تست روانشناسی فروید

تست روانشناسی فروید

زیگموند فروید

فروید یکی از بارزترین شخصیت های علمی قرن بیستم است. او در 6 ماه مه 1856 به دنیا آمد و در در 23 سپتامبر 1939 از دنیا رفت. او اطریشی بود و از بنیانگذاران دانشکده روانپزشکی. بیشترین شهرت فروید مربوط به کار های او در زمینه روان شناسی تمایلات جنسی، رویا ها و ضمیر نا خود آگاه است. او به عنوان پدر علم روان تحلیل گری شناخته می شود.


تست روانشناسی طرح شده توسط فروید


فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد.
1- تلفن زنگ میزنه
2- بچه تان گریه میکنه.
3-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه.
4- لباس ها را بیرون روی طناب پهن کرده اید و بارون میگیره .
5- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه.
خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کار ها رو انجام میدید، یعنی از شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدید؟

****************************

هر یک از 5 مورد بالا نشون دهنده یکی از جنبه های زندگی شماست؛

زنگ تلفن، نشانه شغل و کار شماست
گریه بچه، نشان دهنده خانواده است
زنگ در خونه ، نشان دهنده دوستان شماست
لباس ها، نشان دهنده پول هستن
بستن شیر آب، نشان دهنده میل جنسی است.









موضوع: مشاوره / روانشناسی تحصیلی، هنرهای رفتاری، سلامت و بهداشت مدرسه، دانشمندان آموزش و پرورش،
ادامه مطلب
[ 1391/07/16 ] [ 08:05 ق.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

هدفگذاری یک عبرت است!

برای یافتن هدف های خود در هر مرحله از زندگی متوجه باشید که حتی یک پیشامد بد هم می تواند جرقه ایجاد یک هدف را در شما ایجاد کند
مثلا:
- یک دوست می تواند در شما ایجاد یک هدف را ممکن کند! دوستی که پدرش هنرمند است و با رفت و آمد شما به خانه او ، علاقه شما به هنر را برانگیخته می کند  در حالیکه پدر دوستتان  از رفت و آمد شما به خانه ایشان ناراضی ست و ...
- الگو برداری از پدر و مادر خودتان در حالیکه  تحصیلات عالیه نداشته و فرصتهای کمتری برای موفقیت در زندگی داشته اند
و ...شما چی فکر می کنید؟! چگونه موتور پر قدرت زندگی را روشن می کنید، می دانید این موتور فقط یک جرقه ساده احتیاج دارد تا با سرعت شما را به پیش ببرد؛ پس کنجکاو باشید تا هدفتتان را بیابید!




موضوع: اهداف و برنامه ریزی تحصیلی، اختصاصی دانش آموزان، هنرهای رفتاری، از قلم من،
ادامه مطلب
[ 1391/06/3 ] [ 01:00 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

آموزش مهارت های فرزند پروری


5مهارتی كه والدین بایددر تربیت فرزندان خود به كارببرند:

1-توجه كردن

2-پاداش دادن  

3- نادیده گرفتن

4- دستورات موثر به كودك خود دادن

5-استفاده درست از محروم سازی موقت

پدر و مادر عزیز آیا برای تربیت فرزندانتان دانشی آموخته‌اید؟ یا مهارتی کسب نموده‌اید؟ برای تربیت سازنده فرزندان مهارت‌هایی وجود دارد که با استفاده ار آن‌ها در روند مراقبت از کودکانتان می‌توانید نقش اساسی در رشد آن‌ها داشته باشید.

1) به رفتارهای کودک‌تان با دقت توجه کنید
بسیاری از والدین توجه کمی به آنچه که در خانه اتفاق می‌افتد دارند و به همین دلیل ممکن است مشکلات را بیشتر و مهم‌تر و بالعکس کمتر و کم اهمیت‌تر از آنچه که هست ارزیابی کنند. برای مثال: کودکان گاه‌گاهی نق می‌زنند به‌ویژه، در زمان خستگی، بیماری و یا تغییرات محیط، اگر والدین خود خسته و ناراحت باشند ممکن است این مشکل را خیلی بزرگ جلوه دهند. گاهی بالعکس، کودکی که مرتباً با همسالانش دعوا می‌کند والدین بی‌توجهی کرده و آن را طبیعی می‌دانند و هیچ اقدامی نمی‌کنند.
با توجه نمودن به رفتارها و یادداشت کردن آن‌ها و اینکه چند بار در روز اتفاق می‌افتد بهتر می‌توانید بفهمید که آیا کودک‌تان مشکل دارد و آیا نحوه برخورد شما برای حل مشکل مفید است یا نه؟

2) چگونه می‌شود رابطه بهتری با فرزندتان داشته باشید؟

  • اوقات خوبی را با فرزندتان بگذرانید
    معمولاً والدین زمان بسیار کمی را با فرزندشان می‌گذرانند و بیشتر مواقعی که به ظاهر با بچه‌ها هستند، اغلب به فعالیت دیگری مشغول هستند. بهتر است در طول روز و به‌طور مکرر زمان‌هایی را با کودک‌تان بگذرانید. زمان‌های کوتاه (برای مثال 1 تا 10 دقیقه) مفیدتر است. مثلاً وقتی که کودک به شما مراجعه می‌کند تا چیزی بپرسد و یا چیزی می‌خواهد، بهترین زمان برای توجه به کودک است.
  • با کودک‌تان صحبت کنید
    در مورد چیزهایی که فرزند شما به آن علاقه دارد صحبت کنید. صحبت با کودک به او کمک می‌کند که سخن گفتن را یاد بگیرد، مهارت‌های اجتماعی و گفتگو کردن را بیاموزد و اعتماد به نفسش افزایش می‌یابد.
  • احساسات خود را به کودک‌تان نشان بدهید
    فرزندتان را بغل کنید، لمس کنید، در آغوش بگیرید، ببوسید، ماساژ دهید، قلقلک بدهید. این کارها به کودکان کمک می‌کند که از مورد توجه بودن و مورد محبت واقع شدن احساس آرامش کنند و رابطه عاطفی آن‌ها محکم‌تر شود.

3) اگر مایلید فرزند شما رفتار مطلوبی انجام دهد، مهارت‌های تشویق کردن را بیاموزید
رفتار مطلوبی را که می‌خواهید کودک‌تان انجام دهد دقیقاً مشخص کنید (برای مثال «داشتن نظم» برای کودک مبهم است، به جای آن می‌توانید از کودک خود بخواهید مثلاً اسباب‌بازی‌ها را در محل خودش قرار دهد).
در هر نوبت یک رفتار را انتخاب کنید و وقتی فرزند شما آن رفتار را به‌صورت خودکار انجام می‌داد روی رفتار دیگری تمرکز کنید.
از روش‌های گوناگون تشویق کردن استفاده کنید. تشویق‌های شما می‌تواند کلامی باشد (برای مثال: آفرین دخترم من واقعاً از این که بعد از اتمام بازی اسباب‌بازی‌هایت را مرتب کردی، خوشحالم) یا تشویق‌های غیر کلامی مثل لبخند زدن، چشمک زدن، بغل کردن، و ... که کودکان از آن لذت می‌برند. اگر از تشویق مادی (خرید یک وسیله) استفاده می‌کنید دقت کنید آن وسیله گران نباشد ولی مورد علاقه فرزندتان باشد. حتماً بعد از اینکه کودک‌تان رفتار مطلوب را انجام داد آن را تهیه کنید و به وعده خود عمل کنید.
اگر در تشویق کردن فرزندتان برای انجام یک رفتار مطلوب ناموفق هستید با متخصص مشورت کنید.

4) رفتار و مهارت‌های جدید را به کودکانتان آموزش دهید
برخی از والدین تصور می‌کنند کودکان با گذشت زمان و وقتی بزرگتر می‌شوند یاد می‌گیرند چگونه در هر موقعیتی رفتار کنند. در حالی‌که برای یادگیری هر مهارت جدید لازم است والدین آموزش دهند، با فرزندشان تمرین کنند، کودک خود را تشویق نمایند و خود الگوی خوبی در این زمینه باشند.

5) چگونگی برخورد با رفتار نامطلوب فرزند
کودکان خواسته‌های زیادی دارند که انجام همه آن‌ها مقدور نیست و یا برخی از این خواسته‌ها پسندیده نیستند. بنابراین همه کودکان لازم است که حدود و قوانین را یاد بگیرند و ناکامی و ناراحتی خود را هنگامی که به خواسته‌هایشان نمی‌رسند کنترل کنند. مدیریت این رفتارها برای والدین ممکن است پردردسر باشد، اما روش‌های مثبت و موثری وجود دارد که به کودکان کمک می‌کند کنترل بر خویش (خویشتنداری) را یاد بگیرند.
روش‌های مختلفی برای اداره مشکلات رفتاری کودکان وجود دارد. والدین با تمرین این شیوه‌ها فرصت خواهند یافت که در هر شرایطی روش مناسب را برگزینند.

6) چگونگی مدیریت رفتارهای نامطلوب کودکان در خارج از خانه
کودکان ممکن است در خانه مشکلی نداشته باشند ولی در موقعیت‌های دیگری مثل مهمانی، فروشگاه، مطب پزشک و یا مسافرت مشکلاتی را به‌وجود آورند.
از قبل آماده باشید و چنین موقعیت‌هایی را در خانه و خارج از خانه تمرین کنید.
انتظاراتی را که از کودک خود دارید از قبل مشخص کنید و برای او توضیح دهید (برای مثال امروز که می‌رویم فروشگاه می‌خواهم که دست منو بگیری و از من دور نشوی)
فعالیت‌های سرگرم‌کننده‌ای برای کودک در آن موقعیت خاص فراهم کنید (مثلاً بردن اسباب‌بازی مورد علاقه کودک).

7) تسلط بیشتر بر اوضاع
والدین عزیز هر روز حوادث و مسائلی در زندگی شما پیش می‌آید که ممکن است تعادل شما را دچار اشکال کند. نمی‌توانیم از وقوع بعضی حوادث جلوگیری کنیم ولی می‌توانیم خود را برای مقابله با چنین حوادثی آماده کنیم. می‌توانیم فکر، احساس و رفتارمان را طوری تنظیم کنیم که آسیب کمتری ببینیم. ابتدا موقعیت‌های دشوار را مرور کنید و مهارت‌هایی که برای برخورد با آن‌ها لازم است تمرین کنید. توانایی‌ها و ضعف‌های خود را بشناسید. اگر مشکلاتی در زندگی شما هست همین امروز برای حل آن اقدام کنید.



ادامه مطلب


موضوع: مشاوره / روانشناسی تحصیلی، هنرهای رفتاری، آنچه معلم باید بداند و عمل کند، سلامت و بهداشت مدرسه، خدمات مشاوره ای در مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/05/29 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

بهترین فیلمهای روانشناسانه سینمای جهان

مربیان عزیز لطفا ببینند و بیاندیشند:

فیلم «پرتقال کوکی» ساخته معروف «استنلی کوبریک» به‌عنوان بهترین فیلم روانشناسانه سینمای جهان شناخته شد.

لینک دانلود:

http://downloaddltak.in/IMDB-TOP/051-100/%5Bwww.DLTak.com%5D-061.rar

به گزارش دنیای صنعت؛نشریه سینمایی "توتال فیلم" امروز فهرستی از بهترین فیلم های روانشناسانه تاریخ سینما را منتشر کرد که فیلم «پرتقال کوکی» استنلی کوبریک در رتبه اول ایستاده است.

 

این فیلم محصول سال 1971 اقتباسی از کتاب «آنتونی بورخس» است که نمایش آن در کشورهای ایرلند، سنگاپور، مالزی، اسپانیا و کره به‌مدت دو دهه ممنوع بود. «پرتقال کوکی» نامزد چهار جایزه اسکار بهترین فیلم، کارگردانی، فیلم‌نامه و تدوین بود که نسخه بازسازی‌شده آن امسال در جشنواره کن نمایش ‌یافت.

 

داستان این فیلم درباره «آلکس»، جوان شرور و خلاف‌کاری است که به اتهام قتل زنی به زندان می‌افتد و در آنجا تحت درمان روش جدیدی برای اصلاح خلاف‌کاران قرار می‌گیرد. هنگام اکران این فیلم در انگلستان به‌خاطر تقلید برخی از جوانان از کارهای شخصیت اول فیلم (آلکس)، کارگردان فیلم از پخش آن در انگلستان جلوگیری کرد و این فیلم پس از مرگ کارگردان در آنجا اکران عمومی شد.

 

فیلم «ویل هانتینگ نابغه» محصول 1997 ساخته «گاس ون سنت» در رتبه دوم قراردارد. این فیلم با بازی «مت دیمون» و «بن افلک» برنده دو جایزه اسکار و خرس نقرهای جشنواره برلین است. این فیلم داستان "ویل هانتینگ" است که در رشته ریاضیات حکم یک نابغه را دارد که این نبوغ از طرف اطرافیان وی کشف شده است. یک روانشناس به نام سین مگوار تلاش می کند تا راه موفقیت او را در آینده هم در نبوغ و هم در زندگی شخصی و اجتماعی‌اش تضمین کند.

 

«دیوانه از قفس پرید» که با عنوان «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» نیز شهرت دارد در مکان سوم بهترین فیلم‌های روانشناسانه تاریخ سینما قرار دارد. این فیلم ساخته «میلوش فورمن» محصول 1975 است که برنده پنج جایزه اسکار ازجمله بهترین فیلم، کارگردانی و بازیگر مرد (جک نیکلسون) شد و در دو جوایز بافتا و گلدن گلوب مجموعا 12 جایزه اصلی را کسب کرد. در این فیلم "جک نیکلسون" به جرم تجاوز دستگیر می‌شود و به حکم دادگاه او را برای بررسی وضعیت روانی‌اش به بیمارستان روانی ایالتی می‌فرستند. وی در آنجا با مقررات سخت و غیرانسانی تیمارستان که توسط زن سرپرستار اعمال می‌شود مخالفت می‌کند...

 

فیلم «یک ذهن زیبا» ساخته «ران هاوارد» محصول سال 2001 دیگر فیلم سرشناس حاضر در این فهرست است. این فیلم برنده چهار جایزه گلدن گلوب و چهار جایزه اسکار ازجمله بهترین فیلم و کارگردانی شد. داستان فیلم درباره زندگی «جان نش»، ریاضیدان برنده جایزه نوبل و مسائلی که به دلیل بیماری روان‌گسیختگی با آنها مواجه می‌شود، ساخته شده است.

 

فیلم «پروانه و زنگ شیرجه» محصول سال 2007 ساخته «جولین شنابل» در مکان پنجم حضور دارد. این فیلم نامزد چهار جایزه اسکار بود که در جشنواره کن جایزه بهترین کارگردانی را گرفت و در جوایز گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی انتخاب شد و فیلم منتخب تماشاگران جشنواره سن‌سباستین شد.





موضوع: هنرهای رفتاری، آنچه معلم باید بداند و عمل کند، از قلم من،
ادامه مطلب
[ 1391/05/12 ] [ 10:42 ق.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

تفکر انتقادی در مدارس

ضرورت واهمیت پرورش تفکر انتقادی

چکیده

تفکر انتقادی،تفکری است مستدل ومنطقی در جهت بررسی وتجدید نظر در عقاید،نظرات،اعمال وتصمیم گیری درباره ی آنهابر مبنای دلایل وشواهد مؤید آنها ونتایج درست ومنطقی که پیامد آنها ها است [هاشمیان نژاد198:1380].در دنیای پیچیده ی امروز ،تغییرات زیادی در حال وقوعند وشاهد رقابت های بسیار فشرده ی جوامع در دستیابی به فناوری برتر هستیم.فرد وجامعه مجبورند تلاش کنند که از قافله جدا نمانند . موضوع آموزش وپرورش هم از این قاعده مستثنا نیست چرا که دانش آموزان قرن بیست ویکم نمی توانند عنصری بی اختیار باشند ،پس ناگزیر هدف های نهایی وکلی تعلیم وتربیت باید تغییر یابند وبه پرورش شیوه ی تفکر انتقادی در افراد به عنوان یکی از هدف های اصلی تعلیم وتربیت ،بیشتر توجه شود .آمزش تفکر انتقادی ما ممکن است باعث پدید آمدن تکنولوژی ایی در آینده شود که سرو کارش به جای تخریب ،بیشترباسالم سازی باشد   نظریه های شناختی ،فراشناختی ،ساخت گرایی از تقویت وپرورش تفکر انتقادی در فرایند آموزش حمایت می کنند که همه ی آنها یاد گیری را فرایند ادراک حاصل از تجربه می دانند ومعتقدند مجریان،برنامه های درسی،باید موقعیتی فراهم سازند که شاگردان از طریق مباحثه ی استدلالی که عمل تعامل وتحلیل را تسریع وتسهیل می کنند ، به تفکر انتقاددی بپردازند

 در این مقاله به ضرورت واهمیت پرورش تفکر انتقادی پرداخته شده است،درادامه ویزگی های متفکران منتقد،توانایی های آنها ،تمایلات ونگرش های آنها ذکرشده است .همچنین مراحل پیشرفت تفکر انتقادی ،تحقیقاتی که در ایران وجهان در این مورد انجام شده ارائه شدهاست .

 واژه های کلیدی:تفکر انتقادی - آموزش و پرورش- تعریف تفکر انتقادی- ضرورت و اهمیت تفکر انتقادی                 

 

مقدمه

 

دردنیای پیچیده ی امروز ،تغییرات زیادی در زندگی بشری در حال وقوع اندو شاهد رقابت های بسیار فشرده ی جوامع در دستیابی به فناوری برترهستیم.به نظر می رسد كه فرد وجامعه مجبورند ،به طریقی در وضعیت خویش دگرگونی ایجاد كنند تا از قافله ی علم ،فناوری وپیشرفت عقب نمانند .موضوع آموزش وپرورش نیز از این قاعده مستثنا نیست .چرا كه دانش آموز قرن بیست ویكم نمی تواند عنصری بیاختیار باشد كه چگونه یاد گرفتن هم از اختیار او خارج باشد وهیچ گونه دخل وتصرفی در آنچه می آموزد ،نداشته باشد.  برنامه های ازپیش تعیین شده وبی چون وچرا ،جوابگوی مسائل او نیستند [كدیور ،1381].   

در عصری كه كتاب های درسی قبل از در آمدن از زیر چاب كهنه می شوند و بیش تر مشاغل ،نوآوری های سریع ومداوم را تجربه می كنند،نا گزیر باید هدف های غایی وكلی تعلیم وتربیت تغیر یابند و به پرورش شیوه ی تفكر انتقادی در افراد به  عنوان یكی از هدف های اصلی تعلیم وتربیت ،بیش تر توجه شود .همچنین ،در فرایند اموزش باید ضمن تقویت روحیه ی انتقاد پذ یری در معلمان ،روحیه ی انتقاد كردن و زمینه ی بررسی وتحقیق را در شاگردان به وجود آورد [مایزر ،1383].   

اما متأسفانه  مدرسه های امروز عمدتا"به دلیل پیشرفت های علوم وفنون وبا توجه به بعضی از رویكرد های روان شناختی ،توجه خود را بیش تر به انتقال اطلاعات وحقایق معطوف كرده واز تربیت انسا ن های متفكر خلاق فاصله گرفته اند [شعبانی،1382].                                                                    

پس لازم است برنامه درسی پرورش دهنده ی مهارتهای تفكر انتقادی باشد.

 

ضروررت واهمیت

 

این فرض كه فكر كردن راه را برا آموزش بیش تر باز می كند،به طور كلی پذیرفته شده است.بعضی از پدران و مادران تا این حد پیش می روند كه می گویند:برا ما مهم نیست به بچه های ما چه می آموزند یا بچه ها چه مطالعه می كنند،موضوع مورد توجه ما این است كه بچه ها بیا موزند چگونه شخصا"فكر كنند.آن ها باید خود تصمیم بگیرند وقضاوت كنند[هولفیشواسمیت،1381].

 

تفكر انتقادی،از طریق ایجاد روابط معقول بین انسان ئها،تصمیم گیری بر اساس تحلیل عناصر یك موقعیت،وتفكیك عناصر مطلوب،نوید بخش زندگی توأم با آرامش ومهربانی نخواهد بود.بنابراین می توان گفت،اگر مدرسه های ما در آموزش این امر مهم نا موفق باشند،جامعه ما ودر نهایت جامعه جهانی شكست خواهد خورد.

 

به طور خلاصه،دلایل ضرورت واهمیت تفكر انتقادی را چنین می توان بر شمرد:

1.با دستورات خداوند متعال در قرآن كریم منطبق است.

2.با ویژگی های عقلا نی انسان مانند كنجكاوی وترقی طلبی منطبق است.

3.یادگیری بر اساس فعالیت خود یادگیرنده انجام می شود.

4.باویژگی های عصر فرا صنعتی وتغییر وتحول فزایند ه ی آن متناسب است.

5.بر گرفته از هدف های اساسی تعلیم وتربیت است.[هاشمیان نژاد،1380].

 

بنابراین،آموزش وپرورش باید برا تغییرات ونوآوری ها به منظور اصلاح وبه روز نگه داشتن هدف ها،محتوا وروش ها برا ی تربیت شاگردانی متفكر منتقد تلاش كند 

 

تعریف تفكر انتقادی                                                             

 

از تفكر انتقادی تعریف های گونا گونی شده است كه در این جا به اختصار به دو مورد اشا ره می كنیم. 

نخست:«تفكر انتقادی،تفكری است مستدل و منتقی در جهت بررسی تجدید نظرد ر عقاید،نظرات،اعمال وتصمیم گیری در باره ی آن ها بر مبنای دلایل و شواهد مؤید آنها و نتایج درست و منطقی كه پیامد آن هاست»[هاشمیان نژاد198:1380]. 

در تعریف دیگری كه"سازمان روان شناسی آمریكا«از تفكر انتقادی ارائه داده،آمده است:"ما تفكر انتقادی را این گونه درك می كنیم كه باید قضاوت خود ساخته و هدفمندی باشد كه به تفسیر،تحلیل،ارزیابی واستنباط منجر می شود».علاوه بر این توضیح متکی به دلیل و مدرک ،توضیح مفهومی،منظم،ضابطه مند یا ملاحظات متنی که برپایه ی آن قضاوت انجام شده است،را هم در برمی گیرد.     

 تاریخچـة تفكرانتقـادی با مروری بـر مفاهیـم و تعاریف آن :

علاقه به توسعة توانائیهای تفكّر انتقادی درمحافل آموزشی پدیدة جدیدی نیست . چت مایرز مؤلف كتاب آموزش تفكّر انتقادی معتـقد است منشأ چنین علاقه ای به آكادمی افلاطـون بر میگردد . الگـویی كه دانشگاههای مـدرن امروز ، از آن برخواسته اند امّا به تدریـج ازایـن سنّت دیرینه فاصله گرفته و بیشترین توجه خود را به ارائه اطلاعات معطـوف كرده اند . (مایرز،1374 :1)

    ریشه های خردمندانه تفكّر انتقادی قدمتی دیرینه دارد، روش تدریس ودیدگاه سقراط در 2500 سـال قبل مؤید این مطلب است . سقراط این حقیقت را بیان كردكه شخص نمی تواند برای دستیابی به دانش وبصیرت عقلی به كسانی كه دارای اقتـدار 8هستند متكی باشد .او نشان داد كه افـراد ممكن است دارای قـدرت و موقعیـت بالایی باشند امّـا عمیقـاً سرگردان وگمراه وغیـر منطقـی باشند . سقراط اهمیت پرسش سؤالات عمیق را كه موجب میشوند انسان قبل از پذیرش ایـده ای به تفكّر درآن بپـردازد و نیز اهمیت جستجوی شواهد ، آزمایش دقیـق ، استـدلال ، فرضیـه ها وتحـلیل مفاهیـم اساسی را نشان داد . روش او كه اینك به پرسش و پاسخ سقــراطی9  مـعـروف اسـت بهتـرین راهبـرد آمــوزش تفكّر انتقـادی می باشد  ،كه در آن سقـراط نیــاز به تـفـكّر را بـرای روشـنی و استـحـكام منـطق به طـور مشخـص نـشان می دهد . روش سقراط به وسیله افلاطون و ارسطو دنبال شد . در قرون وسطی سنّت تفكّر انتقادی نظام دار درنوشته ها وآموزشهای متفكرانی همچون توماس اكیناس ظاهر شد . در دوران رنسانس ( قرون 15و16 ) در اثرجریان عظیـم سكـولاری دراروپا تفكّر انتقـادی در مورد مذهب ، هنــر ، جـامعـه طبیـعت انسـانی ، قـانون و آزادی آغـاز شد . سكـولارها با ایـن فـرضیـه پیـش رفتـند كه بیشتـر حـوزه های زندگی انسـان نیازمنـد بررسـی و تحقیــق تحلیـلی وانتقادی می باشد .فرانسـیس بیكن در  انگلستان  به معرفی  بتهای طایفـه10  یعنی شیوه هایی كه ذهن ما بـه طور طبیـعی تمایل به خود فـریبـی دارد ، پرداخت . كتـاب او پیشرفت در یادگیری 11  یكی از اولین متـون در مورد تفكّر انتقـادی است . از دیـگر دانشمندانی كه تفـكّر انتـقادی را در قـرون 16و17 مـورد توجـه قـراردادنـد می تـوان از دكـارت نـام برد كه در كتابش قواعدی برای هدایـت فكر12 در مورد نیاز به جهت دهنـده ای نظام داربــرای واداشتن ذهن به تفكّربحث می كند .( مؤسسـة تفكرانتقـادی ،2000 : 45 )

وایتـهد با كلام معـروف خـود كه :  یادگیری شاگردان بی فـایده است مگر اینـكه  كتابهای خود را گم كنند، جزوات خود را بسوزانند و … تلویحاً به این معنا اشاره دارد كه ثمرة واقعی تعلیم و تربیت باید یك فرایند فكری باشد كه از مطالعة یك رشته بوجود می آید نه از طریق اطلاعات جمع آوری شده ( مایرز،1374 :8 )

كانـت معتقد بود : اساس معـرفت عبـارتست از نظم بخشیـدن به اطلاعاتی كه از راه حـواس گردآوری می شوند ، پس منظور از تدریس تنها ارائـة اطلاعات به شاگرد نیست بلكه مقصـود از آن یاری بـه شاگـرد است تا اطلاعـات راكلیـت بخشیـده و با معنـا سازد . معـلم باید ذهن شاگرد را برانگیـزد تا تصـورات  موجود در ذهن وی زنده شـود .(نقیـب زاده ،1367 :141 )

نالس معتقـد است : بـه منظـورایجـاد تحـولات اجتماعی ، مربیـان تعـلیم و تربیت بایـد دربارة نقش خوددوباره فكركنند و فعالیتهای خود را برآموزش مهارتها وروشهایی متمركزسازندكه شاگردان برای تحقیـق مستقل بدان احتیاج دارند . ( مایـرز، 1374 :7 )

دیـوئی در كتاب چگونه فكر می كنیم ماهیت تفـكّر انتقـادی را مورد بـررسی قـرار داده است به عقیـده او تفكّر منطقی شامل دو مرحله است : مرحله اول آن حالت شك ،تردید ،پیچیدگی و مشكل دماغی است كه درآغاز تفكّر بـه كار مـی رود و عمـل كنجكاوی ، تحـقیـق و پیـدا كردن مطالب و مـواد جهـت بیرون آمدن از آن حالت شـك و تردید وپیـچیـدگی مرحله دوم آن می باشد كه مراحل پنجـگانة حل مسـأله را در این ارتباط پیشنهاد می كند .وی ماهیت تفكرانتقادی را تردید سالم معرفی می كند . ( مایرز،1374: 15)

پائـولـو فـریـره  از متفكران انتـقادی معاصر تفكّر انتقادی را هدف آموزش و پرورش تلقّی می كند وی به جای واژة تـفكــر13  از  تـعـمـق14  استفاده كرده و از آموزش وپرورش متداول انتقاد نموده و می گوید : آموزش و پـرورش تبدیل به نوعی عمل ذخیـره سازی شده است كه در آن دانش آمـوز ذخیـره كننـده و معلّم ذخیره سپـار است و بـه جای برقـراری ارتبـاط    دو جانبـه ، معلّم اعلامیه هایی ارائه می كند كه دانش آموز صبـورانه آنها را دریافت حفـظ وتكرار می كنـد . این مفهوم  بانك داری در تعلیم و تربیت است كه دامنة عمل برای دانش آموز تنـها محدود به دریافت ، پـر كردن و ذخیره سازی اطلاعات می باشد . فـریره به عنوان یك راه دیگر بـرای برنـامه ریزی درسی ، رویكـرد آزاد منشانخ 15 را پیشنهاد می كند . تأكید این رویكرد به طور خلاصـه برتفكّر نقـادانـه16 بر اساس واقعیتـهای عینـی در زندگی فـرد است . بر خلاف روش بانكی ، روش طرح مسأله كه توسط فریره مطرح می شود ، مستلزم تبادل افكار و عقاید ازطریق گفتگو است كه معلّم و شاگرد هردو در پژوهش نقادانه همراه یكدیگرند و به ایـن ترتیـب آنها بـه تفكّر انتقادی دربارة زندگی خـود برانگیخته می شوند . این فرایند نهایتـاً بـه پراكسیس  17 یعنی عمل براساس تفكّر انتقادی منجر می شود كه در روش فریره هـدف محـسوب می شود .( پـوزتر ، 1372 : 38 )

تشكیل یك مجمع یادگیرنده با رویكرد انتقادی براین عقیـده استواراست كه فـراگیران باید بتوانند با آزادی ، جهت و محتوای یادگیریشــان را ازطریق مشـاركت درتصمیـم گیری ( به عنـوان مثال درمورد روشها با اعضای گروه یادگیری ) تعییـن كننـد ( رینـولدز ،1999 :7 ) .

چت مایـرز مؤلف كتاب آموزش تفكرانتقـادی عقیـده دارد :تفكرانتقـادی یعنی قـدرت تنظیـم كلیات  ( توانایی ایجاد یك چارچوب تحلیلی) پذیرفتن احتمالات نوین (پرهیزازپیشداوریها ) وتوقف داوری ( تردید سالم ، پرهیزازتعجیـل درقضاوت )

( مایـرز،1374 :38 ) .   

واتـسـون و گـلیـزر می گوینـد : تفكر انتقادی آمیزه ای از دانش ، نگرش و عملكرد در هر فرد می‌باشد ، آنها توانایی تفكر انتقـادی را  توانایی در 5 مهارت ذیل می داننـد :

1- استنباط ، 2 – شناسایی مفروضات ، 3- استنتـاج ، 4- تعبیـر و تفسیـر ، 5- ارزشیابی استدلالهای منطقی .

آنها معتقدند توانایی تفكرانتقـادی ، پردازش و ارزشیـابی اطلاعات قـبلی با اطلاعات جدیـد و پیـامد و حاصل تلفیـق استدلال قیاسی و استقـرایی با فـرآیند حل مسألـه می باشد .تعریف واتســون و گلیــزر ازتفكـر انتقـادی پـایه ای بـرای آزمودن تفكرانتقـادی شـدكه امـروزه به طـوروسیـعی درسنجش تفكرانتـقادی به كار می رود وبرای اكثرمحققیـن دررشته های مختلف علمی قابل قبـول است ( هاون اشتاین و همكاران ،1996 : 100-101 ) .

 

تبییـن اصول پنجگانة تفكرانتقادی براساس آرای واتسون – گلیزر :

 

1)استنبـاط  :

استنباط نتیجه ای است كه فرد ازپدیده های به وقوع پیوسته به دست می آورد . مثلاً اگرچراغ های خانه ای روشـن باشد و ازداخـل خـانه صدای موسیـقـی شنیده شود ، شخص می تـواند استنباط كند احتـمالاً كسی درخانه است . البته این استنباط می تواند درست یا نادرسـت باشد ، مثلاً ممكن است اهـل خـانه هنـگام بیرون رفتن چراغها و رادیو را خاموش نكرده باشند . استنباط توانایی تشخیـص داده های درست ازنادرست از میـان اطلاعات داده شده می باشد ( واتسون و گلیـزر ،1980 :32).

 

2) شناسایی مفروضـات:

مفـروض عبارتی است كه ازپیش درنظـرگرفتـه می شود ، بدیهـی فـرض شده و یا بـرای پذیرفتـه شـدن پیشنهاد می‌گردد . وقتی می گویید من درمـرداد ماه فـارغ التحصیل خواهم شد ، فرض می كنید تا مـرداد ماه زنده خواهیـد بود و یا دانشكده ، فارغ التحصیـلی شما را درمـرداد اعلام خواهد كرد و مواردی ازاین قبیــل . شنـاسایی مفروضـات درحـقیقت تـوانایی تشخــیص مـفروضات پیشنـهـادی ازعبارات بیانـی می باشد ( واتسـون و گلیـزر ، 1980 : 44 ).

 

3) استنـتـاج :

دراستنتاج ازمقدماتی منطقی نتیجه و یا نتایجی گرفته می شود . دراستنتاج پیش داوریهای ذهنی نبایستی برقضاوت و نتیجه گیری تأثیربگذارد چرا كه این فرآیند را ازشیوة منطقی خـود خارج می كند و باعث نتیجه گیری نادرست می شود . دراستنتـاج حركت ذهنی ازجزء به سوی كل می باشد بـدین ترتیب كه ازمقدمـاتی جزئی نتیجة كلی گرفته می شود . همچنین دراستنتـاج توانایی تفكیك مقدمات و داده ها ازنتیجة كلی حائــز اهمیت است ( واتسـون و گلیـزر ، 1980 : 61 ).

 

4) تعبیرو تفسیر :

تعبیرو تفسیرتوانایی پردازش اطلاعات و تعیین اعتبارآنها می باشد . دراین فرآیند بـایستی قضاوت شــود كه آیا نتــایج به طورمنطـقی ازداده و مقدمـه های خود گرفتـه شده است یا خیـر؟ بنـا براین درتعبیــرو تفسیـر استنتاجی صورت نمی گیرد بلكه نتایج دردسترس ما می باشد و موضوع مهم این است كه داده ها و مقدمه ها  مـورد تجـزیه و تحلیـل قــراربگیرند و برآورد شود كه آیا نتایج گرفته شده ازآنها درست است یا نا درست ؟ ( واتسـون و گلیـزر ، 1980 : 72 )

 

 

5) ارزشیـابی استدلالهای منطقی :

درموارد مهم تصمیم گیری دربارة انتخـاب استدلالهای قــوی و ضعیـف ، مطلوبتـرآن است كه بتـوانیـم استدلالهای قوی و ضعیف را تشخیص دهیم .یك استدلال منطقی وقتی قوی است كه هم مهم وهم درارتباط  مستقیم با سؤال باشدو یك استدلال وقتی ضعیف است كه مستقیماًدرارتباط با سؤال نباشد(حتی اگراز اهمیت  زیادی برخوردارباشد ) یا كم اهمیـت باشد و یا تنها با جنبه های علمی و كم اهمیـت سـؤال درارتبــاط باشد  ( واتسـون و گلیـزر ، 1980 : 89 ) .

ناكارآمدی نظامهای آموزشی‌ای كه صرفاً انتقال دهندة اطلاعات می باشنـد :

همان طور كه گفته شد  دنیای كنونی به وسیلة فن آوریهای پیشرفته ای همچـون اینترنت و شبكه های جهانی اطلاع رسانی  ما را با مقداربسیارزیادی از اطلاعات مواجـه كرده است به طوری كه مقطـع زمان حاضربـه عصرانفجار اطلاعات نامگـذاری شده است. امروزه مقـداراطلاعات در دسترس ازتوانـایی افـراد دراستفاده ازاطلاعات پیشی گرفتـه است لـذا درچنیـن فضـایی دیگرلازم نیست دانشـگاهها به منـزلة مخـزن دانش واساتیـد به مثابة انتـقال دهنـدة اطلاعات باشند (  مایـرز، 1374 : 2-7 ). اطلاعات به خودی خود كارآمد وارزشمند نیستنـد بلكـه زمانی می توانند كارآمـد وارزشمنـد باشند كه نحوة كاربردشان نیزمشخـص شـده باشـد . درنظام آموزشـی ما كه اصـالت را درآمـوزش به انتقـال اطـلاعات  می دهد مشكلات اساسی ای دیده می شود . امروزه اغلب كارفرمایان ازكیفیت نظام آموزشی شكـایت دارند و اظهارمی دارند كه جوانان پس ازفارغ التحصیل شدن ازمؤسسه و دانشگاه ، واجد مهارتهای لازم برای انجام كارها نیستنـد ، شواهد نشـان می دهد كه نظام آموزشی ما روزبه روزكارآیی خود را بیشتـرازدست می دهد ( محب علـی ،1372 : 2 ). با وجـود آن كه بسیاری ازمتخصصان تعلیـم وتربیت بـراین باورند كه هدف اساسی تعلیـم وتربیت باید تربیت انسـان متـفكرو فرهیختــه باشد . نتـایج تحقیقـات نشان میدهد كه اكثرفـارغ التحصیلان فاقـد مهارتهای  تفكرسطح بالا هستنـد( شعبـانی سیـچـانی ، 1378 :45 ).

امروزه از دانشجوی زبان و ادبیات فارسی انتظاری نیست مگر آن كه همچون دایره المعـارفی به یـاد سپارندة یك سلسله اطلاعات ادبی باشد . در این نظام آموزشی دانشجویی در حد مطلوب به سـر مـی برد كه تنها حفظ كنندة تعداد زیادی واژگان مهجور و كهنة فارسی و تاریخ زندگانی شـاعران و نویسندگان باشد و این كه بتواند متون ادبی گذشته و یا امروز را به نثر معیار امروزی كه قابل فهم برای همگان باشد بیان كند و در حدی بالاتر به یاد سپارندة اندیشة دیگران در مورد یك شـاعر و یا جریـان ادبی باشـد ، بی آن كه در نظر گرفته شود این دانشجو خود قدرت تفكر ، نقد و ارزشیابی را دارد و همان طوری كه گفته شد صرف یاد سپاری اطلاعات ادبی نمی تواند مارا در تكامل بخشیدن به ادبیات یاری رساند بلكه این اطلاعات باید وسیله ای بشود كه فرد بتواند قدرت اندیشیدن و نگرش به ادبیات را كسب كند و توانایی كاربرد این دانش و نگرش كسب شده را در حیطة عمل داشته باشد .

دانشجوی زبان و ادبیات فارسی از رهگذر كسب اطلاعات ادبی معمول ، بایستی همچون طبیبی باشد كه بتواند دردها و مشكلات ادبیات را شناسایی كند و در پی مداوای آنها باشد . او بایستـی قدرت سازماندهی ، طبقه بندی ، مقایسه و ارزشیابی اجزای ادبیات را داشته باشد و بدین وسیله زمینة پیشرفت و ارتقای ادبیات را فراهم آورد . او باید بتواند عوامل تكامل و ضعف ادبیات را در دوره های مختلف شناسایی كرده و با توجه به مقتضیات روزگار خویش در صدد تكامل ادبیات در دوران خویش باشد . او بایستی به جایگـاهی برسـد كه در كـنار آگاهـی از اندیشـة دیگـران دربـارة ادبیـات ، خود اندیشه و سخن مستقلی را برای گفتن و توانایی آفرینش مباحث جدید ادبی داشته باشد .

البتـه تفكرانتقـادی به هیچ وجه نافـی اهمیت اطلاعات نیست . اساساً اطلاعات جزء اصلی تفكرانتقادی است، هرچه پایة اطلاعاتی فرد وسیعتـرباشد ظرفیت تفكرانتقادی وی بالاتراست ( كیس،1994 :41 ).

تفكرانتقادی نیازمند پایـة اطلاعاتی درست است و با تفكرانتقادی می توان این اطلاعات را سازماندهی ، طبقه بندی ، مقایسه و ارزشیابی نمود و زمینـه را برای ارتقاء و پیشرفت آن فراهم كرد ( فورست ،199:39 ).

توانایی تفكرانتقادی ، پردازش و ارزشیابی اطلاعات قبـلی با اطلاعات جـدید است ( واتسـون وگلیـزر ،1980 : 95 ).

آنچه كه درارتباط با اطلاعات دردنیای كنونی ارزشمند است ، توانایی پردازش اطلاعات است .به گفتـة تافلـرپس ازعصرشكاروعصرثروت ، اكنون عصردانـائی است ، پس دراین عصرقـدرت دست كسی است كه اطلاعات بیشتـری دارد و بی‌گمان منظوركسی است كه توانایی بیشتـردرپـردازش و بهـره گیری از اطلاعات داشته باشد .زیرا امروزه به واسطـة فـن آوری اطلاعات و ارتباطات ، اطلاعات به وفوردردسترس همگان قرار دارد .اطلاعات هنگامی دارای ارزش است كه تبدیل به دانش گردد ودانش برای توانایی ابداع فرد وسازمان ، منبعی ارزشمند است . مـدل پیشرفـت یادگیـری رونـد تبدیـل اطلاعات را نشان می دهد (بلینـگـرو اسمیـت ،2001 : 8 ) .

دانش اطلاعات 

دانش خرد

Wisdom                Knowledge            Information                Data

خرد ابزاری است كه همواره می تواند درتبدیـل داده به اطلاعات و دانش مورد استفاده قـرارگیرد . داده به اضافـة تحلیـل انسان تبدیـل به اطلاعات می شود . همچـنیـن اطلاعات به كمك تحلیـل وپردازش تبدیل به دانش می شود كه درتمـامی ایـن فـرآینـد رویكرد تفكرانتقـادی كه همان خرد و آگاهیٍ شخص است نـقش اساسی دارد  ( آبـوت ، 1993 : 75 ).

 

ویژگی متفكران منتقد                                                          

 

رابرت انیس، برای تفكر انتقادی 13 ویژگی وخصوصیت را به شرح زیر

ارائه می دهد و معتقد است كه متفكران منتقد این ویژگی ها را دارا هستند


ادامه مطلب


موضوع: هنرهای رفتاری، مشاوره / روانشناسی تحصیلی، آنچه معلم باید بداند و عمل کند،
ادامه مطلب
[ 1391/05/3 ] [ 02:08 ق.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

انواع اشخاص مسئله ساز و روش برخورد با آنها





موضوع: هنرهای رفتاری،
ادامه مطلب
[ 1391/04/29 ] [ 12:37 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic