آموزش خلاق بهترین روش آموزش برای کودکان است

آموزش خلاق بهترین روش آموزش برای کودکان است

آموزش > ابتدائی- آموزش خلاق روش پویایی است که در آن پس از آموزش های اولیه کودکان را آزاد می گذاریم تا خودشان فکر کنند تصمیم بگیرند واجرا کنند. 

شهناز جمشیدی عضوشورای کتاب کودک و نوجوان در گفت وگو با ایلنا افزود: آموزش‌های خلاق بهترین روش برای تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان است که می توان از آن برای آموزش های متفاوت درسی و غیر درسی استفاده کنیم.

وی گفت: آموزش خلاق روش پویایی است که در آن پس از آموزش های اولیه کودکان را آزاد می گذاریم تا خودشان فکر کنند تصمیم بگیرند واجرا کنند.

جمشیدی ادامه داد: تجربه ثابت کرده است که نمایش خلاق یکی از بهترین روش های آموزش خلاق است که تاثیر فراوانی در برقراری ارتباط کودکان بالای سه سال با جهان پیرامون خود دارد.

وی افزود: ما در گروه های چند نفره یک داستان جذاب را برای کودکان روایت می کنیم و بعد از آن کودکان به بحث و تبادل نظر در مورد داستان می پردازند و برای اجرای نمایش آن داستان تقسیم مسوولیت می کنند. 

عضو شورای کتاب کودک و نوجوان گفت: با این کار علاوه بر آشنایی کودکان با ادبیات و نمایش آنها آداب کار گروهی و ارتباط جمعی را می آموزند و با مسوولیت و برنامه ریزی کارهایشان آشنا می شوند. 

وی اضافه کرد: این روش روی آموزه های زبانی کودکان و روش مباحث کردن بادیگران تاثیر چشمگیری دارد و به آنها یاد می دهد چگونه خواسته هایشان را عنوان کنند و با بزرگترها حرف بزنند. 

جمشیدی افزود: عامل مهم دیگری وجود دارد شادی کودکان در هنگام کار کردن است که ضریب یادگیری و به خاطر سپردن آموزه ها را در کودکان بالا می برد و به روحیه آنها شادابی و نشاط می دهد. 

وی گفت: پس از مطرح کردن یک داستان کودکان نقش هایی انتخاب می کنند در مورد متن ها و دیالوگ ها بحث می کنندو حتی وسایل نمایش را خودشان تهیه می کنندو همه این مراحل در فضایی شاد و مفرح انجام می شود. 

جمشیدی ادامه داد: سبک‌های کلیشه ای آموزش در پیش دبستان‌ها دیگر کارایی ندارد و باید از روش های آموزش خلاق که روش هایی پویا و کارآمد هستند استفاده شود.

وی اضافه کرد: ما فقط به عنوان مربی باید هدایتگر کودکان باشیم و بسته به گروه سنی مختلف بسته های آموزشی مخصوص آن رده سنی را به آن ها ارایه دهیم و از آنجا به بعد باید کودک را آزاد گذاشت تا خودش برنامه ریزی کند و توانایی های خود را کشف کند. 

وی همچنین افزود: روشهای آموزش خلاق تاحدی مثمرثمر هستند که به نظر من باید مورد توجه وزارت آموزش و پرورش نیز قرار گیرد تا برخی از درس ها را از جمله ریاضی، زبان فارسی و الفبا آموزی را از این طریق به کودکان بیاموزند

http://hamshahrionline.ir/details/83927





موضوع: آموزش و پند با داستان، اهداف و برنامه ریزی تحصیلی، روشهای ایجاد انگیزه یادگیری، روش تدریس فعال (پژوهش محور)، هوش و خلاقیت،
ادامه مطلب
[ 1391/12/14 ] [ 10:50 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

مدیریت زنگ تفریح



در نظام آموزشی برنامه درسی متمرکز را مبنی بر آنچه که محفوظات است، متمرکز کرده‌اند چرا که به یک بعد انسان یعنی بعد ذهنی پرداخته و از پردازش به بقیه ابعاد وجودی فرد دوری کرده‌اند و همین امر در یادگیری اختلال ایجاد می‌کند. آنچه که مهم است، در پرورش و آموزش کودکان پرداختن به ابعاد وجودی فرد و یادگیری بر ۴ پایه استوار است و یادگیری‌ها فقط سرکلاس و پشت میز و پرداخت به کتاب نیست.
۱) ستون اول، دانستن
۲) ستون دوم، انجام دادن
۳) ستون سوم، زیستن
۴) ستون چهارم، با هم زیستن
در پشت میزها و کلاس آنقدر به ستون اول پرداختیم و ضخامت آن را محکم کردیم که از سه ستون دیگر غافل شدیم و خیمه‌ای کج و معوج ساختیم آنگونه که فرزندانمان در ارتباطات خود، در زندگی خود و در‌ ... دچار مشکلات فراوان شدند.
● زنگ‌های کوتاه تفریح
در هر سنی که باشی، دوست داری لحظاتی را فارغ از آنچه که برایت به عنوان قید و شرط گذاشتند، راحت حرف بزنی، بخندی، بخوری و بازی کنی، خودت باشی، خودی که می‌خواهی باشی ...
وزیر آموزش و پرورش آفریقای جنوبی در یکی از سخنرانی‌های خود چنین می‌گوید “وقتی باد می‌وزد، عده‌ای به فکر ساختن دیوارند و عده‌ای دیگر آسیاب بادی می‌سازند.”
جمله ساده‌ای است، اما کسانی که آسیاب بادی می‌سازند، در واقع مصداق افرادی هستند که تهدیدها را به فرصت‌ها تبدیل می‌کنند. شاید وزش باد موجب خسارت شود اما ایجاد آسیاب زحمت را به رحمت تبدیل می‌کند. مدیران از جمله مدیران مدارس، دائما در مسیر بادهای تند یعنی تهدیدهای ریز و درشت هستند که هر کدام از این تهدیدها می‌تواند موجب کندی در کار و حتی فلج شدن سازمان مدرسه گردد، می‌پرسید این حرفها چه ربطی به موضوع ما دارد! لحظات دانش‌آموزان و در کنار هم بودن‌ها می‌تواند به تعامل اجتماعی و فرصت مناسب برای آموختن با یکدیگر بودن باشد و یا عکس این قضیه بستری نامناسب برای آموزش غلط و رد و بدل کردن‌های بی‌مورد مسائلی باشد که تهدید است و زحمت زیاد.
● زنگ‌های تفریح را چگونه شاد، سازنده و سودمند نماییم؟
در بحث آموزش، ما “آموزش پنهان” را گاه نادیده می‌گیریم در صورتی که اثربخشی “آموزش پنهان” شاید بیشتر از آموزش آشکار باشد. زنگ تفریح با مدیریت معاون مدرسه، مربی تربیتی، مربی بهداشت و مربی ورزش می‌تواند بسیار سودمند و مفید باشد و اثربخشی آن بیش از آموزش مستقیم نیز باشد.
● اولین گام و تفکر در مورد ساعات تفریح
یکی از مسائلی که در زنگ تفریح مدنظر است، آن هم در اولین زنگ تفریح، رسیدگی به بعد جسمانی دانش‌آموز است. متاسفانه اکثرا از نظر تغذیه و صبحانه دچار مشکل می‌باشند و گاهی دانش‌آموزان بدون خوردن صبحانه به مدرسه می‌آیند. این امر بارها توسط معلمین گزارش شده است که ساعات اول گاهی کسلی دانش‌آموزان (به علت دیر خوابیدن در شب) و یا خشک بودن لبها و بوی دهان را (که ناشی از نخوردن صبحانه و عدم رعایت بهداشت است) نشان می‌دهد. لذا زنگ اول بهتر است اختصاص به تغذیه دانش‌آموزان داده شود و این امر مستلزم آن است که آموزش خانواده‌ها (از طریق آموزش خانواده، جلسات ملاقات با معلم، جلسات گردهمایی، انجمن و ...) و یا از طریق پیام‌های بهداشتی (کتبی و ارسال آن به منازل دانش‌آموزان) صورت گیرد و از طرفی:
۱) زنگ تفریح اول
▪ پخش یک موسیقی ملایم از بلندگوی مدرسه
▪ ارائه یک برنامه پیشنهادی تغذیه در نتیجه دادن شیر (یا آوردن آن توسط خود دانش‌آموزان یا فروش آن در مدرسه) به اضافه تغذیه سالم که از منزل آورده شده
▪ سیاست مناسبی که مربی بهداشت اجرا می‌کند، با تاکید بر داشتن و خوردن میوه بخصوص سیب
▪ در کنار دانش‌آموزان بودن و با نظارت بر تغذیه آنان و اهمیت استفاده از تغذیه مناسب را یادآور شدن
▪ بعد از زنگ تفریح و زمانی که صف بسته می‌شود تا به کلاس بروند، ارائه مطالبی در مورد تغذیه مناسب و اینکه یادآور شویم تعدادی را که صبحانه خورده‌اند و ازخوردن میوه و شیر هم پرهیز نمی‌کنند و به این صورت تشویق دانش‌آموزان فوق صورت می‌گیرد.
۲) زنگ تفریح دوم
معمولا زنگ تفریح دوم را طولانی‌تر می‌کنیم تا هم معلمین به استراحت بیشتری بپردازند و هم دانش‌آموزان به بازی بپردازند که “بازی، تفکر کودک است”.
می‌دانیم بازی نوعی از بیان خواسته‌های کودک است. او در بازی مشکلات عاطفی خود را منعکس نموده، سپس راه‌حلی برای غلبه بر آن پیدا می‌کند. بازی به کودک کمک می‌کند به خویشتن‌داری برسد. امکان رقابت‌های جسمانی و ایجاد اعتماد به نفس را در او افزایش می‌دهد. او موقعیت را تجربه می‌کند، حس کنجکاوی خود را ارضا می‌کند. بازی عاملی است برای ایجاد دوستی و مراودت با همکلاسی‌ها. در بازی با توجه به مانند‌سازی و تقلید به تمرین رفتارهای اجتماعی هم می‌پردازد و از طرفی خود را ملزم به رعایت قوانین و مقررات می‌کند و بازی ...
آپارتمان‌های کوچک اجاره‌نشینی و طبقات بالا را برگزیدن، عدم ساعت خالی اولیاء جهت بردن به پارک و از نظر یک عده زشت بودن بازی دخترها درانظار و ... دلایل دیگری است که دختران ما از یک خمودگی و عدم رشد حرکتی برخوردارند.
چه کنیم؟ “آسیاب بادی بسازیم” زحمت را به رحمت تبدیل کنیم.حیاط مدرسه هر چقدر هم کوچک باشد، فضای بهتری را برای دانش‌آموزان ایجاد می‌کند تا لحظاتی را در کنار دوستانشان به بازی کردن و لذت بردن بپردازد. لحظات شیرین زنگ تفریح بدون قید و شرط اضافی؛
▪ استفاده از نوارهای صوتی شاد و کودکانه و پخش آن از بلندگو و خواندن شعرها توسط دانش‌آموزان و بالا و پایین پریدن‌ها و تخلیه هیجانی آنها “مثل شعرهای عمو پورنگ که بچه‌ها اکثرا می‌دانند با همراهی معاون و مربی ...”
▪ کشیدن چند خط بازی کف حیاط با رنگ‌آمیزی زیبا مثل مار و پله، منچ، دوز و ... به شکلی که راحت در هر قسمت ۶-۵ نفر سرگرم شوند. در کنار آنها ابتدا برای آشنا شدنشان نظارت و همکاری اولیاء مدرسه را می‌طلبد.
▪ بازی گروهی و یا انتخابی از دانش‌آموز. دور تا دور مدرسه بچه‌ها یا ایستاده یا نشسته حلقه می‌زنند و می‌توان با انتخاب از هر کلاس و بازی‌هایی مثل گونی بازی (پاها را در گونی می‌کنند و با گونی می‌دوند و مسابقه می‌دهند) طناب بازی، دو و ... را انجام داد. البته این بازیها در زمانی که دانش‌آموزان به علت ریزش باران و یا برف در کلاس می‌مانند نیز می‌تواند از طریق تخته کلاس و تغییر دادن نوع بازی انجام گیرد مثل “جای چی با چی عوض شده” برای بالا بردن حس دقت و توجه دانش‌آموزان.
در هر صورت زنگ بازی می‌تواند جایگزین زنگ تفریح شود چرا که شاید به قول ظریفی که می‌گفت “بازی، زندگی کودک نیست اما تمام زندگی کودک، بازی است” به کودکانمان در کنار بازی، آموزش‌های مفیدی می‌دهیم.
۳) زنگ تفریح سوم
معمولا بعضی از مدارس یک زنگ تفریح کوتاه دیگر هم دارند که نزدیک به ساعت آخری روز است. نام این زنگ را زنگ نظارت بر ارتباط یا آموزش سکوت می‌گذاریم. ازاین زنگ جهت نظارت بر رفتار و حرکات آنان و یافتن راه‌حل‌هایی جهت مقابله با رفتارهای نامناسب استفاده می‌کنیم. در این زنگ دانش‌آموز نه قیدی برای تغذیه دارد نه قیدی برای بازی. خودش انتخاب می‌کند که انتخاب نشانه بزرگ شدن و رسیدن به کمال است و با آزاد گذاشتن او حق انتخاب را به او می‌دهیم؛
می‌تواند به خوردن و حرف زدن با همکلاسی‌ها یا معاون مدرسه و مربی ... بپردازد.
می‌تواند به بازی و به قول خودش ورجه وورجه کردن بپردازد.
می‌تواند درس بخواند و به مطالعه کتاب در کتابخانه و ... بپردازد.
می‌تواند قدم بزند، راه برود، فکر کند، در خودش باشد، درد دل کند و ...
● سه زنگ تفریح با چه اهدافی؟
۱) نوع تغذیه مناسب را آموزش دادن
۲) رسیدگی به وضعیت جسمانی دانش‌آموزان
۳) رشد همه جانبه کودکان و یادگیری با هم بودن و رسیدن به تعامل اجتماعی
۴) شناخت دانش‌آموز از نظر جنبه‌های مختلف زیستی، فرهنگی، حرکتی، اجتماعی و ...
۵) ایجاد حس دوستی و معاشرت با دیگران و به عبارتی ساختن انسان‌های اجتماعی
۶) ایجاد حس رقابت در کنار رفاقت و دوری از حسادت و کاهش ستیزه‌جویی
۷) آنچه که در درون خود به صورت آگاه یا ناخودآگاه دارد، به صورت بازی درآورده و مقاصد و امیال خود را با کسب لذت به پالایش و برون فکنی می‌رساند.
۸) خندیدن، شاد بودن، لذت بردن و در نتیجه بالا رفتن راندمان کار در کلاس
۹) رعایت اصول و مقررات یا به عبارتی یک تمرین اشتراکی در جهت پیروی از نظم و قانون
۱۰) انتقال فرهنگ و سنن و بازسازی آن
۱۱) درک شکست و برخورد مناسب و منطقی با آن در نتیجه سازگاری و مطابقت با شرایط
● سخن آخر
در کنار ما چهار دیواری است به نام مدرسه. کودکانی در آن به تحصیل مشغولند که به جز روزهای امتحان (آنهم ما مقصر هستیم) در بقیه اوقات‌ شاداب و خوشحال هستند. این شادابی و حضور را در مدرسه سبزتر و زیباتر کنیم. با تامین صحیح اوقات آنها و استفاده از طرح‌های جدید و نو که ایستایی موجب رکود است و توقف و حرکت و نوآوری باعث تلاش و شادابی و طراوت بیشتر. مدرسه را می‌سازیم آنگونه که باید ساخته شود؛ با سه ویژگی حساس، فعال و خلاق بودن.

منبع : سایت آفتاب



موضوع: اهداف و برنامه ریزی تحصیلی، مدیریت مدرسه، شورای مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/08/1 ] [ 09:19 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

نظام های آموزش سنتی و مدرن

نظام های آموزش سنتی و مدرن با یکدیگر تفاوت های ماهوی دارند و دیدگاه های هرکدام به موضوع آموزش، در دو جهت گوناگون است. آموزش سنتی، معلم محور است و آموزش مدرن، شاگرد محور. از این رو در آموزش سنتی تاکید بر انتقال دانش توسط معلم است ولی در آموزش مدرن، معلم نقش رهنما و مشاور را دارد و تاکید بر یادگیری دانش آموز است.

 

 همچنین در دیدگاه سنتی، وظیفه محوری آموزش، آماده کردن شاگردان برای زندگی است؛ از این رو مدرسه به صورت مجزای از جامعه دیده می شود. اما در دیدگاه مدرن، آموزش بخشی از زندگی است و مدرسه از جامعه و مسایل جاری در جامعه تفکیک نشده و دانش آموزان فرا می گیرند که چگونه با مسایل واقعی جامعه روبرو شوند. رویکرد سنتی آموزش معتقد است که کسب دانش، نیاز به تمرکز و انظباط دارد و ایجاد نظم لازم برای یادگیری وظیفه معلم است. رویکرد مدرن معتقد است که کسب دانش نیاز به محیط مناسب آموزشی و ایجاد انگیزه در دانش آموزان دارد و وظیفه معلم، طراحی و ایجاد محیط یادگیری است (محیط فقط محدود به محیط فیزیکی نیست بلکه مجموعه ای است از عوامل فیزیکی و روابط بین دانش آموزان با یکدیگر و با معلم). رویکرد سنتی، تکرار را برای یادگیری مهم می داند و رویکرد مدرن، تحقیق را. در رویکرد مدرن هر دانش آموز، ویژگی ها و استعدادهای منحصر به فردی دارد و معلم باید هر دانش آموز را تشویق کند تا استعداد خودش را بیابد





موضوع: مطالب آموزنده برای اولیاء ومربیان، اهداف و برنامه ریزی تحصیلی، زنگ خطر آموزش، از قلم من،
ادامه مطلب
[ 1391/06/31 ] [ 03:46 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

روانشناسی انگیزش


گزارش کمیسیون اروپا در مورد وضعیت آموزش در این قاره




روح و روان سرچشمه ای است از انرژی که انگیزه ، اشتیاق ، الهام وافتخارات از آن  متجلی می گردد و افراد معمولی را قادر می سازد  کارهای فوق العاده ارزنده ای به ثمر برسانند این آرزوی هر مدیر است تا با ایجاد انگیزه در کارکنان ، نیروی درونی و نهفته در افراد از قوه به فعال در آورد.

این امر با درک مهم ترین خواسته های افراد از شغلشان وایجاد محیطی برای افزایش حسن تعهد و اعتقاد نسبت به اهداف و ارزشهای سازمان به دست می آید ، دیگر تنها تاکید بر حداکثر وحداقل کردن شاخص تولید ، برای ادامه ی حیات در این دنیای پر رقابت کافی نیست ، بلکه نیاز بهینه سازی ونیروی کار و ایجاد انگیزه در افراد برای تجلی بهترین استعدادهایشان لازم است.

تعریف انگیزش : عبارت از نتیجه ی رابطه ی متقابل ( تعامل ) فرد با موقعیت یا وضعیتی که در آن قرار می گیرد ، هنگام عمل مدیران برای افرادی که به نظر می رسد انگیزه ندارند ، برچسپ تنبلی می زند در صورتی که این تصور صحیح نیست ، زیرا ممکن است نداشتن انگیزه فرد به شرایط و محیط بستگی داشته باشد پس انگیزه را این گونه تعریف می کنیم ، میل به کوشیدن فراوان در جهت تامین هدف های سازمان به گونه ای که این تلاش در جهت ارضای برخی از نیازهای فردی سوق داده شود.

 


ادامه مطلب


موضوع: اهداف و برنامه ریزی تحصیلی، مشاوره / روانشناسی تحصیلی، روشهای ایجاد انگیزه یادگیری،
ادامه مطلب
[ 1391/06/24 ] [ 04:34 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

هدفگذاری یک عبرت است!

برای یافتن هدف های خود در هر مرحله از زندگی متوجه باشید که حتی یک پیشامد بد هم می تواند جرقه ایجاد یک هدف را در شما ایجاد کند
مثلا:
- یک دوست می تواند در شما ایجاد یک هدف را ممکن کند! دوستی که پدرش هنرمند است و با رفت و آمد شما به خانه او ، علاقه شما به هنر را برانگیخته می کند  در حالیکه پدر دوستتان  از رفت و آمد شما به خانه ایشان ناراضی ست و ...
- الگو برداری از پدر و مادر خودتان در حالیکه  تحصیلات عالیه نداشته و فرصتهای کمتری برای موفقیت در زندگی داشته اند
و ...شما چی فکر می کنید؟! چگونه موتور پر قدرت زندگی را روشن می کنید، می دانید این موتور فقط یک جرقه ساده احتیاج دارد تا با سرعت شما را به پیش ببرد؛ پس کنجکاو باشید تا هدفتتان را بیابید!




موضوع: اهداف و برنامه ریزی تحصیلی، اختصاصی دانش آموزان، هنرهای رفتاری، از قلم من،
ادامه مطلب
[ 1391/06/3 ] [ 01:00 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

محاسن مدیریت آموزشی و سازمانی بر مبنای هدف و عملكرد

مدیریت بر مبنای هدف و عملكرد
Management by Objective and Performance
 
مدیریت بر مبنای هدف، یك نظام مدیریتی فراگیر است كه كوشش‌های كلیدی مدیران را به شیوه‌ای منطقی یكپارچه می‌كند و به گونه‌ای آگاهانه برای دستیابی اثربخش و كارآمد به هدف‌های فردی و سازمانی جهت‌گیری شده است.[1]
به رغم استفاده گسترده از مدیریت بر مبنای هدف، هنوز اتفاق نظر بر سر معنای آن وجود ندارد. عده‌ای آن را یك وسیله ارزشیابی، برخی، شیوه‌ای انگیزشی و برخی، مدیریت بر مبنای هدف را ابزار برنامه‌ریزی و نظارت می‌دانند.[2]
این روش، به وسیله پیتر دراكر در سال 1954 در كتاب تمرین مدیریت ارائه شد.[3] در همان سالها، اودریون(صاحب‌نظر مدیریت مؤسسه ماساچوست) بصورت مجزا از دراكر، مشغول بحث و بررسی  روی این موضوع بود[4]. در سال 1957 داگلاس مك‌گریگور طی مقاله‌ای روشهای سنتی ارزشیابی كه بر ویژگی‌های شخصی زیردستان استوار بود، خرده گرفت و روش تازه‌ای كه در آن زیردستان، مسئولیت تعیین هدفهای كوتاه‌مدت را بر عهده می­گیرند و این هدف‌ها را با بالادستان خود، بازنگری می‌كنند، پیشنهاد كرد. براین اساس برخی مك‌گریگور را نیز از واضعین سیستم مدیریت بر مبنای هدف می­دانند.[5]
 
فرایند
مدیریت بر مبنای هدف، به مجموعه‌ای از رویه‌های رسمی یا نسبتا رسمی اطلاق می‌شود، كه با تعیین هدف، شروع و دامنه آن تا مرز بررسی عملكردها كشیده می‌شود[6]. مدیران و زیردستان باهم همكاری می‌كنند، تا هدف‌های مشترك را تعیین نمایند. مسئولیت هر شخص به صورتی دقیق، بر حسب نتایج قابل سنجش(هدف)، تعیین می­شود، كه زیردستان به هنگام برنامه‌ریزی كارهای خود، باید آنها را بكار بندند؛ یا رعایت كنند. مدیران رده پایین و مقامات ارشد سازمان، باید پیشرفت امور را كنترل كنند. ارزیابی عملكرد به وسیله هر دو گروه، رئیس و مرئوس انجام می‌گردد و چند مدت یك‌بار، یعنی به صورت منظم، امور انجام‌شده مورد بررسی قرار می­گیرد[7].
مدیریت و برنامه‌ریزی بر مبنای هدف، برای تركیب اهداف فردی و سازمانی بكار می­رود و براین عقیده استوار است كه مشاركت توام رئیس و کارکنان در تبدیل اهداف كلی به اهداف فردی، تأثیر مثبتی بر عملكرد كاركنان دارد. فكر اصلی این نظام، این است كه تدوین و پذیرش طرفینی تمامی اهداف، تعهد قوی‌تری را در كاركنان ایجاد می­كند؛ تا اینكه سرپرست، یك جانبه هدف‌گذاری كرده، آنها را به زیردستان تحمیل كند.[8]
 
مراحل
مراحل برنامه‌ریزی بر اساس هدف و نتیجه عبارتند از:
1-   تعیین رسالت و ماموریت ها
2-   تعیین نتایج مورد انتظار
3-   تعریف شاخص های ارزیابی
4-   تعریف هدف های عملیاتی
5-   تنظیم برنامه های عملیاتی
6-   طراحی سیستم كنترل عملیات[9]
 
اركان
1.   تعهد به اجرای برنامه: در هر سطحی از سازمان مدیران متعهد می­شوند تا هدف های سازمانی و شخصی را كه در اجرای مدیریت بر مبنای هدف تعیین شده­اند، تامین نمایند. مدیران با زیردستان تشكیل جلسه می­دهند تا هدف هایی را تعیین كنند و سپس با پیشرفت كارها به صورت دائم كارهای انجام شده را مورد بررسی قرار دهند.
2.   تعیین هدف به وسیله مقامات ارشد سازمان: برنامه های مدیریت بر مبنای هدف مؤثر و موفق، معمولا به وسیله مدیران ارشد شروع می­شوند، یعنی همان كسانی كه استراتژی سازمان را تعیین می­كنند و هدف هایی را كه اولویت بیشتری دارند در هدف های سالانه می­گنجانند.
3.   هدف‌های فردی: در اجرای برنامه مدیریت بر مبنای هدف، مسئولیت‌ها و هدف‌های هر مدیر و زیردستان، به صورت مشخص تعیین می‌گردد. مقصود از تعیین هدف‌ها به صورت مشخص در همه سطوح، این است كه به كاركنان كمك شود، تا به صورتی دقیق، از این امر آگاه گردند كه از آنها چه انتظار می­رود. هدف‌های فردی باید در جلساتی كه با مشاركت زیردستان و سرپرستان تشكیل می­گردد، تعیین شود؛ زیرا هر فردی به خوبی می­داند كه از عهده چه كارهایی برمی­آید و بدین‌گونه، هدف‌ها را با معیارهای واقعی و قابل حصول تعیین می­كنند. مدیران هم به نوبه خود، می­توانند زیردستان را یاری كنند؛ تا آنها تصویر روشن‌تری از خواسته‌های مدیران به دست آورند و در راه از میان برداشتن موانع به آنها كمك كنند. بدین وسیله مدیران، باعث اعتماد بیشتر زیردستان به توانایی‌های خود می‌شوند.
4.   مشاركت: میزان مشاركت افراد در تعیین هدف‌ها در سازمان‌های مختلف متفاوت است. به عنوان یك قانون كلی می‌توان گفت كه هرقدر مشاركت مدیران و زیردستان در تعیین هدف‌ها بیشتر باشد احتمال دستیابی به آن هدف‌ها بیشتر خواهد شد.
5.   استقلال در اجرای برنامه: پس از آن كه هدف‌ها تعیین و مورد توافق مدیریت و سایر اعضای سازمان قرار گرفت، در رابطه با شیوه اجرای عمل، افراد از اختیارات بیشتری برخوردارند. مدیران در چارچوب سیاست‌های سازمان برای اجرای برنامه‌ها، می‌توانند آزادی عمل داشته باشند و بدون این كه تحت نظارت و دخالت مقامات بالاتری قرار گیرند، آن برنامه‌ها را به اجرا درآورند.
6.   بررسی عملكردها: مدیران و زیر دستان هر چند مدت یكبار تشكیل جلسه می‌دهند تا پیشرفت كارها بررسی نمایند. در این جلسه آنها مسائل به وجود آمده را مشخص می­كنند و آن چه را كه هر یك از آنها برای حل مساله و یا مسائل مزبور می­توانند انجام دهند را نیز مشخص می­كنند. برای این كه این اقدامات به صورت منصفانه و معقول انجام شود نتیجه عملكردها باید قابل سنجش و اندازه­گیری باشد تا به هنگام ارزیابی از قضاوت ذهنی استفاده نشود[10].
 
محاسن و معایب مدیریت بر مبنای هدف:
برخی افراد نظیر دمینگ، به شدت مخالف این شیوه مدیریت هستند و معتقدند كه هدف مدیریت، باید توأم با بهبود مستمر باشد و نه یك هدف ثابت.[11]
برخی مطالعات نیز نشان می­دهند، كه مدیریت بر مبنای هدف، باعث بهبود در دستیابی به هدف­ها و افزایش مداوم در بهره‌وری می­شود. همچنین با این روش می­توان تلاشهای مدیران را یكپارچه كرد و برای اثربخش كردن مدیریت برمبنای هدف باید آن را بصورت یك نظام فراگیر در نظر گرفت؛ نه افزوده­ای به كار مدیریت. [12]
تجارب كسب شده از كاربرد روش مدیریت بر مبنای هدف حاكی از آن است كه این روش محاسن و معایب متعددی دارد:
الف) محاسن
1.      توسعه ارتباط كاركنان و مدیران؛
2.      ایجاد توافق میان كاركنان و مدیران درمورد محتوای كار و اهمیت نسبی وظایف عمده؛
3.      بهبود شیوه بكارگیری منابع انسانی و بهره‌وری كاركنان؛
4.      پیشرفت كاركنان و ارتقای كیفی مهارت و توانایی‌های آنها؛
5.      بهبود عملكرد كاركنان و افزایش تعهد آنها به تحقق اهداف؛
6.      بهبود معیارهای ارزیابی عملكرد كاركنان؛
7.      بهره‌مندی سازمان از خلاقیت و استعدادهای بالقوه كاركنان در نوآوری؛
8.      بهبود فراگرد برنامه‌ریزی كلی در سازمان.
ب) معایب
1-   وقت‌گیری بیش از حد؛
2-   تأكید بیش از حد بر مستندسازی؛
3-   عدم امكان تعدیل سریع اهدافی كه در عمل، غیر منطقی به نظر می‌رسند؛
4-   وابسته بودن این روش به میزان حمایت مدیران عالی؛
5-   توانایی كم بعضی از كاركنان در تعیین اهداف.[13]




[1]. كونتز، هارولد و دیگران؛ اصول مدیریت، محمدعلی طوسی و دیگران، تهران، سازمان مدیریت دولتی، 1374، چاپ سوم، جلد اول، ص228.
[2]. همان.
[3]. استونر، جیمز و فریمن، ادوارد؛ مدیریت، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، 1375، چاپ اول، جلد اول، ص501.
[4]. فرهنگی، علی‌اكبر و دیگران؛ نظریه‌پردازان و مشاهیر مدیریت، تهران، فراندیش، 1384، چاپ اول، ص516.
[5] . كونتز، هارولد و دیگران؛ ص228.
[6]. استونر و فریمن؛ ص501.
[7]. رضائیان، علی، مبانی سازمان و مدیریت، تهران، انتشارات سمت، 1379، چاپ اول، ص188 .
[8]. رضائیان، علی؛ اصول مدیریت، تهران، انتشارات سمت، 1376، چاپ هشتم، ص 90.
[9] . رضائیان؛ مبانی سازمان و مدیریت، ص188.
[10]. استونر و فریمن؛ ص504-502.
[11]. فرهنگی و دیگران؛ ص516.
[12]. كونتز و دیگران؛ ص232.
[13]. رضائیان؛ مبانی سازمان و مدیریت، ص192-191.




موضوع: اهداف و برنامه ریزی تحصیلی، مدیریت مدرسه، شورای مدرسه، خدمات مشاوره ای در مدرسه،
ادامه مطلب
[ 1391/06/3 ] [ 12:48 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

اهمیت شناخت " هدف و مقصود" در زندگی

هدف چیست؟

لغت شناسان برای واژه هدف چند معنا ذکر کرده اند: 1. هر چیز بلند و برافراشته; 2. نشانه تیر; 3. آن چه آدمی برای رسیدن به آن بکوشد; از قبیل: مقام و مال و مکنت و… 4. مقصود و غایت.1

هدف را در اصطلاح چنین تعریف کرده اند: (هدف [یعنی] مقصود و منظور و آن چه مطلوب بالذات است در سلوک….)2

هدف، موضوعی است که توجه انسان را به خود جلب می کند به گونه ای که سرنوشت حیات و شخصیت و منش انسان را جهت می دهد و انسان را وادار می کند تا آن هدف را که در واقع می تواند جزء جدایی ناپذیر انسان باشد، بشناسد و برای رسیدن به آن از هیچ کوششی دریغ نکند.

اهمیت هدف و شناخت آن

ییکی از مسائلی که در موفقیت هر فرد اهمیت فوق العاده دارد، بلکه پایه و اساس موفقیت است، شناخت و انتخاب هدف است، زیرا انسان، آزاد و خود مختار است و هدف خود را براساس عقل و منطق برمی گزیند، اما هدفِ حیوان را غریزه معیّن می کند. بنابراین در هر حرکتی باید بدانیم چه می خواهیم، به کجا باید برویم و از چه ابزارهایی برای رسیدن به مقصد بهره ببریم تا بتوانیم بهترین راه رسیدن به آن را برگزینیم. تا مقصد و مقصود برای ما مشخص نباشد، انتخاب راه و رسیدن به آن هم مقدور نخواهد بود. رسیدن به مقصد با هدفِ نامعلوم و راه نامشخص و در زمان غیر معیّن، امری ناممکن است. زندگیِ بدون هدف و مقصد، زندگی واقعی نیست. بی هدفی، انسان را به پوچی و نیهلیسم می کشاند. تحقیقات نشان می دهد بعضی از کسانی که خودکشی کرده اند در زندگی هدفی نداشته اند.

شاید بعضی بپندارند که شناخت هدف، کار آسانی است و در بدو امر هم چنین می نماید، لکن با کمی دقت در می یابیم که چنین نیست، زیرا در یک نگاه کلی هدف ها بر دو قسم اند: یک قسم هدف هایی هستند که شناخت آن ها با اندک معلومات و تجربه ممکن است; این هدف ها هدف های معمولی و مقطعی است. اما یک سلسله هدف های عالی و چند بعدی نیز هست که شناخت آن ها به دانش و تجربه و اندیشه بسیار نیاز دارد.3

انتخاب هدف برتر

انسان های بزرگ با انتخاب کردن هدف های بزرگ، جلوه می کنند و برای رسیدن به خواسته های مهمشان همت و تلاش می کنند. چنان که علی(ع) فرمود: (قدر الرجل علی قدر همته;4 ارزش هر انسان به اندازه همت او است.)

استاد شهید مطهری سخن زیبایی دارند که بسیار حایز اهمیت است. وی می گوید: (انسان اولاً باید در اهداف خودش یعنی در هدف ها مسلمان باشد; یعنی هدفش مقدس و عالی و الهی باشد و ثانیاً باید در استخدام وسیله برای همان هدف ها هم واقعاً مسلمان باشد. بعضی از مردم از نظر هدف مسلمان نیستند; یعنی در زندگی هدفی جز خورد و خوراک و پوشاک و لذت گرایی ندارند، تنها هدفی که درباره آن فکر می کنند این است که چگونه زندگی بکنند که بیشتر تن آسایی کرده باشند.)5

نقش هدف در کسب موفقیت

ا


ادامه مطلب


موضوع: اهداف و برنامه ریزی تحصیلی،
ادامه مطلب
[ 1391/06/3 ] [ 12:20 ب.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]

نوجوانی : هویت و هدف خود را دریابیم

هدف، عامل اصلی موفقیت است؟

 دوران نوجوانی  و جوانی، هم از نظر نوجوانان و هم از نظر والدین دورانی دشوار قلمداد می شود. این دوران مرحله ای پر کشمکش در زندگی است. چرا چنین است؟ نوجوانی پیش از هر چیز دوران تغییرات جسمانی، جنسی، روانی و شناختی و نیز تغییر در الزامات اجتماعی است. نوجوانان و جوانان علاوه بر کنار آمدن با همه این تغییرات رشدی، باید تلاش کنند تا هویتی برای خود کسب کنند.

 نقش اصلی والدین در هدایت صحیح نوجوانان و جوانان ، فراهم کردن شرایط و امکانات مناسب آموزش، هدایت یادگیری نوجوانان به منظور کمک به رشد و تکامل همه جانبه آنان است.

یکی از مسائل مهم که نوجوانان  و جوانان با آن رو به رو هستند،

مسئله شکل گیری هویت فردی است

. جستجوی هویت شخص نیازمند این است که فرد تشخیص بدهد برای او چه چیزهایی مهم و چه کارهایی ارزشمند است و نیز متضمن تنظیم معیارهایی است که وی براساس آنها بتواند رفتار خود و دیگران را هدایت و ارزیابی کند. در بسیاری از موارد لازم است که نوجوان  شخصاً در مورد مسائل خود تصمیم گیری کند. در این تصمیم گیری نوجوان باید از استعداد، توانایی، امکانات و علائق واقعی خود آگاهی داشته و به درجه ای از خویشتن شناسی رسیده باشد.

نوجوانانی که می توانند نقش های اجتماعی و فردی متنوعی را ایفا کنند از لحاظ اجتماعی و عاطفی برای زندگی آتی مهیاترند.

هویت شغلی

هویت شغلی بخش مهمی از مجموعه هویت بیشتر افراد اعم از پیر و جوان را تشکیل می دهد. داشتن شغلی که ارزش اجتماعی داشته باشد و فرد به خوبی از عهده آن برآید در داشتن احساس ایمنی و هویتِ باثبات به او کمک می کند. برعکس اگر جامعه به افرادش بگوید که به آنها نیازی ندارد و اشتغال امکان پذیر نیست، در آنان احساس تردید و سرخوردگی ایجاد می شود. احتمال دارد که این افراد دچار سردرگمی در هویت شوند و حتی در بعضی از موارد به بزهکاری روی آورند ، ترک تحصیل کنند و هویت منفی پیدا کنند.

«اریک فروم» معتقد است که در انسان، ویژگی ها، نیازها و طبایع مشترکی وجود دارد که شرایط زندگی اجتماعی انسان باید به این نیازها پاسخ گوید تا تمایلات اساسی انسان که ریشه زیستی - روانی دارند به اشکال اجتماعی تجلی پیدا کنند، مانند هدف یابی و هدف جویی. یعنی فرد دوست دارد که هدفی داشته باشد و به دنبال همه چیز می گردد و این مجموعه تمایلات در جامعه رشد می کند.

مدرک گرایی

در جامعه امروزی ما در بسیاری از موارد ، مدرک گرایی حرف اول را می زند و برای به کارگیری افراد در مشاغل مختلف، مدرک به عنوان اولویت اول مد نظر است، به عنوان مثال اگر به آگهی های استخدام روزنامه ها دقت کنیم تقریباً همگی آنها برای مشاغلی که ارزش اجتماعی مورد پسند جوانان را دارد، مدرک دانشگاهی را به عنوان شاخص اولیه استخدام مدِنظر می گیرند و به همین دلیل است که جوانان ما تمام هدف زندگیشان تحصیل در دانشگاه است. ( البته به جز معدود کسانی که علم را به خاطر خود علم دوست دارند و در پی کسب آن هستند) نکته مهم دیگر این است که حتی جوانانی که به دانشگاه راه پیدا می کنند تا به گمان خودشان شغلی بهتر داشته باشند، پس از فارغ التحصیلی با مشکلات عدیده ای برای کسب شغل مواجه می شوند و در نتیجه در کسب پایگاه اجتماعی مناسب دچار تعارض می گردند. همین که جوان به دورانی می رسد که باید خودش را اداره کند، در مورد هدف های شغلی خود واقع بینانه تر فکر می کند.

نوجوانانی که می توانند نقش های اجتماعی و فردی متنوعی را ایفا کنند از لحاظ اجتماعی و عاطفی برای زندگی آتی مهیاترند.

در همین زمان است که تلاش می کند تا توانایی ها و امیدهای خود را با امکانات موجود وفق دهد. متأسفانه چندان امکاناتی هم برای کمک به این جوانان و نوجوانان فراهم نیست و به همین دلیل علایق شغلی یک جوان به صورتی غیر سیستماتیک رشد می کند و معمولاً تحت تأثیر والدین، پیشنهادهای دیگران و برخورد تصادفی با مشاغل مختلف و مشاغلی که دوستان به آن مشغولند، قرار دارد. چشم انداز شغلی نوجوانان و جوانان امروزی چیست؟ نرخ بیکاری جوانان افزایش بسیاری داشته است، نوجوانان و جوانانی که تحصیلات و مهارت های کمی دارند، ناچارند تاوان این ضعف ها را بپردازند؛ ولی حتی تحصیلات پیشرفته ضامن یافتن شغلی مناسب نیست و چشم اندازهای شغلی در مقایسه با سال های گذشته چندان خوب نیست.

نقش خانواده ها در استقلال فرزندان

 والدین  از عوامل مهمی هستند که می توانند به فرزندانشان کمک کنند تا از عهده آنچه لازمه مستقل شدن است، برآیند و به بزرگسالی توانا، متکی به خود و دارای تصویر مثبت از خود تبدیل شوند. نقش اصلی والدین در هدایت صحیح نوجوانان و جوانان ، فراهم کردن شرایط و امکانات مناسب آموزش، هدایت یادگیری نوجوانان به منظور کمک به رشد و تکامل همه جانبه آنان است. والدین برای آن که بتوانند این نقش را به نحو شایسته انجام دهند، باید تفاوت های فردی فرزندان خود را بشناسند. فرزندان والدین مستبد که صرفاً به فرزندان می گویند که چه باید بکنند و همچنین فرزندان والدین بی اعتنا که غیر مسئول و بی توجه هستند به مشکلات بسیاری دچار می شوند.

منبع: روزنامه جام جم





موضوع: اهداف و برنامه ریزی تحصیلی،
ادامه مطلب
[ 1391/06/3 ] [ 11:13 ق.ظ ] [ ساجدی مدیر وبلاگ ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic