بررسی و اطلاع رسانی دستاوردهای نوین در روشهای آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان

آموزش مهارت های فرزند پروری

نویسنده : ساجدی مدیر وبلاگ | تاریخ : 09:21 ب.ظ - 1391/05/29


5مهارتی كه والدین بایددر تربیت فرزندان خود به كارببرند:

1-توجه كردن

2-پاداش دادن  

3- نادیده گرفتن

4- دستورات موثر به كودك خود دادن

5-استفاده درست از محروم سازی موقت

پدر و مادر عزیز آیا برای تربیت فرزندانتان دانشی آموخته‌اید؟ یا مهارتی کسب نموده‌اید؟ برای تربیت سازنده فرزندان مهارت‌هایی وجود دارد که با استفاده ار آن‌ها در روند مراقبت از کودکانتان می‌توانید نقش اساسی در رشد آن‌ها داشته باشید.

1) به رفتارهای کودک‌تان با دقت توجه کنید
بسیاری از والدین توجه کمی به آنچه که در خانه اتفاق می‌افتد دارند و به همین دلیل ممکن است مشکلات را بیشتر و مهم‌تر و بالعکس کمتر و کم اهمیت‌تر از آنچه که هست ارزیابی کنند. برای مثال: کودکان گاه‌گاهی نق می‌زنند به‌ویژه، در زمان خستگی، بیماری و یا تغییرات محیط، اگر والدین خود خسته و ناراحت باشند ممکن است این مشکل را خیلی بزرگ جلوه دهند. گاهی بالعکس، کودکی که مرتباً با همسالانش دعوا می‌کند والدین بی‌توجهی کرده و آن را طبیعی می‌دانند و هیچ اقدامی نمی‌کنند.
با توجه نمودن به رفتارها و یادداشت کردن آن‌ها و اینکه چند بار در روز اتفاق می‌افتد بهتر می‌توانید بفهمید که آیا کودک‌تان مشکل دارد و آیا نحوه برخورد شما برای حل مشکل مفید است یا نه؟

2) چگونه می‌شود رابطه بهتری با فرزندتان داشته باشید؟

  • اوقات خوبی را با فرزندتان بگذرانید
    معمولاً والدین زمان بسیار کمی را با فرزندشان می‌گذرانند و بیشتر مواقعی که به ظاهر با بچه‌ها هستند، اغلب به فعالیت دیگری مشغول هستند. بهتر است در طول روز و به‌طور مکرر زمان‌هایی را با کودک‌تان بگذرانید. زمان‌های کوتاه (برای مثال 1 تا 10 دقیقه) مفیدتر است. مثلاً وقتی که کودک به شما مراجعه می‌کند تا چیزی بپرسد و یا چیزی می‌خواهد، بهترین زمان برای توجه به کودک است.
  • با کودک‌تان صحبت کنید
    در مورد چیزهایی که فرزند شما به آن علاقه دارد صحبت کنید. صحبت با کودک به او کمک می‌کند که سخن گفتن را یاد بگیرد، مهارت‌های اجتماعی و گفتگو کردن را بیاموزد و اعتماد به نفسش افزایش می‌یابد.
  • احساسات خود را به کودک‌تان نشان بدهید
    فرزندتان را بغل کنید، لمس کنید، در آغوش بگیرید، ببوسید، ماساژ دهید، قلقلک بدهید. این کارها به کودکان کمک می‌کند که از مورد توجه بودن و مورد محبت واقع شدن احساس آرامش کنند و رابطه عاطفی آن‌ها محکم‌تر شود.

3) اگر مایلید فرزند شما رفتار مطلوبی انجام دهد، مهارت‌های تشویق کردن را بیاموزید
رفتار مطلوبی را که می‌خواهید کودک‌تان انجام دهد دقیقاً مشخص کنید (برای مثال «داشتن نظم» برای کودک مبهم است، به جای آن می‌توانید از کودک خود بخواهید مثلاً اسباب‌بازی‌ها را در محل خودش قرار دهد).
در هر نوبت یک رفتار را انتخاب کنید و وقتی فرزند شما آن رفتار را به‌صورت خودکار انجام می‌داد روی رفتار دیگری تمرکز کنید.
از روش‌های گوناگون تشویق کردن استفاده کنید. تشویق‌های شما می‌تواند کلامی باشد (برای مثال: آفرین دخترم من واقعاً از این که بعد از اتمام بازی اسباب‌بازی‌هایت را مرتب کردی، خوشحالم) یا تشویق‌های غیر کلامی مثل لبخند زدن، چشمک زدن، بغل کردن، و ... که کودکان از آن لذت می‌برند. اگر از تشویق مادی (خرید یک وسیله) استفاده می‌کنید دقت کنید آن وسیله گران نباشد ولی مورد علاقه فرزندتان باشد. حتماً بعد از اینکه کودک‌تان رفتار مطلوب را انجام داد آن را تهیه کنید و به وعده خود عمل کنید.
اگر در تشویق کردن فرزندتان برای انجام یک رفتار مطلوب ناموفق هستید با متخصص مشورت کنید.

4) رفتار و مهارت‌های جدید را به کودکانتان آموزش دهید
برخی از والدین تصور می‌کنند کودکان با گذشت زمان و وقتی بزرگتر می‌شوند یاد می‌گیرند چگونه در هر موقعیتی رفتار کنند. در حالی‌که برای یادگیری هر مهارت جدید لازم است والدین آموزش دهند، با فرزندشان تمرین کنند، کودک خود را تشویق نمایند و خود الگوی خوبی در این زمینه باشند.

5) چگونگی برخورد با رفتار نامطلوب فرزند
کودکان خواسته‌های زیادی دارند که انجام همه آن‌ها مقدور نیست و یا برخی از این خواسته‌ها پسندیده نیستند. بنابراین همه کودکان لازم است که حدود و قوانین را یاد بگیرند و ناکامی و ناراحتی خود را هنگامی که به خواسته‌هایشان نمی‌رسند کنترل کنند. مدیریت این رفتارها برای والدین ممکن است پردردسر باشد، اما روش‌های مثبت و موثری وجود دارد که به کودکان کمک می‌کند کنترل بر خویش (خویشتنداری) را یاد بگیرند.
روش‌های مختلفی برای اداره مشکلات رفتاری کودکان وجود دارد. والدین با تمرین این شیوه‌ها فرصت خواهند یافت که در هر شرایطی روش مناسب را برگزینند.

6) چگونگی مدیریت رفتارهای نامطلوب کودکان در خارج از خانه
کودکان ممکن است در خانه مشکلی نداشته باشند ولی در موقعیت‌های دیگری مثل مهمانی، فروشگاه، مطب پزشک و یا مسافرت مشکلاتی را به‌وجود آورند.
از قبل آماده باشید و چنین موقعیت‌هایی را در خانه و خارج از خانه تمرین کنید.
انتظاراتی را که از کودک خود دارید از قبل مشخص کنید و برای او توضیح دهید (برای مثال امروز که می‌رویم فروشگاه می‌خواهم که دست منو بگیری و از من دور نشوی)
فعالیت‌های سرگرم‌کننده‌ای برای کودک در آن موقعیت خاص فراهم کنید (مثلاً بردن اسباب‌بازی مورد علاقه کودک).

7) تسلط بیشتر بر اوضاع
والدین عزیز هر روز حوادث و مسائلی در زندگی شما پیش می‌آید که ممکن است تعادل شما را دچار اشکال کند. نمی‌توانیم از وقوع بعضی حوادث جلوگیری کنیم ولی می‌توانیم خود را برای مقابله با چنین حوادثی آماده کنیم. می‌توانیم فکر، احساس و رفتارمان را طوری تنظیم کنیم که آسیب کمتری ببینیم. ابتدا موقعیت‌های دشوار را مرور کنید و مهارت‌هایی که برای برخورد با آن‌ها لازم است تمرین کنید. توانایی‌ها و ضعف‌های خود را بشناسید. اگر مشکلاتی در زندگی شما هست همین امروز برای حل آن اقدام کنید.





دسته بندی : مشاوره / روانشناسی تحصیلی , هنرهای رفتاری , آنچه معلم باید بداند و عمل کند , سلامت و بهداشت مدرسه , خدمات مشاوره ای در مدرسه ,
 

اغلب کودکان تیزهوش انسان های ناموفقی هستند!!

نویسنده : ساجدی مدیر وبلاگ | تاریخ : 07:47 ب.ظ - 1391/05/22

 سرانجام کودکان تیز هوش

 

اغلب کودکان تیزهوش انسان های ناموفقی هستند!!

 

پروفسور فریمن تمام زندگی شغلی خودش- یعنی 35‌سال- را به تحقیق در زمینه کودکان تیز هوش اختصاص داده که آیا این کودکان باید از امکانات خاصی برای پرورش استعداد خود برخوردار شوند؟

 

 

 


آیا باید شرایط پرورش استعداد کودکان تیزهوش را فراهم کرد؟

 متخصصین در بحث و گفت‌وگوهای متفاوت در مورد کودکان تیزهوش اختلاف نظر دارند؛ عده‌ای معتقدند که این کودکان باید در مدارس معمولی ادامه تحصیل دهند، ولی گروهی دیگر مخالف این نظریه هستند.

 


خانم «جوآن فریمن» استاد روانشناسی از انگلستان در یک تحقیق دراز مدت در مورد کودکان تیزهوش به نتایج تعجب‌آوری رسیده است. این سؤال همیشه مطرح بوده که آیا باید کودکان استثنایی از شرایط خاصی برای پرورش استعدادهایشان برخوردار باشند؟

 

در این مورد حتی متخصصین اقتصاد و بازرگانی هم اظهار نظر می‌کنند و از کمبود استعداد‌های استثنایی در زمینه اقتصاد و بازرگانی شکایت دارند.

 

 

پروفسور فریمن تمام زندگی شغلی خودش- یعنی 35‌سال- را به تحقیق در زمینه کودکان تیز هوش اختصاص داده که آیا این کودکان باید از امکانات خاصی برای پرورش استعداد خود برخوردار شوند؟

 

این پروفسور روانشناسی طی این تحقیقات طولانی مدت به نتایج تعجب‌آوری دست یافته. او معتقد است که اغلب کودکان تیزهوش انسان‌های ناموفقی هستند.

 

طی این تحقیقات پروفسور فریمن از سال‌1974 یک گروه‌210 نفری از کودکان تیزهوش را طی 30‌سال همراهی کرده که در بین آنها نه‌تنها ریاضیدانان استثنایی بلکه نوابغ هنری هم وجود داشتند و نیز کودکانی که از نیرو‌های ماورائی برخوردار بوده‌اند. علاقه و توجه پروفسور فریمن مشاهده و بررسی تجربی چگونگی استفاده این کودکان از استعداد فوق‌العاده خودشان بود.

 

 

نتیجه تعجب آور این بود که از تمام 210 کودک استثنایی فقط 6 نفر موفق شدند از استعداد خاص خودشان استفاده کرده و به شغل فوق‌العاده‌ای دست یابند که این فقط 3‌درصد می‌شود.

سرنوشت 204‌نفر بقیه چه شده است‌؟

 

چرا آنها نتوانستند از استعداد استثنایی خودشان استفاده کنند؟

 

به‌نظر پروفسور فریمن فاکتور‌های متفاوتی دلیل این عدم‌موفقیت بوده است که این فاکتور‌ها عبارتنداز:

 

 1- جاه طلبی زیاد

 

2- توجه بیش از حد والدین

 

3- فشار زیاد والدین

 

 4- ضعف شخصیتی (یعنی عدم‌پشتکاروصبر‌)

 

 و آخرین فاکتور که همان سرنوشت است.

 

 

کودکان استثنایی معمولا تحت مراقبت‌های عاطفی شدیدی هستند. انتظار بیش از حد معلمین ، کمبود وقت آزاد و عدم‌امکان بازی‌های کودکانه ، خسته‌کنندگی ساعات درس و اینکه کودکان تیزهوش همواره به وسیله همکلاسی‌های نرمال خودشان مورد تمسخر قرار می‌گیرند، ضمنا تصمیم‌گیری دیگران در مورد کودک باعث ناراحتی و عدم‌رضایت او می‌شود.

 


توقع و فشار بیش از حد والدین موجب می‌شود آنچه یادگیری آن برای این کودکان شبیه بازی است تبدیل به زجرکشیدن شود. تحقیقات نشان داده که حتی دو کلاس یکی کردن هم یکی از فاکتور‌های منفی است، زیرا این پرش موجب می‌شود که کودک دوستان و همکلاسی‌های خودش را ترک کند و در کلاس جدید به‌علت اینکه کوچک‌تر از سایرین است به ندرت دوستی پیدا می‌کند.

 

 

 این مسئله به حدی جدی است که این کودکان هنگام بزرگسالی دائم در غم کودکی از دست رفته خود هستند. کودکان تیزهوش استثنایی معمولا در اثر فشار والدین و معلمین نتایج امتحانی خوبی به‌دست می‌آورند، ولی سؤال این است که آنها بعداً در دانشگاه و در محل کار خود چه شرایط روحی‌ای خواهند داشت؟

 

 

پروفسور فریمن در پاسخ به این سؤال، سؤال دیگری را مطرح می‌کند: آیا استعداد فوق‌العاده کمک می‌کند، وقتی شخص از افسردگی شدید رنج می‌برد؟ او می‌گوید: تحت فشار قرار‌دادن کودکان تیزهوش باعث می‌شود که این افراد به‌علت کمال‌گرایی ذاتی فلج شوند ، ضمنا تنها معرفی یک کودک به‌عنوان تیزهوش به دیگران توقع بالایی ایجاد می‌کند.

 

 

 

پروفسور فریمن تجربیات تحقیقی خود را در کتابی با عنوان «Gifted Lives» آورده و در آن سرنوشت تعداد زیادی از کودکان استثنایی را نوشته است که تمامی، نشان‌دهنده این است که تیزهوش بودن یک کودک حتما منجر به موفقیت او در بزرگسالی نمی‌شود ؛

 

 برای مثال یک دختربچه تیزهوش استثنایی که در 13‌سالگی تحصیل در رشته ریاضی در دانشگاه آکسفورد را شروع می‌کند، چند سالی بعد مفقود می‌شود. بعد‌ها پلیس او را بین خلافکاران شهر می‌یابد. در حقیقت جدایی این نوجوان استثنایی از محیط مانوس مدرسه و دوستانش او را چنان دچار سردرگمی می‌کند که سر از جایی در‌می‌آورد که فقط بی‌استعداد‌ترین افراد کارشان به آنجا ختم می‌شود.

 

 

نابغه ریاضی دیگر، پسربچه‌ای است که در 8‌سالگی شروع به تحصیلات دانشگاهی خود می‌کند. او هم بعد از مدتی دانشگاه را ترک می‌کند و مخارج زندگی خودش را از طریق کار در فست‌فوت تأمین می‌کند. او تازه در 23‌سالگی تصمیم می‌گیرد دوباره به دانشگاه باز گردد و تحصیلش را ادامه دهد.

 

در اینجا این سؤال پیش می‌آید که واقعا یک بچه 8‌ساله هر چقدر هم نابغه باشد در دانشگاه و بین بزرگسالان چه می‌کند؟ او هنوز روحا یک بچه 8‌ساله است که خارج از محیط علمی یک کودک است و نیاز به بازی و شیطنت‌های کودکانه دارد.

 

 

پروفسور فریمن در مصاحبه‌ای که با مجله روانشناسی امروز داشته، در مورد نتیجه تحقیق طولانی خودش تأکید فراوان به این نکته می‌کند که کودکان تیزهوش همانند سایر افراد، انسان‌هایی کاملا معمولی با احساسات و عواطف انسانی هستند ولی متأسفانه آنها تحت فشار زیاد و توقع و انتظار بیش از حد اطرافیان قرار می‌گیرند و معمولا دیگران آنان را انسان‌هایی عجیب و غیرعادی و غمگین تصور می‌کنند، در حالی‌که آنچه آنها بیش از همه به آن نیاز دارند، پذیرش این است که آنها هم انسان‌هایی کاملا معمولی هستند و باید به آنها شانس و اجازه داده شود که آزادانه استعداد‌های خودشان را پرورش دهند.

 

 

 البته والدین کودکان تیزهوش باید به موقع امکانات مناسب برای پرورش نبوغ فرزندانشان را فراهم کرده و از آنها حمایت و پشتیبانی کنند اما نباید رفتار متفاوتی داشته باشند. بدون حمایت و پشتیبانی والدین، کودکان استثنایی توانایی‌های خودشان را نادیده می‌گیرند تا جلب توجه نکنند.

 


در اینجا این سؤال پیش می‌آید که چگونه می‌توان نبوغ کودکان را تشخیص داد؟

 

در این مورد پروفسور فریمن می‌گوید: بهره هوشی بالا به تنهایی نشانه نبوغ نیست بلکه باید کیفیت نبوغ را شناخت که متأسفانه این کیفیت قابل اندازه‌گیری نیست اما مشخصات آن عبارتند از: کنجکاوی ، نیاز فراوان به نوآوری ، تغییر یا بهبود قوانین ؛ برای مثال تغییر یا بهبود روش بازی.

 

 

خــلاصه: روش‌هـای مــوجود استعداد‌پروری در اکثر نقاط دنیا متأسفانه همراه با دست‌درازی و دخالت مستقیم در زندگی خصوصی کودک همراه است و به همین دلیل پیشرفت و تکامل طبیعی کودک دچار اختلال می‌شود که ممکن است موجب ایجاد مشکلات روانی او در بزرگسالی شود.

 

 

 

گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ

www.seemorgh.com/lifestyle

منبع :hamshahrionline.ir

 




دسته بندی : مشاوره / روانشناسی تحصیلی , زنگ خطر آموزش , دستاوردهای جدید محققان ,
 

“نگاهی به مخروط تجربی ادگار دیل” (جدید)

نویسنده : ساجدی مدیر وبلاگ | تاریخ : 07:23 ب.ظ - 1391/05/22

 

.

 

آیا خواندن و نوشتن بهترین راه کار برای یادگیری است؟

آیا اگر  به علایم گفتاری برای آموزش بسنده کنیم راه درستی را پیموده ایم؟

به آرمان شهر دانش و فرهنگ خوش آمدید! بیایید به همراه ادگار دیل نگاهی دوباره به یادگیری بیافکنیم!

….

..

مخروط تجربی ادگار دیل

***********

.

.

.

- گاهی پس از تدریس مساحت مستطیل، دانش آموزان را با خط کش و کاغذ راهی حیاط مدرسه می نماییم تا مساحت هر شکل مستطیلی را که پیدا کردند، اندازه بگیرند!

.

- گاهی توی کوه به جمع کردن سنگ هایی مشغول می شویم که جغرافیای تاریخی کوه را برایمان به تصویر کشیده اند.

.

- گاهی به موزه می رویم تا آثار بدیع و دلنشین استاد کمال الملک را به چشم ببینیم.

.

-         گاهی پای کامپیوتر با شبیه ساز پرواز مایکروسافت، یک هواپیمای بویینگ  را در فضایی شبیه سازی شده به پرواز در می آوریم و در فضایی امن پرواز را تجربه میکنیم.

.

- گاهی به تماشای فیلم “نانوک شمال” می نشینیم تا با شیوه ی زندگی مردمان برف نشین آشنا شویم.

.

- گاهی شاگردان مان، یک نمایش نامه ی سراسر خنده و شادی را به نام “عددهای گم شده” بازی می کنند.

.

- گاهی درس جدید را در قالب  تعدادی اسلاید، برای دانش آموزان  به نمایش می گذاریم.

.

.

-  گاهی تلاش می کنیم تا با انیمیشن، مفهوم تصویر “توقف ممنوع” را به بچه ها بفهمانیم!

.

-  گاهی از خوبی های راست گویی و بدی های دروغ گویی برای فراگیران سخنرانی می کنیم!

.

 .

.

پرسش اینجاست.

یادگیری در کدام شکل از شیوه های گوناگونی که نام برده شد، اثر بخش تر خواهد بود؟

اثر یادگیری در کدام گزینه ژرف تر و ماندگارتر است؟

در کدام گزینه تعداد بیشتری از هوش های چندگانه به کار گرفته شده اند؟

کدام گزینه کاربردی تر و کار با آن لذت بخش تر است؟

بیایید برای سنجش کارآیی و اثربخشی تدریس خود، آن را با یک مخروط محک بزنیم!

 

.

.

***********

به این مخروط نگاه کنید!

 

از قسمت پایین آن که دارای بیشترین فضا و عینی است تا بالاترین نقطه ی آن که کمترین فضا را دارد و ذهنی است را از نظر بگذرانید!

 

 

فضای بسته و خفه ی “نشانه های گفتاری” را با “فضای باز و ژرف “تجربیات مستقیم هدف دار” رودررو نمایید!

 .

محور آموزش در سمت چپ، پایین، صورتی ملموس، دیدنی، شنیدنی، چشیدنی، بوییدنی و واقعی دارد. این قسمت نیاز بسیار کمی به واسطه برای تعریف و شناخت دارد و از درک معنی بی نیاز است.

 .

محور آموزش در سمت چپ، بالا شکلی

ذهنی، غیر واقعی، دور از حواس بدن، نیازمند واسطه هایی همانند:

تعریف، شناخت نشانه ها، درک معنی، نماد شناسی

دارد و برای تدریس فلسفه برای دانشجویان رشته ی فلسفه مناسب تر است تا دانش آموزانی که:

توانایی درک و پیوند میان نمادها و نشانه های ذهنی را ندارند.

 

به نقطه چین سمت راست توجه نمایید!

در مسیر حرکت فلش از پایین به بالا:

مفاهیم به مرور از شکل

عینی، پویا  و قابل لمس

خارج شده و به صورت مفاهیم

ذهنی، ایستا و انتزاعی

در می آید.

در همین حال فضای یادگیری تنگ تر و بسته تر می شود.

 

***********

.

علایم راهنمایی و رانندگی جزو علایم دیداری است.

این علایم به صورت مستقیم قابل درک نیستند.

برای آشنایی با آنها باید آموزش دید.

یعنی شما همواره برای دسترسی به مفهوم این علایم نیاز به واسطه دارید.

پس از دیدن علامت به لغت نامه ی ذهنی خود رجوع می نمایید و مفهوم آن را با کمک یک واسطه که پیشاپیش در ذهن شما ثبت شده، درک می نمایید.

این یک فرآیند پیچیده است!

این با تکنولوژی آموزشی ناسازگار است!

به خصوص اگر به دو یاسه مرحله و بیشتر برسد.

حرکت در این مسیر برای بسیاری از فراگیران مشکل است.

 

 .

ممکن است برای تدریس، بسیاری از این واسطه ها را، سر راهِ فراگیر قرار دهیم.

درک این واسطه ها و انطباق اندیشه ی شاگرد با آنها آسان نیست!

 

 

 

 

حذف واسطه ها در آموزش یعنی: کار در یک فضای عینی، پویا و ملموس.

 

 
 
*********** 
 

 

ادگار دیل

به مخروط تجربی ادگار دیل نگاه کنید!

توانایی ها و یادآورها را در هر قسمت از مخروط مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید!

 

 

***********

 

 

 

به مخروط تجربی ادگار دیل بیاندیشید و جایگاه آموزش خود را در این مخروط مشخص نمایید.

 

در سمت راست مخروط و در محیط زرد رنگ توانایی های بدست آمده مبتنی بر سطح های مخروط را مشاهده می نمایید.

- در سطح خواندن و شنیدن از مخروط، فراگیر می تواند داده های دریافتی را: لیست نماید، شرح بدهد و تعریف و توصیف کند.

- در طبقه های پایین تر که شامل مشاهده و حضور می شود، فراگیر می تواند داده های دریافتی را: نمایش بدهد، انجام بدهد، به کار ببندد.

- در چهار طبقه ی پایینی مخروط که شامل: شرکت، طراحی و تجربه می شود، فراگیر می تواند: تجزیه و تحلیل نموده، تولید نماید، ارزیابی و تعریف کند.

در پایین ترین طبقه و بالاترین طبقه “تعریف کردن” را می بینیم. این هردو ممکن است هم سو نباشند. جهت بالایی در سطح خواندن و شنیدن ورودی است. در این جهت تعریف به کاربر تحمیل می شود و او همانند یک ضبط صوت آن را فراگرفته و بازپس می دهد. جهت طبقه های پایینی خروجی است. این تعریف کردن مبتنی بر برداشت و درک و فهم و تجزیه و تحلیل فراگیر و آفریده ی خود اوست. پس نباید این دو گونه تعریف را یکی دانست!

.

*******************

.

اما در سمت چپ مخروط داستان دیگری در جریان است!

سمت چپ خروط به رنگ سبز، طبقه های یادگیری مبتنی بر مخروط تجربی را جاسازی نموده است!

*******************

 .

.

به کودکانی بیاندیشید که براستی در درک مفاهیم ذهنی و انتزاعی مشکل دارند

اما هیچ کودکی را پیدا نمی کنید که با

تماشا و بازی کردن، خوردن و نوشیدن، لمس کردن و بوییدن، گفتگو و داستان سرایی،ساختن و خراب کردن، …

آگاهی و تجربه ی یادگیری را با تمام وجود کسب نکند.

***********


آیا نیاز به بازبینی دوباره ی تدریس خود را احساس نمی کنید؟

آیا راه درستی را در مسیر آموزش پیموده اید؟

چه راه کارهایی را برای حذف و یا کم کردن واسطه ها اندیشیده اید؟

 

***********

… و همیشه به یاد داشته باشیم:

هر کسی که هر محتوایی را در هر قسمت یک کتاب درسی قرار داده است، چه این پیام علم محض باشد و چه علم کاربردی، خواست او آن بوده که فراگیر، روزی روزگاری آن دانش را در زندگی اش به کار ببندد پس همیشه در آموزش به دنبال جنبه های کاربردی محتوای آموزشی باشیم و با به کار بردن آن، آموزش را از علم محض و حالت انتزاعی خارج سازیم:

Do The Real Thing

دانش را در زندگی به کار ببندیم.

آموختن در دل کار، کار در دل آموزش

 —————————————————————————————————————-

پی نوشت۲:

علم محض:

مجموعه دانشها و یافته ها وتحقیقات پایه درهرعلمی می باشد . همانند:

مفاهیم و مطالب درسی  و آموزشی، جدول ضرب، آمار، قوانین نیوتون، تاریخ جنگ ها و خونریزی های اسکندر مقدونی، جوش آمدن آب در صد درجه! …

 

 

علم کاربردی:

عمل تبدیل علم محض به قوانین کاربردی یا به کاربردن علوم محض درهررشته ازعلوم را علم کاربردی یا تکنولوژی می گویند همانند:

شرکت در بازی فوتبال برای به نمایش گذاشتن برخی از قوانین نیوتون، دم کردن چایی با آب جوش و کنترل دمای آب جوش با استفاده از وسایل اندازه گیری، استفاده از چرتکه برای حساب و کتاب و آشنایی با ارزش مهره ها، به تصویر کشیدن مسیر حمله های اسکندر به سرزمین ها با کمک نرم افزار Adobe Flash، ساختن تاقدیس و ناودیس با کمک گِل بر روی دیوار، …

 —————————————————————————————————————-

پی نوشت۲:
به تازگی دیدگاه هایی گفته شده و برخی از قسمت های مخروط، به ویژه بخش درصدها به زیر سوال رفته است. این نکته ها ارزشمند و کامل کننده ی مخروط تجربی خواهند بود به خصوص اگر در ارزشیابی و درصدگذاری بخش ها به هوش های چندگانه و قوت و ضعف آن در فراگیران هم نگاهی داشته باشیم.

http://edutopia.ir منبع.




دسته بندی : مشاوره / روانشناسی تحصیلی , آنچه معلم باید بداند و عمل کند , روشهای ایجاد انگیزه یادگیری , دستاوردهای جدید محققان ,
 

تأثیر ناتوانیهای اجتماعی بر عملکرد تحصیلی

نویسنده : ساجدی مدیر وبلاگ | تاریخ : 05:48 ب.ظ - 1391/05/16

تأثیر ناتوانیهای اجتماعی بر عملکرد تحصیلی
تمامی انسانها برای داشتن یک زندگی موفقیت­آمیز به مهارتهای اجتماعی نیاز دارند. مهارتهای اجتماعی شامل توانایی سازماندهی تفکر و رفتار فردی، به منظور داشتن یک جریان یکپارچه در رفتار، که به سوی اهداف بین­فردی و اجتماعی پذیرفته شدة فرهنگی در جریان است، می­باشد. به عبارت دیگر مهارتهای اجتماعی شامل تمام آن چیزهایی است که فرد به آن می­اندیشد و نیز تمام رفتارهایی که وی در محیط اجتماعی آنها را بروز می­دهد. (وگن wougn 1993)
ناتوانی در مهارتهای اجتماعی می­تواند تقریباً تمام جنبه­های زندگی یک دانش­آموز را تحت تأثیر قرار دهد، زیرا موجب کاهش حساسیت وی نسبت به مردم و درک ضعیف او از موقعیتهای اجتماعی می­گردد. اختلال در مهارتهای اجتماعی شاید فلج­کننده­ترین مشکلی باشد که می­تواند یک دانش­آموز به آن دچار شود. در ادبیات روان­شناسی و تعلیم و تربیت، مشکل اجتماعی را به عنوان یک ناتوانی مجزا، اولیه و جدای از مشکلات آموزش مورد توجه قرار می­دهند، ولی شکست در یادگیری و عملکرد تحصیلی، خود می­تواند موجب بروز مشکلات اجتماعی و عاطفی ثانویه گردد. بطور کلی مشکل اجتماعی در ناکارآمدی تحصیلی می­تواند بسیار مؤثر باشد (لرنر 1993)
خصوصیات ناتوانیهای اجتماعی: درک اجتماعی، توانایی فهم موقعیتهای اجتماعی و به همان میزان حساسیت نسبت به احساسات دیگران است، دانش­آموزان با نقص و اختلال در ادراک اجتماعی، در انواع فعالیتهای مستقل که انتظارمی­رود همسالان آنها انجام دهند، ناتوان هستند. آنها در قضاوت، خلقیات و نگرش در محیط اجتماعی ناتوان بوده و نسبت به جوّ موقعیتهای اجتماعی غیرحساس می­باشند. و این نگرش منفی باعث بروز رفتارهای نامطلوب در آنها می­گردد. برخی از خصوصیات ناتواناییهای اجتماعی به قرار زیرند:
- ضعف در قضاوت: رشد درک اجتماعی در برخی جهات با رشد مهارتهای تحصیلی نظیر خواندن یا ریاضیات مشابهت دارد. در هر مورد افراد می­بایستی یاد بگیرند که فرآیندها را پیش­بینی کرده و نیز بایستی نتایج واقعی را با نتایج موردانتظار مقایسه نمایند و نهایتاً بر اساس چنین بازخوردی، رفتار خود را با موقعیت همسان نمایند.
کسانی که در ادراک اجتماعی مشکل دارند در تمامی این قدمها نیز اشکال خواهند داشت. آنها قادر به پیش­بینی فرایندهای اجتماعی دیگران نبوده و نمی­توانند اطمینان حاصل نمایند که آیا رفتار اجتماعی آنها با رفتار پیش­بینی شده مطابقت خواهد داشت یا خیر؟
به علاوه آنها قادر نیستند رفتار خود را در سایة چنین مقایسه­هایی منطبق نمایند و در نتیجه مردم­گریز و بی­احساس به نظر می­رسند. (لرنر 1997)
- اشکال در درک احساسات دیگران: معمولاً این افراد بطور کلامی یا رفتاری در برخورد با دیگران به گونه­ای غیرمناسب عمل می­نمایند زیرا نمی­دانند نسبت به فردی که واکنش نشان می­دهند، خوشحال یا ناراحت است. علاوه بر این آنها نسبت به جوّ عمومی یک موقعیت اجتماعی حساسیت لازم را ندارند. این افراد همچنین در درک سرنخهای سودمند اجتماعی که توسط دیگران داده می­شود ضعیف بوده، در نتیجه در برقراری ارتباط با همسالان و والدین دچار مشکل می­گردند (سیلور Silver 1992، برایان Brayan 1991)
مثلاً کودکان عموماً می­دانند که وقتی والدین آنها از سر کار به منزل می­آیند، نباید به طرفشان بروند و یا تقاضایی داشته باشند اما کودکان با نقض در ادراک اجتماعی اغلب نمی­توانند پیامهای چهره، وضعیت بدنی، یا تُن صدای افراد را درک کنند (سیلور 1992)
- اشکال در دوست­یابی: والدین کودکان دارای ناتواناییهای اجتماعی گزارش می­کنند که کودکانشان دارای مشکلات قابل ملاحظه­ای در دوست­یابی هستند. آنها معتقدند زمانی که فرزند آنها برنامة مشخصی ندارد و یا در تعطیلات به سر می­برد، احساس بیهودگی و رهاشدگی می­کند. مشاهدات والدین در این زمینه بیانگر آن است که زندگی اجتماعی فرزندانشان با سایر کودکان متفاوت است.
هنگامی که آنها برای تعاملات اولیه اجتماعی تلاش می­کنند، اغلب نادیده گرفته می­شوند. تفاوتهای اجتماعی این کودکان با سایر همسالانش، حتی با مشاهدة چند دقیقه­ای توسط افراد غریبه نیز قابل مشاهده است. (برایان، 1991)
دانش­آموزان دارای ناتوانیهای اجتماعی، در ارتباط کلامی با دیگران، تمایل به استفاده از جملات نامطبوع و رقابت­آمیز دارند. و در هنگام فعالیتهای گروهی با همسالان، برای کارهای مشارکتی، مقاومت نشان می­دهند. این کودکان چون حسود به نظر می­رسند، معمولاً توسط دیگران طرد می­شوند (بارسک، Barsk 1989، لرنر 1997).
- اشکال در روابط خانوادگی: خانواده جوهرة زندگی کودک بوده و او شدیداً نیازمند ارضاء و کسب اطمینان در خانواده می­باشد. با این وجود، از آنجائیکه این کودکان مشکلات بی­اندازه­ای در رفتار اجتماعی، زبان و خلق و خوی دارند، حتی ارتباطات خانوادگی نیز به سختی برقرار می­گردد. کودک ممکن است از جوّ خانوادگی ارضاء نشده و حتی از سوی والدین، همسالان و معلمین طرد گردد. (سیلور و برایان، 1986)
مشکل سازگاری در مدرسه: سازگاری در مدرسه، بخصوص در دورة ابتدایی مستلزم شایستگی در مهارتهای اجتماعی است. مهارتهای اجتماعی عمده در مدرسه شامل مهارتهایی مانند اجتناب از قطع نمودن صحبت دیگران، همکاری در فعالیتهای گروهی، صبر کردن، منتظر نوبت شدن، اجازه گرفتن و توانایی پی­گیری دستورات می­باشد. بررسیها نشان می­دهد که دانش­آموزان دارای ناتواناییهای اجتماعی نمی­توانند به خوبی با دیگران مواجه شده و در نتیجه از سوی همکلاسی­ها پذیرفته نمی­شوند و اغلب معلمین نظرات منفی نسبت به آنها دارند. هنگامی که این کودکان تلاش می­کنند که در تعامل اجتماعی با معلمان پیش­قدم شوند، آموزگاران اغلب آنها را نادیده گرفته و به آنها توجه نمی­کنند. این کودکان معمولاً بیش از سایر کودکان، با تقویت­های منفی از سوی معلمین روبرو می­شوند. به همین دلایل آنها در مدرسه رفتار متفاوتی از خودشان داده و بسیار حواس­پرت بنظر می­رسند. (برایان، 1991، لرنر 1997)
خودپندارة ضعیف: تجربیات موفقیت­آمیز اجتماعی، سازندة خودپنداره- احساس خود ارزشی و توافق درونی که به وجود آورندة یک تجربة موفق می­باشد- است.
کمبود تجربیات موفقیت­آمیز اجتماعی منجر به ناامیدی، سرخوردگی، کاهش اعتماد به نفس و ضعف در خودپنداره می­گردد. نتایج احساسات ناشی از عدم شایستگی می­تواند بر عملکرد تحصیلی نیز تأثیر بگذارد. مطالعاتی که با استفاده از مقیاسهای ارزیابی خودپنداره انجام شده­اند نشان می­دهد که دانش­آموزان دارای ناتوانی­های اجتماعی نگرشی بسیار منفی نسبت به خود داشته و ادراکاتشان از خود ارزشی و اعتماد به نفس بسیار پایین است. (سیلور 1992، برایان 1991، وگن 1991، لرنر 1997)
نتیجه­گیری
همانطور که ملاحظه می­گردد ناتواناییهای اجتماعی تأثیر عمده­ای بر عملکرد تحصیلی دانش­آموزان داشته و لذا وظیفه اولیاء، خانواده، معلمان و مدرسه است که ناتواناییهای اجتماعی یادگیرندگان را کاهش داده و در مقابل تواناییهای اجتماعی را تقویت نمایند.
مدرسه تنها وظیفة آموزش مواد درسی را ندارد، بلکه قبل از آن بایستی با پرورش تواناییهای اجتماعی، یادگیرنده را برای استفادة هر چه بهتر و کامل­تر از مواد آموزشی آماده سازد. وظیفه مدرسه علاوه بر آموزش آکادمیک، اجتماعی نمودن کودکان و نوجوانان است و این مهم انجام نمی­شود مگر با برنامه­ریزیهای تربیتی و پرورشی مناسب، استفاده از مشاوران مجرب و علاقمندی اولیاء مدرسه. پس شاید بتوان ادعا نمود که گام نخست برای دستیابی به موفقیت آموزشی، سرمایه­گزاری جهت افزایش توانایی­های اجتماعی یادگیرندگان باشد. بدان امید که مدارس و مراکز آموزشی، ضمن انجام فعالیتهای مطلوب آموزشی به پرورش توانایی­های اجتماعی یادگیرندگان خود، بیش از پیش همت گمارند.
انشاءا...
 
منابع:
- بیابانگرد، اسماعیل (1373) روشهای افزایش عزت نفس در کودکان و نوجوانان، انتشارات اولیاء و مربیان
- پوپ، الیس. مک­هال، نوران (1373) افزایش احترام به خود در کودکان و نوجوانان، ترجمه تجلی، پریسا، انتشارات رشد
- شهرآرای، مهرناز (1372) روان­شناسی یادگیری کودک و نوجوان، انتشارات رشد.
- کرک، ساموئل، چالفانت، جیمز (1377). اختلالات یادگیری تحولی و تحصیلی. ترجمه رونقی، خانجانی و وثوقی. انتشارات سازمان و پرورش استثنایی
- Brayan, T. Donahune. M & Pearl, R (1981). Learning disabled children's peer interactions during a small group problem – solving task. Learning Disability Quarterly, 4, 13-22.
- Buchnan, M & Wolf, J.S (1986). A Comperhensive study of learning disabled adults. Journal of Learning Disabilities. 19,34-38.
- Chapmun, J. (1988). Cognitive motivational characteristics and academic a chievement of learning disabled children. Journal of Educational psychology. 80.357-395.
- Lerner, J. (1997). Learning dis abilities: The ories, diagnosis, and teaching sterategies (7 th ed). Boston: Houghton Miffline.



دسته بندی : اختصاصی دانش آموزان , مشاوره / روانشناسی تحصیلی , آنچه معلم باید بداند و عمل کند ,
 

روشهای صحیح مطالعه

نویسنده : ساجدی مدیر وبلاگ | تاریخ : 04:51 ب.ظ - 1391/05/16

چهل نکته مهم برای مطالعه

 

1. طبق برنامه مدرسه،درسهای هر روز را همان روز مطالعه نمائید.
2. هنگام مطالعه از روش نت برداری یا خلاصه نویسی استفاده کنید،به عبارتی یا مطالب مهم روی یک برگه یا در دفتری نوشته شود ویا اینکه در کتاب با مداد زیر آنها خط کشیده شود ویا با ماژیک مخصوص (فسفری)روی مطالب مهم علامت گذاری شود وطبق برنامه مرور شود.

3. همیشه مدتی قبل از شروع امتحانات مطالب کتاب راتقسیم بندی نموده وطبق برنامه چون مطالب کم است سعی شود بخوبی آنها را یاد بگیرید.

4. با توجه به اینکه در هر هفته می بایست کتابی مطالعه شود وبرای هر کتاب دو جلسه خواندن کامل ویک جلسه مرور در نظر گرفته شده است،خوب است که آن تقسیم بر دو شود ودر هر جلسه محدوده مورد نظر،طبق آنچه که در شماره دو گفته شد خوانده شود.

5. خوب است که درجلسه های چهارم ویا پنجم هرکتاب،قبل از شروع کردن درس جدیدو بخش جدید،آموخته های قبلی مرور شود.

6. برای مطالعه وکارهای خود،نظم وترتیب خاصی را در نظر بگیرید.هر روزی که کارها را برطبق برنامه انجام دادید وخوب بود،برای خود تشویقی در نظر بگیرید.مثلاً خوردن بستنی یا شیرینی یا هرفعالیت موردمورد علاقه ی دیگر،اما اگرکارها به هر دلیل از جمله تنبلی،ویا بی نظمی وبی هدفی انجام شد،برای خود تنبیهی در نظر بگیرید تا کارهاودرس،سرو سامان بگیرد.مثلاً:برای تببیه خود می توان از خوردن غذا یا میوه ی مورد علاقه یا تماشای فیلم ویا هرکار مورد علاقه و وقت گیر دیگر،خوداری کرد.

7. سعی کنید ازهمان ابتدا خود را عادت وملزم به اجرای برنامه کنید.
www.zibaweb.com


8. قبل از مطالعه وضو بگیرید ودرس را بانام ویاد خدا شروع کنید.

9. موفقیت ها وپیشرفت های خود راهر چند اندک،در برگه یا دفترچه ای یاداشت کنید ودر موقع ناامیدی یا...آنها رامرور کنیدتابه آینده امیدوار شوید.

10.آن مطالبی را که یاد گرفته ایدخوب است که به دیگران یاد بدهید و اگر کسی نبود برای خود یا آینه یا هر فرد دیگری توضیح دهید.
«کسانی که با افکار خوب وعالی دمسازندهرگز تنهاوبی مونس نیستند.» ( سیدنی)

11.خود را به درس خواندن و آن چیزی که یاد می گیرید،تشویق کنیدو برای ارزش های خود ارزش قایل شویدوبرای حفظ آن کوشا باشید.
12. .سعی نمایید که طرح «یاداشت همراه کتاب»را برای همه کتابهای خود اجرا کنید. به این صورت که یک برگه کاغذ سفید به ابعاد9سانتیمتردر 13سانتیمترآماده کرده وآن را در اولین صفحه کتاب خود بچسبانید و تمرینها،سوالهاو کارهایی را که برای یادگیری آن کتاب باید انجام دهید در آن بنویسید،تا فراموش نکنید.

«دل منطقی دارد که عقل از آن بیخبر است.» (پاسکال)

13.از آنجا که خواندن سوره ی قدر و آیهَ الکرسی نقش بسیار مهمی در یادگیری و موفقیت شما دارد،خوب است که پس از هرنماز وهمیشه این دو را تکرار و مرور کنید و به خدا توکل کنید.
14.هر موقع که خسته شدیدو دلتان گرفت وناامید از هر کار وزندگی شدید قران بخوانید وبه معنی آن توجه کنید.
15.علم را برای خود علم بخوانید،نه برای ثروت یا پز دادن بلکه برای دل خود بخوانید وعمل کنید.

16 .مطمئن هستیم در کار ی که شروع کرده اید،موفق خواهید شد چون که با یاری خدا و علاقه به پیش می روید.

17.فرصتها و لحظه ها را به آسانی از دست ندهید،چرا که این فرصتها همیشه به وجود نیامده و نخواهند آمد. پس به قول شاعر:اکنون که در پیش توام دریاب،شاید که فردایی نباشد.

18.این عبارت را با خط خوش بنویسید ونصب العین خود قرار دهیدوعمل کنید :
«دانایی،توانایی است وخواستن،توانستن،پس بخوان تابتوانی»

19.برای اینکه در بین راه به خاطر خستگی ویا هر دلیل دیگر ناامید از ادامه راه نشوید،در اولین فرصت، انگیزه خود را در برگه ای یادداشت کنید وهر موقع که احساس کردید که درس خواندن فایده ای نداردآن انگیزه را که یاداشت کرده ایدمرورکرده تا دوباره جان تازه ای گرفته وبا نیرو ونشاط بیشتر کار را ادامه دهید.

«هیچ لباسی برازنده تر از تندرستی نیست.» حضرت علی(ع)

20.هر نکته یا سوالی که هنگام مطالعه ی هر درس با آن مواجه می شوید را دربرگه ای یا گوشه ای از کتاب یاداشت کنیدودر اولین فرصت آن را از کسی که می داند،بپرسید ویاد بگیرید.
21.برای یادگیری بعضی از دروس توضیحی و حفظی می توان از روش «بگو وگوش کن» استفاده کرد. به این صورت که مثلاً:شما چند صفحه ای از مطالب یا کتاب را می خوانید ،سپس آنچه را که فهمیدید،برای یک دستگاه ضبط صوت که روشن است ودر آن نوار کاست هم قرار دارد،توضیح داده،پس از آن،آنچه را که گفته اید گوش می کنید. با این کار هم مطالب را خوب یاد می گیرید وهم اینکه پی به مشکلات خود ونقاط ضعف خود می بریدو برای از بین بردن ضعفها تلاش بیشتری می کنید .
«شکست باید انرژی خفته را بیدار کند.» (رومن رولان)
22.برای یادگیری فرمولها ونکات مهم می توانید از روش« نبین واز برکن»استفاده کنید.به این صورت که ابتدا آن فرمول یا نکته مهمی یا عبارتی راکه می خواهید از بر کنید در برگه ای نوشته وبه مدت یک تا دو دقیقه به آن خوب نگاه کنید.سپس چشمهای خود را بسته وبا دستهای خالی بدون خودکار ومداد آنرا روی هوا بنویسید . با این روش همه مطالب مهم بطور مستقیم وارد حافظه بلند مدت شده و خیلی دیر فراموش می کنید.در روزهای بعد اگر آن مطلب را فراموش کردید به آن نگاه کنیدوبه همان صورت یاد شده تمرین وتکرار کنید تا برای همیشه سبز شود وهرگز آنرا فراموش نکنید.

23.روش
G5روشی دیگر برای یادگیری است وآن به این صورت است که مطالبی را که خلاصه کرده ونت برداری کرده ایدبه صورت سوال وجواب در آورید ودربرگه های کوچکی«فیش های مخصوص»یاداشت کرده وآنها رادر معرض دیدخودقرار دهید.مثلاً:یک گیره ی لباس درکنارآینه ایکه روز به آن نگاه می کنید،نصب کنیدوهر چندروزیکبارمطالب آنراعوض کنیدوزمانیکه چشمتان به این مطالب افتادآنها رامرورکنیدتاهرگزآنهارافراموش نکنید.


« تندرستی در کم خوراکی و گرسنگی است.» حضرت علی (ع)

24.روش «اداره فکرویادگیری مادام العمر»روشی دیگر برای یادگیری است.به این صورت که شما می توانید بعضی ازصفحه های کتاب یا نکات خلاصه شده خود را در مکانهایی که حتی لحظات کمی نیز در آنجا حضور دارید مانند...به گیره نصب کنیدودر مدت کوتاهی که در آنجا هستید،آنها رامرور کرده ویادبگیرید.

25.همه این روشها آزمایش شده است وامتحان خود را پس داده اندوجزو مهمترین روشهای یادگیری هستندکه همه ی این هابه تلاش مستمروکوشش پیوسته شما را بستگی دارد پس سعی کنیدهمواره ازیک یادو روش ذکر شده استفاده کنیدومطمئن باشیدکه موفق خواهید شد.

26.خودتان راباورکنید.یعنی اینکه باور کنیدکه می توانید.مگرشمااز دیگران چه کم دارید؟اراده وتصمیم موفقیت که دارید،پس چرااز آن به خوبی استفاده نکنید؟

27.نمونه سوالهای امتحانی سالهای گذشته راپیدا کنید پاسخ آنها راهم پیدا کرده وبنویسیدویادبگیرید،چراکه حداقل 40درصدسوالها از سوالهای سال گذشته است ودیگر این که شما بانمونه سوال هاآشنا می شوید که هنگام مطالعه چه قسمت هایی را بیشتر مطالعه کنید ونکات مهم کدام قسمتها هستند.

28.برنامه درسی شبکه ی آموزشی تلویزیون راپیدا وبررسی کنیدوببینیدکه درسهای موردنظرشمارا درچه ساعاتی پخش می شود.آن را خوب نگاه کنید حتی اگرمربوط به دوره راهنمایی باشد.بدون شک مفیدفایده واقع خواهدشد.(کلاس خصوصی رایگان)

29.از فیلم های آموزشی که درباره ی درس هایی همچون ریاضی،عربی،زبان،دینی وقرآن فلسفه ومنطق و...که موجود می باشد استفاده کنید.

30.درس جغرافی را با نقشه یاد بگیریدواز نقشه های گنگ استفاده کنید تا مطالب بخوبی در ذهن شما جاسازی شود.

31.در جلسه امتحان تا آخرین لحظه بنشینید وخوب هم فکر کنید چرا که به قول معروف از این ستون تا آن ستون فرج است.

«هر روز چنان زندگی کن که گویی عمری جاودان داری» (مارسوس)

32.پاسخ همه سوالات را دربرگه امتحانی بنویسید وهیچ سوالی را بدون پاسخ نگذارید.هرچندکه اشتباه پاسخ بدهیدچرا که همین پاسخ شما از بی هیچی بهتر است.اگر هم ندانستید که چه بنویسیدهمان سوال را دوباره تکرار کنید ودر باره کلمه های سوال توضیح دهید.

33.سعی کنید از همین آغاز،خودتان را طوری عادت دهیدکه درس خواندن ومطالعه بهترین تفریح وسرگرمی باشد وبا آن خستگی های روزانه تان را ازبین ببرد.

34.«کتاب»بهترین دوست شما باشدو هرجا که می رویدتنها نرویداورا هم با خود به مهمانی ها ومحل کار و...ببرید وبه جای وقت تلف کردن با این و آن با کتاب صحبت ومشورت کنید.این کارشدنی است از فلش کارت وکتابهای کوچک جیبی می توانید استفاده کنید.

35.«کینه ای از هیچ کس به دل نگیرید»دل دریایی داشته باشیدوهمه راببخشید.چراکه گذشت ومردانگی خصلت مردان بزرگ است.
www.zibaweb.com


«ساده ترین درس زندگی این است:هرگز کسی رامیازار»
(ژان ژاک روسو)
??.همچون گذشته وهمیشه،در کارهایتان صداقت داشته باشیدتا موفق شوید.چرا که صداقت وراستی بزرگترین سرمایه است که ما رابه موفقیت وخوشبختی می رساند
.

37.در زندگانی کاری و درسی که دارید،به فکردیگران نیز باشید وبه آنهاکمک کنید تا دیگران نیز به فکر شما باشندوبه شما کمک کنند،یعنی این که هرجا که هستید وبه هرجا که رسیدید،خدمت خدا وخلق خدا را فراموش نکنید.

38.گویند چو با مانشینی ما شوی،با گل نشینی گل شوی،باخار نشینی خار شوی. پس هر کس که نشست وبرخاست کنی؛مثال همان می شوی.پس خوب است که در زندگی با آدم های خوب واهل علم نشست و بر خاست کنید تا شما نیز جزو خوشبخت ترین هاوبهترین هاشوید.

39.همواره از ک طبق برنامه مدرسه،درسهای هر روز را همان روز مطالعه نمائید.
2. هنگام مطالعه از روش نت برداری یا خلاصه نویسی استفاده کنید،به عبارتی یا مطالب مهم روی یک برگه یا در دفتری نوشته شود ویا اینکه در کتاب با مداد زیر آنها خط کشیده شود ویا با ماژیک مخصوص (فسفری)روی مطالب مهم علامت گذاری شود وطبق برنامه مرور شود.




دسته بندی : اختصاصی دانش آموزان , مشاوره / روانشناسی تحصیلی ,
 

ارتباط بین اوقات فراغت دانش آموزان و عملكرد تحصیلی آنان

نویسنده : ساجدی مدیر وبلاگ | تاریخ : 02:31 ب.ظ - 1391/05/12

 

10پایگاه تابستانه اوقات فراغت دانش آموزان درچابهار و دشتیاری برپاشد

 

عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

کارشناسان علوم مختلف راجع به تعلیم و تربیت و آثار مترتب بر آن از دیرباز سخن گفته، هریک به گونه ای دیدگاه های خود را بیان داشته اند زیرا در چند دهه اخیر پیشرفت و موفقیت های علمی قابل توجهی در پرتو سرمایه گذاری در زمینه تعلیم و تربیت و توجه وافر به فرآیند اهمیت و جایگاه آن صورت گرفته است.

از این طریق بسیاری از کشورها از مرحله توسعه نیافتگی عبور کرده، استانداردهای زندگی را به طور مداوم افزایش داده اند زیرا تربیت فرزندان سالم، جامعه سالم می خواهد، لذا در میان عناصر گوناگون تربیت و چگونگی درهم آمیزی این عناصر یعنی: مدرسه، خانه و جامعه برای دستیابی به مقاصد از پیش تعیین شده، نیاز به بررسی دقیق ارتباط بین آنان ملاحظه می شود.
بنابراین در مقاله حاضر سعی شده با استناد به دلایل علمی معتبر، ارتباط این عناصر به طور مختصر بیان شود. امید است با توکل به خداوند متعال بتوانیم گوشه ای از رسالت فرهنگی خود را هرچند ناچیز ادا نماییم؛

عملکرد عالی مدارس مرتبط با خانواده و جامعه:

مدارسی که در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثرند از سه الگوی زیر پیروی می کنند؛

الف- ایجاد تمرکز براساس روابط هماهنگ میان دبیران، خانواده و جامعه

ب- درک و توجه به نیازهای هر خانواده با در نظر گرفتن تفاوت های فرهنگی

ج- پایه ریزی تفکر همکاری، جهت تقسیم مسئولیت ها بین خانواده و مدرسه

سازماندهی تلاش های خانواده و جامعه باعث رشد و تعالی مدارس می شود. (علی رغم) روش سنتی که هدف والدین از همکاری با مدرسه تنها بهبود نمرات دانش آموزان بوده و بس، اکنون این نوع همکاری که پا از چارچوب مدارس فراتر نهاده به تعامل میان مدرسه، خانواده و جامعه منجر می شود و هدف آن اصلاح عملکرد ضعیف مدارس، سازماندهی جامعه و تمرکز بر مهارت اجتماعی خانواده می باشد مطالعات اخیر نشان می دهد که تغییرات اساسی در مدارس موجب تحول جامعه نیز می شود. چند نمونه از این دگرگونی ها به قرار زیر است؛

1- ارتقای تسهیلات در مدارس

2- بهبود وضعیت سرپرستی و پرسنل مدارس

3- آماده کردن برنامه های آموزشی با کیفیت بالا برای دانش آموزان

4- فراهم نمودن منابع و برنامه های جدید برای توسعه دوره آموزشی و تدریس

5- ارائه برنامه منسجم به دانش آموزان در اوقات فراغت بعد از مدرسه

در نهایت والدینی که فرزندانشان در چنین مدارسی تحصیل می کنند، از آنها انتظار دارند که خوب درس بخوانند و برای ورود به دانشگاه و مراحل تحصیلی بالاتر تلاش کنند. همکاری خانه و مدرسه هم سبب ارتقای تحصیلی دانش و کاهش موانع می شود. در بسیاری از جوامع، خانه و مدرسه با هم ارتباطی ندارند. دلایل بسیاری برای این عدم ارتباط وجود دارد .گاهی اوقات والدین از حضور در مدرسه احساس خوشایندی ندارند. اغلب برنامه های شغلی اولیا، مشکلات خانوادگی، نداشتن تحصیلات و فرهنگ مناسب موجب این قطع رابطه می شود. از یک طرف اولیایی که در کودکی با مدرسه مشکل داشته و به آن اعتماد نداشته اند، این حس را به فرزند خود منتقل کرده و باعث تنش میان دانش آموز و مدرسه می شوند .از طرف دیگر بعضی از مدارس نیز علاقه ای به حضور والدین در مدرسه ندارند و روی خوش به آنها نشان نمی دهند و از والدین برای شرکت در فعالیت های مدرسه دعوت نمی کنند. این عدم ارتباط سبب تنها ماندن دانش آموزان و بیگانگی آنها با مدرسه می شود .
نحوه حمایت مدرسه از شرکت خانواده در فعالیت های فرهنگی:

1- برقراری ارتباط بهتر

گاهی اوقات، خانواده ها از نحوه برخورد مسئولین مدرسه شکایت داشته، اظهار می دارند که آنها از موضع بالاتر صحبت می کنند. مسئولین مدرسه و دبیران باید در برقراری رابطه دو طرفه و روشن با خانواده ها تلاش کنند و به سخنان آنها گوش دهند. بهترین راه برای آشنایی والدین با قوانین مدرسه، توضیح دادن قوانین برای آنهاست.

امروزه در مدارس غیرانتفاعی و برخی مدارس که با مشارکت اولیا اداره می شوند و از سطح علمی بالایی برخوردارند، از کلاس های آموزش خانواده و مشاوره برای آشنایی اولیا با مدرسه استفاده می کنند.

2- تشویق والدین به همکاری با مدرسه

 مدرسه می تواند با دادن مسئولیت بیشتر به خانواده ها و مشورت با آنها در مورد مسائل مهم توان تصمیم گیری خانواده را افزایش دهد. بسیاری از مدارس نیز با ارتقای کیفی پرسنل، مزایای همکاری خانه و مدرسه را افزایش می دهند. این ارتقا تکنیک های رابطه دو طرفه خانه و مدرسه را بهبود می بخشد.

مراجعه دیرهنگام اولیا به مدارس باعث عدم اعتماد دوطرف می شود و نتیجه این عدم اعتماد، ایجاد تنش میان مدرسه و خانه است. مدرسه در ابتدای سال تحصیلی با برقراری رابطه بهتر وارائه برنامه منسجم دیدار با اولیا در روشن نمودن مواضع خود و تبیین وظایف هر فرد به عنوان دبیر، والدین و دانش آموز در کاهش این تنش موثر است.

3- جامعه

جامعه نیز می تواند با آموزش مهارت های فردی وارائه برنامه های تابستانی مناسب و کلاس های فوق برنامه این ارتباط را افزایش دهد. آموزش مهارت های والدین باید از سالهای جوانی آنها آغاز شود تا با شرکت در این کلاسها راههای برقراری رابطه با فرزندان خود را یاد بگیرند. برنامه های آموزش خانواده سبب پیوند خانواده با جامعه و فرزندان خویش می شود و گاهی اوقات والدین نقش معلم را در خانه ایفا می کنند. کلاس های تابستانی، کانون های فرهنگی و... موجبات تقویت روحیه دانش آموزان و درست گذراندن اوقات فراغت آنها را فراهم می سازند، البته این کلاسها باید مرتبط با آموزش های مدرسه باشد تا دانش آموزان هر آنچه را که به صورت تئوری فرا گرفته اند، تجربه کنند. این کلاسها برای دانش آموزان کم بضاعت و افرادی که توانایی خرید کامپیوتر و وسایل کمک آموزشی را ندارند، بسیار مفید است و بدین ترتیب دانش آموز کم بضاعت نیز در کنار دیگران رشد می کند و از ناهمگونی جامعه جلوگیری می شود .

4- خانواده

خانواده به عنوان مهمترین رکن هر جامعه و اولین پایگاه تربیتی دانش آموزان، نقش مهمی در پیشرفت تحصیلی آنها دارد.

چند نمونه از روش های تربیتی و تحصیلی والدین به قرار زیر است؛

1- مشارکت در برنامه درسی دانش آموز

در جوامع امروزی والدین به دلیل تامین معیشت خانواده وقت لازم برای رسیدگی به فرزندان خود را ندارند و بهترین راه برای بهبود این موقعیت برنامه ریزی مدون، در نظر گرفتن وقت کافی و کنترل وضعیت تحصیلی فرزندان خویش می باشد. این برنامه نباید حجیم باشد، زیرا باعث خستگی دانش آموز و بی علاقگی وی به تحصیل می شود. یک برنامه کامل، برنامه ای است که علاوه بر بهره مندی از ساعات درسی، درصدی از فعالیت های فوق برنامه دانش آموز را نیز در بر گیرد.
2- بسیاری از دانش آموزان از کمبود خواب رنج می برند. از نظر عوام، دانش آموزی موفق وکوشا تلقی می شود که ساعات خواب خود را صرف درس خواندن کند ولی امروزه این امر مردود است زیرا خواب کافی یکی از عوامل موفقیت دانش آموز در فعالیت های درسی می باشد، پس والدین نباید فرزندان خود را به بی خوابی بیش از حد تشویق کنند.
3- تغذیه مناسب در نحوه درس خواندن دانش آموز تاثیر بسزایی دارد. غذای کم انرژی و آماده، موجب خستگی مفرط دانش آموز و خواب آلودگی وی می شود. خوردن صبحانه کامل یک برنامه غذایی مناسب است. تحقیقات نشان داده است که بسیاری از دانش آموزان صبحانه نمی خورند، لذا در ساعات میانی روز توان فهم مسائل درسی را ندارند. خانواده باید از کودکی فرهنگ خوردن صبحانه را به فرزندان خود آموزش دهد. مواد غذایی مناسب برای وعده های غذایی دانش آموز متشکل از سبزیجات، میوه ها، انواع ویتامین ها و پروتئین هاست.

4- اهمیت دادن به تکالیف فرزندان یکی از عوامل موفقیت دانش آموزان است. افزایش مهارت و سرعت فردی هر دانش آموز، مستلزم تمرین و تکلیف بیشتر است. بنابراین والدین باید وقت بیشتری را به نظارت و کنترل تکلیف فرزندان خویش اختصاص دهند.
5- اهمیت دادن به فرزندان و ستایش اعمال نیک شان سبب افزایش اعتماد به نفس آنها می شود.

بسیاری از دانش آموزان، از والدین خود به خاطر عدم تشویق خویش شکایت دارند. آنها اظهار می دارند که والدینشان تنها معایب آنها را دیده به مهارت و محاسن آنها توجهی نمی کنند. خانواده ها باید کوچکترین موفقیت فرزندان خود را ستایش کنند و از اعمال قدرت بپرهیزند. موفقیت و یا تجربه حاصل از شکست برای او بسیار ارزشمند است.

6- آموزش ایجاد ارتباط صحیح به فرزندان: والدین باید قسمتی ازوقت خود را به شنیدن صحبت های فرزندان خویش اختصاص دهند و متلکم وحده نباشند. به فرزند خود اجازه دهند تا از اتفاقات مدرسه برایشان صحبت کند. این امر موجب ایجاد رابطه صادقانه میان والدین و فرزند شده، چنانچه دانش آموز در مدرسه با مشکلی مواجه شود، آن را دوستانه با خانواده مطرح کرده باعث بینش صحیح والدین نسبت به اوضاع می شود.

7- برخی از والدین با مقایسه فرزند خود با فرزندان فامیل و دوستان سبب آزار فرزند خود می شوند. والدین نباید از فرزندان خود توقع کارهای خارق العاده داشته باشند. هرکس توانایی و ظرفیت خاص خود را دارد. چنانچه دانش آموزی به اهداف مورد نظر خانواده دست نیابد، احساس سرخوردگی کرده، اعتماد به نفس خود را از دست می دهد.

8- والدین باید با فرزندان خود صادق باشند. الگوی ابتدایی هر دانش آموز اولیای آن دانش آموز است. بنابراین والدین باید در اعمال و رفتار خود دقت کافی مبذول دارند و در کنار موفقیت ها تجربیات حاصل از شکست های خود را نیز در اختیار فرزندانشان قراردهند.

اوقات فراغت ضرورت، چگونگی

اوقات فراغت اگرچه فرصت، نعمت و سرمایه ارزشمندی است که باید قدر آن را به خوبی دانست لیکن از جهت عدم توجه به برنامه ریزی مناسب و بهره گیری لا زم از آن، می تواند به مساله، معضل و حتی ورطه خطرناکی برای نسل نوجوان و جوان و دانش آموز و دانشجو و همه اقشار جامعه تبدیل گردد. لا زمه بهره گیری بهینه از این فرصت سازنده و ارزنده، محصور  کردن و حفظ کردن آن از طریق طرح های آموزشی، تربیتی و سرگرمی های مفید و ایجاد فرصت های جدید تجربی خارج از محیط های رسمی کار و درس و مدرسه می باشد. باید این اوقات ارزشمند و طلا یی را آن گونه حفظ کنیم و بسازیم که شیطان و شیاطین برایش برنامه ریزی نکنند. آری اگر عقل فردی و مدیریتی جامعه برای این امر مهم اقدام نکند نفس و شیطان برای آن برنامه ریزی می کنند و آن را در جهت اهداف سو» به کار خواهند گرفت.

نگارنده با این باور که فرهنگ استفاده صحیح و بهینه از اوقات فراغت باید در سطح همه اقشار جامعه آموزش و گسترش داده شود اقدام به نگارش این مقاله کرده است. امید که مورد قبول صاحب نظران گرامی و استفاده معلمین، مربیان و اولیای گرامی و همه آحاد جامعه و به خصوص آنان که به تربیت نسلی سالم و مسلم اهتمام دارند قرار گیرد.

سخن درباره ضرورت اوقات فراغت و چگونگی گذران آن را با سخنی از دکتر تی بی شپرد در کتاب «آموزش و پرورش زنده» که به نقل از یکی اسفار عهد قدیم آمده است آغاز می کنیم.

بسیاری از توفیقات عقل ساز و حکمت آموز در اوقات فراغت آدمی حاصل می شود او در توضیح این حقیقت می گوید: کارگران و آنان که در حجم پایان ناپذیر کارهای پیش پا افتاده و روزمره که هرگز پایانی ندارد، گرفتارند، شانس و فرصت چندانی در دست یافتن به حکمت و معرفت ندارند. فلسفه، سیاست، هنر، ادبیات، موسیقی و معرفت تنها به کسانی تعلق داشته و دارد که سعادت سرنوشت برای آنها فرصتی فراهم آورده باشد تا بیندیشند و تامل کنند و به تحقیق و مطالعه و مشاهده و تجربه بپردازند.

نگارنده که سال ها در عرصه های آموزشی و تربیتی و مشاوره ای اشتغال داشته است، به تجربه و تحقیق دریافته است که بخش اعظم مشکلا ت آموزشی، تربیتی، روانی و رفتاری و اجتماعی نسل جدید وجوان جامعه امروزی ما، اعم از دانش آموزان و غیره ناشی از عدم امکان تجربه کردن فرصت ها و تسهیلا تی است که در فضای خارج از آموزشگاه ها و نظام تعلیمات مدرسه ای و دانشگاهی برای کسب معلومات، درک فضیلت ها و لذت ها و مهارت ها و کارآمدی ها می باشد.
اوقات فراغت موهبتی است ارزنده و سازنده و امروزه علی رغم اوقات فراغت نسبتا زیاد چه در طول سال تحصیلی و چه در تعطیلا ت تابستانی، دغدغه ها و دل مشغولی های درسی و تحصیلی دانش آموزان نوجوان وجوان و به خصوص اولیای آنان مانع بهره گیری سالم و سازنده از اوقات مذکور گردیده است.

(لطیفه ای است که بچه ها نقل می کنند: پسری به پدرش گفت: باباجون بروم دانشگاه؟! پدرش گفت: پسرجان اگر به درس هایت لطمه نمی خورد، اشکال ندارد! برو...) در نتیجه تعطیلا ت و اوقات فراغت ناشی از تعطیلی کوتاه مدت در طول سال تحصیلی و تعطیلی بلند مدت تابستانی دانش آموزان به حالتی یکنواخت و کم حاصل و خسته کننده تبدیل گردیده است.
تکراری بودن کارهای روزمره بچه ها از قبیل مدرسه رفتن و درس خواندن و تکلیف به جا آوردن و تلویزیون تماشا کردن و احیانا با کامپیوتر بازی کردن باعث ابتلا  و اشتغال به کارهای تکراری و کسل کننده و ملا ل انگیز و آفات آن از جمله کند فهمی، دیر آموزی، استرس، اضطراب و پرخاشگری، بی ارادگی و بی ابتکاری و خود کم بینی و بی انگیزه بودن در تحصیل کمالا ت علمی،معرفتی و مهارتی گردیده است.

بنابراین و با توجه به این واقعیت که بخش قابل توجهی از اوقات بچه ها در مدرسه گذشته و می گذرد و زندگی مدرسه ای آنچنان متنوع و دلچسب و ارضا کننده و رشد دهنده نیست.

فلذا لا زم است که بچه ها را به سمت بهره گیری از ایام فراغت خویش در مکان ها و فعالیت های غیر مدرسه ای هدایت نمائیم. بزرگترها و بچه های قدیم یادشان هست که در گذشته که اشتغالا ت و امکانات و سرگرمی های امروزی مانند تلویزیون و بازی های کامپیوتری و اینترنت و امثال آن نبود، بچه ها در صحنه و عرصه بازی و تلا ش های خود جوشانه، شاهد ارضای خلا قیت خود بودند و غالبا وسیله بازی و حتی قواعد بازی ها را خود خلق و وضع می کردند و در اثر درک و احساس تلا ش و عمل موفقیتآمیزشان و نشان دادن آن به دیگران از غرور سازنده، خودباوری و احساس  سربلندی امید بخش و اعتماد سازی برخوردار می شدند. شاید بخش عمده روحیات فرهیختگی و خلا قیت ومدیریت ذاتی و خودجودش و کارآمدی سازنده نیروهای دوران انقلا ب و دفاع مقدس و نیز عرصه مدیریت سیاسی  و اجتماعی امروز جامعه ما حاصل آن دوره سازندگی ساکت و بی ادعای گذشته است که بچه ها در عرصه بازی ها و در فضای طبیعی زندگی و در خل و خاک های کوچه های خاکی و با اسباب بازی های دست ساز بازیافت شده از آشغال ها ودور ریختی ها، مراحل بازی، تفکر وخلا قیت و کارآمدی را طی می کردند.

علی ایحال نامطلوب بودن فضایآموزش های رسمی و ناکافی و غیر کاربردی بودن محتوای این آموزش ها و ملا ل انگیز بودن رابطه معلمان ودانشآموزان و محتوای آموزشی، ناکامی  و نگرانی ناشی از عدم امکان برآورده شدن انتظارات طرفین فرایند آموزش یعنی معلم و محصل، نیز عدم ارضای احساس موفق و مفید بودن در دانشآموزان، احساس عدم موفقیت و حس مخرب عدم توانائی در تامین نظر اولیای آموزشی و خانوادگی، یاس و نارضایتی ناشی از ناکامی و ناموفق بودن و خسته و گله مند بودن دانشآموزان وبه خصوص نوجوانان و جوانان از این وضعیت باعث بسیاری از افسردگی ها، پرخاشگری ها، بزهکاری ها و حتی جنایاتی است که نسل جوان جامعه امروز ما را تهدید می کند. فعالیت های فوق برنامه ای در اوقات فراغت روزانه،  هفتگی و فصلی و سالا نه نوجوانان و جوانان مهمترین نیاز و حتی موثرترین روش درمان برای کسانی است که در ورطه انحرافات، اشتغالا ت سو»، خلا فکاری ها و افسردگی ها گرفتار  شده اند. تامین نیازهای عاطفی و روانی و آموزشی در فضای غیررسمی اعم از اردوها، بازدیدها، همایش ها، نمایش ها، گردشگری ها، فعالیت های اجتماعی و هنری و ورزشی و غیره باعث دلپذیر و دوست  داشتنی شدن زندگی و نیز درمان کننده کج خلقی ها، زشتی ها و ناسازگاری ها خواهد بود. آموزش های اردوئی و اجتماعی و هنری با روش های الهام بخش، شوق انگیز و ذوق برانگیز لازمه یک دوره از رشد و بالندگی است و تنوع در محتوای آموزشی اینگونه فعالیت ها باعث تامین و ارضای میل و نیاز متنوع و متعدد افراد با سطوح متفاوت هوشی، گرایشی و قریحه ای خواهد بود.

معمولا دانش آموزان و دانشجویانی هستند که علیرغم درس خوان بودن، در حیطه عمل و زندگی واقعی ناتوان و درمانده اند و در واقع دانائی آنها به توانایی و کارآمدی تبدیل نگردیده است و ایشان معمولا فرصت چندانی برای به کار انداختن و به کار بردن دست ها و دانش  خود نداشته اند چرا که همیشه در فضای پرالتهاب و اضطراب درس و امتحان و نمره و کسب رتبه ای در مدرسه و کنکور درگیر و مشغول بوده اند. اما هدف امروزی و جهانی تعلیم و تربیت که گفته شده است دانایی، توانایی، زیستن خوب و با دیگران خوب زیستن است ما را بر آن می دارد تا به کیفیت مطلوب محصول نظام رسمی و غیررسمی تعلیم و تربیت بیندیشیم و برای اصلاح آن گامی برداریم و طرحی نو در اندازیم.

دیدگاه اولیای دین در رابطه با ضروریت توجه به اوقات فراغت نیز اهمیت مساله را روشن تر می نماید. در سخنی از حضرت امام رضا(ع) نقل شده است که: از لذائذ دنیوی نصیبی برای کامیابی خویش قرار دهید و تمنیات دل را از راه های مشروع به دست آورید، مراقبت کنید در این کار به مروت و شرافتتان آسیب نرسد و نیز از ایشان در سفارش دیگری نقل شده است که: کوشش کنید اوقات شما چهار ساعت (چهار بخش) باشد، ساعتی برای عبادت و خلوت با خدا، ساعتی برای تامین معاش، ساعتی برای مصاحبت با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیوبتان واقف می سازند و در باطن نسبت به شما خلوص و صفا دارند و ساعتی را نیز به تفریحات و لذائذ خود اختصاص دهید و از مسرت و نشاط ساعت تفریح، نیروی انجام وظایف و ساعات دیگر را تامین کنید.

در دیوانی منسوب به حضرت علی(ع) از قول ایشان گفته شده است که:

برای نیل به تعالی و ترقی از تنهایی خود دور شوید، مسافرت کنید که در سفر پنج فایده است. سفر باعث تفریح و انبساط روح است. اندوه و آزردگی را برطرف می کند، یکی از راه های تحصیل درآمد و تامین معاش است، وسیله فرا گرفتن علم و تجربه است، به انسان زندگی می آموزد و آدمی در سفر با افراد با فضیلت و ارزشمند برخورد می کند و با آنها دوست می شود. در اسلام انواع بازی و ورزش، خدمت به همنوعان و درماندگان و آسیب دیدگان و  کمک به همسایگان و همشهریان، دوستی و صله رحم با بستگان، عبادت و سیر و سیاحت و گردش در طبیعت و تماشای آسمان از مصادیق گذران اوقات فراغت می باشد.
خانم دکتر «مکلیستر برو» نیز در کتاب تعلیم و تربیت پی تشریفات با انتقاد از عدم توانایی بزرگسالا ن در مصرف بهینه اوقات فراغت خویش، پنج پیشنهاد برای صرف ایام فراغت می دهد. بدیهی است نحوه آموزش بچه ها در کودکی و نوجوانی در شیوه و الگوی صرف اوقات فراغت  آنان و بزرگسالی ارتباط و اثر سرنوشت سازی دارد.

در پایان با اشاره به پیشنهادات خانم مکلیستر برو، به این نوشته خاتمه می دهیم و امیدواریم  عنایت به مفاد آن موجب تغییر نگرش مطلوبی به اوقات فراغت جامعه، در حال تحول و توسعه ما شود.

پنج روش پیشنهادی در گذران اوقات فراغت:

1- اوقات فراغت خود را صرف بیکاری محض کنیم. انسان گاه نیازمند آن است که دست از کار کشیده و در رویا به سر ببرد و هیچ کاری نکند.

2- زمان فراغت خود را در جستجوی تفریح، لذت، شادی و خوشی و هیجان بگذراند.

3- ایام فراغت خویش را صرف اشتغالا ت و سرگرمی های خاص غیر از کارهای روزانه بنماید.

4- اوقات فراغت را به پیشرفت و بهبود حال خویش مصروف دارد. از طریق آموزش های علمی، هنری، ورزشی، فنی و حرفه ای توانایی های خویش را شکوفا سازد و بروز دهد و ارزشمندی و احساس موفقیت مورد  نیاز را کسب کند.
5- فرصت های فراغت را صرف کارهای اجتماعی و خدمات مفید به حال دیگران بنماید.

انسان های عاقل و با ایمان و نیک اندیش قسمتی از وقت خود را به دیگران می دهند و بدون دریافت مزد و فقط به عشق خوبی به مردم و اجتماع خدمت می نمایند و گاهگاهی بدون انگیزه و نیاز شخصی و حتی بدون تقاضای دریافت سود و مزد برای تامین خیر و رفاه دیگران کار می کنند.

البته داشتن زندگی سالم و کامل می تواند آنچنان کند که هرکس مقداری از اوقات فراغت خویش را در همه این راه ها و روش های پنج گانه فوق الذکر صرف نماید. اشتغال و عادت به یکی از روش های صرف اوقات فراغت مذکور خود می تواند نشانه ای از درست نبودن جریان زندگی فرد باشد فلذا بایستی دانش آموزان و نیز همه افراد جامعه را در آموختن و انجام دادن روش های متنوع فوق هدایت نمائیم و ضرورت همه موارد ممکن صرف اوقات فراغت را به آنها تفهیم و لذت آن را به آنان بچشانیم و از افراط و تفریط در این عرصه برحذر داریم. 

 




دسته بندی : مشاوره / روانشناسی تحصیلی , سرگرمی و اوقات فراغت ,
 

راهکارهای ایجاد انگیزه در دانش آموزان جهت انجام تکالیف

نویسنده : ساجدی مدیر وبلاگ | تاریخ : 11:51 ق.ظ - 1391/05/12


راهکارهای ایجاد انگیزه در دانش آموزان جهت انجام تکالیف
راهکارهای ایجاد انگیزه در دانش آموزان جهت انجام تکالیف

1- مهمترین راه ایجاد علاقه و احساس نیاز به مواد درسی مورد نظر می باشد.

2- طرح مطالب درسی بصورت پرسشهای جالب وروشن که باعث فعالیت ذهنی وپویندگی شود.

3- کسب موفقیت در درس جدید هر چند به مقدار ناچیز باشد زیرا شکست کمک به ایجاد نگرش منفی می کند.

4- تجربه و تماس مستقیم با مطالب درسی ( دانش آموزان آنچه را باید انجام دهند از قبل تجربهکرده و ارتباطی عملی داشته باشند).

5- اهداف انجام تکالیف از قبل باید روشن و متناسب با توانایی دانش آموز باشد.

6- بهتر است تکالیف بصورت اجرای نقش باشد تا در انجام آن و تفهیم آن موثر واقع شود .

7- پس از انجام تکالیف دانش آموز مورد تشویق قرار گیرد

8- تکالیف ارائه شده نباید بسیار مشکل باشد و نه بسیار ساده – از ارائه تکالیف یکنواخت پرهز شود و به عبارتی دیگر تکالیف باید خاصیت برانگیختگی داشته باشد(برای حل مسائل هیجان داشته باشد).

9- مشخص بودنحوه انجام کار برای یادگیرنده ( درکجا انجام شود؟ در کتاب / دفتر / چند بار /به چه صورت)

- 10-دانش آموز باید موفقیت خود را احساس کند زیرا هیچ چیز مانند خود موفقیت به موفقیت کمک نمی کند.

11 - دانش آموز در انجام تکالیف بتواند با دیگر دانش آموزان امکان تبادل نظر داشته باشد

12-استفاده از نمره و امتیاز به مقدار کار انجام شده.

13-تکالیف باید از ساده به دشوار باشد.

14- در انجام تکالیف به وضع جسمانی وروحی دانش آموز توجه شود.

15-از تکلیف به عنوان جریمه استفاده نشود.

16-از مقایسه نمودن تکالیف دانش آموزان با یکدیگر خودداری نماییم.

17-از تکالیف خوب به عنوان الگو استفاده شود.

18-آگاه کردن دانش آموز از میزان پیشرفت در کارش در اثر انجام تکالیف .

19-استفاده از علایق یاد گیرنده در جهت انجام تکلیف (به طور مثال به نقاشی کردن علاقه دارد.

20-تکالیف باید باعث تحریک حس کنجکاوی گردد.

21-پیشنهاد به دانش آموزان در جهت داشتن برنامه زندگی که قسمتی از آن اختصاص به انجام تکالیف داشته باشد.


دسته بندی : اختصاصی دانش آموزان , مشاوره / روانشناسی تحصیلی ,
 

تفکر انتقادی در مدارس

نویسنده : ساجدی مدیر وبلاگ | تاریخ : 02:08 ق.ظ - 1391/05/3

ضرورت واهمیت پرورش تفکر انتقادی

چکیده

تفکر انتقادی،تفکری است مستدل ومنطقی در جهت بررسی وتجدید نظر در عقاید،نظرات،اعمال وتصمیم گیری درباره ی آنهابر مبنای دلایل وشواهد مؤید آنها ونتایج درست ومنطقی که پیامد آنها ها است [هاشمیان نژاد198:1380].در دنیای پیچیده ی امروز ،تغییرات زیادی در حال وقوعند وشاهد رقابت های بسیار فشرده ی جوامع در دستیابی به فناوری برتر هستیم.فرد وجامعه مجبورند تلاش کنند که از قافله جدا نمانند . موضوع آموزش وپرورش هم از این قاعده مستثنا نیست چرا که دانش آموزان قرن بیست ویکم نمی توانند عنصری بی اختیار باشند ،پس ناگزیر هدف های نهایی وکلی تعلیم وتربیت باید تغییر یابند وبه پرورش شیوه ی تفکر انتقادی در افراد به عنوان یکی از هدف های اصلی تعلیم وتربیت ،بیشتر توجه شود .آمزش تفکر انتقادی ما ممکن است باعث پدید آمدن تکنولوژی ایی در آینده شود که سرو کارش به جای تخریب ،بیشترباسالم سازی باشد   نظریه های شناختی ،فراشناختی ،ساخت گرایی از تقویت وپرورش تفکر انتقادی در فرایند آموزش حمایت می کنند که همه ی آنها یاد گیری را فرایند ادراک حاصل از تجربه می دانند ومعتقدند مجریان،برنامه های درسی،باید موقعیتی فراهم سازند که شاگردان از طریق مباحثه ی استدلالی که عمل تعامل وتحلیل را تسریع وتسهیل می کنند ، به تفکر انتقاددی بپردازند

 در این مقاله به ضرورت واهمیت پرورش تفکر انتقادی پرداخته شده است،درادامه ویزگی های متفکران منتقد،توانایی های آنها ،تمایلات ونگرش های آنها ذکرشده است .همچنین مراحل پیشرفت تفکر انتقادی ،تحقیقاتی که در ایران وجهان در این مورد انجام شده ارائه شدهاست .

 واژه های کلیدی:تفکر انتقادی - آموزش و پرورش- تعریف تفکر انتقادی- ضرورت و اهمیت تفکر انتقادی                 

 

مقدمه

 

دردنیای پیچیده ی امروز ،تغییرات زیادی در زندگی بشری در حال وقوع اندو شاهد رقابت های بسیار فشرده ی جوامع در دستیابی به فناوری برترهستیم.به نظر می رسد كه فرد وجامعه مجبورند ،به طریقی در وضعیت خویش دگرگونی ایجاد كنند تا از قافله ی علم ،فناوری وپیشرفت عقب نمانند .موضوع آموزش وپرورش نیز از این قاعده مستثنا نیست .چرا كه دانش آموز قرن بیست ویكم نمی تواند عنصری بیاختیار باشد كه چگونه یاد گرفتن هم از اختیار او خارج باشد وهیچ گونه دخل وتصرفی در آنچه می آموزد ،نداشته باشد.  برنامه های ازپیش تعیین شده وبی چون وچرا ،جوابگوی مسائل او نیستند [كدیور ،1381].   

در عصری كه كتاب های درسی قبل از در آمدن از زیر چاب كهنه می شوند و بیش تر مشاغل ،نوآوری های سریع ومداوم را تجربه می كنند،نا گزیر باید هدف های غایی وكلی تعلیم وتربیت تغیر یابند و به پرورش شیوه ی تفكر انتقادی در افراد به  عنوان یكی از هدف های اصلی تعلیم وتربیت ،بیش تر توجه شود .همچنین ،در فرایند اموزش باید ضمن تقویت روحیه ی انتقاد پذ یری در معلمان ،روحیه ی انتقاد كردن و زمینه ی بررسی وتحقیق را در شاگردان به وجود آورد [مایزر ،1383].   

اما متأسفانه  مدرسه های امروز عمدتا"به دلیل پیشرفت های علوم وفنون وبا توجه به بعضی از رویكرد های روان شناختی ،توجه خود را بیش تر به انتقال اطلاعات وحقایق معطوف كرده واز تربیت انسا ن های متفكر خلاق فاصله گرفته اند [شعبانی،1382].                                                                    

پس لازم است برنامه درسی پرورش دهنده ی مهارتهای تفكر انتقادی باشد.

 

ضروررت واهمیت

 

این فرض كه فكر كردن راه را برا آموزش بیش تر باز می كند،به طور كلی پذیرفته شده است.بعضی از پدران و مادران تا این حد پیش می روند كه می گویند:برا ما مهم نیست به بچه های ما چه می آموزند یا بچه ها چه مطالعه می كنند،موضوع مورد توجه ما این است كه بچه ها بیا موزند چگونه شخصا"فكر كنند.آن ها باید خود تصمیم بگیرند وقضاوت كنند[هولفیشواسمیت،1381].

 

تفكر انتقادی،از طریق ایجاد روابط معقول بین انسان ئها،تصمیم گیری بر اساس تحلیل عناصر یك موقعیت،وتفكیك عناصر مطلوب،نوید بخش زندگی توأم با آرامش ومهربانی نخواهد بود.بنابراین می توان گفت،اگر مدرسه های ما در آموزش این امر مهم نا موفق باشند،جامعه ما ودر نهایت جامعه جهانی شكست خواهد خورد.

 

به طور خلاصه،دلایل ضرورت واهمیت تفكر انتقادی را چنین می توان بر شمرد:

1.با دستورات خداوند متعال در قرآن كریم منطبق است.

2.با ویژگی های عقلا نی انسان مانند كنجكاوی وترقی طلبی منطبق است.

3.یادگیری بر اساس فعالیت خود یادگیرنده انجام می شود.

4.باویژگی های عصر فرا صنعتی وتغییر وتحول فزایند ه ی آن متناسب است.

5.بر گرفته از هدف های اساسی تعلیم وتربیت است.[هاشمیان نژاد،1380].

 

بنابراین،آموزش وپرورش باید برا تغییرات ونوآوری ها به منظور اصلاح وبه روز نگه داشتن هدف ها،محتوا وروش ها برا ی تربیت شاگردانی متفكر منتقد تلاش كند 

 

تعریف تفكر انتقادی                                                             

 

از تفكر انتقادی تعریف های گونا گونی شده است كه در این جا به اختصار به دو مورد اشا ره می كنیم. 

نخست:«تفكر انتقادی،تفكری است مستدل و منتقی در جهت بررسی تجدید نظرد ر عقاید،نظرات،اعمال وتصمیم گیری در باره ی آن ها بر مبنای دلایل و شواهد مؤید آنها و نتایج درست و منطقی كه پیامد آن هاست»[هاشمیان نژاد198:1380]. 

در تعریف دیگری كه"سازمان روان شناسی آمریكا«از تفكر انتقادی ارائه داده،آمده است:"ما تفكر انتقادی را این گونه درك می كنیم كه باید قضاوت خود ساخته و هدفمندی باشد كه به تفسیر،تحلیل،ارزیابی واستنباط منجر می شود».علاوه بر این توضیح متکی به دلیل و مدرک ،توضیح مفهومی،منظم،ضابطه مند یا ملاحظات متنی که برپایه ی آن قضاوت انجام شده است،را هم در برمی گیرد.     

 تاریخچـة تفكرانتقـادی با مروری بـر مفاهیـم و تعاریف آن :

علاقه به توسعة توانائیهای تفكّر انتقادی درمحافل آموزشی پدیدة جدیدی نیست . چت مایرز مؤلف كتاب آموزش تفكّر انتقادی معتـقد است منشأ چنین علاقه ای به آكادمی افلاطـون بر میگردد . الگـویی كه دانشگاههای مـدرن امروز ، از آن برخواسته اند امّا به تدریـج ازایـن سنّت دیرینه فاصله گرفته و بیشترین توجه خود را به ارائه اطلاعات معطـوف كرده اند . (مایرز،1374 :1)

    ریشه های خردمندانه تفكّر انتقادی قدمتی دیرینه دارد، روش تدریس ودیدگاه سقراط در 2500 سـال قبل مؤید این مطلب است . سقراط این حقیقت را بیان كردكه شخص نمی تواند برای دستیابی به دانش وبصیرت عقلی به كسانی كه دارای اقتـدار 8هستند متكی باشد .او نشان داد كه افـراد ممكن است دارای قـدرت و موقعیـت بالایی باشند امّـا عمیقـاً سرگردان وگمراه وغیـر منطقـی باشند . سقراط اهمیت پرسش سؤالات عمیق را كه موجب میشوند انسان قبل از پذیرش ایـده ای به تفكّر درآن بپـردازد و نیز اهمیت جستجوی شواهد ، آزمایش دقیـق ، استـدلال ، فرضیـه ها وتحـلیل مفاهیـم اساسی را نشان داد . روش او كه اینك به پرسش و پاسخ سقــراطی9  مـعـروف اسـت بهتـرین راهبـرد آمــوزش تفكّر انتقـادی می باشد  ،كه در آن سقـراط نیــاز به تـفـكّر را بـرای روشـنی و استـحـكام منـطق به طـور مشخـص نـشان می دهد . روش سقراط به وسیله افلاطون و ارسطو دنبال شد . در قرون وسطی سنّت تفكّر انتقادی نظام دار درنوشته ها وآموزشهای متفكرانی همچون توماس اكیناس ظاهر شد . در دوران رنسانس ( قرون 15و16 ) در اثرجریان عظیـم سكـولاری دراروپا تفكّر انتقـادی در مورد مذهب ، هنــر ، جـامعـه طبیـعت انسـانی ، قـانون و آزادی آغـاز شد . سكـولارها با ایـن فـرضیـه پیـش رفتـند كه بیشتـر حـوزه های زندگی انسـان نیازمنـد بررسـی و تحقیــق تحلیـلی وانتقادی می باشد .فرانسـیس بیكن در  انگلستان  به معرفی  بتهای طایفـه10  یعنی شیوه هایی كه ذهن ما بـه طور طبیـعی تمایل به خود فـریبـی دارد ، پرداخت . كتـاب او پیشرفت در یادگیری 11  یكی از اولین متـون در مورد تفكّر انتقـادی است . از دیـگر دانشمندانی كه تفـكّر انتـقادی را در قـرون 16و17 مـورد توجـه قـراردادنـد می تـوان از دكـارت نـام برد كه در كتابش قواعدی برای هدایـت فكر12 در مورد نیاز به جهت دهنـده ای نظام داربــرای واداشتن ذهن به تفكّربحث می كند .( مؤسسـة تفكرانتقـادی ،2000 : 45 )

وایتـهد با كلام معـروف خـود كه :  یادگیری شاگردان بی فـایده است مگر اینـكه  كتابهای خود را گم كنند، جزوات خود را بسوزانند و … تلویحاً به این معنا اشاره دارد كه ثمرة واقعی تعلیم و تربیت باید یك فرایند فكری باشد كه از مطالعة یك رشته بوجود می آید نه از طریق اطلاعات جمع آوری شده ( مایرز،1374 :8 )

كانـت معتقد بود : اساس معـرفت عبـارتست از نظم بخشیـدن به اطلاعاتی كه از راه حـواس گردآوری می شوند ، پس منظور از تدریس تنها ارائـة اطلاعات به شاگرد نیست بلكه مقصـود از آن یاری بـه شاگـرد است تا اطلاعـات راكلیـت بخشیـده و با معنـا سازد . معـلم باید ذهن شاگرد را برانگیـزد تا تصـورات  موجود در ذهن وی زنده شـود .(نقیـب زاده ،1367 :141 )

نالس معتقـد است : بـه منظـورایجـاد تحـولات اجتماعی ، مربیـان تعـلیم و تربیت بایـد دربارة نقش خوددوباره فكركنند و فعالیتهای خود را برآموزش مهارتها وروشهایی متمركزسازندكه شاگردان برای تحقیـق مستقل بدان احتیاج دارند . ( مایـرز، 1374 :7 )

دیـوئی در كتاب چگونه فكر می كنیم ماهیت تفـكّر انتقـادی را مورد بـررسی قـرار داده است به عقیـده او تفكّر منطقی شامل دو مرحله است : مرحله اول آن حالت شك ،تردید ،پیچیدگی و مشكل دماغی است كه درآغاز تفكّر بـه كار مـی رود و عمـل كنجكاوی ، تحـقیـق و پیـدا كردن مطالب و مـواد جهـت بیرون آمدن از آن حالت شـك و تردید وپیـچیـدگی مرحله دوم آن می باشد كه مراحل پنجـگانة حل مسـأله را در این ارتباط پیشنهاد می كند .وی ماهیت تفكرانتقادی را تردید سالم معرفی می كند . ( مایرز،1374: 15)

پائـولـو فـریـره  از متفكران انتـقادی معاصر تفكّر انتقادی را هدف آموزش و پرورش تلقّی می كند وی به جای واژة تـفكــر13  از  تـعـمـق14  استفاده كرده و از آموزش وپرورش متداول انتقاد نموده و می گوید : آموزش و پـرورش تبدیل به نوعی عمل ذخیـره سازی شده است كه در آن دانش آمـوز ذخیـره كننـده و معلّم ذخیره سپـار است و بـه جای برقـراری ارتبـاط    دو جانبـه ، معلّم اعلامیه هایی ارائه می كند كه دانش آموز صبـورانه آنها را دریافت حفـظ وتكرار می كنـد . این مفهوم  بانك داری در تعلیم و تربیت است كه دامنة عمل برای دانش آموز تنـها محدود به دریافت ، پـر كردن و ذخیره سازی اطلاعات می باشد . فـریره به عنوان یك راه دیگر بـرای برنـامه ریزی درسی ، رویكـرد آزاد منشانخ 15 را پیشنهاد می كند . تأكید این رویكرد به طور خلاصـه برتفكّر نقـادانـه16 بر اساس واقعیتـهای عینـی در زندگی فـرد است . بر خلاف روش بانكی ، روش طرح مسأله كه توسط فریره مطرح می شود ، مستلزم تبادل افكار و عقاید ازطریق گفتگو است كه معلّم و شاگرد هردو در پژوهش نقادانه همراه یكدیگرند و به ایـن ترتیـب آنها بـه تفكّر انتقادی دربارة زندگی خـود برانگیخته می شوند . این فرایند نهایتـاً بـه پراكسیس  17 یعنی عمل براساس تفكّر انتقادی منجر می شود كه در روش فریره هـدف محـسوب می شود .( پـوزتر ، 1372 : 38 )

تشكیل یك مجمع یادگیرنده با رویكرد انتقادی براین عقیـده استواراست كه فـراگیران باید بتوانند با آزادی ، جهت و محتوای یادگیریشــان را ازطریق مشـاركت درتصمیـم گیری ( به عنـوان مثال درمورد روشها با اعضای گروه یادگیری ) تعییـن كننـد ( رینـولدز ،1999 :7 ) .

چت مایـرز مؤلف كتاب آموزش تفكرانتقـادی عقیـده دارد :تفكرانتقـادی یعنی قـدرت تنظیـم كلیات  ( توانایی ایجاد یك چارچوب تحلیلی) پذیرفتن احتمالات نوین (پرهیزازپیشداوریها ) وتوقف داوری ( تردید سالم ، پرهیزازتعجیـل درقضاوت )

( مایـرز،1374 :38 ) .   

واتـسـون و گـلیـزر می گوینـد : تفكر انتقادی آمیزه ای از دانش ، نگرش و عملكرد در هر فرد می‌باشد ، آنها توانایی تفكر انتقـادی را  توانایی در 5 مهارت ذیل می داننـد :

1- استنباط ، 2 – شناسایی مفروضات ، 3- استنتـاج ، 4- تعبیـر و تفسیـر ، 5- ارزشیابی استدلالهای منطقی .

آنها معتقدند توانایی تفكرانتقـادی ، پردازش و ارزشیـابی اطلاعات قـبلی با اطلاعات جدیـد و پیـامد و حاصل تلفیـق استدلال قیاسی و استقـرایی با فـرآیند حل مسألـه می باشد .تعریف واتســون و گلیــزر ازتفكـر انتقـادی پـایه ای بـرای آزمودن تفكرانتقـادی شـدكه امـروزه به طـوروسیـعی درسنجش تفكرانتـقادی به كار می رود وبرای اكثرمحققیـن دررشته های مختلف علمی قابل قبـول است ( هاون اشتاین و همكاران ،1996 : 100-101 ) .

 

تبییـن اصول پنجگانة تفكرانتقادی براساس آرای واتسون – گلیزر :

 

1)استنبـاط  :

استنباط نتیجه ای است كه فرد ازپدیده های به وقوع پیوسته به دست می آورد . مثلاً اگرچراغ های خانه ای روشـن باشد و ازداخـل خـانه صدای موسیـقـی شنیده شود ، شخص می تـواند استنباط كند احتـمالاً كسی درخانه است . البته این استنباط می تواند درست یا نادرسـت باشد ، مثلاً ممكن است اهـل خـانه هنـگام بیرون رفتن چراغها و رادیو را خاموش نكرده باشند . استنباط توانایی تشخیـص داده های درست ازنادرست از میـان اطلاعات داده شده می باشد ( واتسون و گلیـزر ،1980 :32).

 

2) شناسایی مفروضـات:

مفـروض عبارتی است كه ازپیش درنظـرگرفتـه می شود ، بدیهـی فـرض شده و یا بـرای پذیرفتـه شـدن پیشنهاد می‌گردد . وقتی می گویید من درمـرداد ماه فـارغ التحصیل خواهم شد ، فرض می كنید تا مـرداد ماه زنده خواهیـد بود و یا دانشكده ، فارغ التحصیـلی شما را درمـرداد اعلام خواهد كرد و مواردی ازاین قبیــل . شنـاسایی مفروضـات درحـقیقت تـوانایی تشخــیص مـفروضات پیشنـهـادی ازعبارات بیانـی می باشد ( واتسـون و گلیـزر ، 1980 : 44 ).

 

3) استنـتـاج :

دراستنتاج ازمقدماتی منطقی نتیجه و یا نتایجی گرفته می شود . دراستنتاج پیش داوریهای ذهنی نبایستی برقضاوت و نتیجه گیری تأثیربگذارد چرا كه این فرآیند را ازشیوة منطقی خـود خارج می كند و باعث نتیجه گیری نادرست می شود . دراستنتـاج حركت ذهنی ازجزء به سوی كل می باشد بـدین ترتیب كه ازمقدمـاتی جزئی نتیجة كلی گرفته می شود . همچنین دراستنتـاج توانایی تفكیك مقدمات و داده ها ازنتیجة كلی حائــز اهمیت است ( واتسـون و گلیـزر ، 1980 : 61 ).

 

4) تعبیرو تفسیر :

تعبیرو تفسیرتوانایی پردازش اطلاعات و تعیین اعتبارآنها می باشد . دراین فرآیند بـایستی قضاوت شــود كه آیا نتــایج به طورمنطـقی ازداده و مقدمـه های خود گرفتـه شده است یا خیـر؟ بنـا براین درتعبیــرو تفسیـر استنتاجی صورت نمی گیرد بلكه نتایج دردسترس ما می باشد و موضوع مهم این است كه داده ها و مقدمه ها  مـورد تجـزیه و تحلیـل قــراربگیرند و برآورد شود كه آیا نتایج گرفته شده ازآنها درست است یا نا درست ؟ ( واتسـون و گلیـزر ، 1980 : 72 )

 

 

5) ارزشیـابی استدلالهای منطقی :

درموارد مهم تصمیم گیری دربارة انتخـاب استدلالهای قــوی و ضعیـف ، مطلوبتـرآن است كه بتـوانیـم استدلالهای قوی و ضعیف را تشخیص دهیم .یك استدلال منطقی وقتی قوی است كه هم مهم وهم درارتباط  مستقیم با سؤال باشدو یك استدلال وقتی ضعیف است كه مستقیماًدرارتباط با سؤال نباشد(حتی اگراز اهمیت  زیادی برخوردارباشد ) یا كم اهمیـت باشد و یا تنها با جنبه های علمی و كم اهمیـت سـؤال درارتبــاط باشد  ( واتسـون و گلیـزر ، 1980 : 89 ) .

ناكارآمدی نظامهای آموزشی‌ای كه صرفاً انتقال دهندة اطلاعات می باشنـد :

همان طور كه گفته شد  دنیای كنونی به وسیلة فن آوریهای پیشرفته ای همچـون اینترنت و شبكه های جهانی اطلاع رسانی  ما را با مقداربسیارزیادی از اطلاعات مواجـه كرده است به طوری كه مقطـع زمان حاضربـه عصرانفجار اطلاعات نامگـذاری شده است. امروزه مقـداراطلاعات در دسترس ازتوانـایی افـراد دراستفاده ازاطلاعات پیشی گرفتـه است لـذا درچنیـن فضـایی دیگرلازم نیست دانشـگاهها به منـزلة مخـزن دانش واساتیـد به مثابة انتـقال دهنـدة اطلاعات باشند (  مایـرز، 1374 : 2-7 ). اطلاعات به خودی خود كارآمد وارزشمند نیستنـد بلكـه زمانی می توانند كارآمـد وارزشمنـد باشند كه نحوة كاربردشان نیزمشخـص شـده باشـد . درنظام آموزشـی ما كه اصـالت را درآمـوزش به انتقـال اطـلاعات  می دهد مشكلات اساسی ای دیده می شود . امروزه اغلب كارفرمایان ازكیفیت نظام آموزشی شكـایت دارند و اظهارمی دارند كه جوانان پس ازفارغ التحصیل شدن ازمؤسسه و دانشگاه ، واجد مهارتهای لازم برای انجام كارها نیستنـد ، شواهد نشـان می دهد كه نظام آموزشی ما روزبه روزكارآیی خود را بیشتـرازدست می دهد ( محب علـی ،1372 : 2 ). با وجـود آن كه بسیاری ازمتخصصان تعلیـم وتربیت بـراین باورند كه هدف اساسی تعلیـم وتربیت باید تربیت انسـان متـفكرو فرهیختــه باشد . نتـایج تحقیقـات نشان میدهد كه اكثرفـارغ التحصیلان فاقـد مهارتهای  تفكرسطح بالا هستنـد( شعبـانی سیـچـانی ، 1378 :45 ).

امروزه از دانشجوی زبان و ادبیات فارسی انتظاری نیست مگر آن كه همچون دایره المعـارفی به یـاد سپارندة یك سلسله اطلاعات ادبی باشد . در این نظام آموزشی دانشجویی در حد مطلوب به سـر مـی برد كه تنها حفظ كنندة تعداد زیادی واژگان مهجور و كهنة فارسی و تاریخ زندگانی شـاعران و نویسندگان باشد و این كه بتواند متون ادبی گذشته و یا امروز را به نثر معیار امروزی كه قابل فهم برای همگان باشد بیان كند و در حدی بالاتر به یاد سپارندة اندیشة دیگران در مورد یك شـاعر و یا جریـان ادبی باشـد ، بی آن كه در نظر گرفته شود این دانشجو خود قدرت تفكر ، نقد و ارزشیابی را دارد و همان طوری كه گفته شد صرف یاد سپاری اطلاعات ادبی نمی تواند مارا در تكامل بخشیدن به ادبیات یاری رساند بلكه این اطلاعات باید وسیله ای بشود كه فرد بتواند قدرت اندیشیدن و نگرش به ادبیات را كسب كند و توانایی كاربرد این دانش و نگرش كسب شده را در حیطة عمل داشته باشد .

دانشجوی زبان و ادبیات فارسی از رهگذر كسب اطلاعات ادبی معمول ، بایستی همچون طبیبی باشد كه بتواند دردها و مشكلات ادبیات را شناسایی كند و در پی مداوای آنها باشد . او بایستـی قدرت سازماندهی ، طبقه بندی ، مقایسه و ارزشیابی اجزای ادبیات را داشته باشد و بدین وسیله زمینة پیشرفت و ارتقای ادبیات را فراهم آورد . او باید بتواند عوامل تكامل و ضعف ادبیات را در دوره های مختلف شناسایی كرده و با توجه به مقتضیات روزگار خویش در صدد تكامل ادبیات در دوران خویش باشد . او بایستی به جایگـاهی برسـد كه در كـنار آگاهـی از اندیشـة دیگـران دربـارة ادبیـات ، خود اندیشه و سخن مستقلی را برای گفتن و توانایی آفرینش مباحث جدید ادبی داشته باشد .

البتـه تفكرانتقـادی به هیچ وجه نافـی اهمیت اطلاعات نیست . اساساً اطلاعات جزء اصلی تفكرانتقادی است، هرچه پایة اطلاعاتی فرد وسیعتـرباشد ظرفیت تفكرانتقادی وی بالاتراست ( كیس،1994 :41 ).

تفكرانتقادی نیازمند پایـة اطلاعاتی درست است و با تفكرانتقادی می توان این اطلاعات را سازماندهی ، طبقه بندی ، مقایسه و ارزشیابی نمود و زمینـه را برای ارتقاء و پیشرفت آن فراهم كرد ( فورست ،199:39 ).

توانایی تفكرانتقادی ، پردازش و ارزشیابی اطلاعات قبـلی با اطلاعات جـدید است ( واتسـون وگلیـزر ،1980 : 95 ).

آنچه كه درارتباط با اطلاعات دردنیای كنونی ارزشمند است ، توانایی پردازش اطلاعات است .به گفتـة تافلـرپس ازعصرشكاروعصرثروت ، اكنون عصردانـائی است ، پس دراین عصرقـدرت دست كسی است كه اطلاعات بیشتـری دارد و بی‌گمان منظوركسی است كه توانایی بیشتـردرپـردازش و بهـره گیری از اطلاعات داشته باشد .زیرا امروزه به واسطـة فـن آوری اطلاعات و ارتباطات ، اطلاعات به وفوردردسترس همگان قرار دارد .اطلاعات هنگامی دارای ارزش است كه تبدیل به دانش گردد ودانش برای توانایی ابداع فرد وسازمان ، منبعی ارزشمند است . مـدل پیشرفـت یادگیـری رونـد تبدیـل اطلاعات را نشان می دهد (بلینـگـرو اسمیـت ،2001 : 8 ) .

دانش اطلاعات 

دانش خرد

Wisdom                Knowledge            Information                Data

خرد ابزاری است كه همواره می تواند درتبدیـل داده به اطلاعات و دانش مورد استفاده قـرارگیرد . داده به اضافـة تحلیـل انسان تبدیـل به اطلاعات می شود . همچـنیـن اطلاعات به كمك تحلیـل وپردازش تبدیل به دانش می شود كه درتمـامی ایـن فـرآینـد رویكرد تفكرانتقـادی كه همان خرد و آگاهیٍ شخص است نـقش اساسی دارد  ( آبـوت ، 1993 : 75 ).

 

ویژگی متفكران منتقد                                                          

 

رابرت انیس، برای تفكر انتقادی 13 ویژگی وخصوصیت را به شرح زیر

ارائه می دهد و معتقد است كه متفكران منتقد این ویژگی ها را دارا هستند




دسته بندی : هنرهای رفتاری , مشاوره / روانشناسی تحصیلی , آنچه معلم باید بداند و عمل کند ,
 
 
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ]