماعی و گفتگو کردن را بیاموزد و اعتماد به نفسش افزایش می‌یابد.
  • احساسات خود را به کودک‌تان نشان بدهید
    فرزندتان را بغل کنید، لمس کنید، در آغوش بگیرید، ببوسید، ماساژ دهید، قلقلک بدهید. این کارها به کودکان کمک می‌کند که از مورد توجه بودن و مورد محبت واقع شدن احساس آرامش کنند و رابطه عاطفی آن‌ها محکم‌تر شود.

3) اگر مایلید فرزند شما رفتار مطلوبی انجام دهد، مهارت‌های تشویق کردن را بیاموزید
رفتار مطلوبی را که می‌خواهید کودک‌تان انجام دهد دقیقاً مشخص کنید (برای مثال «داشتن نظم» برای کودک مبهم است، به جای آن می‌توانید از کودک خود بخواهید مثلاً اسباب‌بازی‌ها را در محل خودش قرار دهد).
در هر نوبت یک رفتار را انتخاب کنید و وقتی فرزند شما آن رفتار را به‌صورت خودکار انجام می‌داد روی رفتار دیگری تمرکز کنید.
از روش‌های گوناگون تشویق کردن استفاده کنید. تشویق‌های شما می‌تواند کلامی باشد (برای مثال: آفرین دخترم من واقعاً از این که بعد از اتمام بازی اسباب‌بازی‌هایت را مرتب کردی، خوشحالم) یا تشویق‌های غیر کلامی مثل لبخند زدن، چشمک زدن، بغل کردن، و ... که کودکان از آن لذت می‌برند. اگر از تشویق مادی (خرید یک وسیله) استفاده می‌کنید دقت کنید آن وسیله گران نباشد ولی مورد علاقه فرزندتان باشد. حتماً بعد از اینکه کودک‌تان رفتار مطلوب را انجام داد آن را تهیه کنید و به وعده خود عمل کنید.
اگر در تشویق کردن فرزندتان برای انجام یک رفتار مطلوب ناموفق هستید با متخصص مشورت کنید.

4) رفتار و مهارت‌های جدید را به کودکانتان آموزش دهید
برخی از والدین تصور می‌کنند کودکان با گذشت زمان و وقتی بزرگتر می‌شوند یاد می‌گیرند چگونه در هر موقعیتی رفتار کنند. در حالی‌که برای یادگیری هر مهارت جدید لازم است والدین آموزش دهند، با فرزندشان تمرین کنند، کودک خود را تشویق نمایند و خود الگوی خوبی در این زمینه باشند.

5) چگونگی برخورد با رفتار نامطلوب فرزند
کودکان خواسته‌های زیادی دارند که انجام همه آن‌ها مقدور نیست و یا برخی از این خواسته‌ها پسندیده نیستند. بنابراین همه کودکان لازم است که حدود و قوانین را یاد بگیرند و ناکامی و ناراحتی خود را هنگامی که به خواسته‌هایشان نمی‌رسند کنترل کنند. مدیریت این رفتارها برای والدین ممکن است پردردسر باشد، اما روش‌های مثبت و موثری وجود دارد که به کودکان کمک می‌کند کنترل بر خویش (خویشتنداری) را یاد بگیرند.
روش‌های مختلفی برای اداره مشکلات رفتاری کودکان وجود دارد. والدین با تمرین این شیوه‌ها فرصت خواهند یافت که در هر شرایطی روش مناسب را برگزینند.

6) چگونگی مدیریت رفتارهای نامطلوب کودکان در خارج از خانه
کودکان ممکن است در خانه مشکلی نداشته باشند ولی در موقعیت‌های دیگری مثل مهمانی، فروشگاه، مطب پزشک و یا مسافرت مشکلاتی را به‌وجود آورند.
از قبل آماده باشید و چنین موقعیت‌هایی را در خانه و خارج از خانه تمرین کنید.
انتظاراتی را که از کودک خود دارید از قبل مشخص کنید و برای او توضیح دهید (برای مثال امروز که می‌رویم فروشگاه می‌خواهم که دست منو بگیری و از من دور نشوی)
فعالیت‌های سرگرم‌کننده‌ای برای کودک در آن موقعیت خاص فراهم کنید (مثلاً بردن اسباب‌بازی مورد علاقه کودک).

7) تسلط بیشتر بر اوضاع
والدین عزیز هر روز حوادث و مسائلی در زندگی شما پیش می‌آید که ممکن است تعادل شما را دچار اشکال کند. نمی‌توانیم از وقوع بعضی حوادث جلوگیری کنیم ولی می‌توانیم خود را برای مقابله با چنین حوادثی آماده کنیم. می‌توانیم فکر، احساس و رفتارمان را طوری تنظیم کنیم که آسیب کمتری ببینیم. ابتدا موقعیت‌های دشوار را مرور کنید و مهارت‌هایی که برای برخورد با آن‌ها لازم است تمرین کنید. توانایی‌ها و ضعف‌های خود را بشناسید. اگر مشکلاتی در زندگی شما هست همین امروز برای حل آن اقدام کنید.



ادامه مطلب


موضوع: مشاوره / روانشناسی تحصیلی، هنرهای رفتاری، آنچه معلم باید بداند و عمل کند، سلامت و بهداشت مدرسه، خدمات مشاوره ای در مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/05/29 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات